دو شنبه 20 آذر 1391برچسب:, :: 19:3 ::  نويسنده : افسانه

اسکلت ها یک بخش جالب از بدن انسان هستند . جمجمه ها متیوانند اطلاعاتی راجع به چهره افراد را در اختیار ما قرار دهند . اسکلت های جمجمه اطلاعات خوبی راجع به اندازه مغز انسان ، رژیم غذایی و حتی شیوه زندگی افراد را در اختیار ما میگذارند . در طول تاریخ جمجمه های زیادی کشف شدند که برخلاف تصور ودید ما از جمجمه های عادی بوده اند .

جمجمه ها باعث میشوند درک بهتری از زندگی افراد داشته باشیم ولی همواره افرادی هم بودند که با ساخت وحتی تحلیل های عجیب وغریب تنها به فکر سود و جیب خود بوده اند . دراین قسمت به 10 نمونه از معروفترین جعل ، ساخت و تحلیل های نادرست از جمجمه ها میپردازیم . نکته ای که باید اینجا به آن اشاره کنم این است که این جمجمه ها بسیار مورد علاقه ی یوفوپرست ها بوده که نادانسته درمیان یوفولوژیست ها مورد توجه قرار میگیرد . چون این فصل از پایگاه حقیقت خاموش به دلایل رد این فرضیه ی باطل اشاره کردیم ، لازم دانستیم تا این بخش را نیز برای اطلاع دوستان و علاقه مندان به این موضوع قرار دهیم . حال میخواهیم شمارا با چند نمونه از این فضاسازی حول جمجمه ها از جمله جمجمه ی کودک ستاره ای ، جمجمه های کریستالی و جمجمه ی موجودات فضایی آشنا کنیم.

تاکشی یامادا ؛ مجسمه ساز

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">

ادامه مطلب ...


دو شنبه 6 شهريور 1391برچسب:, :: 8:40 ::  نويسنده : افسانه

استفان هاوکینگ یکی از مشهورترین فیزیکدانان جهان در جدیدترین برنامه مستند خود درباره حیات موجودات فضایی می گوید موجودات فضایی خارج از زمین وجود دارند و بهتر است زمین مراقب ارتباط با آنها باشد. به گزارش خبرگزاری مهر، به گفته استفان هاوکینگ فیزیکدان 68 ساله که از بیماری اختلال نرونی رنج می برد، وجود موجودات فرازمینی تقریبا امری ثابت شده است اما انسانها به جای اینکه به جستجوی آنها بپردازند باید تمامی تلاش خود را برای پرهیز از مواجهه با این موجودات به کار گیرند.
این پیشنهادها و راهکارها در سریال مستند جدیدی ارائه می شوند که هاوکینگ در آن آخرین ذهنیات خود را درباره بزرگترین اسرار جهان هستی نمایش می دهد. به گفته وی حیات موجودات فضایی در بسیاری از بخشهای جهان امری ثابت شده است. این موجودات نه تنها بر روی سیاره ها بلکه حتی در مرکز ستاره ها ساکن بوده و یا در فضای میان ستاره ای شناور هستند.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">

ادامه مطلب ...


دو شنبه 6 شهريور 1391برچسب:, :: 8:37 ::  نويسنده : افسانه

۱۰ واقعیت شگفت انگیز در مورد کهکشان راه شیری

 

همه عمرتان اینجا زندگی کرده اید اما واقعاً درمورد کهکشان راه شیری چه می دانید؟ احتمالاً می دانید که مارپیچی است که ۱۰۰،۰۰۰ سال نوری امتداد دارد. تصمیم گرفته ایم شما را با حقایق بیشتری درمورد این کهکشان آشنا کنیم.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">

ادامه مطلب ...


دو شنبه 6 شهريور 1391برچسب:, :: 8:29 ::  نويسنده : افسانه

جدیدترین تحقیق در مورد وجود آدم فضایی در کرات دیگر


Click here to enlarge




براساس گزارش دیلی میل، بنابراین درحالی که هاوکینگ معتقد است بیگانگان فضایی می توانند در یکی از ۴۰ هزار سیاره دیگر سکونت داشته باشند، اسمیت معتقد است که این ارزیابیها بسیار خوش بینانه است.
یک ستاره شناس و استاد دانشگاه هاروارد پس از مطالعه بر روی تمام ۵۰۰ سیاره مشابه زمین که تاکنون کشف شده اند اعلام کرد که احتمالا ما زمینی‌ها در جهان تنها هستیم و موجودات فضایی وجود ندارند.

 

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">

ادامه مطلب ...


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 12:8 ::  نويسنده : افسانه

لایه‌های مختلف جو زمین

در یک تقسیم‌بندی کلی می‌توان جهان هستی را به سه منطقه فضای خاکی، فضای جوی و فضای بیرونی تقسیم کرد. فضای خاکی بخشی از جهان را تشکیل می‌دهد که مولکولهای جامد با گرد آمدن در کنار هم جرمی سماوی را تشکیل داده باشند. فضای جوی قسمتی از دنیا است که چگالی مولکولهای گاز در آن به قدری است که نمی‌توان آن فضا را تهی فرض کرد. جو ناهید، زمین، بهرام یا قسمت اعظم سیاره‌های مشتری گونه مانند مشتری، کیوان و اورانوس از این دسته هستند. اما فضای بیرونی منطقه‌ای است که علی‌رغم تصور عامه مردم خالی و تهی نمی‌باشد بلکه چگالی مواد در این ناحیه بسیار اندک است. در فضای بیرونی غالباً گاز هیدروژن، یونها، ذرات تشکیل دهنده اتم (الکترونها و پروتنها) و گاهی اوقات غبارهای فضایی یافت می‌شود اما میزان این مواد در گستره عظیم این منطقه چونان کم است که می‌توان به نسبت فضای خاکی و یا جوی، آنجا را تهی فرض کرد.

زمین از جمله مناطقی در جهان است که هر سه فضا را در خود دارد. مرز بین فضای خاکی و فضای جوی کاملاً مشخص و معلوم می‌باشد. اما برعکس مرز مشخصی بین فضای جوی و فضای بیرونی وجود ندارد. جو زمین با افزایش ارتفاع رقیق می‌شود و به تدریج جای خود را به فضای بیرونی می‌دهد. از این رو مرزی مجازی برای گذر از فضای جوی به فضای بیرونی تعریف شده است. با توجه به کاربردها و نگاه‌های متفاوت چندین مرز به وجود آمده است.
طبق تعریف فدراسیون بین‌المللی هوانوردی، خط کارمن [Karman Line] در ارتفاع 100 کیلومتری از سطح متوسط دریاها مرز بین هوا و فضا می‌باشد. این تعریف به این دلیل انتخاب شده است که بعد از این ارتفاع غلظت جو به دلیل افزایش ناگهانی و شدید دما به قدری کاهش می‌یابد که می‌توان از نیروی پسای ناشی از برخورد مولکولهای جو با شئ پرنده صرف‌نظر کرد. از دیگر سو طبق تعریف رسمی ایالات متحده آمریکا فردی که قادر باشد در ارتفاعی بیش از 80 کیلومتر از سطح زمین پرواز کند، مفتخر به کسب عنوان فضانوردی خواهد شد. این ارتفاع جایی است که لایه مزوسفیر [Mesosphere] تمام می‌شود. اما مهندسان طراح هوافضا، هنگام طراحی و یا شبیه‌سازی بازگشت اجرام به جو زمین، گذر از ارتفاع 120 کیلومتری را عبور از مرز فضا به جو می‌شناسند. سرعت بسیار زیاد اجسام در بازگشت به جو دلیل تفاوت دیدگاه این دسته از مهندسان با گروه اول است. در سرعتهای بسیار زیاد، جو رقیق فاصله بین ارتفاع 120 تا 100 کیلومتری، پسای اتمسفری قابل توجهی تولید می‌کند.

فضای بیرونی خود شامل تقسیمات فراوانی است. بخشی از فضای بیرونی که در داخل منظومه شمسی قرار دارد را فضای بین سیاره‌ای می‌نامند. با گذر از هلیوپاس ( [Heliopause] مرز منظومه شمسی، جاییکه بادهای خورشیدی با بادهای ستاره‌ای کهکشان راه‌شیری برخورد می‌کنند) وارد  قسمتی از فضای بیرونی می‌شویم که به آن فضای بین ستاره‌ای می‌گویند. در قدم بعدی با گذر از مرز کهکشان راه شیری وارد منطقه بسیار جدیدی و شگفت‌انگیزی می‌شویم که از آن با فضای بین کهکشانی یاد می‌شود.
عدم وجود جو در فضای بیرونی (یا به عبارت بهتر، غلظت بسیار اندک گاز و ذرات جامد در آن منطقه)، این قسمت از جهان را برای رصد آسمان در تمام گستره طول موج امواج الکترومغناطیسی ایده‌آل ساخته است. فقط در چنین محیطی است که تلسکوپ فضایی هابل قادر به دریافت امواجی از 14 میلیارد سال پیش می‌گردد. امروزه بیشتر دانش ما از فضا مرهون چنین امکان بدیعی است که بشر را قادر می‌سازد فارغ از اغتشاشات جو بر موجی که دریافت می‌کند، وسعت دانش خود را افزایش دهد.
بودن در فضای بیرونی خطرات بی‌شماری برای موجودات زنده به همراه دارد.
 
 اولین خطر برای نوعی از زندگی که ما می‌شناسیم، عدم وجود اکسیژن است. نوع بشر برای بقا به اکسیژن جو احتیاج مبرم دارد و تنها 7 دقیقه نبود اکسیژن را تحمل می‌کند.
خطر دوم مربوط به فشار بسیار بسیار اندک هواست که می‌توان آن را صفر فرض کرد. بدن انسان بعد از سالها بودن در شرایط زمین خود را با فشار یک اتمسفری جو زمین مطابقت داده است. به این منظور ما فشار داخلی معادل یک اتمسفر در بدن خود داریم تا همچون یک قوطی خالی در اثر فشار جو زمین له نشویم . در شرایط خلاء این فشار داخلی باعث دردسر خواهد شد. البته موجود زنده‌ای که شرایط خلاء را تجربه می‌کند در اثر فشار داخلی دچاز از هم‌پاشیدگی نخواهد شد اما اتفاقات ناگوار دیگری برایش روی خواهد داد. برای مثال آب در اندام سطحی مانند چشمها و پوست شروع به جوشیدن و تبخیر می‌کند، مویرگها در اثر فشار داخلی پاره خواهند شد و مرگ دردناکی در انتظار وی خواهد بود.
 
منبع:mydocument.ir
iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 11:59 ::  نويسنده : افسانه

تاريخچه گزارش بشقاب پرنده ها

در اسناد تاریخی بطور وضوح، مطلبی درباره بشقاب پرنده یافت نمی‌شود، مطالبی که در اسناد تاریخی به عنوان پدیده‌های غیر متعارف نام برده شده‌اند، همان پدیده‌های آسمانی هستند. اگر چه باستان شناسان، در گوشه و کنار جهان، اشکالی را یافته‌اند که تا آنها را به عنوان تصویر سفینه‌های انسان ماورا زمین قلمداد می‌کنند، این برداشتها درست نیست. بشقاب پرنده‌های زیادی در سال ۱۲۷۶ (۱۸۹۷) در آمریکا دیده شده‌اند. مردم آنها را کشتی هوایی (Air ship) می‌نامیدند، که شبیه دیریژابل بودند (Dirigeable) بودند. بشقابهای پرنده به مفهوم امروزی آنها، ابتدا از سال ۱۳۲۲ (۱۹۴۳) تا پایان جنگ جهانی دوم مشاهده شده‌اند که همان فوفایتر (Foo Fighter) آلمانیها بودند.

در روزنامه‌های ۲۲ آذر ۱۳۲۷ (۱۳ دسامبر ۱۹۴۴)، گلوله‌های نقره‌ای شناور در هوا، که متناوبا خاموش و روشن می‌شدند و هواپیماهای شکاری و بمب افکنها را تعقیب می‌کردند، سلاحهای جنگی نازیها معرفی شدند. درست در زمانی که فناوری ساخت موشک و هواپیما به مرحله‌ای رسید که امکان سفرهای فضایی را بطور واقعی متصور کرد، فعالیت بشقابهای پرنده بطور ناگهانی افزیش یافت. روز جهانی بشقاب پرنده را باید ۲ تیر ۱۳۲۶ (۱۴ ژوئن ۱۹۴۷) در نظر گرفت، زیرا در بعد از ظهر این روز بود برای نخستین بار بعد از جنگ جهانی دوم، گزارش مشاهده بشقاب پرنده در مطبوعات ایالات متحده آمریکا چاپ شد و از این روز صحبت بشقاب پرنده میان مردم شایع شد. مشاهده بیش از بیش بشقاب پرنده در کشورهای مختلف جهان در سال ۱۳۲۶ (۱۹۵۷) سبب شد تا این سال را «سال جهانی بشقاب پرنده» نام گذاری کنند.

اين عكس در صحراي آريزونا گرفته شده است

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 9:34 ::  نويسنده : افسانه

کشف یکی از متراکم ترین سیاره‌های فضا

جام جم آنلاین: محققان دانشگاه هاوایی با استفاده از دوربینی حساس موفق به کشف و تعیین ابعاد سیاره ای شدند که در نهایت عنوان یکی از متراکم ترین سیاره های فضا را به خود اختصاص داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، اخترشناسان با استفاده از دوربینی فوق حساس موفق به تعیین دقیق اندازه سیاره ای در اطراف یک ستاره دوردست شده و دریافتند که این سیاره یکی از متراکم ترین سیاراتی است که تا به حال در کهکشانها یافته شده است.

سیاره مورد مطالعه WASP-10b نام داشته و قطر آن به شکلی غیرطبیعی بزرگ است. افزایش دقت در اندازه گیری ابعاد این سیاره که در فاصله 300 سال نوری از زمین قرار دارد باعث کشف تراکم بالای آن توسط دانشمندان شده است.

دقت دوربین مورد استفاده توسط دانشمندان موسسه نجوم دانشگاه هاوایی به میزانی است که می تواند عبور یک حشره ریز را از مقابل یک پنجره روشن در فاصله هزار و 600 کیلومتری ردیابی کند. این دوربین از ردیابهای جدیدی استفاده می کند که در بزرگترین دوربین دیجیتال در جهان-Pan-STARRS - مورد استفاده قرار گرفته است.

این دوربین بر روی تلسکوپ 2.2 متری در ماونا کی در هاوایی نصب شده است و محققان بر این باورند که با استفاده از آن می توانند ابعاد جهان خارج از سیاره زمین و خارج از منظومه خورشیدی را به منظور کشف سیاره هایی زمین مانند مورد بررسی قرار دهند.

بر اساس گزارش یاهو، محققان اعلام کردند که سیاره WASP-10b با وجود اینکه تنها 6 درصد از مشتری بزرگتر است اما حجمی سه برابر آن داشته و به همین دلیل یکی از متراکم ترین سیارات در جهان شناخته شده است

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, :: 9:18 ::  نويسنده : افسانه

 

قریب به ۵۰ سال پیش سازمان ناسا فرستنده ای را ایجاد کرد که کارش فرستادن امواج تا ۵۰۰۰۰ کیلومتری سطح فضا بود دقیقآ ۴ روز پیش یعنی ۲۲/۱۰/۸۷ گزارشی مبتنی بر دریافت ۴ فرکانس در فاصله ۴۵۰۰۰ کیلومتری از جو زمین مخابره شد که همه کارشناسان و محققان علوم هوا و فضا را شوکه کرد بنابر گزارشات این اتقاق نشان دهنده زندگی و زنده بودن سیارات دیگر در سطح جهان هستی است به غیر از زمین.
 
 

به هر گونه پدیده دیداری در آسمان که قابل شناسایی نباشد شیء ناشناس پرنده یا یوفو گفته می‌شود. مشاهده اشیاء ناشناس پرنده که بیشتر با نام بشقاب پرنده شناخته می‌شوند مدت‌هاست از سوی افراد بسیاری (بیش از شصت هزار مورد) گزارش می‌شود.

اشیای مشاهده شده در آسمان یا در روی زمین را که تعبیر و تفسیر رفتار، حرکت، نمای ظاهری، نورافشانی و سایر ویژگیهایشان در چارچوب دانش ما، مشکل یا غیر ممکن به نظر آید و یا ظاهرا چنان نشان دهد که فناوری آنها نتواند فناوری زمین باشد یوفو (UFO) می‌نامند. کلمه یوفو از ترکیب حرق اول نام انگلیسی این اشیاء یعنی Unidentified Flying Objects، گرفته شده و برابر فارسی آن «اشیای پرنده ناشناخته» است.

 این اشیاء را بشقابهای پرنده، اشیاء مرموز آسمان، اشیاء فضایی نامتعارف و نامهای دیگر نامیده‌اند. این نامها بویژه اصلاح بشقاب پرنده و برداشت مردم از ماهیت و منشأ آن توسط مطبوعات عنوان و منتشر و متداول شده‌است. در جامعه علمی از اصلاح بشقاب پرنده برای اشیاء یاد شده استفاده نمی‌شود، زیرا همه آنها به شکل بشقاب نیستند. اطلاعات جمع آوری شده درباره بشقابهای پرنده در چند دهه گذشته، شامل عکس، مشاهده راداری، شواهد عینی و اثرهای بجای مانده روی زمین یا محیط اطراف محل فرود این شی پرنده، همه دلالت بر وجود آن می‌کنند

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, :: 16:30 ::  نويسنده : افسانه
 
 
 

بیوگرافی ادموند هالي

 

روز هشتم نوامبر سال 1656 در لندن متولد شده در مدرسه سنت پال به تحصيل مي پردازد.

1673

به دانشكده كوئين، دانشگاه آكسفورد، مي رود ولي قبل از كسب مدرك آنجا را ترك مي گويد.

1676

در نوامبر، او با كشتي به جزيره سنت هلنا در اقيانوس اطلس جنوبي مي رود و در آنجا ستاره هاي نيمكره جنوبي را رسم مي كند و بعد از بازگشت نمودار و فهرست آنها را منتشر مي كند.

1678

در 28 نوامبر، پس از بازگشت از «سنت هلنا»، به عضويت انجمن سلطنتي انتخاب مي شود.

1680

در حين مسافرت به پاريس، يك ستاره دنباله دار را مشاهده مي كند.

1682

رصدخانه كوچك خودش را در آبلينگتون واقع در شمال لندن برپا مي كند.

1683

نتيجه مطالعات خود درباره نوسانات مغناطيسي را منتشر مي كند. او تفاوتهاي بين شمال جغرافيايي و شمال مغناطيسي اطراف كره زمين را مورد بررسي قرار داده است، با اين اميد كه اطلاعات حاصله بتواند براي يافتن طول جغرافيايي، مورد استفاده دريانوردان قرار گيرد.

1685

معاون دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.

1686

مطالعاتي را روي بادهاي 30 درجه عرض شمالي و جنوبي خط استوا و بادهاي موسمي منتشر مي كند.

1687

اسحاق نيوتن را متقاعد و راضي مي سازد تا يافته هايش را تحت عنوان اصول رياضي فلسفه طبيعي چاپ كند. اين كتاب دربرگيرنده جزئياتي در مورد نحوه محاسبه مدار چرخشي ستاره دنباله دار سال 1680 است. هالي از روش نيوتن براي محاسبه مدار ستاره هاي دنباله دار سالهاي 1607 و 1682 استفاده مي كند تا اينكه بالاخره موفق مي شود مدارهاي چرخشي 24 ستاره دنباله دار را محاسبه كند.

1693

جدولهاي ميزان مرگ و مير را با ارايه اصولي براي محاسبه بيمه هاي عمر و مستمري ساليانه به زير چاپ مي برد.

1696

در مقام ناظر مالي «چستر مينت» دو سال كار مي كند.

1698

در 19 اوت، هالي فرماندهي كشتي «پارامور» متعلق به نيروي دريايي سلطنتي را به عهده مي گيرد، در طول دو سال سفر دريايي، او نوسانات مغناطيسي را اندازه مي گيرد و نمودارهاي اقيانوسي را با دقت تمام رسم مي كند.

1701

نمودارهاي نوسانات مغناطيسي درياها را منتشر مي كند.

3 ـ 1702

ماموريتهاي ديپلماتيك در سطح اروپا به انجام مي رساند.

1704

در هشتم ژانويه، به عنوان استاد هندسه در دانشگاه آكسفورد منصوب مي شود، و تا پايان زندگيش در همين پست مي ماند.

1705

هالي يافته هايش در مورد ستاره هاي دنباله دار را منتشر مي كند و بازگشت يك ستاره دنباله دار را در سال 1758 پيش بيني مي كند.

1713

در روز 3 نوامبر، دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.

1720

در روز 9 فوريه، به عنوان ستاره شناس سلطنتي منصوب مي شود و در رصدخانه سلطنتي واقع در گرينويچ تا پايان عمر ساكن مي شود. از اينجا، او مشاهدات دقيق و منظمي از حركات ماه در يك چرخه 18 ساله انجام مي دهد.

1742

در 14 ژانويه، هالي درگرينويچ زندگي را بدرود گفت

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


 

g31 تئوتی هو آکان قطعه ای از منظومه شمسی بر پهنه سیاره زمین | تاریخ ما Tarikhema.ir

و ماه

از شمال به جنوب یک جاده باشکوه و مجلل به عرض ۴۰ متر کشیده شده است . بومیان این جاده را ” ” می نامند . در دو سوی این خیابان پر ابهت, و معابد متعددی ساخته شده است . منهی الیه شمالی این خیابان با قسمت جنوبی ان دارای اختلاف سطحی معادل ۴۰ متر است . طوری که مشاهده گری که در جنوب ایستاده است, دچار خطای باصره شده و تصور می کند که جاده به سوی اسمان امتداد دارید . این وضعیت جالب تا امروز هم باقی مانده است . کسی که در منتهی الیه پائین جاده ایستاده است, یک پلکان بی پایان با پله های یکسان و یکدست را می بیند که سرانجان پس از طی سه کیلومتر با یا همان ” ماه ” درهم می امیزد و محو میشود . اما اگر از جهت عکس, یعنی از ماه به جاده بنگریم تنها یک خیابان مستقیم دیده میشود . نقشه ساختمانی جاده بگونه ای است که از این دیدگاه هیچ یک از پله ها دیده نمیشود . تو گویی ارواح پلکان را با خود به دنیای مردگان برده اند .! دانش رسمی معتقد است که طراحان و سازندگان ناشناس این شهر عجیب, انسانهای عهد حجر بوده اند.!! جوابی که از خود این شهر اسرارامیز تعجب برانگیزتر به نظر میرسد.!! هر مهندس جاده سازی امروزی بخوبی میداند که مساحی یک جاده ۳ کیلومتری به نحوی که در فواصل معین, هر چند متر یکبار شش پله و یک سکوی مسطح عظیم, جانشین شش پله و یک سکوی مسطح دیگر بشود و در عین حال در پایان این مسیر شیب دار, تمام این بازی ظریف با پله و سکو با دقتی کمتر از چند میلیمتر با یک هرم عظیم در هم امیزد, تا چه حد دشوار و مستلزم چه محاسبات بغرنج و طاقت فرسای است . در چنین محاسباتی نباید حتی یک پله و یا یک سکو و یا یکی از انهمه فواصل مختلف از استاندارد معیین شده تجاوز کند . ایا واقعا انسانهای عهده حجر توانایی این محاسبات و برنامه ها را داشته اند.؟! ایا پذیرش این ادعا منطقی و عاقلانه است.؟! متاسفانه در اکثر معماهای – حرفهای نامعقولی از زبان بعضی از کارشناسان این رشته خارج میشود که ایکاش لااقل سکوت میکردند . پس گفتیم که “ ” در برابر به پایان میرسد . این هرم مجموعه ای پله مانند است که قاعده ان ۲۰۰ * ۱۵۰ متر مساحت دارد . این ابعاد کمی بیشتر از دو برابر یک زمین فوتبال است . ساختمان هرم از پنج طبقه یا پنج تراس که بر روی هم قرار گرفته اند – تشکیل شده است و ارتفاع نهایی ان ۴۴ متر میباشد . در وسط پلکانی وجود دارد که به بالاترین سکوی هرم منتهی میشودد . میگویند در قدیم بر روی این سکو یک زرین قرار داشته است .

g4 تئوتی هو آکان قطعه ای از منظومه شمسی بر پهنه سیاره زمین | تاریخ ما Tarikhema.ir

در سمت چپ – از موضع – عظیم ترین بنای امریکای مرکزی سر به اسمان بر افراشته است . این بناء که نام دارد یکی دیگر از هرمهای موجود در شهر ” تئوتی هواکان ” میباشد . قاعده ۲۶۵ * ۲۲۲ متر است و ارتفاع ان ۲۰ متر بلندتر از هرم ماه میباشد . با این حال اگر از بالاترین سکوی به اطراف بنگریم چنین بنظر میرسد که ارتفاع هر دو هرم – یعنی و هرم ماه – یکسان است . علت این خطای باصره همان شیب خیابان مردگان میباشد . بد نیست یاداور شوم که در ” تئوتی هواکان ” از نظر حجم از هرم ” خئوپس ” در جیزه , بزرگتر است . تخمین زده شده که این هرم از یک میلیون تن سنگ و خشت خام ساخته شده است . در اصل نمای خارجی هر دو و ماه با اندودی از گل رنگی پوشیده بود . انطوری که رنگهای باقیمانده ثابت می کند – با رنگهای درخشان و زبا خودنمایی میکرد . در راس بزرگی قرار داشت که روکش ان از طلا و نقره بود . این حتی در دوران حاکمیت اسپانیایی ها نیز وجو داشت . اما به دستور ” خوان دزومارگا ” نخستین اسقف , مجسمه را نابود کردند – چون او طلا و نقره را مهمتر از اثار باستانی یک دیرین می دانست.! در ادامه خیابان مردگان, با انواع هرمهای فاقد راس و سکوهای مسطحی روبر میشویم که غالبا مزین به نقش برجسته های زیبایی از مار بالدار – میمون – پلنگ و کاهنانی می باشند که اشیاء عجیب و نامشخصی در دست و با بالهای بزرگی به شانه دارند .

” کوئتسال کوتل”

سومین ساختمان بزرگ ” تئوتی هواکان ” معبد ” کوئتسال کوتل ” میباشد که طول هر یک از ضلع این معبد به ۴۰۰ متر میرسد . در قدیم الایام در هر یک از سمتهای شمال – جنوب و غرب ان چهار هرم وجود داشت که امروز از انها تنها خرابه تپه مانندی بجا مانده است . معبد دارای تزیینات و نقش برجسته های باشکوهی از انواع مارهای بالدار که دور حاشیه ها چنبر زده اند . صورتکهای از موجودات شرور و دیو اسا از دیوار پله ها به تماشاگر خیره شده اند .

تئوتی هو اکان ” یا نقشه منظومه شمسی بر روی زمین.!!

تمام هرمها و ساختمانها با یک محاسبه پیچیده و هندسه دقیق به هم مربوط میشوند . پله های منظم و ناگهان سکوهای عریض و طویل, اما در قانونی خاص و حساب شده .!! چه کسانی نقشه های شهر را به سازندگان ” تئوتی هواکان ” داده است . هدف از ساخت این شهر با پله ها و سکوها و در اخر هرمهای منظم چه بوده است . چگونه ممکن است تمدنی بیش از ۱۰۰۰ سال از روی نقشه نیاکان, به ساخت و توسعه شهر ادامه دهند .؟ در کنگره بین المللی امریکا شناسان که در سال ۱۹۸۴ در شهر برگزار شد, شخصی بنام ” هیو هارلستون ” ریاضیدان و شیفته امریکای لاتین ,سخنرانی مهیج و جالبی ایراد نمود که باعث سردرگمی کارشناسان گردید . اقای هارلستون مدتها در شهر ” تئوتی هواکان ” به جستجوی برای یافتن یک واحد طول ثابت که در مورد تمام ساختمانهای شهر صادق باشد پرداخته و این واحد ثابت را پیدا کرده بود . واحد طول قوم ” ” معادل ۰۵۹ /۱ متر میباشد و اقای هارلستون بر این واحد نام بومی ” هوناب ” را نهاد است که معنای ان مقیاس یا واحد میباشد . این متر , واحد طول قوم در ساختن شهر ” تئوتی هواکان ” بوده است . و ان را میتوان در مورد تمام بناها و مسافتهای شهر نامبرده مورد استفاده قرار داد . بر این اساس معبد کوئتسال کوتل ” – هرم خورشید و هرم ماه دقیقا” ۲۱ , ۴۲ , ۶۳ هوناب

( واحد ) ارتفاع دارند . یعنی نسبت ارتفاع انها به یکدیگر مانند ۱ به ۲ به ۳ میباشد . اقای هارلستون با دادن این ارقام به کامپیوتر به نتایج و محاسبات شگفت اوری دست پیدا کرد . وی کشف کرد که فاصله هرمهای کوچک حاشیه خیابان مردگان تا معبد ” کوئتسال کوتل ” در واقع نسبت فاصله میانگین سیارات عطارد, زهره , زمین و مریخ تا خورشید محاسبه و انتخاب شده اند . بر این اساس عطارد با ۳۶ واحد زهره با ۷۲ واحد و زمین با ۹۶ واحد و مریخ با ۱۴۴ واحد, دقیقا به نسبت صحیح و در جای درست ( نسبت به خورشید = معبد کوئتسال کوتل ) قرار گرفته اند.! کمی انطرفتر از معبد ” کوئتسال کوتل ” جویباری جریان دارد که سازندگان شهر ” تئوتی هواکان ” ان را در بستر یک کانال مصنوعی جاری ساخته بودند . این کانال از زیر خیابان مردگان میگذرد . کانال نامبرده با ۲۸۸ واحد دقیقا نشانگر فاصله خورشید تا کمربندی خرده سیارات ( موسوم به سیارات صغار ) است که بین مریخ و مشتری قرار دارد . همانطور که حتما میدانید در کمربند خرده سیارات هم مانند یک جویبار هزاران تکه سنگ در حرکت است . ۵۲۰ واحد انطرفتر از معبد ” کوئتسال کوتل ” که مبدا محاسبات محسوب میشود بر روی همان محور بقایای یک معبد ناشناس قرار دارد . این ۵۲۰ واحد نماینده فاصله خورشید تا سیاره مشتری میباشد . ۹۴۵ واحد انطرفتر نیز معبد دیگری بچشم میخورد که از ان هم تنها خرابه ای بجا مانده است . این معبد نماینده سیاره زحل است . و بالاخره ۱۸۴۵ واحد انطرفتر, در انتهای خیابان مردگان, مرکز هرم ماه واقع میباشد که دقیقا بر روی مدار اورانوس قرار گرفته است . اگر مسیر خیابان مردگان را ادمه دهیم, امتداد این مسیر مجازی از روی قلل کوهستان ” سروگوردو ” میگذرد . در انجا هم بقایای یک معبد کوچک و یک برج قدیمی دیده میشود که بر روی پی های بسیار قدیمی تری بنا شده اند . اگر بر روی این فرضی به ترتیب ۲۸۸۰ و ۳۷۸۰ واحد جدا کنیم, با بناهای نامبرده مواجه میشویم که نشانگر مدار دو سیاره نپتون و پلوتون میباشد . بدین ترتیب معلوم میشود که خیابان مردگان شهر ” تئوتی هو اکان ” در واقع مدل کوچکی از منظومه شمسی میباشد . نکته جالب انکه هرم بزرگ خورشید جزیی از این سیستم محسوب نمیشود . چون این هرم بر روی محور مستقیم خیابان مردگان قرار دارد . کاملا مشخص است که طراحان و سازندگان این شهر افسانه ای با منظور نمودن تپه های انسوی بلوار مردگان از همان ابتدا این منطقه را برای ساختن مدل کوچکی از منظومه شمسی در نظر گرفته بودند . اما سازندگان این شهر مشخصات مدارها و میانگین مسافت سیارات منظومه شمسی تا خورشید را از کجا می دانستند.؟!! سیاره اورانوس در سال ۱۷۸۱ – سیاره نپتون در سال ۱۸۴۵ و سیاره بسیار کوچک پلوتون تازه در سال ۱۹۳۰ کشف گردید . ایا ” ارباب ” نشانه ای از ماورای زمین از دانش و علوم خود برای زمینیان از خود باقی گذاشته اند.!

عایقی از جنس میکا در زیر هرم خورشید

در سال ۱۹۷۵ شناسان بصورت اتفاقی در زیر هرم خورشید, محوطه های زیرزمینی جدیدی را کشف کردند . در این اتاقها و حفره های زیرزمینی رازی شگفت انگیز وجود دارد که دنیای شناسی هیچ حرف و اندیشه ای برای بیان ان ندارد . دیوارهای این اتاقها با قشر ضخیمی از” میـــکا ” یا سنگ” طلق” ایزوله شده است . اما مگر این قشر میکا چه معمای مرموزی را در خود پنهان کرده است.؟ سقف شبستانی را در نظر مجسم کنید که از سنگ ساخته شده است . بر روی این سقف سنگی یک قشر ۱۵ سانتیمتری از میکا و بر روی ان دوباره قشری از سنگ معمولی وجود دارد . ترکیب این مجموعه درست مانند یک ساندویچ است : نان – کالباس و دوباره نان . در یکی از روزهای تابستانی نگهبان این ابنیه تاریخی بصورت تصادفی در زیر پای خود دریچه ای را مشاهده کرد که پس از باز کردن ان و به محض تابش افتاب در سوراخ , نور خیره کننده خورشید بر سنگ میکا افتاد و منعکس شد . شناسان تاکنون ۳۰ متر از این قشر میکا را کشف کرده اند. ” میکا ” یا سنگ ” طلق ” یک کانی متشکل از هیدرو سیلیکاتهای پتاسیم و الومینیم است و بویژه در نزدیکی معادن سنگ خارا در کوهستانهای مرتفع یافت میشود . بزرگترین معادن سنگ ” میکا ” در در کشورهای هندوستان , ماداگاسکار , فریقای جنوبی و برزیل و کمی هم در ایالات متحده امریکا قرار دارند . در اروپا هم اندکی از این کانی در کوهای الپ اتریش و سویس کشف شده است . کشور امروزی مکزیک مجبور است هر ساله مقداری سنگ میکا وارد کند, چون این کانی دارای خصوصیاتی است که در دنیای امروز هم بشدت مورد نیاز میباشد و بنابر این استفاده از ان لازم و غیر قابل اجتناب است . این کانی مقاوم در برابر نیروهای کششی و در عین حال انعطاف پذیر میباشد . میکا تا دمای ۸۰۰ درجه سانتیگراد نسوز و در برابر گرما مقاوم است و میتواند بخوبی در برابر نوسانات شدید و ناگهانی دما مقاومت کند . سنگ میکا در برابر تمام اسیدهای الی که در نتیجه نفوذ باران در لایه های حاوی اجساد حیوانات, نباتات و میکرو ارگانیسمهای مختلف ایجاد میشود, کاملا مقاوم است و علاوه بر این یکی از بهترین عایقهای معدنی در برابر الکتریسته محسوب میشود . میکا خاصیت ایزولاسیون خود را در برابر انواع مختلف جریان الکتریکی حتی ضربات قوس الکتریکی و هر نوع تخلیه الکتریکی دیگر حفظ می کند . میکا یک کانی متورق است و بخوبی میتوان ان را به ورقه های نازک تبدیل کرد . ورقه های نازک این کانی شفاف میباشد و در برابر گرما مقاومت خوبی از خود نشان می دهند . امروزه در اکثر وسایل برقی و الکتریکی و همچنین در صنایع کامپیوتری استفاده بسیاری از این کانی میشود . در اکثر کوره های ذوب فلز و همچنین در کارهای که نیاز به مقاومت در برابر گرمای شدید است این کانی بکار میرود . اما مطلب و موضوعی که ما دنبال می کنیم ربطی به کارائی این سنگ میکا در عصر امروز ندارد . سئوال و معمای بی جواب ما این است که اینهمه سنگ ” میکــــا ” چگونه از زیر معبد ” تئوتــــی هو اکان ” سر در اورده و منظور از کاربرد ان در سقف زیر زمین چه بوده است.؟!!! مهندسان کانی شناس یا همان مهندس معادن قاطعانه میگویند : کشور مکزیک از نظر خصوصیات خاکی و سنگی فقیرترین کشور در مورد سنگ میکا میباشد . معماران شگفتی ساز ” تئوتــــی هو اکان ” این سنگ عایق را از کجا استخراج کردند.؟ ایا ” اربــــــاب ” نقشه استخراج این سنگ را و محل مورد بهره برداری را به انها نشان داده است.؟ ایا ارباب پس از بازگشت نیازی به این انبار ایرودینامیک که عایق بندی شگفتی انرا فرا گرفته داشته است.؟ سئوالات اینچنینی بسیاری وجود دارد که دانش امروز جوابی برای انها ندارد .. عجایب شناسی بسیاری بر این کره خاکی نقش بسته است که باید برای حل انها در انتظار فردا بود .

منبع : تاريخ ما

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


دو شنبه 8 اسفند 1390برچسب:, :: 14:7 ::  نويسنده : افسانه

ساختار فیزیکی و تکنولوژی پرواز بشقاب پرنده‌ها


1 - انسان و پرواز







تنها عاملی که انسان را به فکر پرواز انداخته و او را شیفته و مجذوب آسمان و عاشق پرواز کرده است ، پرواز و بال زدن پرندگان میباشد . انسانها بعد از کوشش فراوان در نهایت به دانش ایرودینامیک دست یافته‌اند و بعد از الهام گرفتن از آناتومی ( کالبود شکافی ) پرندگان ، هواپیما طراحی نموده و آن را ساخته‌اند . ولی مشکل اساسی اینجاست که این دانش در اتمسفر سیاره زمین ، آنهم تا ارتفاع محدودی کارآیی دارد و در فضای خارج از اتمسفر زمین وضعیت به گونه‌ای دیگر است .



2 - UFO ها و پرواز

با دقت زیاد به عکسهای زیر توجه نمایید !







این ادعا خودخواهی بسیار بزرگی خواهد بود که اگر ما انسانها خود را با شعورترین موجودات هستی بدانیم و خود را یکه تاز در عرصه علم و دانش محسوب کنیم ، برای اینکه موجودات بسیار با شعورتر از ما به تکنولوژی پرواز بسیار بالایی دست یافته‌اند ، تصویر فوق عکسهایی از بشقاب پرنده‌ها و سرنشینان مرده آنها ( UFO's ) به علت سقوط و تصادم با زمین و همچنین کهکشانهای M104 , NGC4565 , NGC5866 را نشان میدهد ، اندیشه و فهم آنها در پرواز بسیار وسیع‌تر و جامع‌تر از انسانهاست . عاملی که یوفوها را به فکر پرواز انداخته و آنها را شیفته فضا نموده است ، سرعتهای سرسام آور و باور نکردنی کهکشانها در حال دور شدن از یکدیگر است ، یعنی چیزی که ما آن را انبساط شتاب دار کیهان و عامل آن را انرژی تاریک می‌نامیم . در واقع آنها ساختارهای فیزیکی کهکشانها را شناسایی و سپس آن را در مقیاس کوچک کپی کرده‌اند و به وسیله این اسباب‌های پرنده در کنترل خود ، میتوانند به همه جای کیهان سفر کنند .

تازه‌ترین رصدهای انجام شده توسط تلسکوپ فضایی چاندرای اشعه ایکس ناسا از کهکشان پر جرم NGC 5746 ، هاله بسیار گرمی از گاز و غبار را آشکار کرد که اطراف این کهکشان را پوشانده و آن را احاطه کرده است . این هاله گازی از هر قسمت این کهکشان که از لبه دیده می شود 60000 سال نوری فاصله دارد . در این کهکشان هیچ نشانه‌ای از فعالیت های شدید در نواحی هسته‌ای وجود ندارد و هیچگونه روند غیر عادی شکل گیری ستارگان در آن مشاهده نمی شود تا بتوانیم داغی هاله را توجیه کنیم . با این حساب این "هاله داغ" در اثر خروج گاز از کهکشان بوجود نیامده است .







هاله‌های کاملا مشابهی همواره پیرامون بشقاب پرنده‌ها رویت میشود ، البته زمانی که آنها وارد اتمسفر سیاره زمین میشوند .





انبساط عالم و انرژی تاریک چیست ؟

"/ چنین به نظر میرسد که یک نیروی بسیار عجیب ، اجزای جهان را با سرعت فزاینده‌ای از یکدیگر دور میکند ، در حالی که نیروی گرانش با این نیرو مقابله کرده و از سرعت این گسترش می‌کاهد . "



آیا نیروی ضد گرانشی باعث انبساط عالم میشود ؟

"/ به نظر میرسد که نیرویی در فضا نهفته است و همانند نوعی ضد گرانش عمل میکند . این نیرو باعث میشود ، بجای اینکه جهان متراکم شود و اجزای آن به یکدیگر نزدیک شوند ، انبساط یابد . کیهان شناسان دریافته‌اند که بسیاری از کهکشانهای دور دست با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه که محاسبات موجود پیش بینی کرده است ، از یکدیگر دور میشوند . در واقع نه تنها از سرعت انبساط جهان کاسته نمی‌شود ، بلکه این سرعت لحظه به لحظه در حال افزایش است . به نظر میرسد که بعضی از انواع نیروهای غیر منتظره و غیر قابل شناسایی در عالم وجود دارند که باعث میشوند کهکشانهای موجود در فضا به طور مرتب از یکدیگر فاصله گرفته و از هم دور شوند " و به علت عدم توانایی در شناخت این نیروها ، نام کلی آن را انرژی تاریک گذارده‌اند . بسیاری بر این باورند که انرژی تاریک همان نظریه ثابت کیهانی است .



تلاشهای بیهوده برای توجیه انرژی تاریک :

"/ طبق فرضیه تازه‌ای مهمترین معماهای فیزیک در دهه گذشته ، یعنی جرم نوترینوها و آهنگ فزاینده انبساط جهان به ذرات زیر اتمی به نام اکسلرون مربوط می‌شود . شاید بتوان دو دستاورد بزرگ فیزیک در دهه گذشته را مربوط به کیهان شناسی دانست ، یکی اینکه نوترینوها ( ذرات زیر اتمی بسیار کوچک ) جرم ناچیزی دارند که البته هنوز اندازه گیری نشده است و دیگری اینکه سرعت انبساط عالم در حال حاضر در حال افزایش است . سه فیزیکدان در دانشگاه واشنگتن معتقدند که این دو کشف هر دو به گونه‌ای به ناشناخته‌ترین پدیده کنونی در عالم ، یعنی انرژی تاریک مرتبط است - ما هنوز به درستی آن را نمی‌شناسیم ، تنها می دانیم عاملی است که بر ضد گرانش ، سبب سرعت بخشیدن به انبساط عالم می‌شود - آنها معتقدند همه چیز زیر سر ذره زیر اتمی دیگری است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است و آن را " اکسلرون (Acceleron) " ( شتابگر ) نامیده‌اند . انرژی تاریک در عالم اولیه چندان قابل توجه نبوده است اما در حال حاضر 70 درصد عالم را اشغال کرده است . شناخت انرژی تاریک به ما کمک می کند تا بدانیم چرا در زمان دوری در آینده عالم آن چنان وسعت پیدا می کند که دیگر هیچ کهکشانی در آسمان شب دیده نشود و آیا این انبساط تا ابد و بی نهایت ادامه خواهد داشت ؟

در نظریه جدید مطرح شده ، نوترینوها تحت تاثیر نیروی جدیدی که از برهمکنش آنها با اَکسِلِرون ها ناشی می شود قرار می گیرند این - نیرو سبب می شود که نوترینوها از هم فاصله بگیرند . درست مثل اینکه یک تکه کش را از دو طرف بکشیم ، هر چقدر بیشتر کشیده شود ، انرژی بیشتری را در خود ذخیره می کند - در هر ثانیه تریلیونها نوترینو در کوره هسته‌ای ستاره‌ها از جمله خورشید ما ساخته می شوند . آنها در همه جای عالم جریان پیدا می کنند و میلیاردها نوترینو از هر نوع ماده‌ای ، حتی بدن شما بدون هیچ برهمکنشی عبور می کنند . نوترینوها بار الکتریکی ندارند و جرم آنها هم آن قدر ناچیز است که هنوز اندازه گیری نشده است . آن نیلسون یکی از ارایه دهندگان نظریه جدید معتقد است که برهمکنش میان اکسلرونها و ذرات دیگر از این هم ضعیف‌تر است ، برای همین این ذرات تاکنون آشکار نشده‌اند . البته نیرویی که این ذرات بر نوترینوها وارد می کنند ، آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و به این ترتیب باید بتوان وجود چنین نیرویی را در آشکارسازهای نوترینوی فعلی که در نقاط مختلف کره زمین وجود دارد نشان داد . مدلهای مختلفی برای انرژی تاریک ارایه شده است ، اما آزمودن آنها محدود به اندازه گیریهای دقیق در تغییر سرعت انبساط عالم است . این امر تنها با رصد اجرام بسیار دوردست امکان پذیر است ، اما اندازه گیریهای دقیق در چنین فاصله‌هایی بسیار مشکل است . به گفته نلسون این تنها روشی است که ما می‌توانیم با به کارگیری آشکارسازهای فعلی در کره زمین به نیرویی که سبب افزایش انرژی تاریک در عالم می شود پی ببریم . محققان معتقدند جرم نوترینو در عبور از محیطهای مختلف ، تغییر می کند ، همان طور که عبور نور از هوا ، آب یا یک منشور متفاوت است . در نتیجه آشکارسازهای مختلف بسته به اینکه در چه مکانی نصب شده‌اند ، نتایج متفاوتی به دست خواهد آورد . اما اگر بپذیریم که نوترینوها نیز بخشی از انرژی تاریک هستند ، وجود نیروی جدیدی می تواند این افت و خیزها را توضیح دهد . به عقیده نلسون این برهمکنش میان نوترینوها و اکسلرونها می تواند تا ابد انرژی لازم برای انبساط عالم را تأمین کند . تا پیش از این اخترشناسان به دنبال اطلاعاتی بودند که سرانجام تعیین کنند آیا عالم ما تا ابد منبسط خواهد شد ، یا زمانی دوباره در یک " رمبش بزرگ" منقبض شده و روی خودش بسته می شود . اما حالا باید به دنبال این باشیم که آیا سرعت انبساط عالم همچنان افزایش خواهد یافت یا در جایی ثابت خواهد ماند . براساس نظریه جدید ، هنگامی که فاصله نوترینوها بسیار زیاد شود ، جرم آنها نیز آن قدر افزایش پیدا می کند که دیگر انرژی تاریک بر آنها اثری نخواهد داشت ، در نتیجه شتاب انبساط عالم کم کم از بین می رود . و از آن پس عالم همچنان به انبساط خود ادامه خواهد داد ، اما با سرعتی که دائماً در حال کاهش است . "



بزرگترین ایراد نظریه انرژی تاریک این است که اگر انرژی تاریک در عالم وجود دارد ، پس چرا این انبساط خارج از کهکشانها روی میدهد و مربوط به درون کهکشانها نمیشود . در واقع چنین به نظر میرسد که حجم کهکشانها ثابت می ماند و چون انبساط عالم یک پدیده برون کهکشانی است و مربوط به داخل کهکشان نمی شود ، هم نظریه ثابت جهانی و هم نظریه انرژی تاریک مردود به نظر میرسند ، برای اینکه این دو نظریه به صورت جهان شمول عنوان شده‌اند ولی در داخل کهکشانها اعتبار ندارند . فعلا بهتر است چنین فرض کنیم که هر کهکشانی برای خود نیروی پیشرانه‌ای دارد که میتواند مستقل از کهکشانهای دیگر به حرکت شتاب دار خود در فضا ادامه دهد و حرکت کهکشانها به یکدیگر وابسته نیست ، برای اینکه سرعت کهکشانها متغیر و بسیار متفاوت و گوناگون از یکدیگر است و نمی توانند در حرکت و شتاب به منبع و انرژی ثابت و واحدی وابسته باشند ، که در صورت وابستگی تمامی کهکشانها به انرژی تاریک ، امروزه میبایست شاهد این می بودیم که سرعت تمامی کهکشانها مقدار ثابتی میبود که چنین نیست ، سرعت آنها بسیار متغیر است ، هر مقدار که به پیرامون کیهان نزدیکتر میشویم سرعت افزایش می یابد . اینک چند نظریه در این مورد میتوان ارایه داد که به آنها اشاره می کنیم !




1- نظریه ابرها !

همانطور که میدانیم جرم حجمی آب خالص تقریبا 1000 کیلوگرم بر متر مکعب است که در کل میتواند وزن بسیار سنگینی را برای یک ابر به ارمغان بیاورد . توده ابرهایی را که ما در آسمان مشاهده می کنیم میتوانند آب یک دریاچه را با خود حمل کنند ! اما چگونه ؟

با ارتفاع گرفتن بخار آب و ورود به مناطق زیر صفر درجه ، ذرات ریز یخ پدیدار میشوند و چون آب مقطر تقریبا برای جریان الکتریسیته عایق است ، ذرات یخ به علت وزش باد و اصطکاکشان ، شدیدا باردار میشوند که در این وضعیت بارهای الکتریکی ابرها به صورت زیر است .







شکل سمت چپ ساختار یک برق گیر را نشان میدهد و عکس سمت راست تخلیه الکتریکی یک ابر با زمین را نشان میدهد . همانطور که مشخص است یک ابر میتواند دو نوع بار الکتریکی منفی و مثبت را داشته باشد و به همین دلیل تخلیه الکتریکی مابین دو ابر و یا مابین ابر و زمین صورت می گیرد ! در حقیقت زمین برای ابرها در حکم بار مثبت است ، اما باردار شدن ابرها دو مزیت را برای آنها خواهد داشت !

1- ذرات یخ به همان حجم کوچک باقی مانده و با هم ادغام نمیشوند برای اینکه نیروی دافعه الکتریکی مابین آنها وجود دارد و تنها زمانی که تخلیه الکتریکی انجام گیرد در هم ادغام میشوند و بارندگی شروع میشود 2 - بار الکتریکی آنها میتواند نیروی دافعه الکتریکی ایجاد کند که بر گرانش سیاره زمین غلبه کرده و در اتمسفر سیاره زمین شناور شوند و بعد از تخلیه الکتریکی این نیروی دافعه از بین میرود و ذرات ریز تحت تاثیر نیروی گرانش به طرف سطح زمین سقوط کرده و بعد از ادغام با یکدیگر ، قطرات آب را تشکیل میدهند و چنین به نظر میرسد که تخلیه الکتریکی مابین دو ابر برای بارندگی کافی نباشد و این تخلیه الکتریکی در نهایت میبایست با زمین نیز صورت بگیرد . پس بهترین راه برای بارش مصنوعی یک ابر ، خنثی کردن بار الکتریکی آن است . از همین رو بشقاب پرنده‌ها میتوانند با ایجاد یک بار الکتریکی بسیار قوی ، در اتمسفر سیاره زمین شناور شده و به شرایط بی وزنی برسند ( فضای مشبک ، الکتروگراویتی و نیروهای پیشران و اسپین در فضا ) اما نکته بسیار جالب اینجاست که شکل هندسی آنها با شکل هندسی یک گردباد نیز ، کاملا همخوانی دارد . به شکل زیر توجه نمایید !







تصویر فوق عکس ماهواره‌ای گردباد کاترینا را نشان میدهد ، اینک به ساختار فیزیکی این گردباد می پردازیم :

همانطور که مشخص است این گردباد از دید ناظر ، زمانی که آن را از بالا مشاهده میکند ، مخالف جهت دوران عقربه‌های ساعت در حال چرخش است پس میتوانیم شکل زیر را برای میادین الکتریکی و مغناطیسی آن رسم کنیم .







چون جهت حرکت بار الکتریکی منفی همواره مخالف جهت میدان الکتریکی است ، پس در شکل فوق جهت میدان الکتریکی موافق عقربه‌های ساعت خواهد شد و میتوانیم طبق قانون دست راست قطبین مغناطیسی و جهت میدان مغناطیسی را مشخص کنیم . این ساختار فیزیکی میتواند میلیونها تن آب را به صورت قطعات ریز یخ در اتمسفر سیاره زمین معلق و با سرعتهای بیش از صد کیلومتر در ساعت حمل کند .

حرکت دورانی و چرخشی نیز در بشقاب پرنده‌ها شناسایی شده است و همچنین میادین بسیار قوی الکترومغناطیسی پیرامون آنها آشکار گردیده است ، برای اینکه تمامی سیستمهای الکتریکی و الکترونیکی هلیکوپترها ، هواپیماها و جت های نظامی در مجاورت بشقاب پرنده‌ها مختل شده و حتی برای همیشه از کار می افتند و احتمال سانحه هوایی بسیار زیاد است . بعضی از آنها در شب تاریک بسیار نورانی دیده میشوند و علت آن این است که میدان الکتریکی بسیار قوی پیرامون آنها باعث تخلیه الکتریکی در هوا شده و مسلما گازها در این حالت یونیزه و از خود نور ساطع میکنند یعنی همان چیزی که در لامپهای طویل نئون و یا رعد و برق دیده میشود . چنین گزارش شده است که نزدیک شدن آنها به نیروگاه‌ها و پستهای فشار قوی و ضعیف برق ، باعث قطع جریان میشود و همچنین نزدیک شدن آنها به مراکز رادیویی و مخابراتی ، باعث بوجود آمدن اختلالات و خرابی میشود .







شکل فوق مسیر حرکت یک ستاره دنباله دار را نشان میدهد . همانطور که میدانیم جنس ستاره دنباله دار از قطعات بزرگ یخ و غبار است که در هنگام حرکت متلاشی ، تکه تکه و خرد میشود و چون این ذرات به شدت باردار هستند از جانب میدان الکترومغناطیسی خورشید به طرف بیرون پرتاب و دفع میشوند و نیروی گرانش خورشید بر آنها بی تاثیر جلو میکند و تنها بر جرم هسته ستار دنباله دار تاثیر گذار است . قطعات ابر نیز در اتمسفر زمین همین حالت را دارند . بشقاب پرند‌ه‌ها نیز میتوانند از این پدیده فیزیکی استفاده کرده و از طرف میادین گرانشی قوی همچون خورشید فرار کرده و به راحتی از منظومه شمسی خارج شوند .



غبارهای ماه :

نور خورشید می‌تواند خاک ماه را دارای بار الکتریکی کند ( دو توجیه جدید برای پدیده فتوالکتریک ) . آنگاه این گرد و غبار باردار شده به خاطر بار الکتریکیش از خودش دور می‌شود . این یک جور از خاک را آشکار می‌کند که به صورت یک مه تیره از دور نمایان می‌شود و وقتی که خورشید غروب کرد به صورت تابش تیره رنگی نمایان می‌شود . این مورد اولین بار در دهه 1960 معلوم شد . این جور فکر کردند که قطعات بسیار ریز تا ارتفاع چند کیلومتری بالا میرود و ذرات به محض این که باردار و یا خنثی می‌شوند به صورت فواره در می آیند .




2- نظریه گرانش منفی ( نیروی ضد گرانشی یا جاذبه متضاد )

همانطور که قبلا توضیح دادیم با بالا رفتن سرعت دوران الکترون ، پدیده وارونگی میدان الکتریکی برای آن روی میدهد و بار الکتریکی آن مثبت خواهد شد و اصطلاحا به پوزیترون تبدیل میشود . همین وضعیت برای نیروی جاذبه و یا میدان گرانشی پیش بینی میشود ، ولی تا آنجا که ما میدانیم میدان گرانشی تک قطبی است یعنی مثل میدان الکتریکی و مغناطیسی دارای دو قطب منفی و مثبت و یا N و S نیست . پس اگر وارونگی میدان برای نیروی جاذبه و میدان گرانشی بروز کند حاصل کار قطب منفی گرانشی یا نیروی جاذبه متضاد خواهد بود ، یعنی نیرویی که باعث راندن اجرام میشود نه جذب آنها . این پدیده در بشقاب پرنده‌ها دیده شده است . آنها اجسام سبکتر از خود در پیرامونشان را به شدت رانده و از طرف خود پرتاب میکنند و این مسئله علی‌رغم اینکه میتواند باعث پرتاب خود آنها از طرف میدان گرانش سیاره زمین با شتابی نزدیک به 600 کیلومتر در مجذور ثانیه شود ( شتابی که رادارهای زمینی ثبت کرده‌اند ) بلکه مانع تصادم خرده شهاب سنگها در فضا با آنها میشود . تا محدوده‌ای که رادارهای زمینی کارآیی دارند سرعت آنها 7000 کیلومتر در ثانیه محاسبه شده است . در واقع با پرتابه‌هایی که ما میشناسیم همانند گلوله ( مرمی ) نمی توان آنها را هدف قرار داد ، اگر پتانسیل بشقاب پرنده بیشتر باشد گلوله منحرف میشود و اگر پتانسیل گلوله بیشتر باشد بشقاب پرنده منحرف میشود و به هر حال تصادمی روی نمی دهد . سطح صیقلی و آینه‌ای آنها میتواند تشعشعات قوی امواج الکترومغناطیسی مثل لیزر را منعکس کند هرچند که لایه‌ای از کریستال کوارتز آنهم به قطر یک دهم تار مو سطح بشقاب پرنده‌ها را پوشانده است و این لایه میتواند مقدار بار الکتریکی سطح بشقاب پرنده را تشدید کرده و همچنین خاصیت آینه‌ای نیز به آن بدهد و از اکسداسیون سطح بشقاب پرنده در اتمسفر زمین پیشگیری کند ، روی هم رفته بشقاب پرنده‌ها قدرت مانور بسیار زیادی دارند ، برای اینکه آنها جلو یا عقب نداشته و میتوانند در محیط کاملا کروی شکل تغییر مسیر دهند آنهم با هر زاویه دلخواهی که بخواهند .



این وارونگی میدان گرانشی چگونه روی میدهد ؟

راه اول برای این کار چرخاندن یک دیسک نسبتا سنگین مخصوص با سرعتی بسیار بالاست . البته لازم به ذکر است که آلیاژ این دیسک باید مخصوص این کار باشد یعنی این آلیاژ تحت تاثیر نیروهایی باید مقاومت کششی فوق‌العاده زیادی داشته باشد تا در این سرعت دورانی بالا ترک بر ندارد که در صورت متلاشی شدن ، تکه‌های جدا شده آن بسیار مشکل ساز است ، به هر کجا که بخورند نیروی انهدامی خیلی زیادی خواهند داشت و به هیچ وجه امکان کنترل تکه‌های آن وجود ندارد ، آنها به علت سرعت زیاد قدرت نفوذی و انهدامی شهاب سنگها را دارند ، در زمان سقوط بشقاب پرنده‌ها به هر دلیل ، در بسیاری از موارد صدای انفجار مهیبی شنیده میشود که علت آن برخورد شدید این دیسک یا تکه‌های آن با زمین است آن هم در زمانی که خاصیت ضد گرانشی خود را از دست داده‌اند و اگر خاصیت ضد گرانشی داشته باشند به بیرون اتمسفر زمین پرتاب میشوند . این دیسکها میبایست باردار بوده و درون محفظه‌ای مغناطیسی بدون اصطکاک و بدون تماس با هر چیزی و بدون بالانس ، دوران داشته باشند آنهم به صورت معلق در فضا . برسی‌های متالوژی در مورد آلیاژهای یافته شده از بقایای بشقاب پرنده‌ها موید این موضوع است که هیچ کشوری فعلا قادر به تهیه این کریستالهای فلزی نبوده و کشورهای غربی و شرقی با کمال اطمینان از یکدیگر خاطر جمع هستند و هیچ شک و تردیدی نسبت به یکدیگر در مورد ساخت و بهره برداری از این وسایل پرنده ندارند ، آنها در این مورد کمیته‌های مشترک نیز تشکیل داده‌اند ، تکنولوژی بشقاب پرنده‌ها فوق دانش بشری است که محققین را سردرگم و حیران خود کرده است . عناصری در این آلیاژها یافت شده است که در معادن سیاره زمین وجود ندارد .





عکس فوق یک بشقاب پرنده سقوط کرده را نشان میدهد ، محل چرخش و دوران دیسکها در زیر بشقاب پرنده کاملا مشهود است . قطر این دیسکها چیزی در اندازه 2 متر است .



بعضی از بشقاب پرنده‌های پیشرفته به جای دیسک از دوران یک آلیاژ کروی شکل یا کروی پخ شده ، آنهم در خارج از سفینه بهره میجویند . به خاطر اینکه حجم کره تو پر مقاومت ایده‌عالی در مقابل دوران با سرعتهای بسیار بالا دارد و در صورت بروز سانحه ، خسارتی به بشقاب پرنده وارد نمی‌شود ، در واقع نه تنها آنها توانایی کپی کردن کهکشانها را در مقیاسهای کوچک دارند ، بلکه قادرند ساختارهای فیزیکی ذرات و اتمها را در مقیاسهای بزرگ تر کپی نمایند .






تصویر فوق کره فلزی خارج شده از بشقاب پرنده‌ها و محل استقرار آنها را نشان میدهد .



یک سوال مهم در مورد نظریه فوق !

سرعت زاویه‌ای ذراتی همچون الکترون بسیار بسیار زیاد است یعنی رقمی تا اندازه فرکانس اشعه گاما ! آیا میتوان به این سرعتهای زاویه‌ای بالا دست یافت ؟

جواب سوال فوق میتواند اینگونه باشد که قطر ذرات اتمی خیلی کم بوده و درست است که سرعت زاویه‌ای آنها فوق‌العاده زیاد میباشد ولی با این قطر کم ، سرعت خطی نقطه‌ای فرضی در روی سطح آنها نسبتا کم خواهد بود و با افزایش قطر یک کره و یا یک دیسک ، میتوان به این سرعت خطی محیطی ، بوسیله سرعتهای زاویه‌ای کمتری دست یافت . به طور مثال اگر قطر یک دیسک دو برابر شود مسلما محیط آن دو برابر خواهد شد و برای حفظ سرعت خطی نقطه‌ای فرضی در روی محیط آن دیسک ، میتوان سرعت زاویه‌ای آن را به نصف کاهش داد . یعنی ما برای وارونه کردن میادین الکتریکی و گرانشی میتوانیم با افزایش قطر دیسک یا کره ، سرعت زاویه‌ای را کم کنیم ، لذا چنین به نظر میرسد که از اجسام بزرگ و توخالی هم میتوان استفاده بهینه نمود .



3- نظریه مغناطیس متضاد

همانطور که قبلا توضیح دادیم تنها فرق ماده با پاد ماده در اختلاف بار الکتریکی آنهاست به این معنی که پاد پروتون بار منفی و پاد الکترون یا همان پوزیترون بار مثبت دارد ، در این وضعیت هیدروژن و پاد هیدروژن یکدیگر را در کنار هم تحمل نخواهند کرد و با یکدیگر واکنش نشان داده و ذرات با هم ادغام میشوند . اگر چنین باشد ماده و پاد ماده در عالم میبایست مدتها پیش در هم ادغام و عالم منهدم می شده است ، ولی تا به امروز اینچنین اتفاقی روی نداده ، علت آن چه میتواند باشد ؟

زمانی که پاد ماده متراکم شده و اجرام سماوی و کهکشانها را تشکیل میدهد مسلما میادین الکتریکی و مغناطیسی نیز پدیدار خواهند شد ، مغناطیسی که توسط پاد ماده پدیدار میشود مغناطیس متضاد نامیده میشود به این معنی که این مغناطیس متضاد به جای اینکه آهن ماده را جذب کند ، آن را دفع مینماید و در عوض آهن پاد ماده را جذب خواهد کرد و به این دلیل توده‌های ماده و پاد ماده در عالم همدیگر را دفع و تصادمی مابین آنها پدیدار نمی شود البته این مسئله در حد یک حدس و گمان است چرا که در این صورت امواج الکترومغناطیس تولید شده توسط پاد ماده در هنگام گذر از میادین گرانشی قوی ماده ، بجای اینکه به طرف مرکز گرانش انحراف پیدا کنند به طرف خارج آن منحرف خواهند شد و تا به امروز چنین پدیده‌ای مشاهده نشده است ، هرچند که در کیهان مناطق ظاهرا تهی کشف شده است و چنین پنداشته میشود که ماده در آنها حضور ندارد و ممکن است این مناطق در ظاهر تهی ، محل حضور پاد ماده باشند که نور منتشره از آنها در کیهان به علت وجود نیروی دافعه با ماده پراکنده شده و به این خاطر کم انرژی و تهی به نظر برسند . به هر حال اگر چنین فرض کنیم که مغناطیس متضاد وجود دارد میتوان چنین فرض کرد که درون بشقاب پرنده ، هسته‌ای دوار با بار الکتریکی منفی و در بیرون آن بار الکتریکی مثبت وجود دارد . بعضی مشاهدات نشان داده است که اشیایی همچون عینک و سگک کمر بند و ساعت و اسلحه و ... در کنار بشقاب پرنده‌ها داغ و سوزان شده و همچنین رانده و پرتاب میشوند که نشان از تولید این نوع مغناطیس بخصوص و القای الکتریکی آن است . هرچند که علت این پدیده میتواند به علت فرکانس بالای میدان الکترومغناطیسی پیرامون بشقاب پرنده نیز باشد که بر فلزات القا میشود و علت رانش و پرتاب ، همان گرانش منفی یا جاذبه متضاد باشد .







"/ مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیه‌ای با تابش کم انرژی دیده می‌شود .

به تازگی دانشمندان دانشگاه مینسوتا مقاله‌ای در نشریه «استروفیزیکال» (Astrophysical Journal) منتشر کردند و توضیح دادند که حبابی خالی از هر چیز را در کیهان کشف کرده‌اند . خالی از هرگونه ماده مانند کهکشان ، سحابی ، سیاه چاله و حتی خالی از ماده تاریک .

در این بررسی که در آن از «آرایه عظیم تلسکوپ‌های رادیویی» (VLA) استفاده شد ، دانشمندان به اختلاف دمایی اندکی در محدوده خاصی از پس زمینه کیهانی برخوردند . VLA قادر است اختلاف دمایی در حدود یک میلیونیوم درجه سانتیگراد را آشکار کند .

فاصله این حباب خالی از ما نزدیک به یک میلیارد سال نوری است . برخورد با چنین بخش‌های «خالی» چندان دور از انتظار نبود اما ابعاد این حباب خیلی بزرگ است . چنان عظیم که در هیچیک از شبیه سازی‌های کامپیوتری ، مشابه آن پیش بینی نمی‌شد و این باعث شگفتی همگان شده است .





مقایسه تابش زمینه کیهانی و تصویر رادیویی . در هر دو ، ناحیه‌ای با تابش کم انرژی دیده می‌شود .

این یافته‌ها در پروژه «بررسی تمام آسمان» با آرایه عظیم VLA در قالب طرح NVSS به دست آمده است . در این بررسی ، دانشمندان به صورت اتفاقی به کم شدن معنادار تعداد کهکشان‌های واقع در منطقه‌ای از صورت فلکی «نهر» برخوردند .

با بررسی این ناحیه به وسیله ماهواره WMAP در سال ۲۰۰۴ در طول موج پس زمینه کیهانی ، این نتیجه به دست آمد که بخشی کم انرژی منطبق بر آنچه VLA یافته بود در آن منطقه قرار دارد . به این دلیل نام این منطقه را « لکه سرد » ( WMAP cold spot ) گذاشته‌اند . به نظر می‌رسد عامل اختلاف سطح انرژی در پس زمینه کیهانی در این منطقه ، نبود ماده باشد . "

اینک میتوانیم چنین فرض کنیم که در این مناطق پاد ماده وجود دارد و امواج الکترومغناطیس تولید شده ، پراکنده میشوند و به ما نمی رسند و یا اینکه کمتر میرسند و ما چنین استنباط میکنیم که اینها حفره‌های خالی از ماده در کیهان بوده و سردتر هستند . زمانی که بشقاب پرنده‌ها در جایی فرود می آیند و سپس بلند میشوند ، علائمی دال بر سوختگی مشاهده میشود که از خود تشعشعاتی ساطع میکنند و علت آن میتواند تشعشعات شدید الکترومغناطیسی از هر نوع ممکن باشد .



4- الکتروگراویتی :

این پدیده در مبحث زیر توجیه شده و در مورد آن توضیحاتی ارایه میشود .

فضای مشبک ، الکتروگراویتی و نیروهای پیشران و اسپین در فضا




انرژی مورد نیاز بشقاب پرنده‌ها از کجا تامین میشود ؟

در اتمهای عناصر موجود در عالم ، دوران همیشگی هسته و چرخش دائمی الکترونها پیرامون هسته وجود دارد ، بدون اینکه درون اتم مولد یا منبع انرژی طبق تعاریف ما وجود داشته باشد و یا اینکه از خارج به آنها انرژی داده شود . چنین به نظر میرسد که بشقاب پرنده‌ها نیز از این چنین نیروهای اتمی و انرژی نامحدود هسته‌ای برخوردارند . در واقع منبع نیرو و یا مولد انرژی که ما میشناسیم و تعریف کرده‌ایم درون بشقاب پرنده‌ها شناسایی و یافت نشده است برای اینکه آنها میتوانند ساختارهای اتمی را در مقیاسهای بزرگ کپی کنند .



سرعت بشقاب پرنده‌ها :

طبق تعاریف فعلی " / یکی از نتایج مهم نظریه نسبیت ، رابطه میان جرم و انرژی است . این اصل که سرعت نور باید به دید همه یکسان باشد ، نشان می داد که هیچ چیز نمی تواند از نور سریع تر حرکت کند . آنچه روی می دهد این است که با مصرف انرژی و وارد کردن نیرو برای شتاب دادن به ذره یا سفینه ، جرم شی افزایش می‌یابد و شتاب بیشتر دادن به آن را دشوارتر می سازد . شتاب دادن به ذره تا سرعت نور ناممکن است زیرا به مقدار نامتناهی انرژی و نیرو نیاز دارد "

زمانی که لوکوموتیو بخار و واگن‌های قطار ساخته می‌شدند ، عده‌ای بر این باور بودند که جسم انسان توانایی حرکت با سرعتی بیشتر از دویدن اسب را ندارد و بالاترین حد سرعت را کورس اسبهای مسابقه میدانستند . محدودیتی را که نسبیت برای سرعت جرم قائل شده است ، در صورت درست بودن ، فقط برای جرم با نیروی گرانشی مثبت معتبر خواهد بود و در مورد جرم با نیروی گرانش منفی صادق نیست ، زیرا بعد از اینکه میدان ضد گرانش پیرامون جرم تولید شد ، این مقدار جرم را نمی توانیم اندازه گیری کرده و داخل این معادلات نسبیت کنیم ، برای اینکه جرم حقیقی پشت این میدان گرانش منفی ، مخفی و صفر و حتی منفی به نظر میرسد . جرم و گرانش یک جسم ، دو پارامتر وابسته به همدیگر در عالم فیزیکی هستند . پس میتوانیم چنین فرض کنیم ، زمانی که میدان گرانش منفی جسمی پدیدار شد ، جرم ظاهری آن در معادلات صفر و حتی منفی به نظر میرسد و شتاب دادن به آن تا سرعت نور و حتی بیشتر از آن کار سهل و آسانی است . از لحاظ ریاضی می توانیم چنین بیان کنیم که بشقاب پرنده‌ها به نوعی با کسری جرم نه جرم منفی مطلق مواجه میشوند یعنی چیزی شبیه به همان پیش بینی جرم سکون صفر برای فوتون در نظریه نسبیت ، چرا که سرعت انتقال طولی فوتون معادل سرعت نور است و اگر حرکت موجی یا خطی آن را در نظر گرفت سرعت آن چند برابر سرعت نور میشود . اینها همگی بیانگر این واقعیت است که قوانین نسبیت برای اجرام با گرانش مثبت وضع شده است و این قوانین نمی توانند در مورد اجرام با گرانش منفی صادق باشند برای اینکه با پدیدار شدن میادین گرانشی منفی ، حقایق و تعاریف فیزیکی به گونه‌ای دیگر است . نام این مکان را میتوانیم حباب ضد گرانشی نام گذاری کنیم و صد البته قوانین فیزیک کلاسیک نیز درون و پیرامون آن اعتبار نخواهند داشت .

مشکل دیگری که برای رسیدن به سرعت نور مطرح میشود ، مشکل مقاومت فضا است ، یعنی مشکل مشابهی که قبلا برای هواپیماها وجود داشت یعنی مشکل مقاومت هوا که این مشکل با حذف ملخ و استفاده از موتور جت و بهره گرفتن از اشکال ایرودینامیک و همچنین افزایش ارتفاع پرواز حل شد ، در مورد بشقاب پرنده‌ها هم اینچنین است آنها با تغییراتی در شکل هندسی بشقاب پرنده‌ها و استفاده از میادین الکترومغناطیسی و حباب ضد گرانشی و .... میتوانند بر بیشتر مشکلات چیره شوند و به سرعتهای بسیار زیاد و باور نکردنی دست یابند . اصولا سرعت حرکت نور در کیهان سرعت بسیار کندی به نظر میرسد و با سرعت نور نمی توان در کیهان جا به جا شد و سفر در کیهان نیاز به سرعتهای بسیار بیشتر از سرعت نور دارد که البته دسترسی به آن مقدور است و قوانین نسبیت نمی توانند هیچگونه محدودیتی اعمال کنند . شواهدی وجود دارد که یوفوها سفاین فضایی مادر هم دارند که در سفرهای طولانی از آنها استفاده می‌کنند .



تخلیه الکتریکی پیرامون بشقاب پرنده‌ها :






عکس شماره یک ، ابر نو اختری را نشان میدهد که مدتها پیش منفجر شده است ، همانطور که قبلا اشاره کردیم علت نورانی شدن گازها ، میدان الکتریکی قوی پیرامون جرم نوترونی است ، همین وضعیت میتواند برای بشقاب پرنده‌ها نیز روی دهد ، عکس شماره 2 - بشقاب پرنده در حال سکون بر فراز شهر است ، عکس شماره 3 - بشقاب پرنده در حال ایجاد هاله الکترومغناطیسی است 4 - تشدید میدان الکترومغناطیسی توام با یونیزه شدن شدید هوای پیرامون و پرتاب بشقاب پرنده با شتاب خیلی زیاد .






تصویر فوق عکسهایی از بشقاب پرنده‌ها است که در تاریکی شب گرفته شده‌اند .





همانطور که میدانیم رابطه نزدیکی مابین طوفانهای مغناطیسی خورشید و شفق قطبی وجود دارد برای اینکه طوفانهای مغناطیسی خورشید میتوانند در اتمسفر سیاره زمین القا شده و میادین الکتریکی بوجود آورند که این پدیده باعث تخلیه الکتریکی و یونیزه شدن و نور افکنی گازها میشود که در پیرامون بشقاب پرنده‌ها نیز همین روی داد اتفاق می‌افتد . در حقیقت بشقاب پرنده‌ها در خلا نور افکنی از خود ندارند و فقط در هنگام ورود به اتمسفر سیاره زمین از خود نور ساطع میکنند .



شناسایی اشیا پرنده :

اشیا پرنده ساخته شده توسط انسانها همگی ساختار ایرودینامیک دارند ، یعنی شبیه پرندگان و حشرات پرنده نظیر سنجاقک هستند و نشانه‌هایی از بال و دم در آنها مشهود است ، ولی شکل هندسی اشیا پرنده ساخته شده توسط یوفوها فاقد حالت ایرودینامیک بوده شکل هندسی آنها اکثرا مدور و به حالت قرینه می‌باشد و با نور شدید در شب همراهند که در رادارها نیز چند برابر بزرگتر از اندازه واقعی دیده میشوند و این نشانه بزرگی میدان الکترومغناطیسی پیرامون آنهاست ، در حالی که اشیا پرنده جنگی مربوط به انسانها اکثرا بدون تولید نور و رادار گریز طراحی میشوند و بیشتر پروازهای شبانه دارند ، بشقاب پرنده‌ها در حال پرواز صدا ایجاد نمی کنند ولی هواپیماهای ملخ دار و جت ها صدایی مخصوص به خود دارند ، هرگونه تهاجم بشری و تیر اندازی با گلوله و موشک حتی تابش اشعه لیزر به بشقاب پرنده‌ها بی فایده است . البته آنها شرایط روانی انسانها را خوب درک کرده و در صورت گشوده شدن آتش ، واکنشهای دفاعی دارند و از درگیری اجتناب می کنند . و این عمل انسانها را نادیده طلقی کرده و خون سردی خود را حفظ می کنند . و شاید این درگیری مختصر برای آنها جنبه شوخی و سرگرمی یا قدرت نمایی هم داشته باشد . همانطور که انسانها همواره تجهیزات نظامی خود را آزمایش می کنند ، یوفوها نیز توانایی های خود را محک میزنند ، شواهدی وجود دارد که آنها همواره در مانورهای نظامی و آزمایش تسلیحات جنگی انسانها شرکت داشته و مداخله هم میکنند ، آنها توانایی کاملی جهت کنترل جنگ افزارهای انسانی را دارند . و چنین به نظر میرسد که در صورت بروز جنگ هسته‌ای گسترده‌ای ، قادر به کنترل جنگ بوده و مانع آسیبهای بیولوژیک در سیاره زمین خواهند شد .







تصاویری که در کادر قرمز رنگ قرار گرفته‌اند جز وسایل نقلیه یوفوها طبقه بندی نمی شوند و به احتمال زیاد مربوط به تحقیقات سری صنایع هوا و فضای انسانها میشود که تصادفا مشاهده و اشتباها در وسایل نقلیه یوفوها طبقه بندی شده است .



قرمز گرایی و سرعت کهکشانها و بشقاب پرنده‌ها :

همانطور که میدانیم کهکشانهایی که با سرعت از ما دور میشوند نور ارسالی از آنها به طرف ما به طیف قرمز تمایل پیدا میکند و از این رو میتوان سرعت آنها را محاسبه کرد . اگر سرعت این کهکشانها به صورت فزاینده‌ای افزایش یابد یعنی چیزی نزدیک به سرعت نور شود ، نور ارسالی از جانب آنها به سوی ما از محدوده نور مریی خارج و به طرف امواج رادیویی تمایل پیدا میکند که فقط قابل ردیابی توسط گیرنده های مایکروویو و رادیو تلسکوپ‌ها است . اینک این سوال مطرح میشود که اگر سرعت آنها فراتر از سرعت نور شود چه اتفاقی برای نور ارسالی آنها خواهد افتاد ؟

مسلما طول موج نور در این حالت بخصوص آنقدر کش خواهد آمد تا تقریبا فرکانس و تواتر آن به صفر میل کند و دیگر قابلیت شناسایی را نخواهد داشت . در حقیقت خیلی از چیزها منجمله بعضی از کهکشانها و بشقاب پرنده‌ها بالاتر از سرعت نور حرکت میکنند که قابل ردیابی توسط امواج الکترومغناطیسی نمی باشند و چنین به نظر میرسد که سرعتی بالاتر از سرعت نور در عالم وجود ندارد چون چیزی که با سرعت بیشتر از نور حرکت کند دیده نمی شود ، چه با چشم و تلسکوپ نوری و چه با رادیو تلسکوپ و یا گیرنده مایکروویو . به طور کلی بشقاب پرنده‌ها یک نوع پیکو کهکشان آزاد محسوب میشوند .



چه استنباطی در مورد ساختار فیزیکی بشقاب پرنده‌ها می توان داشت !






اندیشه و ذهنیت فعلی ما میتواند چنین باشد که ؛

1- عکس بالا سمت چپ ، عکس گرفته شده از یک بشقاب پرنده در آسمان است 2 - تصویر بالا سمت راست شبیه سازی همان عکس به صورت سه بعدی میباشد 3 - تصویر پایین نمای برش خورده از همان مدل ما است که دیسک گردانی را با سرعت متغیر و قابل کنترل در پایین آن در نظر می گیریم ، همانطور که گفته شد این دیسک گرانش منفی یا جاذبه متضاد تولید می کند و میتواند در دو جهت دوران داشته باشد .

در مرکز بشقاب پرنده گوی فلزی چرخانی با بار الکتریکی قوی ، همانند هسته عناصر در نظر می گیریم که ممکن است این گوی و دیسک باهم ادغام شوند . این گوی نیز میتواند در دو جهت دوران داشته باشد و میتواند هم بار الکتریکی منفی داشته باشد و هم بار مثبت . بدنه فلزی بشقاب پرنده هم میتواند یا بار الکتریکی منفی داشته باشد و یا بار الکتریکی مثبت . اینک با در نظر گرفتن این گزینه‌های متعدد میتوان بیشتر از شش حالت ممکن فیزیکی برای یک بشقاب پرنده در نظر گرفت که آن را قادر میسازد در شش جهت جلو و عقب ، راست و چپ ، بالا و پایین حرکت و شتاب داشته باشد . مارپیچ قرمز رنگ میدان الکتریکی و مارپیچ سبز میدان گرانش منفی و منحنی های آبی رنگ بیانگر میدان مغناطیسی یا مغناطیسی متضاد است . نکته جالب اینجاست که چگالی بار الکتریکی در لبه‌ها و قسمت‌های برجسته بشقاب پرنده فوق‌العاده زیاد است و این قسمتها بیشتر از مناطق دیگر در اتمسفر سیاره زمین نور منتشر می کنند ، چیزی که ما آن را هاله میدان الکتریکی می‌نامیم که به همراه میدان گرانشی منفی ، قدرت انحنا حتی برش میدان مغناطیسی یا مغناطیسی متضاد را دارد . همانطور که از شکل فوق بر می آید جا برای استقرار سرنشین یا سرنشینان برای هدایت بشقاب پرنده به حد کافی وجود دارد .





آیا بشقاب پرنده‌ها واقعیت داشته و ماهیت فیزیکی دارند ؟

اولا حکایت بشقاب پرنده‌ها حکایت چوپانiframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">

یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:50 ::  نويسنده : افسانه

 

دریاچه‌ای در قمر زحل  

نجوم - پس از شش سال انتظار، فضاپیمای کاسینی توانست بازتاب نور خورشید را از سطح دریاچه‌های متانی تیتان ثبت کند. وجود این دریاچه‌ها در تصاویر راداری کاسینی اثبات شده بود، ولی این نخستین نشانه مستقیم است.

به گزارش اسپیش فلایت ناو، فضاپیمای کاسینی موفق شد برای نخستین بار، تصاویری از دریاچه‌های سطح تیتان، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین قمر منظومه سیاره‌ای زحل تهیه کند. موقیت کاسینی در این عکس سبب شد بازتاب نور خورشید از دریاچه‌های متان مایع به دوربین های کاسینی برسد و تصویر آن ثبت شود.

تیتان جوی به ضخامت 600 کیلومتر دارد که لایه‌های کدر، مانع از عبور نور مریی و دیدن سطح این قمر می‌شود. دمای سطح آن نیز به قدری پایین است که آب به شکل قطعات یخ‌زده کروی و بسیار سخت در سطح آن وجود دارد؛ درمقابل، این دمای پایین سبب می‌شود متان و اتان بتوانند در حالت مایع تشکیل شوند.

وجود آب و مایعات در تیتان سبب شده است این قمر به‌همراه همراه با اروپا، قمر مشتری که شواهدی از وجود اقیانوسی از آب مایع در زیر سطحش نشان می‌دهد، مهم‌ترین قمرهای منظومه را تشکیل می‌دهند.

پیش از این، فضاپیمای کاسینی توانسته بود با استفاده از رادار، وجود این دریاچه‌ها را آشکار کند. اما دانشمندان از همان آغاز ماموریت کاسینی در سال 1382 / 2004 در انتظار ثبت چنین تصاویری بودند. متاسفانه فرارسیدن زمستان در نیم‌کره شمالی تیتان که حاوی دریاچه‌های بیشتری است، مانع از این تصویربرداری شد. اما با فرارسیدن اعتدال بهاری در منظومه زحل در مرداد امسال؛ شرایط تابش نور خورشید به نیم‌کره شمالی بهتر شد.

تصویر جدید، در 17 تیرماه امسال و نزدیک به اعتدال بهاری در زحل گرفته شده و هرچند جو زحل بسیاری از پرتوها را جذب یا پخش کرده، اما این پرتوها توانسته‌اند از آن خارج شوند و چون نگینی درخشان، حلقه زیبای جو را در اطراف تیتان تزیین کنند. تصویر را دوربین و طیف‌نگار فروسرخ کاسینی ثبت کرده است.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:48 ::  نويسنده : افسانه

 

ماه آب‌دار 

 اطلاعات تازه منتشرشده نشان می‌دهد ادعای ده سال پیش دانشمندان درمورد وجود منابع فراوان آب در ماه، تنها قمر زمین درست بوده است. مجید جویا: یک دهه پیش از این فیت ویلاس، مدیر تلسکوپ چند آینه‌ای آریزونا، درگیر یک وسواس فکری در مورد ماه شد. او که اطلاعات آرشیو شده ماموریت فضاپیمای گالیله را به مشتری بررسی می‌کرد، چیز عجیبی را در تصاویر ارسالی‌اش از ماه دید. هنگامی که او تصاویر را برای برخی طول موج‌های خاص امواج فروسرخ فیلتر کرد، سیگنال مشخصی را در چند نقطه در نزدیکی قطب جنوب ماه آشکار کرد. این سیگنال، دست کم در سیارک‌ها با فیلوسیلیسات‌ها رابطه دارد، فیلوسیلیسات‌ها موادی معدنی هستند که برای تشکیل به گرما و آب نیاز دارند. آیا این می‌توانست نشانه‌ای بر وجود مقادیری از یخ باشد که زیر دهانه‌های آتش‌فشانی دو قطب ماه پنهان شده باشند؟

بر همین اساس، او سخنرانی کوتاهی را برای کنفرانس سال 1999 / 1378علم نجوم ارائه کرد. ولی برای چندین سال او نمی‌توانست این نظریه را منتشر کند. او می‌گوید: «آشکارا جلوی ارائه این نظریه گرفته شده بود».

ولی اکنون از نظریه او حمایت می‌شود. نتایجی که به زودی از دو سفینه دیگر منتشر می‌شوند، اطلاعات طیف‌سنجی دقیق و کاملی را نشان خواهند داد که ثابت می‌کند به راستی مناطق قطبی ماه پر از موادی معدنی هستند که در مجاورت آب قرار داشته‌اند.

این همه داستان نیست. نتایج اولیه مدارگرد اکتشافی ماه (LNR) ناسا که تیرماه به سوی ماه پرتاب شد، آرایه گسترده‌ای از سیگنال‌های مرتبط با آب را در خود دارند. دانشمندان ماه شناس هر روز بیش از روز پیش به این نتیجه می‌رسند که این شک و تردید چند ده ساله به پایان رسیده است. در حقیقت، در هر جایی در ماه آب پیدا می‌شود: نه فقط در دل مواد معدنی، که روی سطح آن نیز نشانه‌های گسترده‌ای از وجود آب دیده می‌شود؛ و حتی در صفحات پهناوری در اعماق نیز شاید بتوان ذخایر بزرگ یخ را یافت.

آنتونی کلاپریت، جستجوگر ارشد ماهواره مشاهده و تشخیص دهانه‌های آتش‌فشانی ماه (LCROSS) می‌گوید: «ما در آستانه یک رنسانس در نحوه نگرش خود نسبت به قطبین ماه قرار داریم، که شامل این می‌شود که آب چگونه به آنجا رسید». این ماهواره در روز 9 اکتبر به یک دهانه آتش‌فشانی در قطب ماه برخورد خواهد کرد تا با متلاشی کردنش و به بالا پرتاب کردن آن‌چه در زیر این دهانه نهفته، امکان رصد یخ را برای تعداد زیادی از تلسکوپ‌های زمینی فراهم کند. «این ساده‌ترین کار ممکن است».

شواهد جدید، اذهان دانشمندان را به شدت درگیر خود کرده است، نه فقط برای توضیح منشا و نحوه حرکت آب در آنجا، بلکه برای توجیه اینکه چگونه سیگنالی که ده سال پیش دیده شد، این همه مدت کسی به آن توجه نکرد و فراموش شد.

یکی از دانشمندان ماه شناس که در مورد تحقیقات جدید که قرار است در مجله ساینس منتشر شود نیز اطلاعاتی دارد، می‌گوید: «هیچ کس آن تحقیق (کار خانم ویلاس) را جدی نگرفت، تا این‌که بالاخره خبر یافته‌های اخیر منتشر شد، و بعد مجبور شدن که آن را به یاد بیاورند».

زیادی هیدروژن
نتایج اولیه ال‌آر‌او این حدس را تایید می‌کند که برای میلیاردها سال یخ زیر سطح ماه به دام افتاده بود. یک ابزار نقشه برداری گرمایی نشان داد که منطقه دائما تاریک ماه در نزدیکی قطبین، دمایی در حد 35 درجه کلوین (منفی 238 درجه سانتی‌گراد) دارد. ریچارد وندراک، دانشمند این پروژه می‌گوید که این‌ها سردترین نقاط در کل منظومه شمسی هستند؛ حتی سردتر از سطح پلوتون.

ولی شگفتی اصلی از یک ابزار دیگر نصب شده روی ال‌آر‌او ناشی می‌شود، ابزاری که نوترون‌های کند را می‌شمرد تا بتواند مقدار هیدروژن موجود در عمق یک متری سطح ماه را بسنجد. این هیدروژن معمولا به عنوان نمایشگر ذخیره یخ تفسیر می‌شود، به رغم این‌که می‌تواند هیدروژن مولکولی یا حتی هیدروژن حبس شده در مولکول‌های دیگر نیز باشد. مانند ماموریت پیشین اکتشافی ماه، ابزار ال‌آر‌او نیز توانسته ذخایر گسترده‌ای از هیدروژن را در قطبین تشخیص دهد.

ولی با دقت بیشتری که این ابزار دارد، تفاوت تعجب انگیز در میزان هیدروژن در مناطق قطبی آشکار شده است. بعضی از دهانه‌ها مملو از هیدروژن هستند. در حالی که برخی دیگر فاقد آنند و عجیب‌تر از آن این‌که در برخی مناطق بیرون دیواره دهانه‌ها (که تصور می‌شد که گرم‌تر از این باشند که آب در آنجا دوام بیاورد) مقدار زیادی از هیدروژن یافت شده است. به گفته وندراک این نشان می‌دهد که ممکن است که آب به تازگی به آنجا رسیده باشد، یا در صورتی که برخوردها سبب فرو رفتن در خاک ماه شده باشد، بیشتر دوام آورده باشد.

به گفته استیوارت نازت، جستجوگر ارشد ابزار رادار نصب شده بر روی ال‌آر‌او؛ این رادار که به جای سیگنال گمراه کننده‌تر حسگر نوترونی، به دنبال تکه‌ها یا قطعات بزرگ یخ می‌گردد، تغییر پذیری مشابهی را نشان می‌دهد. در قطب جنوب، او سیگنال‌های قوی مانند یخ را در پای بعضی از دهانه‌های عمیق آن ناحیه مشاهده کرده است. ولی این را هم می‌گوید که متاسفانه، هیچ سیگنال قوی‌ای در کابیوس آ، همان دهانه‌ای است که ناسا در 9 سپتامبر به عنوان محل برخورد LCROSS تعیین کرده، مشاهده نمی‌شود.

سیگنال ضعیف رادار در کابیوس آ کلاپریت را نیز نگران کرده است، و در پرتو اطلاعات جدید به دست آمده او برخورد نهایی ماهواره را به تعویق انداخته است. او در هفته جاری و پیش از ضرب‌العجل 26 سپتامبر برای تغییر خط سیر ماهواره تصمیم نهایی خود را خواهد گرفت. به گفته او دهانه اصلی کابیوس در حال حاضر بهترین جایگزین برای کابیوس آ است.

برخورد عمیق
اگر برخورد LCROSS یخ را به هوا پرتاب کند، آخرین باقیمانده‌های شک و تردید در مورد آب در ماه را نیز با خود از میان خواهد برد. این می‌تواند کاوش جدیدی را نیز شروع کند: یافتن سابقه‌ای از رخدادهای برخورد، مانند برخورد دنباله‌دارهای مملو از آب که اولین بار آب را به آنجا آوردند. به گفته واندراک این‌ها، اگر البته هیچ وقتی اتفاق افتاده باشند، می‌توانند ارزش مشابهی به هسته‌های یخی قطب جنوب زمین ببخشند و راهی برای تعیین تاریخ یک بمباران قدیمی بیابند که از حافظه زمین پاک شده ولی ممکن است در دهانه‌های ماه باقی مانده باشد.

با کشف یخ در ماه، نوبت بحث و جدل در مورد سرمنشا این یخ و سازوکاری که آن را در ماه قرار داد می‌رسد. یکی بمباران توسط دنباله‌دارها را منشا این آب می‌داند؛ پدیده‌ای که اوج آن در 3.9 میلیارد سال پیش اتفاق افتاده بود. این برخوردها مقادیر زیادی از آب را در اعماق این قمر دفن کرد. ولی دیگر دانشمندان بر این باورند که این واقعه زمان بیشتری به طول انجامیده و ممکن است که ته‌نشین شدن آب‌های سطحی سبب آن شده باشد؛ آب‌هایی که یک منشا برای آن می‌توانسته خرده سیارک‌ها بوده باشد، خرده سیارک‌هایی که همواره با ماه برخورد می‌کردند و مقادیر کمی از آب در خود داشتند.

یک منبع دیگر می‌توانسته بادهای خورشیدی باشد که طوفان مداومی از پروتون‌ها را به سوی سطح ماه روانه می‌کند، و در آنجا آنها می‌توانند با اکسیژن موجود در خاک‌های سطح ماه ترکیب شوند و آب را به وجود آورند. بیشتر این آب به سرعت وارد فضا می‌وشد، ولی بخشی از آن نیز می‌تواند از طریق حرکت تصادفی مولکول‌ها به قطبین رسیده و در آنجا گیر کرده باشد. آبی که تا به امروز دوام آورده است.

تفاوت در میزان هیدروژن و امواج رادار بین دهانه‌ها نشان از برخوردهای گاه و بیگاه دنباله‌دارها در زمانی بسیار قدیمی‌تر از امروز دارد، ولی سیگنال‌های بیرون از دیواره دهانه‌ها می‌تواند نشان از یک حرکت سطحی پیوسته‌تر داشته باشد. واندراک می‌گوید که هر دو نظریه می‌توانند تا حدی درست باشند. «مسئله اینجا، یا این یا آن نیست».

در همین زمان، ماه شناسان مشتاقانه منتظر اطلاعاتی از دو گروه جستجو هستند که به دنبال مواد معدنی هیدراته در مناطق قطبی بیرون از ناحیه تاریک ماه می‌گردند (اینجا تنها ناحیه‌ای است که ابزارهای مبتنی بر انعکاس نور می‌توانند کار کنند). مشاهدات انجام شده در جریان ماموریت تمدید شده حسگر برخورد عمیق، و مشاهدات نقشه بردار مواد معدنی ماه، (که ابزاری است که هندی‌ها به تازگی با ماهواره چاندرایان 1 به سوی ماه گسیل داشته‌اند) در مجله ساینس منتشر خواهد شد، و اطلاعات دقیق‌تری از شواهد طیف‌نگاری انواع مواد معدنی آب‌داری به دست خواهد داد که ویلاس سال‌ها پیش از این در تصاویر گالیله دیده بود.

البته ویلاس نیز در نهایت موفق شد که نتایج خود را در سال گذشته در یک نشریه ژاپنی منتشر کند. او می‌گوید: «من از این ناراحتم که این کار این همه مدت نادیده انگاشته شد؛ ولی از این که در نهایت ثابت شد که حق با من بوده است بسیار هیجان‌زده هستم».

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:44 ::  نويسنده : افسانه

 

منشا آب روی زمین و گودال‌های روی ماه، یکی است 

 مطالعه اخیر نشان می‌دهد که این دنباله‌دارهای یخی بودند که با بمباران زمین و ماه،‌ گودال‌های عمیق سطح ماه و اقیانوس‌های زمین را به جا گذاشته‌اند.

بهنوش خرم‌روز: مطالعه جدیدی که روی صخره‌های باستانی گرینلند انجام شده،‌ نشان می‌دهد که در حدود 3.85 میلیارد سال پیش، این دنباله‌دارهای یخی بودند که ضربه‌های سهمگینی را به زمین و ماه وارد کردند، نه سیارک‌های صخره‌ای. بر اساس این مطالعه،‌ به نظر می‌رسد بخش اعظم آب موجود در کره زمین توسط همین دنباله‌دارهای یخی به این سیاره آورده شده است.

به گزارش نیوساینتیست، یوف گری یورگنسن، ‌اخترشناس موسسه نیلز بور در کوپنهاک دانمارک می‌گوید:‌ «ما با چشم غیرمسلح هم می‌توانیم گودال‌های ایجاد شده بر سطح ماه را ببینیم،‌ اما هیچ کس دقیقا نمی‌داند آن‌ها چه طور ایجاد شده‌اند. کار سیارک‌های سنگی بوده،‌ یا سیارک‌های فلزی و یا یخ؟ پیدا کردن شواهدی که نشان می‌دهد عامل این گودال‌ها در واقع یخ بوده،‌ بسیار جالب است.»

شواهد نشان می‌دهد که هم ماه و هم زمین در حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفته‌اند. اما تقریبا تمام گودال‌های سطح ماه به دوره‌ای موسوم به بمباران سنگین باستانی در حدود 3.8 تا 3.9 میلیارد سال پیش برمی‌گردند که طی آن، در حدود صد میلیون میلیارد تن صخره و یخ به سطح ماه برخورد کردند. در همان زمان، ‌زمین هم از چنین برخوردهایی در امان نبود،‌ با این وجود، صفحه‌های زمین‌ساختی قدری از آثار این برخوردها را محو کرده‌اند.

یورگنسن برای پی بردن به این که سیارک‌ها و یا دنباله‌دارها عاملان اصلی بمباران‌ها بوده‌اند،‌ تصمیم گرفت سطوح عنصر ایریدیوم را در صخره‌های باستانی زمین بررسی کند. ایریدیوم در سطح زمین بسیار نایاب است، چرا که تقریبا تمام ایریدیوم زمین اندکی پس از زمان تشکیل آن،‌ به همراه آهن به اعماق زمین فرورفت. اما در دنباله‌دارها و شهاب‌سنگ‌ها میزان نسبتا بالایی از ایریدیوم وجود دارد.

صخره یا یخ
گروه وی میزان ایریدیومی را که سیارک‌ها در مقایسه با دنباله‌دارها ممکن بوده است روی زمین و ماه به جای بگذارند، محاسبه کرد. دنباله‌دارها به دلیل مدارهای کشیده‌تر خود به دور خورشید از عناصر فرار بیشتر و سرعت برخورد بالاتری برخوردارند، به همین دلیل نسبت به سیارک‌ها برخورد قوی‌تری ایجاد می‌کنند که باعث آزاد شدن ایریدیوم بیشتری در فضا می‌شود.

پیش‌بینی گروه این است که بمباران سیارکی در حدود ده‌هزار تا 18هزار قسمت در هر هزار میلیارد ذره ایریدیوم در صخره‌های زمین و ماه به جا گذاشته باشد؛ در حالی که این ارقام برای برخورد دنباله‌دارها در حدود 10 تا 130 است. سنگ‌هایی که چهل سال پیش طی ماموریت‌های آپولوی ناسا از سطح ماه به زمین آورده شده‌اند، ایریدیوم زیادی نداشتند، به‌طوری‌که حاوی 10 قسمت در هزار میلیارد یا کم‌تر بوده‌اند. برای به دست آوردن این ارقام در سنگ‌های زمینی، گروه یورگنسن از برخی مناطق بسیار قدیمی سرزمین سبز که در حدود 3.8 میلیارد سال قدمت دارند، نمونه‌برداری کردند و از آزمایشگاه‌های ژاپنی خواستند سطح ایریدیم آن‌ها را حتی دقیق‌تر از قبل، ارزیابی نمایند. آن‌ها حاوی 150 قسمت در هزار میلیارد ایریدیوم بودند. بنابراین این نظر که دنباله‌دارها و نه سیارک‌ها عاملین بمباران سهمگین بوده‌اند، قویا تایید می‌شود.

گروه یورگنسن محاسبه کرد که اگر چنین بوده باشد، به هر متر مربع از زمین در حدود 3400 تن از مواد تشکیل‌دهنده دنباله‌دارهای یخی برخورد کرده است. نیمی از این مواد کمانه کرده و به فضا بازگشته‌اند، در حالی که در حدود یک میلیارد کیلومتر مکعب آب به جای گذاشتند.

این مقدار،‌ تقریبا برابر با همان حجم آب‌های اقیانوس‌های امروز سیاره زمین است، با این حال هنوز مشخص نیست که آیا در زمین اولیه هم بر اثر واکنش‌های شیمیایی آب وجود داشته است یا نه. مایکل موما،‌ متخصص دنباله‌دارها در مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا که در این پژوهش مشارکت نداشته است، معتقد است این مطالعه بسیار جالب است. وی می‌گوید:‌ «این مقاله بحث‌های قابل توجهی را بر خواهد انگیخت.»

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:42 ::  نويسنده : افسانه

 

درختان سنگی روی ماه 

 دانشمندان، راکتوری را ساخته‌اند که می‌تواند از صخره‌های کره ماه، گاز اکسیژن را استخراج کند. وجود چنین دستگاهی برای تاسیس پایگاه‌های فضایی در کره ماه بسیار حیاتی است.

مجید جویا: بسیاری از سازمان‌های فضایی زمین هم‌اکنون درحال مقدمه‌چینی برای برنامه‌های جاه‌طلبانه خود به مقصد ماه هستند. ساکنان هر ایستگاهی که در آینده در کره ماه ساخته شود، چه بخواهند منابع موجود در در این کره را استخراج کنند، یا از این قمر به عنوان پایگاهی برای اکتشاف در اعماق فضا استفاده کنند، برای زنده ماندن نیاز به اکسیژن خواهند داشت. انتقال مقادیر عظیم این گاز از زمین به ماه، بسیار گران‌قیمت خواهد بود، به‌طوری‌که بنا به برخی تخمین‌ها شاید هزینه‌ای بالغ بر یکصد میلیون دلار بر هر تن دربر داشته باشد؛ در نتیجه پژوهشگران به دنبال آزمودن راه‌های ارزان‌تر برای تولید اکسیژن روی سطح خود ماه هستند.

به گزارش نیچر، سال‌ها است که ناسا به دنبال یافتن راهی برای تولید اکسیژن از صخره‌های ماه می‌گردد. در سال 2005 / 1384، این سازمان به عنوان قسمتی از مسابقات قرن خود، جایزه‌ای 250 هزار دلاری را برای اولین تیمی تخصیص داد که بتواند دستگاهی بسازد که در عرض 8 ساعت، 5 کیلوگرم اکسیژن را از موادی شبیه به صخره‌های ماه استخراج کند،. به رغم این‌که در سال 2008 / 1387، این جایزه با همکاری مسئولین فضایی کالیفرنیا به یک میلیون دلار افزایش یافت، هنوز کسی پیدا نشده که ادعا کند توانسته است چنین دستگاهی بسازد. از سوی دیگر، برنامه جاری استفاده از منابع موجود در محل این سازمان، در حال حاضر به دنبال یافتن فناوری‌های متعدد و متفاوتی است که بتوانند از صخره‌های ماه اکسیژن استخراج کنند.

اکنون، درک فری، متخصص شیمی مواد از دانشگاه کمبریج انگلستان و همکارانش توانسته‌اند با بهینه‌سازی یک فرایند الکتروشیمیایی که در سال 2000 / 1379 برای استخراج فلزات و آلیاژ‌ها از اکسیدهای فلزات ابداع کرده بودند، به راه‌حلی بالقوه دست پیدا کنند. این فرایند از این اکسید‌ها ( که در صخره‌های ماه هم یافت می‌شوند) به عنوان کاتد، در کنار آندی از جنس کربن استفاده می‌کند. برای عبور جریان الکتریسیته در این سیستم، الکترودها در محلول الکترولیتی از جنس کلرید کلسیم مذاب قرار می‌گیرند. کلرید کلسیم یک نمک معمول است که در دمای تقریبی 800 درجه ذوب می‌شود.

فرسایش آند
جریان سبب جدا شدن اتم‌های اکسیژن از صفحه اکسید فلز می‌شود، این اتم‌ها یونیزه شده و در نمک مذاب حل می‌شوند. یون‌های باردار شده اکسیژن که بار منفی دارند، در داخل نمک مذاب به سوی آند می‌روند و در آنجا الکترون‌های اضافی خود را به صفحه آند داده و خود در ترکیب با کربن، دی‌اکسید کربن تولید می‌کنند. این فرایند منجر به خورده شدن آند کربنی می‌شود. به طور همزمان، در اطراف کاتد، فلز خالص آزاد می‌شود.

برای واداشتن این سیستم به تولید اکسیژن به جای دی‌اکسید کربن، فری مجبور بود از آندی استفاده کند که با اکسیژن واکنش ندهد. این کار خیلی مهم بود، زیر بدون این آندها، این سیستم کار نمی‌کرد. او دریافت که تیتانات کلسیم، که رسانایی الکتریکی ضعیفی دارد، در ترکیب با راتنات کلسیم، رسانایی خیلی بهتری پیدا می‌کند. ترکیب این دو با هم، یک آند می‌سازد که خوردگی ناچیزی دارد! بعد از 150 ساعت کار این دستگاه، فری محاسبه کرد که آند در عرض یک سال، تنها سه سانتی‌متر خوردگی خواهد داشت.

فری و همکارانش در آزمایش‌های خود از یک سنگ شبیه‌سازی شده ماه به نام JSC-1 که توسط ناسا تولید شده، استفاده کردند. فری انتظار دارد که سه راکتور، هر یک به ارتفاع یک متر، برای تولید یک تن اکسیژن از صخره‌های ماه در عرض یک سال کفایت کنند. برای تولید یک تن اکسیژن به این روش، به 3 تن صخره از ماه مورد نیاز خواهند بود و بر اساس آزمایش‌ها، می‌توان شاهد بازیافت تقریبا 100 درصدی اکسیژن بود. فری نتایج آزمایش‌های گروه خود را هفته گذشته در جریان کنفرانس انجمن جهانی شیمی محض و کاربردی در گلاسکوی انگلستان ارائه کرد.

فری اشاره می‌کند که برای گرم کردن راکتور روی ماه نیاز به اندکی نیرو خواهد بود، و بعد از آن می‌توان راکتور را به لحاظ گرمایی عایق کرد تا گرما را در خود نگاه دارد. این مشکل خاصی نخواهد بود. سه راکتور نیاز به تقریبا 4.5 کیلووات نیرو دارند، که می‌توان از طریق صفحات خورشیدی یا حتی یک راکتور هسته‌ای کوچک که روی ماه نصب شود، این نیرو را تامین کرد.

فری می‌گوید که با تقریبا 16.5 میلیون دلار قادر خواهد بود که نمونه خوبی از راکتور قوی‌تر بسازد که بتوان آن را از راه دور کنترل کرد. او اکنون در حال همکاری با آژانس فضایی اروپا برای رسیدن به این هدف است.

نصب خودکار
دونالد سادووی از ام.آی.تی، در حال طراحی فرایند مشابهی برای استخراج اکسیژن از صخره‌های ماه است. ولی فرایند او نیاز به دمای خیلی بالایی در حدود 1600 درجه سانتی‌گراد دارد؛ که به این معنا است که سنگ ماه ذوب می‌شود و می‌توان از خود آن به عنوان الکترولیت استفاده کرد. در این فرایند، فلزات ذوب شده‌ای مانند آهن تولید می‌شوند که ته‌نشین می‌شوند. فری می‌گوید که فرایند او خیلی کارامدتر است چون در دمای پایین‌تری کار می‌کند، ولی سادووی اصرار دارد که الکترولیز نمک مذاب، (نامی که فرایند او به آن نامیده می‌شود) به رغم دمای بالاتر، کاربردی‌تر است. او می‌گوید: «در فرایند درک، نمک مذاب به او اجازه می‌دهد که در دمای خیلی پایین‌تری کار کند، ولی او کماکان نیاز دارد که سنگ‌های ماه را در حالت جامد محکم کند» و این کار معمولا و به دلیل ماهیت ماسه‌ای این سنگ‌ها خیلی سخت است».

راکتور سادووی حتی می‌تواند خود را بسازد. سطح داخلی آن سنگ‌پوش ماه است (سنگ‌های پودری که سطح ماه را شکل می‌دهند) که با استفاده از برق، گرم و ذوب می‌شود. سطح خارجی آن نیز از همان سنگ‌ها است که سرد شده است. او می‌گوید: «ما با منجمد کردم سنگ مذاب سطح خارجی راکتور را می‌سازیم، ولی شروع فرایند مشکل خواهد بود».

سادووی می‌گوید که با حمایت مالی کافی، او می‌تواند در عرض دو سال این سیستم را در مقیاس بزرگ بسازد. هرچند ناسا طرح او را پذیرفته و از آن حمایت مالی می‌کند؛ ولی به اذعان خود او هنوز این طرح با مشکلاتی روبرو است و از آزمایشگاه خارج نشده است.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:33 ::  نويسنده : افسانه

 

بالاخره چه چیز لایه ازن را از بین می‌برد؟ 

شیمی‌دانان تایوانی توانستند پس از 2 سال، مدل‌های نقصان ازن را در اتمسفر به تایید دوباره برسانند و با انتشار اطلاعاتی جدید، فرضیه‌های قبلی را تایید کنند. مدل قبلی که نشان می‌داد چگونه کلروفلوروکربن‌ها (سی.اف.سی‌ها) باعث تخریب ازن در استراتوسفر قطبی می‌شوند، با انجام یک‌سری آزمایشات تکمیلی توسط یک گروه تحقیقاتی دیگر زیر سئوال رفته بود.

مدل استاندارد قبلی حاکی از این بود که کلرین‌پراکساید(Cl2O2) که بر اثر تجزیه سی.اف.سی‌ها تولید می‌شود در نسبت خاصی توسط نور شکافته و تجزیه می‌شود و بر اثر این واکنش، رادیکال‌های کلرین آزاد می‌شوند که با مولکول‌های O3 واکنش می‌دهد و با رقیق ساختن لایه ازن، آن‌را از بین می‌برند. اما در سال 1386 / 2007، یک شیمی‌دان علوم جوی ناسا به نام فرانسیس پوپ دریافت که نسبت فتولیز کلرین‌پراکساید در شرایط استراتوسفری پایین‌تر از حدی است که بتواند کاهش ازن قطبی را در اواخر زمستان توجیه کند.

نتایج کار این گروه تحقیقاتی باعث خدشه‌دار شدن اعتبار مدل تخریب ازن در استراتوسفر قطبی شد که توانسته بود جایزه نوبل را از آن خود کند. این یافته‌ها موج شوکی را به جامعه تحقیقاتی علوم جوی وارد کرد.

ناخالصی، متهم اصلی
پوپ و همکارانش با اندازه‌گیری مقدار نوری که در طول‌موج‌های مختلف توسط کلرین‌پراکساید جذب می‌شود، به این نتیجه دست یافته بودند. به‌همین دلیل شک برخی دانشمندان در زمینه صحت آزمایش‌های وی برانگیخته شد. جیم لین، یکی از شیمی‌دانان انیستیتو علوم ملکولی و اتمی تایپه در تایوان، یکی از افرادی بود که به شدت به این کار و بررسی آن علاقمند شده بود. او و همکارانش حدس زدند که مشکل می‌تواند از ناخالصی نمونه‌ها و نحوه آماده‌سازی آن‌ها باشد.

برای این‌که بتوان میزان جذب طیف را توسط کلرین‌پراکساید اندازه‌گیری کرد، باید بتوان نمونه‌هایی به‌شدت خالص تهیه کرد؛ چون ملکول‌های دیگری که از واکنش‌های جانبی تولید می‌‌شوند، مخفیانه و دور از انتظار وارد عمل می‌شوند و در نتیجه به تفسیر نادرست نتایج می‌انجامند.

با این وجود، تیم تحقیقاتی پوپ از روش جدیدی استفاده کرد و امیدوار بود که مانع از بروز ناخالصی و انجام واکنش‌های ثانویه شود. لین و همکارانش به این فکر افتادند که شاید روش آماده‌سازی نمونه‌های پوپ اشتباه بوده است؛ به همین دلیل دست به آزمایش دیگری زدند تا ببینند آیا می‌توان نمونه‌ها را به‌طور کامل بدون هرگونه ناخالصی آماده کرد یا خیر؟

آن‌ها توانستند میزان جذب دقیق 2 طول‌موج خاص موجود در استراتوسفر را اندازه‌گیری کنند و اعلام کردند این میزان جذب خیلی بزرگ‌تر از آن چیزی است که پوپ و همکارانش گزارش داده بودند. آن‌ها با این تحقیق خود علاوه بر تایید مدل استاندارد قبلی، توانستند نشان دهند که نقصان ازن از طریق کلرین کاتالیز شده کارایی به‌مراتب بالاتری در استراتوسفر قطبی دارد.

در حال حاضر گروه‌های مختلفی در سراسر دنیا مشغول انجام آزمایش‌های تکمیلی در این زمینه هستند. گرچه اشتباه بودن نتایج تحقیق پوپ به اثبات رسید، اما نکته مهمی که این اتفاق به همراه داشت، این بود که کار پوپ و گروهش باعث تشویق گروه‌های دیگر به انجام مطالعات بیشتر و یافتن راه‌حل‌های جایگزین شد.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:29 ::  نويسنده : افسانه

 

اکسیژن زمین از کجا آمده است

 

بهنوش خرم‌روز: اکسیژن با چه سرعتی در جو زمین اولیه تشکیل شد؟ تحلیلی جدید که با استفاده از ایزوتوپ‌های کروم در رسوبات بسیار قدیمی اقیانوس‌ها انجام شده،‌ به بینشی غیرمنتظره در مورد این معمای دیرینه دست یافته است.

بر اساس گزارش نیچر، داستان معمول شیمی زمین‌شناختی در این مورد،‌ ترکیبی از دو دوره قوی افزایش مولکول‌های اکسیژن در جو است؛ اولی در حدود 2.2 تا 2.45 میلیارد سال پیش در آن‌چه زمین‌شناسان رویداد اکسایش بزرگ (GOE) می‌خوانند و بعد از آن هم، در حدود 750 میلیون سال پیش، جریان بزرگ دیگری اتفاق افتاد. اما جزییات این رویدادها نامشخص مانده بود. پیش از این با استفاده از ایزوتوپ‌های مولیبدن،‌ رنیوم و سایر فلزات، ‌تلاش‌هایی در جهت فهم شکل‌گیری اولیه اکسیژن صورت گرفته بود که طیفی از نتایج را در مورد آغاز اکسیژن، سرعت پیشرفت آن و این‌که آیا ادامه‌دار بوده است یا خیر، در بر داشت. با این حال، ‌به گفته تیم لیون از دانشگاه کالیفرنیا، بالارفتن اکسیژن جو در رویداد اکسایش بزرگ همچنان جزو چند سوال بزرگ در مورد زمین اولیه باقی مانده است.

نتایجی که گروهی از پژوهشگران به سرپرستی روبرت فری از دانشگاه کوپنهاک دانمارک به دست آورده‌اند، به زمانی بین دو دوره مهم افزایش فراوان اکسیژن برمی‌گردد. روبرت فری، ‌کسی است که از شکل‌گیری آهن نواری،‌ یک سنگ رسوبی غنی از آهن، نمونه‌برداری کرده است. این گروه نشان داده‌اند که در حدود 2.6 تا 2.8 میلیارد سال پیش، ‌اکسیژن در سطح آب‌های اقیانوس پنهان بوده است؛‌ یعنی حداقل 200 میلیون سال قبل از زمانی که تحلیل‌های حاصل از سایر ایزوتوپ‌های فلزی پیش‌بینی کرده بودند.

جالب‌تر این‌که‌ آن‌ها اظهار داشته‌اند در حدود 1.9 میلیارد سال پیش سطح اکسیژن تقریبا به همان اندازه‌ای که پیش از رویداد اکسایش بزرگ بوده تقلیل می‌یابد،‌ یعنی کم‌تر از 1 درصد سطح اکسیژن امروز. به اعتقاد دان کانفیلد از دانشگاه دانمارک و از اعضا گروه پژوهشی که مقاله خود را در این زمینه در نشریه نیچر به چاپ رساندند، این جذاب‌ترین بخش داستان است.

ماده سنگین
روش این گروه بر چگونگی پاسخ کروم به تغییر سطح اکسیژن موجود در هوا تکیه دارد. وقتی اکسیژن کم باشد،‌ کروم به صورتی در سنگ جای می‌گیرد که هر اتم آن سه الکترون کم‌تر از عنصر اصلی فلز کروم دارد،‌ یون کروم 3بار مثبت با اکسایش 3+. اما با بالا رفتن سطح اکسیژن،‌ منگنز فلزی موجود در برخی سنگ‌ها به اکسید منگنز تبدیل می‌شود که الکترون‌های کروم محصور در خشکی را می‌رباید. نتیجه آن،‌ شکل اکسید شده 6+ کروم است که احتمال بیشتری دارد در آب باران حل شود و شسته شود تا به اقیانوس برسد. در آن جا با فلز آهن واکنش می‌دهد و با هم به صورت یون 3بار مثبت تشکیلات آهن نواری تبدیل می‌شوند.

احتمال این که ایزوتوپ سنگین کروم،‌ یعنی کروم 53 اکسایش یابد و با آب شسته شود و به اقیانوس برود، به طور قطع از نسخه سبک‌تر نزدیک به آن،‌ یعنی کروم 52 بیشتر است. یعنی اندازه‌گیری میزان نسبی ایزوتوپ‌های سنگین‌تر و سبک‌تر کروم در تشکیلات آهن نواری مقدار اکسیژن موجود در جو را،‌ زمانی که این ایزوتوپ‌ها جزئی از این سنگ‌ها شده‌اند، نشان می‌دهد.

روبرت هازن، از آزمایشگاه ژئوفیزیک موسسه علوم کارنگی در واشنگتن دی.سی می‌گوید: «این روش واقعا فوق‌العاده است. به نظر می‌رسد که این روش نسبت به تغییرات اکسیژن حساس‌تر است. با این حال ممکن است یون‌های کروم واکنش‌هایی بیشتر از واکنش با اکسید منگنز و آهن داشته باشند که می‌تواند ماجرا را قدری پیچیده‌تر کند. آن چه ما لازم داریم، ‌فهم بهتر فرایند فرسایش کروم است.»

لیونز که در این پروژه مشارکت نداشته،‌ به طور خاص از این مسئله خوشحال است که این نمونه جدید تا مدت‌ها بعد از رویداد اکسایش بزرگ هم به کار خود ادامه می‌داده،‌ چرا که نشانه‌های سایر ایزوتوپ‌های فلزی با افزایش میزان اکسیژن غرق شده‌اند. وی می‌افزاید که نوسان سطوح اکسیژن،‌ به جای یک سیر ثابت افزایشی‌ در زمان خود اهمیت فوق‌العاده‌ای برای حیات داشته است.

فری می‌پرسد: «آیا این نوسانات اکسیژن با نوساناتی در حیات مرتبط بوده است؟» وی امیدوار است که یافته‌های جدید بتواند به این بحث کمک کند که آیا شکل‌هایی از حیات بسیار پیش از رویداد اکسایش بزرگ، فوتوسنتز داشته‌اند که چنین حجم انبوهی از اکسیژن را فراهم آورده است. به گفته فری، ‌این که آیا حیات اولیه باعث اولین پدیداری اکسیژن روی زمین اولیه شده است یا نه، مسئله متفاوتی است که باید بررسی شود. در حال حاضر، هم روش ایزوتوپ کروم و هم نتایج این گروه باید با بررسی سنگ‌های بیشتر تایید شوند.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, :: 12:25 ::  نويسنده : افسانه

 

موجودات فضایی چه شکلی هستند؟ 

سایر مطالب - وقتی می‌پرسند که موجودات فرازمینی چه شکلی است، نماهای هالیوودی متفاوتی در ذهن شکل می‌گیرد، از مهاجمان خونخوار گرفته تا کوچولوهای دوست‌داشتنی چون ای.تی. اما در واقعیت، یک موجود غیرزمینی به چه شکل است؟

فاطمه محمدی‌نژاد: هیولاهای شاخک‌دار، انسان‌نماهای لاغر و رنگ‌پریده، موجودات نورانی و ... . وقتی این سوال مطرح می‌شود که بیگانگان فضایی چه شکلی هستند، ما آزادیم که تخیلات خود را به کار گیریم. علوم آینده در مورد آناتومی موجودات فرازمینی هنوز نخستین بخش از اطلاعات خود را کسب نکرده است و ما نمی‌دانیم هنگام رویارویی انسان و موجودات فضایی، با چه چهره‌هایی روبرو خواهیم شد.

به گزارش نیوساینتیست، با وجود در اختیار نداشتن چنین مدارکی، ترکیبی از زیست‌شناسی زمینی و اخترشناسی، نشانه‌هایی از آن‌چه در فضا وجود دارد، ارائه می‌دهد. چند تن از دانشمندان سرشناس، در مورد موجودات فضایی که ممکن است در دنیاهای بسیار دور زندگی کنند، حدس‌هایی زده‌اند.

چهره این موجودات فرازمینی بستگی به زمان و مکانی دارد که ما آن‌ها را ملاقات می‌کنیم. به‌جز بشقاب‌پرنده‌هایی که گاه و بی‌گاه دیده می‌شوند، دو حالت وجود دارد: یا در ملاقات‌های خود به سیاره‌ها و قمرهای همسایه از نزدیک با این موجودات برخورد خواهیم کرد و یا تماس‌های فراسیاره‌ای با موجوداتی خواهیم داشت که در سیاراتی بسیار دور ساکن هستند.

برخورد اول: منظومه شمسی
اگر به‌طور اتفاقی اولین برخورد در منظومه شمسی باشد، بنابراین حداقل اطلاعات کمی در مورد این موجودات خواهیم داشت. با توجه به وجود کربن و آب به عنوان حلال، مکان‌های زیادی هستند که می‌توانند پذیرای حیاتی مشابه زمین باشند. خاک زیرین مریخ ممکن است به اندازه کافی گرم باشد که میزبان میکروب‌هایی شبیه باکتری‌های زمینی گردد. حتی ممکن است چهارپایان بزرگ‌تری در دریاهای قمرهای منظومه شمسی مثل "اروپا" قمر مشتری در حال شنا کردن باشند.

کرم‌های کوسه‌صفت اروپا
درک شولتزه ماکوخ، زیست‌شناس فضایی دانشگاه ایالتی واشنگتن معتقد است انرژی حاصل از حفره‌های یخ‌فشان قمر اروپا می‌تواند می‌تواند گروه بسیار بزرگی از میکروب‌ها را تغذیه کند و این خود می‌تواند منجر به هرمی از شکارچیان گردد. شکارچی بزرگ اروپا که هم‌سطح کوسه سفید خودمان است، ممکن است موجودی هولناک به جرم یک گرم باشد. به گفته ماکوخ، اروپا می‌تواند میزبان ارگانیزم‌هایی به اندازه میگو باشد، صید کافی برای تغذیه شکارچیان بزرگ‌تر از آن وجود نخواهد داشت.

البته منظور از موجوداتی به اندازه میگو لزوما این نیست که شکل آن‌ها نیز شبیه میگو است. شولتزه ماکوخ گفت: «سخت است که در مورد شکل احتمالی این موجود سخنی بگوییم. من حدس می‌زنم چیزی شبیه کرم باشد. این موجود، روی زمین جانور موفقی به حساب می‌آید.» حتی روی زمین نیز جانوران تنوع و اشکال بسیار متنوعی دارند.

بیگانگان اسیدی ناهید
در حالی که کرم یخی فرضی قمر اروپا در حفره‌های آب قدیمی شنا می‌کند، برخی زیست‌شناسان فضایی پا را فراتر نهاده و در مورد زندگی خارج از آب سخن می‌گویند. بیشتر مکان‌های منظومه شمسی خیلی سرد یا خیلی گرم هستند و امکان وجود آب مایع را فراهم نمی‌کنند. اما به گفته استیون بنر از موسسه تکامل مولکولی کاربردی در فلوریدا، مایعات فراوانی وجود دارند که ممکن است زندگی فضایی را رقم بزند.

ابرهای سیاره ناهید حاوی قطرات اسید سولفوریک است و میلیاردها سال پیش، احتمالا حوضچه‌هایی از این ماده بر سطح این سیاره وجود داشته است. با وجود این‌که این ماده برای آب معمولی ما بسیار مخرب است، اما ممکن است برای موجوداتی با ساختار زیست‌شیمی مناسب، مایه حیات باشد. این ساکنان اسیدی ممکن است با ساختاری مقاوم شکل گرفته باشند. فیلم بیگانه رایدلی اسکات و بیگانگان جیمز کامروان را یادتان هست؟

بنر گفت:« ناهیدی‌های چند سلولی که در اسید سولفوریک مایع زندگی می‌کنند، ممکن است رگ‌هایی از شیشه داشته باشند!» بنر این را به امید وجود موجوداتی شفاف و شیشه‌ای که به آرامی و دقت از صخره‌های ناهید بالا می‌روند، می‌گوید. اما شیشه تنها گزینه نیست و مواد مقاوم دیگری نیز وجود دارند. بنر خاطرنشان کرد: «پلیمرهای انعطاف‌پذیری وجود دارند که در مقابل اسید مقاومند، مثل تفلون، پلی‌اتیلن و سیلیکون.»

سالمندان یک میلیون ساله تیتان
در مکان‌های دیگر منظومه شمسی ما، دریاچه‌های سطحی و دریاها با این‌که حاوی آب نبوده، اما وجود داشته‌اند. در قمر تیتان زحل، این دریاچه‌ها از محلول سرد هیدروکربن متشکل از اتان و متان تشکیل شده‌اند. به عقیده شولتزه ماکوخ، این دریاچه‌های ممکن است میزبان موجوداتی بزرگ‌تر باشند. وی گفت: «آب دارای کشش سطحی بسیار قوی است که بر حجم تک سلولی‌ها اثر می‌گذارد. به همین دلیل باکتری‌های زمینی این‌قدر کوچکند.»

کشش سطحی در محلول اتان-متان بسیار کمتر است، بنابراین تک سلولی‌های می‌توانند غول‌پیکر باشند. شولتزه ماکوخ با اشاره به رمان خود با نام "فضای ابدیت" گفت:« من موجوداتی را در اندازه‌های یک تخته‌سنگ تصور می‌کنم که بر سطح شناورند و هیدروکربن‌ها را می‌بلعند. البته این یک ماجرای علمی-تخیلی است، اما ممکن است چیزی شبیه به این وجود داشته باشد.»

از نظر ما ممکن است تیتانی‌ها خیلی آسوده خاطر به نظر برسند. دریاها در دمای 180- درجه سانتی‌گراد، آن‌قدر سرد هستند که واکنش‌های شیمیایی را به شدت آرام می‌کنند. شولتزه ماکوخ در این رابطه ابراز داشت: «همه چیز ممکن است آرام حرکت کرده یا آرام رشد کند. طول عمر چنین موجوداتی می‌تواند دست‌کم ده‌هزار سال باشد یا حتی به میلیون نیز برسد.»

کی اونجاست؟
رویارویی با این موجودات، بسیار غریب و حیرت‌آور است؛ اما به نظر نمی‌رسد صحبت کردن با آن‌ها چندا جذابیتی داشته باشد. برای یافتن موجودات فضایی با سطح هوشی برابر خودمان یا حتی بسیار بیشتر از آن، مسلما باید از مرزهای منظومه شمسی خود فراتر رویم. برخی اخترشناسان در جستجوی هوشمندان فرازمینی، در تلاش برای تولید گیرنده‌های رادیویی خاصی برای شنیدن صدای موجودات فضایی بوده‌اند. حالا محققان در حال مذاکره در مورد این موضوع هستند که چطور پا پیش نهاده و پیغام‌هایی ارسال کنند. اگر ما ارتباطی برقرار کنیم چه موجودی آن سوی خط خواهد بود؟

با وجود عدم آگاهی در مورد ساختار یا محل سکونت این موجودات، می‌توان چند حدس زد. ممکن است بدن آن‌ها از گوشت باشد. رین روتسچایلد از مرکز تحقیقات ایمز ناسا گفت:« شکارچیان ممکن است هوشمندتر باشند. با این حساب به احتمال زیاد باید با جانورانی گوشت‌خوار یا حتی موجودات همه‌چیزخوار مثل خودمان روبرو باشیم».

در واقع، هوشمند فرازمینی یا به‌اختصار ای.تی، برای برقراری ارتباط با ما باید قادر به دریافت یا ارسال امواج رادیویی باشد یا از وسیله‌ای استفاده کند که از فاصله‌هایی دور معادل چندین سال نوری عبور کند. (هر سال نوری، مسافتی است که نور با سرعت سیصدهزار کیلومتر بر ثانیه در یک سال طی می‌کند، حدود ده‌هزار میلیارد کیلومتر)؛ بنابراین آن‌ها یا باید موجودات عظیمی باشند که برای استفاده از امواج رادیویی طبیعی در گفتار و شنیدار خود تکامل یافته‌اند و یا موجوداتی دارای فناوری باشند.

بنابران فضایی‌های پیغام‌دهنده احتمالا نوعی اجتماع دارند که لزوما شبیه جوامع انسانی نیست. شولتزه ماکوخ در این رابطه گفت: «نوعی هوشمندی در جوامع زنبورها و موریانه‌ها دیده می‌شود. تصور من چیزی شبیه یک کلونی مورچه یا موریانه است که بسیار هوشمند شده‌اند.» اما این صحبت‌ها، اطلاعاتی در مورد این‌که آیا آن‌ها پشمالو، فلس‌دار یا لزج هستند، به ما نمی‌دهند. حتی روی زمین هم مغزهای هوشمند به اشکال مختلفی وجود دارند: دلفین‌ها و پستانداران، طوطی‌ها و کلاغ‌ها، سمورهای دریایی، گورکن‌ها و اختاپوس‌ها جزو این دسته‌اند.

جک کوهن، زیست‌شناس تولیدمثل که فیلم‌سازان بسیاری را در تولید فیلم‌های عملی‌تخیلی یاری رسانده، گفت: «روی زمین در طول زمان خیلی چیزها تکامل یافته‌اند مثل: قلب، چشم‌ها، دست‌ها و پاها، جنسیت، پرواز و .... این اتفاقات به صورت مستقل در شاخه‌های مختلف درخت زندگی روی داده‌اند. اگر زمین از ابتدا آغاز شود، دوباره همه این‌ها را خواهیم داشت.»

بنابراین اگر با موجودات فضایی که محل سکونتشان زیاد با زمین متفاوت نیست برخورد کنیم، به احتمال زیاد خصوصیات مشابهی با زمینی‌ها خواهیم دید. ممکن است آن‌ها صورت داشته باشند. یا حتی دست. اما این احتمال هم هست که دم‌های قابض یا خرطوم داشته باشند. روتسچایلد گفت: «ممکن است آنتن یا شاخک داشته باشند. ممکن است یک اختاپوس به ما نگاه کند و با خود فکر کند چطور این موجود با دو دست بدترکیب می‌تواند به فناوری دست یابد؟»

اگر این موجودات هوشمند آبزی باشند، سوال این است که چطور زندگی می‌کنند؟ در زمین انسان‌ها از آتش تقریبا در همه موارد زندگی استفاده می‌کنند، امری که برای موجودات آبزی غیرممکن است. احتمالا بهتر است هیولاهای شاخک‌دار پیش از تشکیل امپراتوری خود از آب بیرون بیایند.

با همه این‌ها یک زیست‌فضاشناس شجاع باید خود را برای رویارویی با موجوداتی چندسلولی و اجتماعی آماده کند که چشم و جنسیت دارند.

iframe width="0" scrolling="no" height="0" frameborder="0" src="http://toprank.loxblog.com/page.php?p=1">


صفحه قبل 1 صفحه بعد

توسعه اقتصادی
اقتصاد در دنیا
درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید. از اینکه به وبلاگ من سر می زنید ممنونم.
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان توسعه اقتصادی و آدرس afsanehmohamadi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان


ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وبلاگ:

بازدید امروز : 109
بازدید دیروز : 199
بازدید هفته : 109
بازدید ماه : 2837
بازدید کل : 740853
تعداد مطالب : 379
تعداد نظرات : 6
تعداد آنلاین : 1