<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://afsanehmohamadi.loxblog.com</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com</link>
<description>اقتصاد در دنیا</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>استفان هاوکینگ</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/استفان-هاوکینگ</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/استفان-هاوکینگ</guid>

<description><![CDATA[
زندگينامه فيزيكدان مشهور دنيا

&nbsp;


زندگینامه ویلیام استفان هاوکینگ

حتما با استفان هاوکینگ  آشنایید.فیزیکدان مشهوری که داستان زندگی او برای همه مردمها و تحصیل کردگان بسیاری  رشته ها همچون پزشکی ، کامپیوتر و فیزیک ، در هر رشته به دلایلی می تواند جذاب  باشد.از وی به تازگی کتابی به نام جهان در پوست گردوThe Universe in a Nutshell به چاپ رسیده است که گویا به فارسی هم ترجمه شده است.جستجوی من برای یافتن  ناشر ترجمه فارسی این کتاب در اینترنت مرا به وب سایت رسمی وی کشاند.داستان بیماری  هاوکینگ و صبر و اراده اش که از زبان خود وی در این سایت آمده خواندنی است.بد ندیدم  پست امروزم را به تمامی به وی اختصاص دهم.

استفن هاوكينگ يكى از بزرگ ترين دانشمندان معاصر است كه هم اكنون در  دپارتمان رياضيات كاربردى و فيزيك نظرى است و استاد كرسى لوكازين رياضيات در  دانشگاه كمبريج است، سمتى كه پيش از اين سر آيزاك نيوتن و بعدها پل ديراك عهده دار  آن بودند، با اين همه هاوكينگ برخلاف ساير همكاران دانشگاهى خود در بين عامه مردم  نيز از شهرت و محبوبيت بسيارى برخوردار است . زمینه&zwnj;ی پژوهشی اصلی وی کیهان&zwnj;شناسی و  گرانش کوانتومی است. از مهم&zwnj;ترین دستاوردهای وی مقاله&zwnj;ای است که به رابطه&zwnj;ی  سیاه&zwnj;چاله&zwnj;ها و قانون&zwnj;های ترمودینامیک می&zwnj;پردازد.
&nbsp;
یکی از مهمترین کارهای هاوکینگ  نظریاتش در مورد سیاه چاله هاست.طبق نظريه هاوکينگ در سال 1976 سياه&zwnj;چاله نوعی تابش  به نام &quot;تابش هاوکينگ&quot; از خود بروز می&zwnj;دهد و اين تابش به دليل ساختار درون سياه  چاله فاقد اطلاعات است. ولی اين با قوانين فيزيک کوانتمی در تناقض بود که می&zwnj;گويد  اطلاعات هرگز نمی&zwnj;توانند کاملا از بين بروند. اين مسئله با عنوان &quot; پارادوکس  اطلاعات سياه&zwnj;چاله &quot; يکی از معماهای فيزيک مدرن بود. هاوکينگ ابتدا ميدان گرانشی  شديد درون سياه&zwnj;چاله را دليل اين امر مي&zwnj;دانست. دانشمندان زيادی سعی داشتند تا اين  پارادوکس را حل کنند. به طور مثال با استفاده از نظريه ريسمان&zwnj;ها که می&zwnj;گويد جهان  از ريسمان&zwnj;های باريک و جنبنده تشکيل شده است نه از ذرات نقطه&zwnj;ای. و اکنون خود  هاوکينگ به راه&zwnj;حل رسيده است. بر طبق محاسبات جديد هاوکينگ نوسانات سطح  سياه&zwnj;چاله&zwnj;ها می&zwnj;توانند باعث فرار اطلاعات شوند. سياه&zwnj;چاله&zwnj;ها همه اطلاعاتی را از  هر چه به درون آنها فرو رود، از بين نمی&zwnj;برند. در عوض اطلاعات تکه&zwnj;تکه می&zwnj;شوند. به  اين ترتيب اطلاعات می&zwnj;توانند از سياه&zwnj;چاله فرار کنند. او می&zwnj;گويد: &quot; اگر شما به  داخل يک سياه&zwnj;چال برويد، انرژی جرم شما به دنيای ما برمی&zwnj;گردد ولی به صورت گسسته.  که شامل اطلاعاتی است از آنچه شما به آن شبيه بوده&zwnj;ايد ، ولی غير قابل تشخيص.&quot;اين  مسئله کمک می کند تا اطلاعات بيشتری از ساختار سياه&zwnj;چاله و همين&zwnj;طور موادی که به  داخل آن سقوط می&zwnj;کنند به&zwnj;دست آيد. او با دو دانشمند ديگر بر سر عدم امکان انتقال  داده&zwnj;ها از سياه&zwnj;چاله شرط&zwnj;بندی کرده بود. به اين ترتيب او يکی از بزرگ&zwnj;ترين  شرط&zwnj;بندی&zwnj;های تاريخی را باخته است.
&nbsp;
استفان ویلیام هاوکینگ&quot;Stephen William Hawking&quot; در 8 ژانویه 1942 ،300 سال بعد از مرگ گالیله،در آکسفورد انگلستان به دنیا  آمد.خانه والدینش در شمال لندن بود ولی در جریان جنگ جهانی دوم به منطقه امنتری  نقل&zwnj;مکان کردند.وقتی استفان 8 ساله بود به St Albans شهر کوچکی درشمال لندن رفتند.در 11 سالگی استفان به مدرسه همین شهر  رفت و سپس به کالج آکسفورد ،کالجی که پدرش نیز در آن تحصیل کرده بود رفت.استفان به  ریاضیات علاقه داشت در حالی که پدرش پزشکی را ترجیح می&zwnj;داد.رشته ریاضیات در آن زمان  در کالج محل تحصیل استفان تدریس نمی&zwnj;شد به همین علت استفان فیزیک را انتخاب کرد.بعد  از 3 سال وی برنده جایزه اول شد.استفان پس از آن به کمبریج رفت تا به تحقیقات  کیهان&zwnj;شناسی بپردازد.
&nbsp;
سخنان استفان هاوکینگ در مورد  بیماریش  ALS:
&quot;اغلب مردم از من سوال می کنند که  با ALS چگونه سر می&zwnj;کنم.پاسخ من زیاد نیست،سعی  می&zwnj;کنم تا جایی که امکان دارد یک زندگی طبیعی داشته باشم و در مورد بیماریم فکر  نکنم و در مورد چیزهایی که باعث می&zwnj;شوند کارهای مردم عادی را نتوانم انجام دهم فکر  نکنم.
وقتی فهمیدم بیماری نورون حرکتی  دارم ،شوک بزرگی را تحمل کردم.در زمان کودکی من در بازیهای با توپ خوب نبودم و  دست&zwnj;خطم باعث نا&zwnj;امیدی آموزگارانم می شد.به همین خاطر به ورزش و فعالیتهای فیزیکی  اهمیت نمی دادم.تنها در رقابتهای قایقرانی داخل کالج شرکت می&zwnj;کردم.
در سال سومی که در آکسفورد بودم  احساس می&zwnj;کردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمین خوردم.ولی تا سال بعد  که به کمبریج رفتم و پدرم متوجه قضیه شد اهمیتی ندادم.پدرم مرا پیش پزشک خانواده  برد.وی مرا به یک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهی بعد از 21&zwnj;مین سال تولدم برای انجام  تستهای تشخیصی به بیمارستان رفتم.در دو هفته ای که در بیمارستان بودم تستهای زیادی  روی من انجام شد.آنها از عضلات بازویم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و  ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزریق کردند و جریان آن را با اشعه ایکس مشاهده  کردند.بعد از همه اینها پزشکان درباره اینکه چه بیماریی دارم چیزی به من نگفتند ،  فقط گفتند M.S.  ندارم و یک کیس آتیپیک هستم.پزشکان در حالی که می دانستند  ویتانین تاثیر زیادی روی بیماریم ندارد به من ویتامین تجویز کردند.
تصوری که من داشتم این بود که مبتلا  به یک بیماری غیر قابل علاج هستم که در طی چند سال مرا از پای در خواهد آورد.در آن  زمان دید خوب ی به بیماریم نداشتم.در زمان بستری پسری که در تخت روبرویم بستری شده  بود به علت لوکمی فوت کرد.نمی&zwnj;دانستم که چه بر من خواهد رفت و بیماری با چه سرعتی  پیشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبریج برگردم و تحقیقاتم در مورد نسبیت  عام و کیهان&zwnj;شناسی ادامه دهم.در بازگشت به کمبریج در کارهایم پیشرفت خوبی نداشتم  شاید به علت اینکه در آن زمان زمینه ریاضیاتم خوب نبود شاید هم به علت اینکه فکر می  کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.D خود را بگیرم.تا حدودی یک شخصیت تراژیک  پیدا کرده بودم .زیاد به واگنر گوش می&zwnj;کردم ولی مقالات مجلاتی که می گویند در آن  زمان مست می کردم ، یک بزرگنمایی وضعیت آن زمانم است.
واقعیت این است که یکی از مجله ها  مطلبی در این مورد نوشته شده بود و بقیه مجله ها این داستان را کپی کرده  بودند.مطالبی که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقیقی به نظر می رسند.
رویاهایم در آن زمان آشفته  بودند.تصوری که از خود داشتم تصور یک محکوم به اعدام بود.بعد از اینکه از بیمارستان  مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعویق انداخته شود چه کارهایی  ارزنده ای وجود دارد که می توانم انجام دهم.رویای دیگری که داشتم این بود که در عمر  باقیمانده خود برای دیگران فداکاری کنم و بعد از انجام این کارها مرگ یک چیز خوب  خواهد بود.با شگفتی دریافتم که من از زندگی بیش از زمانی که پی به بیماریم نبرده  بودم لذت می برم.از آن زمان در تحقیقاتم پیشرفت کردم و با دختری که قبل از زمان  تشخیص بیماریم آشنا شده بودم نامزد شدم.این نامزدی زندگیم را تغییر داد و میلی برای  زندگی به من داد ولی به معنی این بود که باید کاری اختیار کنم تا قادر به ازدواج  باشم.من موفق به کسب بورس تحقیقاتی شدم و چند ماه بعد با نامزدم ازدواج کردم.خوش  شانس بودم که در فیزیک تئوریک تحصیل می کردم چون تنها جایی بود که بیماریم یک  معلولیت محسوب نمی شد .در همان زمانی که بیماریم پیشرفت می کرد ، بر شهرت من در  فیزیک افزوده می شد.این موضوع باعث می شد موقعیتهایی برای من ایجاد شود که کارم  منحصر به تحقیق شود و مجبور به سخنرانی و تدریس نشوم.&quot;
&nbsp;
در سالهای بعدی بیماری استفان  پیشرفت کرد ،طوری که مجبور به استفاده از ویلچر شد.در این سالها وی دردسر فراوانی  را برای پیدا کردن یک مسکن مناسب برای همسر و سه فرزندش متحمل شد.
تا سال 1974 هاوکینگ قادر بود که  خودش غذا بخورد و به بستر برود و یا از آن خارج شود.از این زمان مجبور به استفاده  از پرستار برای کمک کردن به امورات شخصی خود شد.در سال 1985 هاوکینگ دچار پنومونی  شد و بعد از بستری در بیمارستان عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد و پس از آن مجبور  به استفاده از پرستار 24 ساعته گردید.
تا پیش از عمل تراکئوستومی ،هاوکینگ  قادر به سخن گفتن بود هرچند سخنانش فقط برای نزدیکانش مفهوم بود و در سخنرانیها  مجبور به استفاده از فردی برای تکرار حرفهایش بود.ولی از زمان عمل هاوکینگ قدرت  ادای سخنانش را از دست داد وتنها راه ارتباطش با مردم اشاره ابرو بود ، هنگامی که  فرد دیگری روی کاغذی که حروف الفبا بر آن نوشته شده بود اشاره می کرد.
&quot;در این زمان بود که یک متخصص نرم  افزار با نوشتن یک برنامه به نام Equalizer به کمکم آمد.این برنامه امکان انتخاب حروف الفبای روی صفحه نمایش  را با حرکت انگشت ،ابرو و یا حرکت چشم می داد.وقتی متنم را می نویسم ، آن را به یک  ترکیب&zwnj;کننده گفتار منتقل می کنم تا نوشتارم تبدیل به صدا شود.اول از یک کامپیوتر  دسک تاپ بدین منظور استفاده می کردم بعدا دانشگاه کمبریج برای من یک کامپیوتر  پرتابل تهیه کرد.من می توانم با این روش 15 کلمه در دقیقه بنویسم.با استفاده از این  سیستم می توان کتاب و مقالات علمی بنویسم.از برنامه  speech synthesizer بسیار راضی هستم چون لحن سخنانم را هم  تشخیص می دهد وباعث ارتباط بهترم با مخاطبین می&zwnj;شود .تنها اشکال این برنامه این است  که به من لهجه آمریکایی می دهد،البته متخصصان شرکت سازنده باین برنامه در حال کار  روی لهجه انگلیسی این برنامه هستند.
در تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود  درگیر بیماری نورون حرکتی بوده ام.هنوز این بیماری نتوانسته است مرا از داشتن یک  خانواده و یک کار موفق بازدارد .از جین ،همسرم ، فرزندانم و همه افراد و تشکیلاتی  که به من کمک کرده اند ،سپاسگزارم.من خوش شانس بوده ام که بیماریم خیلی آهسته تر از  معمول پیشرفت داشته است.بیماریم نشان داد که هرگز نباید امیدمان را از دست  بدهیم.&quot;
&nbsp;
هاوکینگ از کامپیوترهای  شرکتIBM روی  ویلچرش استفاده می کند.در 12 ماه اخیر،
کامپیوترش را به یک  پروسسور  Centrino Pentium M 1.5GHz ارتقا داده و از یک  سیستم wirelessبرای ارتباط با اینترنت استفاده می  کند.در جاهایی که دسترسی به شبکه بی سیم میسر نیست اینتل امکان ارتباط از طریق شبکه  موبایل را برای هاوکینگ فراهم کرده است.
برنامه های مورد استفاده هاوکینگ که  سابقا فقط تحت داس اجرا می شدند به تازگی با ویندوز XP سازگار شده اند و  هاوکینگ سیستمش را به ویندوز XP ارتقا داده است.
&nbsp;
&nbsp;
کتابهای هاوکینگ
&nbsp;
كتاب &laquo;تاريخچه زمان&raquo; وی بارها و  بارها تجديد چاپ شده است و ميليون ها نسخه از آن به فروش رفته و بدين ترتيب پرفروش  ترين كتاب علمى همه دوران ها شناخته شد. كتاب تاريخچه زمان كه عنوان فرعى &laquo;از  انفجار بزرگ تا سياهچاله ها&raquo; را بر خود دارد يكى از مهمترين كتاب ها در حوزه كيهان  شناسى است كه به موضوعاتى همچون تصوير ما از جهان، مكان و زمان، جهان در حال گسترش،  اصل عدم قطعيت هاينزبرگ و پيامدهاى آن، نيروهاى اصلى و ذره هاى بنيادين طبيعت آغاز  و انجام جهان، وحدت فيزيك مى پرداخت. با توجه به تنوع مطالب و اهميت اساسى آنها بود  كه اين كتاب به زبان هاى مختلف ترجمه شد و در ايران نيز به رغم آنكه ترجمه هاى  متنوعى از كتاب ارائه شده بود، ترجمه محمدرضا محجوب كه توسط شركت سهامى انتشار عرضه  شد در سال جارى به چاپ هشتم رسيد. اين كتاب به رغم آنكه مزيت هاى فراوانى داشت، چند  ضعف مهم هم داشت از جمله سنگين بودن بعضى از مفاهيم ارائه شده در كتاب و ديگر خلاصه  و موجز بودن آنها. اين مشكلات باعث شد كه بسيارى از خوانندگان غيرمتخصص (كه كتاب در  واقع براى آنها به نگارش درآمده بود) از درك كامل محتواى آن ناتوان باشند. به همين  دليل يكى از منتقدان زمانى گفته بود بيست ميليون نسخه از اين كتاب به فروش رفته  است، اما عمده خوانندگان كتاب هيچ وقت نتوانسته اند آن را به پايان برسانند.  هاوكينگ بعدها نيز براى خوانندگان غيرمتخصص كتاب هايى تاليف كرد كه از جمله آنها مى  توان به تاريخچه مصور زمان، سياهچاله ها و جهان هاى كوچك اشاره كرد. ديگر كتاب مهمى  را كه هاوكينگ تاليف كرد جهان در پوست گردوThe Universe in a Nutshell نام دارد. وى در مقدمه اين كتاب گفته است كه ناشر و بسيارى از مردم كه از  موفقيت كتاب پيشين وى خرسند بودند، از وى مى پرسيدند كتاب بعدى را چه زمانى منتشر  مى كند؟ اما وى علاقه اى نداشت كه كتابى همانند كتاب اول بنگارد و آن را دنباله  تاريخچه زمان يا تاريخ مشروح تر زمان نامگذارى كند. وى مصمم بود در زمانى كه فرصتى  كافى دارد دست به تاليف كتاب بزند تا مثل تاريخچه زمان موفق از كار درآيد و البته  اين روش موثر افتاد و كتاب جهان در پوست گردو نيز در سال ۲۰۰۲ به عنوان برترين كتاب  علمى جايزه آونتيس را از آن خود كرد.
&nbsp;
&nbsp;
اما هاوكينگ خود در مقدمه كتاب  جديدش نقدى بر تاريخچه زمان مى نويسد و يادآور مى شود كه آن كتاب به شيوه خطى نگارش  شده بود به طورى كه فصل ها به لحاظ منطقى به يكديگر وابسته بودند. هر چند اين روش  براى بسيارى از خوانندگان خوشايند است، اما اگر كسى نمى توانست مفاهيم ارائه شده در  فصل هاى اول را درك كند، همانجا گرفتار شده و هرگز به موضوع هاى جذاب بعدى نمى  رسيد. به همين دليل براى آنكه كتاب جهان در پوست گردو خواندنى از كار درآيد به شيوه  درختى تنظيم شده است، يعنى فصل هاى اول و دوم كتاب با عنوان هاى تاريخچه نسبيت و  ريخت و شكل زمان تنه اصلى كتاب است و پنج فصل باقيمانده كتاب همانند شاخه هاى فرعى  از تنه اصلى درخت منشعب مى شود. اين نكته باعث شده است كه خواننده بتواند پس از  اتمام فصل اول و دوم ساير فصل ها را به هر ترتيبى كه خود مايل است مطالعه كند. نكته  مهم ديگر آن است كه كتاب پر است از شكل ها، تصاوير و نمودارها كه به تشريح و توضيح  بعضى از مفاهيم غامض اشاره شده در كتاب مى پردازند و در نتيجه ساده تر مى توان آنها  را درك كرد. اين كتاب كه در هفت فصل با عنوان هاى تاريخچه نسبيت، ريخت و شكل زمان،  جهان در پوست گردو، پيش بينى آينده، نگاهدارى و حفاظت از گذشته، آينده ما و جهان  نوين پوسته اى تنظيم شده است حاوى بعضى از جديدترين حوزه هاى پژوهشى معاصر هستند و  هاوكينگ توانسته با قلم شيوا و طنزآميز خود آن را خواندنى سازد. كتاب جديد هاوكينگ  هم به قلم محمدرضا محجوب ترجمه شده است.
&nbsp;
بیماری ALS:
&nbsp;
مختصری از بیماری:در این اختلال نقص  مختلط موتور نورون فوقانی و تحتانی در اندامها ،گاهی همراه گرفتاری بولبر وجود  دارد.تشخیص قطعی بیماری وابسته به وجود نشانه های نورون محرکه فوقانی و تحتانی در  ناحیه بولبر و در حداقل دو منطقه دیگر نخاعی منطقه نخاعی و یا در 3 منطقه نخاعی  است
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
در سال 1321 خورشیدی و دقیقا 300  سال پس از درگذشت گالیله، کودکی به دنیا آمد که جهان فیزیک و کیهان شناسی را دگرگون  کرد
&nbsp;
استفن ویلیام هاوکینگ فیزیکدان  بریتانیایی است که زندگیش را صرف مطالعه&zwnj;ی حفره&zwnj;های سیاه و نظریه&zwnj;ی انفجار بزرگ  نموده است. حفره&zwnj;های سیاه، ناحیه&zwnj;ای از فضا- زمان&nbsp;  هستند که قوانین معمولی فیزیک در آن&zwnj;جا کاربرد ندارند. اکنون پیش&zwnj;بینی او در  مورد تشعشع از حفره&zwnj;های کوچک سیاه (که امروزه تشعشع هاوکینگ نامگذاری شده) فرضیه&zwnj;ای  قابل قبول برای همه می&zwnj;باشد. در بین عامه&zwnj;ی مردم، هاوکینگ، بیشتر به خاطر کتاب  &laquo;تاریخ مختصری از زمان&raquo;، معروف گشته نه به خاطر کارهای علمی. این کتاب که 25 میلیون  نسخه از آن به فروش رفته، افراد بسیاری را با مقدمه&zwnj;ی علم فیزیک کوانتومی&nbsp; و نسبیت&nbsp;  آشنا کرده است
&nbsp;
هاوکینگ به عنوان فردی شناخته  می&zwnj;شود که از زمان ارائه&zwnj;ی نظریه&zwnj;ی نسبیت عام به وسیله&zwnj;ی انیشتین، مهم&zwnj;ترین  یافته&zwnj;ها را درباره&zwnj;ی گرانی یا جاذبه ارائه داده است
&nbsp;
او در حال حاضر مشغول تلفیق قانون  گرانی و فیزیک کوانتومی و ارائه&zwnj;ی نظریه&zwnj;ی واحدی است که منشاء و ساختار جهان را  توضیح می&zwnj;دهد. وی در دانشگاه کمبریج صاحب کرسی لوکسیان، پرفسور ریاضیات این دانشگاه  است که پیش از این در اختیار نیوتن بود
&nbsp;
در زمانی که بر روی برنامه&zwnj;ی فوق  لیسانسش کار می&zwnj;کرد دریافت که به معلولیتی به نام ALS یا بیماری لوگریگ مبتلا است. معلولیت  نادر و پیش&zwnj;رونده&zwnj;ای که موجب نواقصی در حرکت و گفتار می&zwnj;شود. همین مشکل باعث شد که  او ناچار شود مسائل طولانی و پیچیده&zwnj;ی ریاضی را که لازمه&zwnj;ی کارش بود به صورت ذهنی  انجام دهد
&nbsp;
اندیشه&zwnj;های هاوکینگ از روی یک صندلی  چرخدار جهان را دگرگون کرده است
&nbsp;
زندگی نامه&zwnj;ی هاوکینگ:
&nbsp;
1942
&nbsp;
هشتم ژانویه در آکسفورد چشم به جهان  گشود
&nbsp;
1958
&nbsp;
وارد دانشگاه آکسفورد شد. پیش از آن  استعداد فوق العاده&zwnj;اش را در فیزیک و ریاضی از همان سال&zwnj;های اولیه&zwnj;ی تحصیل نشان  داده بود
&nbsp;
1962
&nbsp;
در رشته&zwnj;ی فیزیک از دانشگاه آکسفورد  فارغ التحصیل می&zwnj;شود. برای گذراندن تحصیلات تکمیلی به دانشگاه کمبریج می&zwnj;رود. در  آن&zwnj;جا &laquo;فرد هویل&raquo; ستاره&zwnj;شناس، که یکی از قهرمان&zwnj;های دوران هاوکینگ بوده، استاد  ستاره&zwnj;شناسی است. پزشکان تشخیص می&zwnj;دهند که هاوکینگ از بیماری روانی &ndash; حرکتی رنج  می&zwnj;برد
&nbsp;
1966
&nbsp;
مدرک دکترا را از کالج ترینیتی،  دانشگاه کمبریج اخذ می&zwnj;کند. بررسی هاوکینگ ثابت می&zwnj;کند که معادله&zwnj;های ریاضی او در  تشریح سقوط و نابودی حفره سیاه، می&zwnj;توانند برای توصیف بسط و گسترش عالم از یک  نقطه&zwnj;ی واحد هم به کار روند
&nbsp;
1970
&nbsp;
هاوکینگ در مورد خصوصیات حفره&zwnj;های  سیاه به تحقیق می&zwnj;پردازد. کرانه&zwnj;ی سیاهچال &laquo;ایونت هورایزن&raquo; گفته می&zwnj;شود. او تابش  تشعشعاتی از حفره&zwnj;های سیاه کوچک (که امروزه تشعشع هاوکینگ نامگذاری شده) را  پیش&zwnj;بینی می&zwnj;کند. او همچنین پیش&zwnj;بینی کرد که مساحت حفره&zwnj;ی سیاه هرگز کم  نمی&zwnj;شود
&nbsp;
1974
&nbsp;
به عضویت انجمن سلطنتی انتخاب  می&zwnj;شود؛ یکی از جوان&zwnj;ترین آن&zwnj;ها . او به فعالیتش ادامه داده و نشان می&zwnj;دهد که  حفره&zwnj;های سیاه دما دارند و حفره&zwnj;های سیاه کوچک از خود تشعشع گرمایی صادر می&zwnj;کنند و  ممکن است بر اثر تبخیر وزن کم کند
&nbsp;
1977
&nbsp;
پس از سال&zwnj;ها پژوهش در دانشگاه  کمبریج به درجه&zwnj;ی &laquo;پرفسور فیزیک&raquo; نایل آمد
&nbsp;
1979
&nbsp;
به عنوان استاد ریاضیات در دانشگاه  کمبریج منصوب می&zwnj;شود (این پستی است که روزی در اختیار اسحاق نیوتن بود)
&nbsp;
1988
&nbsp;
پرفروش&zwnj;ترین کتاب او در مورد فیزیک  کوانتومی و نسبیت تحت عنوان &laquo;تاریخ مختصری از زمان&raquo; (A Brief History Of Time) به زیر چاپ رفت
&nbsp;
1996
&nbsp;
به کار در دانشگاه کمبریج ادامه  می&zwnj;دهد
&nbsp;
استفن هاوکینگ در کتاب خود تحت  عنوان تاریخچه&zwnj;ی مختصر زمان به ما یادآوری می&zwnj;کند که عالم ما واقعا چقدر  خارق&zwnj;العاده است
&nbsp;
&laquo;ما درحالی به زندگی روزمره&zwnj;ی خود  ادامه می&zwnj;دهیم، که تقریبا هیچ درکی نسبت به جهان نداریم چندان درباره&zwnj;ی ماشینی که  آفتاب را به&zwnj;وجود می&zwnj;آورد تا حیات امکان&zwnj;پذیر شود؛ گرانشی که ما را به زمین چسبانده  است، که در صورت نبودش در فضا معلق می&zwnj;ماندیم، یا اتم&zwnj;هایی که از آن ساخته شده&zwnj;ایم،  و اساسا به تمامیت آن وابسته&zwnj;ایم، نمی&zwnj;اندیشیم. جز کودکان (که آن&zwnj;قدر نمی&zwnj;دانند که  نباید سوالات مهم را بپرسند) تعداد بس اندکی از ما وقت چندانی را در این اندیشه  می&zwnj;گذرانیم که چرا طبیعت به این صورت است؛ منشاء جهان هستی کجاست، یا آیا همیشه  وجود داشته است؛ آیا زمان روزی به عقب بر می&zwnj;گردد و معلول از علت پیشی می&zwnj;گیرد؟؛  آیا حدی نهایی برای میزان دانش و دانستگی آدمی وجود دارد؟ حتی کودکانی هستند، و من  برخی از آن&zwnj;ها را دیده&zwnj;ام، که می&zwnj;خواهند بدانند سیاه&zwnj;چاله چه شکلی است؛ کوچک&zwnj;ترین  جزء ماده چیست؛ چرا ما گذشته را به یاد می&zwnj;آوریم و نه آینده را؛ چگونه است که اگر  در ابتدا آشوب وجود داشت، ظاهرا، امروزه نظم حاکم است؛ و اصلا چرا جهان هستی وجود  دارد؟&raquo;

]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>معرفی هشت پدیده ای که بشر از توضیح آنها ناتوان است!</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/معرفی-هشت-پدیده-ای-که-بشر-از-توضیح-آنها-ناتوان-است</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/معرفی-هشت-پدیده-ای-که-بشر-از-توضیح-آنها-ناتوان-است</guid>

<description><![CDATA[
 
ابر  رساناهای دمای بالا
در  حالی که پیش از این تصور می شد&nbsp;هدایت الکتریکی می تواند تنها در دمای بسیار پایین  نزدیک به 273- سانتیگراد رخ دهد، در حدود دهه 80 کشف شد که برخی آلیاژهای محتوی مس  می توانند در دمای بالاتر در حدود 196- درجه سانتیگراد نیز هادی جریان الکتریسته  باشند. به هر حال هنوز تئوری که بتواند در خصوص این رفتار فیزیکی پاسخ دهد ارائه  نشده است.
مواد و ضد مواد
بیگ  بنگ انفجاری که در پی آن جهان متولد شد از مقدار برابری ماده و ضد ماده ساخته شده  است.&nbsp;به  این ترتیب در کنار ستارگان، سیارات و کهکشانهایی که با کمک تلسکوپهای پر قدرت قابل  رصد هستند، ضد ستارگان، ضد سیارات و ضد کهکشانهایی هم وجود دارند که ممکن است در  بخشهایی از جهان پنهان شده باشند.&nbsp;به  اعتقاد محققان، ضدماده وجود دارد اما هنوز ماهیت آن به صورت یک راز باقی مانده  است.
پرتوهای کیهانی با انرژی  بالا
به  اعتقاد دانشمندان پرتوهای کیهانی با انرژی بالا به شدت به زمین آسیب می رسانند و  اعتقاد بر این است که از سیاه چاله ها و یا از ابرنواختران کهکشانهای نزدیک ساطع  شده اند اما هنوز جزئیات این پرتوها ناشناخته مانده  است.
&nbsp;
&nbsp;
معرفی هشت پدیده ای که بشر از توضیح آنها  ناتوان است!


&nbsp;
فصلی بودن  آنفوآنزا
هرچند ویروسهای آنفلوآنزا در تمام فصول سال وجود دارند اما  دانشمندان هنوز موفق نشده اند توضیح دهند که چرا آنفلوآنزا تنها در مناطق معتدل و  تنها در فصول زمستانی و سرد ظهور پیدا می کند.

تولد زبان
از  لحظه ای که انسان خلق شد شروع به سخن گفتن کرد. اما از آنجا که در فسیلهای باقی  مانده از این جاندار بقایایی از اندامهای مرتبط با زبان مثل تارهای صوتی، نای و  زبان باقی نمانده است بنابراین دانشمندان نمی دانند که انسان نخستین به چه روشی این  توانایی را توسعه داده است. همچنین روشی که به کمک آن کودکان صحبت کردن را می  آموزند هنوز ناشناخته باقی مانده است.
توسعه دو جنس
جانداران اولیه زمین به روش تک جنسی تولید مثل می کردند اما  در حدود یک میلیارد سال قبل دو جنس نر&nbsp;و ماده ظاهر شدند. پرسش بسیاری از دانشمندان  این است: چرا جنس نر وجود دارد در حالی که جنس ماده برای تولید مثل کافی است؟ در  حقیقت به نظر می رسد که حضور دو جنس نر و ماده نوعی رفتار سازگار با تکامل  باشد.
خصلت کایرالى  مولکولها
به  گزارش مهر، در طبیعت، اغلب مولکولهای آلی دو شکل آینه ای دارند اما این دو شکل  همانند دستهای انسان روی هم منطبق نمی شوند. تنها یکی از این دو شکل فعال بوده و در  طبیعت رایج است. اینکه چرا تنها یک شکل از مولکول در توسعه حیات اهمیت دارد هنوز یک  راز است.
چرخش پروتونها
توانایی پروتونها چرخیدن است که با اصطلاح &quot;چرخش&quot;( spin)  شناخته می شود. این چرخش، فعل و انفعالات مغناطیسی میان ذراتی که اساس رزونانس  مغناطیسی تصاویر را می سازند کنترل می کند. تاکنون آزمایشاتی برای محاسبه چیزی که  منجر به خاصیت چرخشی پروتونها می شود انجام شده و نشان داده است که این چرخش کاملا  به کوارکها وابسته است. کوارکها ذرات سازنده پروتونها هستند. به همین دلیل  دانشمندان در تلاش برای کشف فاکتورهای دیگری هستند که منجر به بروز اثر چرخش  پروتونها می شود.

&nbsp;


&nbsp;
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تاریخچه برج کج پیزا در ایتالیا</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/تاریخچه-برج-کج-پیزا-در-ایتالیا</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/تاریخچه-برج-کج-پیزا-در-ایتالیا</guid>

<description><![CDATA[
آغاز ساخت این برج در ۹ آگوست ۱۱۷۳ به انجام رسید. چند سال پس از شروع ساخت آن،  هنگامی که تنها سه طبقه پایینی آن به پایان رسیده بود، این برج خمیدگی خودش به سمت  جنوب&zwnj;شرقی را نشان داده بود. پس از آن ساخت این برج به مدت ۱۰۰ سال متوقف  شد.
چهار طبقه بعدی آن سپس با همان تمایل به خمیدگی به پایان رسید. پس از چندین  وقفه در ساخت این برج قسمت ناقوس&zwnj;های آن نیز در سال ۱۳۷۲ به پایان رسیدند. این برج  به این ترتیب ۵۵ متر بلندی و هفت ناقوس داشت، که به علت خطر ریزش آن، ناقوسهای آن  به صدا در نمی&zwnj;آمدند.در آن ۳۰۰ پله نصب شده است، ضخامت پی های برج در حدود ۵ متر  است که روی ماسه، کار گذاشته شده اند. عده ای معتقد هستند همین امر سبب کج شدن برج  شده است. کل انحراف برج ۲/۴ متر است که ۳۰ سانتیمتر این کجی، مربوط به ۱۰۰ سال اخیر  است.

جالبترین و قدیمی&zwnj;ترین برج جهان با 85 متر طول و 14500 تن وزن در دوره  &quot;رنسانس&quot; در &quot;توسکنی&quot; ایتالیا واقع است، ساخته شد و هر روز کجتر می&zwnj;شود. این برج هر  سال 2.5 سانتیمتر به سمت زمین کج می&zwnj;شود و احتمالا تا 80 سال دیگر سقوط خواهد کرد.  در آن دوره ، ثروتمندان ایتالیا و طبقه اشراف برای رقابت با یکدیگر مشهورترین  هنرمندان و معماران را مأمور ساختن شاهکاری معماری می&zwnj;کردند.
بر طبق یک افسانه گالیلئو گالیله که خودش نیز یک پیزایی بود، آزمایشاتش در مورد  سقوط آزاد را نیز در بالای این برج انجام داد.
این برج به این ترتیب، به نشان  اصلی شهر پیزا تبدیل شد و سال ۱۹۸۷ نیز توسط یونسکو به میراث فرهنگی پیوست.
از ۷  ژانویه ۱۹۹۰ بازدید از این برج توسط توریستان ممنوع شد. چون خطر ریزش آن افزایش  پیدا کرده بود. پس از ۱۲ سال و کمی راست&zwnj;سازی برج از ۱۵ دسامبر ۲۰۰۱، دیدار از این  برج ۱۴،۵۰۰ تُنی مجدداً توسط بازدید&zwnj;کنندگان آزاد شد.



در  مورد برج پیزا شایع است که در سال 1173 م ، معمار معروف ایتالیایی فلورانتن  بونانو/پیزانو مأمور شد تا برای کلیسای معروف شهر پیزا برجی بسازد. بدین ترتیب در  سال 1350، یعنی پس از 176 سال ، ساختمان برج به ارتفاع 85 متر با تعداد 7 زنگ در  بالای آن به وزن بیش 29 تن ، پایان یافت. از آن زمان تا کنون و در مدت 7.5 قرن مدام  به انحراف این برج افزوده شده و در حال حاضر 445 سانتیمتر از خط اصلی خود انحراف  پیدا کرده است.

&nbsp;
&nbsp;
برج کج پیزا

یکی از عجایب جهانی قرون  وسطی برج کج پیزا میباشد که در ناحیه ی توسکانی ایتالیا و در میدان کلیسای جامع شهر  پیزا واقع شده است . این برج هم اکنون متمایل به سمت جنوب غربی و در زاویه ی ۳٫۹۷  درجه واقع شده است . در ابتدا قرار بوده که این برج بطور عمود ی ساخته شود اما چون  بستر زمین سست و ضعیف بود برج بصورت کج ایستاد . بلندی این برج از سطح زمین در  کوتاهترین سمتش ۵۵٫۸۶ متر و در بلندترین قسمت ۵۶٫۷۰ متر میباشد و وزنی در حدود  ۱۴٫۵۰۰ تن دارد .
&nbsp;
تاریخچه  :
بر اساس گفته های ناموثق  منشی گالیله ۲ گلوله با جرم های متفاوت را از بالای این برج به طور همزمان رها کرد  تا این نظریه که سرعت سقوط اجسام از جرمشان مستقل است را ثابت کند !
برج پیزا که یک اثر هنری  نیز هست ساختنش ۱۷۷ سال بطول انجامید و اولین طبقه ی آن در سال ۱۱۷۳ ساخته شد که از  سنگ مرمر سفید با ستون های بزرگ و زیبا بود و به قوسهایی منتهی میشد . در سال ۱۱۷۸  بعد از آنکه کار طبقه ی سوم به اتمام رسید به علت پــی ناپایدار و ضعیفش برج نشست  کرد و پس از آن ساخت و سازش قریب به یک قرن متوقف شد . در این سال ها برج پیزا در  گیر جنگ های جنوا ، لوکا و فلورانس بود و فقط در سال ۱۱۹۸ به طور موقت ساعتهایی را  در طبقه ی سوم آن نصب کردند .

مهندسین آن زمان برای  آنکه بتوانند کج بودن برج را جبران کنند یک طرف از طبقات آن را از طرف دیگر بلندتر  ساختند اما برج به طرف دیگر خم شد . در سال ۱۲۸۴ ساخت برج دوباره متوفق شد تا سال  ۱۳۱۹ که طبقه ی هفتم آن را کامل کردند . در سال ۱۳۷۲ شخصی به نام توماس آندره  پیزانو هفت زنگ به سبک رومی را برای این برج طراحی کرد که هر کدام از آنها گویای یک  نت موسیقی است . نام و وزن هر کدام از زنگها به شرح زیر است :
+) زنگ اول : L&rsquo;assuna با وزن ۳۶۲۰ کیلوگرم
+) زنگ دوم : Crocifisso با وزن ۲۴۶۲ کیلوگرم
+) زنگ سوم : san ranieri با وزن ۱۴۴۸ کیلوگرم
+) زنگ چهارم : La Terza با وزن ۳۰۰ کیلوگرم
+) زنگ پنجم : La Pasquereccia یا La Giustizia ( از عید  پاک میآید زیرا در عید پاک از آن استفاده میکردند ) با وزن ۱۰۱۴ کیلوگرم
+) زنگ ششم : Vespruccio با وزن ۱۰۰۰ کیلوگرم
+) زنگ هفتم : Dal Pozzo با وزن ۶۵۲ کیلوگرم ( در آواخر  قرن ۱۸ زنگ جدیدی را بجای این زنگ که شکسته بود قرار دادند )

در سال ۱۹۳۴ بنیتو  موسیلینی دستور داد که برج پیزا را بصورت عمودی جابجا کنند اما هرچه بتن زیر آن  ریختند بدلیل خاک سست و ضعیف پی آن باز هم بصورت کج ایستاد . در سال ۱۹۶۴ دولت  ایتالیا بدلیل اهمیت بسیار زیاد این برج در صنعت گردشگری و برای جلوگیری از واژگونی  برج تلاش های بسیار کرد به همین دلیل یک گروه چند ملیتی از مهندسان و ریاضیدانان را  گرد هم آورد تا به تبادل نظر درباره ی راهای نگهداری برج بپردازند . نتیجه ی این  اقدام بسته شدن درب های برج به روی عموم در حدود ۲ دهه بود تا برج را کمی به سمت  راست متمایل کنند تا به زاویه ی امن تری برسد و سر انجام پس از یک دهه کار بر روی  برج در سال ۲۰۰۱ درب های برج پیزا به روی عموم باز شد و مهندسین اطمینان دادند که  برج تا ۳۰۰ سال یگر همچنان پابرجا خواهد بود
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آدم فضايي</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/آدم-فضايي</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/آدم-فضايي</guid>

<description><![CDATA[
جدیدترین تحقیق در مورد وجود آدم فضایی در کرات  دیگر







براساس  گزارش دیلی میل، بنابراین درحالی که هاوکینگ معتقد است بیگانگان فضایی می توانند در  یکی از ۴۰ هزار سیاره دیگر سکونت داشته باشند، اسمیت معتقد است که این ارزیابیها  بسیار خوش بینانه است.
یک ستاره شناس و استاد دانشگاه هاروارد پس از مطالعه بر  روی تمام ۵۰۰ سیاره مشابه زمین که تاکنون کشف شده اند اعلام کرد که احتمالا ما  زمینی&zwnj;ها در جهان تنها هستیم و موجودات فضایی وجود ندارند.

&nbsp;
مهز : هوارد  اسمیت استاد برجسته فیزیک نجوم در داشنگاه هاروارد ضمن اعلام اینکه به احتمال بسیار  زیاد ما در جهان تنها هستیم گفت: &ldquo;شرایط بی&zwnj;نهایت سخت و دمای بسیار بالا حتی در این  سیارات این فکر را بر می انگیزند که هیچ امیدی برای یافتن اشکال دیگر حیات هوشمند  در جهان وجود ندارد.&rdquo;

وی افزود: &ldquo;ما بررسی کردیم که بخش وسیعی از سیارات و  منظومه های خورشیدی دیگر به طور بنیادی با سیاره و منظومه ما متفاوتند و موانع  بسیاری در ایجاد حیات به اشکالی که می شناسیم وجود دارند.&rdquo;

این اظهارات در  شرایطی گفته شد که سال گذشته استفان هاوکینگ فیزیکدان نجوم دانشگاه کمبریج و کاشف  سیاه چاله ها اعلام کرد که تقریبا مطمئن است که اشکال بیگانه در بخشهای دیگر جهان  وجود دارند و ما باید از ملاقات با آنها دوری کنیم چرا که احتمالا برخورد دوستانه  ای با ما نخواهند داشت.

به عبارتی دیگر، ما دو گزینه پیش روی خود داریم: اول  اینکه مورد هجوم و حمله موجودات فضایی باهوشتر و قویتر از خود قرار بگیریم و یا  محکوم به تنهایی ابدی شویم.

هوارد اسمیت در خصوص بررسیهای خود توضیح داد:  &ldquo;ما دریافتیم سیاراتی که تاکنون به عنوان سیارات مشابه زمین در سایر منظومه ها  یافته ایم شرایط بسیاری سختی برای ایجاد حیات دارند. یافته های جدید ما نشان می دهد  که ما می توانیم در جهان تنها باشیم. تعداد بسیار کمی منظومه خورشیدی و سیارات  مشابه ما وجود دارند.&rdquo;

براساس گزارش دیلی میل، بنابراین درحالی که هاوکینگ  معتقد است بیگانگان فضایی می توانند در یکی از ۴۰ هزار سیاره دیگر سکونت داشته  باشند، اسمیت معتقد است که این ارزیابیها بسیار خوش بینانه است.

اسیمت  افزود: &ldquo;هر نوع امیدی از تماس با بیگانگان فضایی به یک حباب نسبتا کوچک در فضای  اطراف زمین که شاید هزار و ۲۵۰ سال نوری دورتر از سیاره ما است محدود می  شود

منبع : عصرایران]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>10واقعيت شگفت انگيز درباره راه شيري</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/10واقعيت-شگفت-انگيز-درباره-راه-شيري</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/10واقعيت-شگفت-انگيز-درباره-راه-شيري</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;

همه عمرتان اینجا زندگی کرده اید اما واقعاً درمورد کهکشان راه شیری چه می  دانید؟ احتمالاً می دانید که مارپیچی است که ۱۰۰،۰۰۰ سال نوری امتداد دارد. تصمیم  گرفته ایم شما را با حقایق بیشتری درمورد این کهکشان آشنا کنیم.


1) مارپیچی مسدود شده است.
احتمالاً می دانید که راه شیری کهکشانی مارپیچ و  احتمالاً زیباترین نوع کهکشان است. آنها بازوهای بسیار بزرگ و باعظمتی دارند که از  یک قطب مرکزی یا توده ای ستاره درخشان بیرون می آید. مارپیچ های آن ظاهری خارق  العاده دارند: یک سد مستطیل شکل از ستاره ها در مرکز به جای یک کره و بازوها از دو  انتهای سد پرتو می افکنند. ستاره شناسان به این سد، حائل می گویند و ما یکی از  اینها را داریم.
درواقع، سد ما واقعاً بزرگ است. این سد با طولی برابر با ۲۷،۰۰۰ سال نوری از  اکثر سدها بزرگتر است.
۲) حفره ی سیاه بسیار بزرگی با چگالی بسیار بالا در قلب آن وجود دارد.
درست در قلب کهکشان یک دیو زندگی می کند: یک حفره بزرگ سیاه (سیاه چاله). می  دانیم که به خاطر تاثیر جاذبه آنجا قرار دارد و ستاره های نزدیک مرکز کهکشان با  سرعتی فوق العاده به دور آن می گردند. با سرعتی هزاران کیلومتر در ثانیه به دور  مدار آن میگردند و سرعت شگفت انگیر آن شیئی که اسیرشان کرده را تسلیم خود می کند.  با کمی ریاضی پایه می توان گفت که آن توده باید برای رسیدن به مقیاس کیهانی سرعت  ستاره ها را به چهار میلیون برابر خورشید برساند. بااینحال در تصاویر هیچ چیز دیده  نمی شود. پس چه چیز می تواند ۴،۰۰۰،۰۰۰ برابر خورشید باشد ولی هیچ نوری از خود ساتع  نکند؟
درست است، یک حفره سیاه (سیاه چاله).
بااینکه بسیار بزرگ است اما به یاد داشته باشید که خود کهکشان ۲۰۰ میلیارد برابر  حجم خورشید است، به همین دلیل در واقعیت حفره سیاه در مرکز فقط یک شکاف کوچک از حجم  کلی کهکشان است. و هیچ خطر سرازیر شدن در آن برای ما وجود ندارد. هر چه که باشد  ۲۵۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ کیلومتر از ما دور است.
حال تصور می شود که یک حفره سیاه بسیار بزرگ با چگالی بسیار زیاد در مرکز کهکشان  با خود کهکشان شکل می گیرد و در واقعیت ابرهایی که خارج آن به دلیل فرو ریختن اجرام  در این سیاه چاله ایجاد میشود، بر شکل گیری ستاره ها در کهکشان تاثیر دارند.  بنابراین، حفره های سیاه می توانند خطرناک باشند اما این امکان وجود دارد که تولد  احتمالی خورشید&mdash;و تولد زمین به همراه آن&mdash;به کمک همین طوفانها به وجود آمده است.
۳) کهکشانهای دیگر را می بلعد.
کهکشان ها بزرگ هستند و توده های بسیار زیادی دارند. اگر کهکشان های کوچک دیگری  از نزدیک یک کهکشان بزرگتر رد شوند، کهکشان بزرگتر می تواند ستاره ها و گازهای آن  را جذب کند.
راه شیری بسیار زیباست اما وحشی هم هست. اخیراً کهکشان های زیادی را بلعیده است.  کمانهای زیادی از ستارگان که به دور مرکز راه شیری می چرخند را به سمت خود کشیده  است. این کهکشان ها به کهکشان ما ملحق شده و کهکشان ما بزرگتر می شود. حقیقت این  است که خوردن هرچه بیشتر کهکشان های دیگر، این کهکشان را گرسنه تر می کند.
۴) ما  در یک محله زیبا زندگی می کنیم&hellip;
راه شیری در فضا تنها نیست. ما بخشی از یک گروه کوچک کهکشان های نزدیک هستیم که  گروه محلی نامیده می شوند. البته راه شیری سنگین ترین کهکشان محل است و کهکشان  آندرومیدا کمی کوچکتر از آن است. کهکشان ترای آنگیولوم هم مارپیچی است اما آنقدرها  بزرگ نیست و درکنار تعداد زیادی کهکشان دیگر در کنار راه شیری قرار گرفته است. همه  اینها کنار هم تقریباً سه جین کهکشان در گروه محلی می شوند که بیشترین کهکشان های  کوچک را دارد که تشخیص آنها بسیار مشکل است.
۵) &hellip; و در حومه شهر هستیم.
گروه محلی کوچک و دنج است و همه چمنشان را مرتب می زنند و خانه هایشان را رنگ می  کنند. این به خاطر آن است که اگر از دورتر نگاه کنیم ما در حومه زندگی می کنیم.  شهرِ بزرگ موجود در این تصویر ، خوشه ویرگو مجموعه ای بزرگ از حدود ۲۰۰۰ کهکشان است  که خیلی از آنها به اندازه راه شیری هستند یا حتی بزرگتر از آن. این نزدیکترین خوشه  بزرگ است که مرکز آن تقریباً ۶۰ میلیون سال نوری دور است. به نظر می رسد که راه  شیری از نظر گرانشی به سمت آن کشیده می شود، به عبارت دیگر، ما جزئی از آن هستیم.  جرم کلی خوشه به اندازه یک کادریلیون برابر جرم خورشید است.
۶) فقط می توانید ۰۰۰۰۰۳/۰ درصد آنرا ببینید.
وقتی در یک شب تاریک بیرون بروید، هزاران ستاره را در آسمان خواهید دید. اما راه  شیری دویست میلیارد ستاره در خود دارد. شما فقط یک بخش خیلی خیلی کوچکی از تعداد  ستاره هایی که به دور این کهکشان هستند را می بینید. درواقع، دورترین ستاره هایی که  می توانید ببینید ۱۰۰ سال نوری از شما فاصله دارند. بدتر اینکه، بیشتر ستاره ها  آنقدر کم نور هستند که از فاصله ای نزدیک تر از آن هم دیده نمی شوند. خورشید تیره  تر از آن است که از ۶۰ سال نوری بیشتر دیده شود و خورشید درمقایسه با بیشتر ستاره  ها بسیار بسیار روشن تر است. پس ستاره هایی که دور و بر خودمان می بینیم فقط قطره  ای از اقیانوس راه شیری هستند.
۷) ۹۰ درصد آن نامرئی است.
وقتی به حرکت ستاره ها در کهکشان خودمان نگاه می کنید، می توانید با کمی کمک  گرفتن از ریاضی و فیزیک مقدار توده های کهکشان را تعیین کنید. حتی می توانید تعداد  ستاره های موجود در کهکشان را حساب کرده و حجم آنها را دربیاورید. مشکل اینجاست که  هیچ دو عددی با هم تطابق ندارند: ستاره ها (و سایر چیزهای مرئی مثل گاز و گرد) فقط  ۱۰ درصد حجم کهکشان را تشکیل می دهند. پس ۹۰ درصد بقیه کجاست؟
هر چه که هست، حجم دارد اما نمی درخشد. به همین خاطر به آن شیء تیره می گوییم  چون هیچ واژه مناسب تری برای آن پیدا نکردیم. می دانیم که حفره های تیره، ستاره های  مرده، سیاره های طرد شده، گاز سرد و &hellip; نیستند و آنچه که باقی می ماند بسیار عجیب  است. اما می دانیم که واقعی است و وجود دارد. فقط نمی دانیم که چیست.
بازوهای مارپیچی وهم است.
البته آنها به خودی خود وهم نیستند اما تعداد ستاره های موجود در بازوهای مارپیچ  کهکشان ما خیلی متفاوت تر از تعداد موجود بین بازوها نیستند! بازوها مثل ترافیک  شهری و مناطقی است که تراکم جمعیت بالا است. درست مثل یک ترافیک در اتوبان، ماشین  ها وارد ترافیک شده و از آن خارج می شوند اما خود ترافیک تکان نمی خورد. درمورد  بازوها هم ستاره هایی به آن وارد و از آن خارج می شوند اما بازوها همانجا می  مانند.
باز هم مثل یک اتوبان، ابرهای دودی بزرگ می توانند در این بازوها جمع شوند که  باعث می شود سقوط کنند و ستاره ها را تشکیل دهند. اکثر این ستاره ها کم نور هستند و  عمر بلندی دارند به همین خاطر در آخر از بازوها بیرون می روند. اما بعضی از ستاره  ها بسیار پرتراکم، داغ و روشن هستند و اطراف گاز را روشن می کنند. این ستاره ها  خیلی عمر نمی کنند و قبل از اینکه بتوانند از بازوها خارج شوند می میرند. از آنجا  که ابرهای گازی داخل این بازوها به این صورت روشن می شوند، همین باعث مشخص شدن  بازوهای مارپیچی می شود.
ما به این دلیل بازوها را می بینیم که نور در آنجا بهتر است نه به این دلیل که  ستاره ها آنجا جمع می شوند.
۹) به طور جدی تاب دارد.
راه شیری دیسکی چاق با امتدادی برابر با ۱۰۰،۰۰۰ سال نوری و پهنایی برابر با چند  هزار سال نوری است. تقریباً مقیاسی مثل یک جعبه DVD چهارتایی دارد.
آیا تا به حال یک DVD را زیر نور خورشید رها کرده اید؟ با گرم شدن ممکن است تاب  بردارد. راه شیری هم همینطور است. این دیسک احتمالاً به خاطر تاثیر گرانشی یک جفت  کهکشان ماهواره ای در گردش، قابل انعطاف است. یک طرف دیسک به سمت بالا و دیگری به  سمت پایین تاب دارد. اگر به تصویر کهکشان آندرومیدا دقت کنید می بینید که از سمت  راست به سمت بالا و از سمت چپ به سمت پایین تاب دارد. آندرومیدا هم کهکشان های  ماهواره ای دارد و آن را هم درست مثل کهکشان ما تاب داده اند. البته این تاب تاثیری  بر ما ندارد و فقط نکته جالبی بود درمورد کهکشان راه شیری.
۱۰) قرار است کهکشان آندرومیدا را خیلی بهتر بشناسیم.
صحبت از آندرومیدا شد، آیا تا به حال آنرا در آسمان دیده اید؟ با چشم غیرمسلح می  توان آن را در شبی صاف و تاریک مشاهده کرد. کم نور اما بزرگ است. تقریباً هشت برابر  ماه در آسمان است.
اگر به نظرتان این خیلی بزرگ نمی رسد، باید بگوییم که اندازه آن برابر با دو  میلیارد سال نوری است.
کهکشان آندرومیدا و راه شیری با سرعتی برابر با ۲۰۰ کیلومتر در ثانیه به سمت هم  در حرکت هستند. یادتان هست گفتیم کهکشان های بزرگ کهکشان های کوچکتر را می خورند؟  حالا وقتی دو کهکشان بزرگ به هم برخورد می کنند یک آتش بازی حسابی راه می افتد.  ستاره ها از نظر فیزیکی سقوط نمی کنند، در این مقیاس خیلی کوچکتر از آن هستند. اما  ابرهای گازی سقوط می کنند و همانطور که قبلاً گفتیم وقتی این ابرها سقوط کنند،  ستاره ساخته می شود. به همین دلیل انفجاری از تشکیل ستاره ها صورت می گیرد که هر دو  کهکشان را نورانی می کند.
در حال حاضر، گرانش متقابل هر دو کهکشان، قوس هایی عجیب و شگفت انگیز از ستاره و  گاز می سازد. درست است که بسیار زیباست اما نشاندهنده یک خشونت در مقیاسی حماسی  است.
چند میلیارد سال طول می کشد تا بالاخره این دو کهکشان به هم برخورد کنند و یکی  شوند. آنها کهکشانی بسیار عظیم خواهند ساخت. درواقع، وقتی این اتفاق بیفتد خورشید  همچنان دور آن خواهد بود. آیا نسل های بعد از ما شاهد این برخورد شگرف در تاریخ  کهکشان ها خواهند بود؟
فکر کردن به آن هم واقعاً جالب است.
تا آن موقع این ۱۰ نکته درمورد کهکشانی که در آن زندگی می کنید کافی به نظر می  رسد. البته اگر بخواهید حقایق بیشتری در این رابطه بدانید باید مطالب بیشتری مطالعه  کنید.

منبع :جزيره دانشمندان]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>منطق هاوکینگ درباره موجودات فضایی:</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/منطق-هاوکینگ-درباره-موجودات-فضایی</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/منطق-هاوکینگ-درباره-موجودات-فضایی</guid>

<description><![CDATA[


منطق هاوکینگ درباره  موجودات فضایی:
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;


استفان هاوکینگ یکی از مشهورترین فیزیکدانان  جهان در جدیدترین برنامه مستند خود درباره حیات موجودات فضایی می گوید موجودات  فضایی خارج از زمین وجود دارند و بهتر است زمین مراقب ارتباط با آنها باشد. به  گزارش خبرگزاری مهر، به گفته استفان هاوکینگ فیزیکدان 68 ساله که از بیماری اختلال  نرونی رنج می برد، وجود موجودات فرازمینی تقریبا امری ثابت شده است اما انسانها به  جای اینکه به جستجوی آنها بپردازند باید تمامی تلاش خود را برای پرهیز از مواجهه با  این موجودات به کار گیرند.
این پیشنهادها و راهکارها در سریال مستند جدیدی ارائه  می شوند که هاوکینگ در آن آخرین ذهنیات خود را درباره بزرگترین اسرار جهان هستی  نمایش می دهد. به گفته وی حیات موجودات فضایی در بسیاری از بخشهای جهان امری ثابت  شده است. این موجودات نه تنها بر روی سیاره ها بلکه حتی در مرکز ستاره ها ساکن بوده  و یا در فضای میان ستاره ای شناور هستند.



منطق هاوکینگ درباره موجودات فضایی به  شکلی غیرطبیعی ساده است. به گفته وی گیتی از 100 بیلیون کهکشان تشکیل شده است که هر  یک از صدها میلیون ستاره برخوردارند. در چنین فضای وسیعی تصور اینکه زمین تنها  سیاره ای باشد که حیات در آن جاری شده است کمی ساده انگارانه به نظر می آید.
وی  می گوید: &quot;در مغز مملو از ریاضی من، تنها اعداد می توانند تفکر درباره موجودات  فضایی را به خوبی عقلانی و مستدل سازند، چالش اصلی مطالعه بر روی این نکته است که  این موجودات چه شکلی دارند.&quot; پاسخ هاوکینگ به سئوال خودش این است که اکثر این  موجودات با میکروبها و حیوانات ساده، گونه ای از حیات که در بیشترین بخش تاریخ حیات  در زمین بر روی این سیاره حکمفرما بوده است، برابری می کنند.
تصور هاوکینگ از  این جانداران در سریال مستند جدیدش به شکل گیاهخوارانی دو پا که از صورتی مسطح  برخوردارند یا شکارچیان مارمولک مانند و زرد رنگ یا آبزیانی فلورسانت مصور شده اند.  این اشکال کاملا تخیلی هستند اما هاوکینگ از آنها برای رساندن این پیام استفاده می  کند که احتمال هوشمند بودن تعدادی از این گونه ها وجود دارد. وی معتقد است برقراری  ارتباط با چنین گونه های هوشمندی می تواند برای بشریت نابود کننده باشد.
هاوکینگ  بر این باور است این موجودات فضایی می توانند به راحتی به زمین نفوذ کرده و از آن  به عنوان منبع انرژی استفاده کنند. وی نتیجه می گیرد تلاش برای برقراری ارتباط با  موجودات فضایی می تواند &quot;کمی بیش از اندازه خطرساز&quot; باشد. هاوکینگ می گوید: &quot;اگر  موجودات فضایی ما را ملاقات کنند به گمان من نتیجه چنین ملاقاتی بسیار مشابه اولین  سفر &quot;کریستف کلمب&quot; به آمریکا خواهد بود. نتیجه ای که چندان به نفع بومی های آمریکا  تمام نشد.&quot; 
بر اساس گزارش تایمز آنلاین، هاوکینگ امکان وجود موجودات فضایی را  در گذشته نیز بازگو کرده بود اما دیدگاه وی به واسطه یکسری از اکتشافات علمی شفاف  تر شد. کشف 450 سیاره جدید از سال 1995 تا کنون و اثبات رایج بودن وجود سیاره ها در  تمامی نقاط گیتی از جمله این کشفیات بوده است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مشهداردهال</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/مشهداردهال</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/مشهداردهال</guid>

<description><![CDATA[

در روایت تاریخ می&zwnj;گویند: مردم فین کاشان در سال ۱۱۳ هجری قاصدی را به نام عامر  بن ناصر فینی به مدینه نزد امام محمد  باقر فرستاده بودند و از او درخواست پیشوایی راداشتند.امام فرزند خود سلطانعلی  برادر امام جعفر  صادق را رهسپار ایران و شهر کاشان کرد.امامزاده به کاشان رسید و در محله فین  بزرگ ساکن شد و تابستانهابه دلیل گرمی هوا به منطقه اردهال می&zwnj;رفت.چند سالی اوضاع  بدین صورت بود تا اینکه امامزاده  سلطانعلی از نفوذ زیادی در بین مردم برخوردار گشت و این باعث ترس حاکم اردهال  که زرین  کفش نام داشت شد. وی سپاهی را برای قتل حضـرت سلطان علی به منطقـه میفرستد و آن  حضرت سرانجام در یک جنگ نابرابر که ۱۳ روز طول کشید، همراه یارانش در منطقه ییلاقی  اردهال به شهادت می&zwnj;رسد.
مردم فین پس از شنیدن خبر سراسیمه به طرف اردهال حرکت می&zwnj;کنند، ولی زمانی  می&zwnj;رسند که حضرت به شهادت رسیده&zwnj;است، آنها حضرت را در قالی می&zwnj;پیچند و در نهر آبی که در آن  نزدیکی است، شستشو می&zwnj;دهند و دفن می&zwnj;کنند. از آن زمان تاکنون همه ساله در دومین  جمعه مهر ماه و با حضور هزاران نفر از مردم فین و کاشان آیین سنتی مذهبی قالیشویان  برگزار می&zwnj;شود.
چوبهایی که افراد در دومی جمعه مهر ماه هر سال به دست می&zwnj;گیرند دو روایت دارد.  اول اینکه برای شستن قالیها در مشهد اردهال به کار می&zwnj;رود و دوم اینکه افراد آنها  را به نشانه خونخواهی به دست می&zwnj;گیرند.
در روایات معصومین از این منطقه به وردهار نیز یاد شده است


حضرت  اباالحسن علی ابن امام محمد باقر (علیه السلام) در سال 113 هجری قمری جهت امر تبلیغ  دین مبین اسلام و پاسخگویی به احساسات مذهبی مومنان وارد کاشان شدند و به مدت 3 سال  در میان عاشقان و دلباختگان اهل البیت به ارشاد مردم ولایتمدار پرداختند از  ویژگیهای بارز این امامزاده لازم التعظیم می توان به فرزند بلافصل بودن و هچنین  نایب الامامین یعنی امام محمد باقر (علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام)  اشاره نمود درخصوص مقام والای آنحضرت روایتهای متعددی نقل شده است که از جمله آن می  توان به حدیث حضرت امام صادق (علیه السلام) اشاره نمود که می فرماید :هرکس برادرم  حضرت علی ابن باقر (علیه السلام) را در اردهال زیارت کند مانند کسی است که قبر جدم  حسین (علیه السلام) را در کربلا زیارت کرده باشد و هچنین حضرت امام رضا (علیه  السلام) می فرماید نعم الموضع الاردهال فلزم و تمسک به ، چه خوب مکانی است اردهال  پس به آن التزام و تمسک پیدا کنید حضرت علی ابن امام محمد باقر (علیه السلام) در  سال 116 هجری قمری با یاران و اعوانش به جنگ با کفر زمانه می پردازد و پس از  رشادتهای فراوان سرانجام در 27 جمادی الثانی در دره ازناوه با یاران باوفایش به  شهادت رسید و سر مبارکش را از تن جدا نموده و برای حاکم جور وقت در شهر قزون ارسال  نمودند و بدن مطهرش را در مشهد اردهال به خاک سپردند.




به گزارش  &laquo;شيعه نيوز&raquo;،&zwnj; بعد از ورود به ایوان صفا، سمت راست پله ها سردابه ای وجود دارد که  تقریبا به طول و عرض 6*3 و دارای عمق 5/3 متر می باشد. درباره این سردابه و تابوت  های داخل آن سخنان زیادی گفته اند از جمله نقل می کنندکه در سال 1313 اعتضادالدوله  حکمران قم به مشهد اردهال آمده فرمان می دهد تا روی سردابه را می شکافند و شخصا  داخل سردابه شده حدود یکصد تابوت در آنجا دیدار می کند که در هر یک جسدی سالم و از  هم متلاشی نشده در حالی که لباس زندگی به تن داشتند و روی گونه های بعضی خون خشکیده  نمودار بود مشاهده می کند و ایشان را از یاران سلطان علی (ع) می شمارد. این شهرت حس  کنجکاوی اهل تحقیق را برانگیخته و از جمله به سمع حضرت آیت الله آقای سید شهاب  الدین مرعشی نجفی (رحمه الله) رسیده بود و معظم له که بیش از هر کس پی جوی کشف  حقایقند در سال 1341 شمسی دعوت اهل محل را برای مسافرت به مشهد پذیرفته و به نیت  تامین موتور برق بدان محل حرکت کرده ضمن اقامت چند روزه خود در مشهد برای مشاهده  سردابه از نزدیک اظهار کمال علاقه می کنند در نتیجه در نیمه شبی گوشه ای از سطح  ایوان صفا را شکافته دریچه ای به سردابه باز می کنند و پس از تهویه مصنوعی هوای  داخل سردابه، بدوا یکی از جوانان محلی داوطلب و پیشقدم گشته چراغ زنبوری حاضر را  گرفته با کمک چندین نفر از معتمدین و مومنین داخل سردابه می شود و پس از کسب  اطمینان از عدم وجود خطر معظم له به کمک وی از خاکریز کنار سردابه به زیر رفته،  وارد محوطه آن می گردند و بطوری که ایشان نقل فرمودند: در جانب شرقی سردابه متجاوز  از یکصد تابوت به اندازه های مختلف بلند و کوتاه و رنگهای متفاوت زرد و سیاه در سه  ردیف روی یکدیگر گذاشته شده است که قسمتی از تخت های چند تابوت شکسته شده است و  درون هر یک جسدی در لباس با سر و صورت باز و مو های ژولیده نمودار است حضرت آیت  الله العظمی مرعشی نجفی در بازدید خود در سال 1341 از نپوسیدن تابوت ها(سالم ماندن  اجساد) اظهار تعجب نموده و شهدا را از یاران حضرت علی بن باقر (علیه السلام) قلمداد  نموده اند.


منبع: کتاب مجموعه تاریخی مشهد اردهال (کاشان) تالیف :حسین  فرخ یار صفحه 
ويكي پديا
استادتاريخ دانشگاهمون]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مراسم زن شاهي</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/مراسم-زن-شاهي</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/مراسم-زن-شاهي</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;روز  پادشاهی زنان ، مردها را بیرون&zwnj; کنید !

● زن&zwnj; شاهی&zwnj;، حكومت&zwnj; یك&zwnj; روزه&zwnj; زنان&zwnj; آبسك&zwnj;

&nbsp;جشن&zwnj; &laquo;زن&zwnj; شاهی&zwnj;&raquo; در روستای&zwnj; آبسك&zwnj;، یكی&zwnj; از دیدنی&zwnj;ترین&zwnj;  مراسم&zwnj; سنتی&zwnj; ایرانیان&zwnj; محسوب&zwnj; می&zwnj;شود. در این&zwnj; روز زنان&zwnj; با بیرون&zwnj; راندن&zwnj; مردها،  دهكده&zwnj; را به&zwnj; تصرف&zwnj; خویش&zwnj; در آورده&zwnj; و به&zwnj; رقص و پایكوبی&zwnj; مشغول&zwnj; می&zwnj;شوند. دهكده&zwnj;  آبسك&zwnj; در لاریجان&zwnj; آمل&zwnj; و در ۹۰كیلومتری&zwnj; شمال&zwnj; تهران&zwnj; قرار دارد. 
امسال&zwnj;  مراسم&zwnj; &laquo;زن&zwnj; شاهی&zwnj;&raquo; ۱۵ اردیبهشت&zwnj;ماه&zwnj; برگزار شد.
&nbsp;مراسم&zwnj; &laquo;برف&zwnj;چال&zwnj;&raquo; یا به&zwnj;  گویش&zwnj; محلی&zwnj; &laquo;ورف&zwnj; چال&zwnj;&raquo;، همزمان&zwnj; با مراسم&zwnj; &laquo;زن&zwnj; شاهی&zwnj;&raquo; است&zwnj; با این&zwnj; تفاوت&zwnj; كه&zwnj;  &laquo;ورف&zwnj; چال&zwnj;&raquo; مخصوص&zwnj; مردان&zwnj; است&zwnj; و هیچ&zwnj; زنی&zwnj; در آن&zwnj; شركت&zwnj; نمی&zwnj;كند. در این&zwnj; روز،  مردان&zwnj; برف&zwnj;های&zwnj; جمع&zwnj; شده&zwnj; از زمستان&zwnj; را در بیرون&zwnj; از دهكده&zwnj; و در چاه&zwnj; سنگی&zwnj; كه&zwnj;  در دشت&zwnj; لار قرار دارد، می&zwnj;ریزند. این&zwnj; مراسم&zwnj; از صبح&zwnj; آغاز و تا ظهر ادامه&zwnj;  دارد.
&nbsp;آغاز این&zwnj; مراسم&zwnj; با اعلام&zwnj; بلندگوی&zwnj; مسجد است&zwnj; كه&zwnj; مردان&zwnj; را برای&zwnj; ترك&zwnj;  سریعتر روستا ترغیب&zwnj; می&zwnj;كند. از پسران&zwnj; ۷ ساله&zwnj; تا مردان&zwnj; ۷۰ ساله&zwnj; با خنده&zwnj; و  شادی&zwnj; روستا را به&zwnj; قصد ورف&zwnj;چال&zwnj; ترك&zwnj; می&zwnj;كنند. مگر پیرمردان&zwnj; خیلی&zwnj; ضعیف&zwnj; یا  مردان&zwnj; بیمار كه&zwnj; در این&zwnj; صورت&zwnj; حق&zwnj; ندارند بیرون&zwnj; از خانه&zwnj; را نگاه&zwnj; كنند و  خانواده&zwnj; آنها باید جریمه&zwnj; ماندن&zwnj; آنان&zwnj; را پرداخت&zwnj; كند.
زمانی&zwnj; كه&zwnj; زنان&zwnj; از خروج&zwnj; مردان&zwnj; از روستا مطمئن&zwnj; شدند با آراستن&zwnj; خود و پوشیدن&zwnj;  لباس&zwnj;های&zwnj; مجلل&zwnj; بدون&zwnj; داشتن&zwnj; حجاب&zwnj;، از خانه&zwnj;های&zwnj; خود به&zwnj; سمت&zwnj; میدان&zwnj; روستا حركت&zwnj;  می&zwnj;كنند. سربازها (زنانی&zwnj; كه&zwnj; لباس&zwnj; نظامی&zwnj; به&zwnj; تن&zwnj; دارند و برای&zwnj; خود سبیل&zwnj;  كشیده&zwnj;اند) از ورودی&zwnj;های&zwnj; روستا محافظت&zwnj; می&zwnj;كنند و اجازه&zwnj; نمی&zwnj;دهند مردی&zwnj; وارد  روستا شود یا حتی&zwnj; بخواهد به&zwnj; داخل&zwnj; روستا نگاه&zwnj; كند. خدا كند كه&zwnj; مردی&zwnj; وارد روستا  شود یا از روستا خارج&zwnj; نشده&zwnj; باشد، در چنین&zwnj; وضعیتی&zwnj; او را وادار به&zwnj; رقصیدن&zwnj;  می&zwnj;كنند و اگر شرارت&zwnj; به&zwnj; خرج&zwnj; بدهد، كتك&zwnj; حسابی&zwnj; می&zwnj;خورد و با دست&zwnj; و پای&zwnj; بسته&zwnj;  در طویله&zwnj; حبس&zwnj; می&zwnj;شود تا زمانی&zwnj; كه&zwnj; مردان&zwnj; روستا بازگردند.
درمیدان&zwnj; روستا (قبلا مراسم&zwnj; در تكیه&zwnj; آبسك&zwnj; اجرا می&zwnj;شده&zwnj; است&zwnj;) یكی&zwnj; از زنان&zwnj;  سرشناس&zwnj; و مسلط&zwnj; نقش&zwnj; شاه&zwnj;، دو نفر نقش&zwnj; وزیر، یك&zwnj; نفر نقش&zwnj; دلقك&zwnj; را بازی&zwnj; می&zwnj;كند  و هركدام&zwnj; با توجه&zwnj; به&zwnj; نقش&zwnj;هایشان&zwnj; لباس&zwnj; مخصوص&zwnj; می&zwnj;پوشند. سربازها و همه&zwnj; زنان&zwnj;  از دستورات&zwnj; شاه&zwnj; و وزیران&zwnj; تبعیت&zwnj; می&zwnj;كنند. در سال&zwnj;های&zwnj; گذشته&zwnj; برای&zwnj; بخت&zwnj;گشایی&zwnj; و  خوش&zwnj;یمنی&zwnj; دختران&zwnj; دم&zwnj; بخت&zwnj; را عروس&zwnj; و داماد می&zwnj;كردند یا به&zwnj; دستور شاه&zwnj; مشغول&zwnj;  بازی&zwnj; می&zwnj;شدند.
&nbsp;این&zwnj; بازی&zwnj;ها شامل&zwnj; عموزنجیرباف&zwnj;، قایم&zwnj;موشك&zwnj; (پلنگ&zwnj; وشیر)،  هفت&zwnj;سنگ&zwnj; و... می&zwnj;شده&zwnj; است&zwnj;. میدانی&zwnj; كه&zwnj; زنان&zwnj; تجمع&zwnj; می&zwnj;كنند به&zwnj; سه&zwnj; قسمت&zwnj; تقسیم&zwnj;  می&zwnj;شود. 
در یك&zwnj; قسمت&zwnj; كه&zwnj; بیشتر دختران&zwnj; جوان&zwnj; طرفدار آن&zwnj; هستند، آهنگ&zwnj;های&zwnj;  مختلفی&zwnj; را از دستگاه&zwnj; ضبط&zwnj;صوت&zwnj; پخش&zwnj; می&zwnj; شود و آنان&zwnj; مشغول&zwnj; رقصیدن&zwnj; می&zwnj;شوند.  قسمت&zwnj; دیگر برای&zwnj; زنان&zwnj; جوان&zwnj; و میانه&zwnj; سال&zwnj; است&zwnj; كه&zwnj; شاه&zwnj; یا یكی&zwnj; از زنان&zwnj; كه&zwnj;  صدای&zwnj; خوشی&zwnj; دارد شعرهای&zwnj; محلی&zwnj; می&zwnj;خوانند و با آن&zwnj; می&zwnj;رقصند. در طرف&zwnj; دیگر كه&zwnj;  دورتادور میدان&zwnj; می&zwnj;شود، بیشتر افراد مسن&zwnj; می&zwnj;نشینند
&nbsp;در &laquo;ورف&zwnj; چال&zwnj;&raquo;، مردان&zwnj; با خواندن&zwnj; آواز و رقا برف&zwnj;هایی&zwnj; را كه&zwnj; با كامیون&zwnj; به&zwnj;  آنجا آورده&zwnj;اند، به&zwnj; درون&zwnj; چاه&zwnj; می&zwnj;ریزند. اگر در این&zwnj; میان&zwnj; زنی&zwnj; نظاره&zwnj;گر آنها  باشد، سعی&zwnj; می&zwnj;كنند او را از آنجا دور كنند و البته&zwnj; هیچ&zwnj;گاه&zwnj; زنان&zwnj; بومی&zwnj; &laquo;آبسك&zwnj;&raquo;  به&zwnj; دیدن&zwnj; مراسم&zwnj; &laquo;ورف&zwnj;چال&zwnj;&raquo; نمی&zwnj;آیند، چون&zwnj; اعتقاد دارند كه&zwnj; هركس&zwnj; این&zwnj; مراسم&zwnj; را  ببیند تا سال&zwnj; دیگر كور می&zwnj;شود یا می&zwnj;میرد.
&nbsp;برای&zwnj; اهالی&zwnj; چاهی&zwnj; كه&zwnj; در آن&zwnj; برف&zwnj;  می&zwnj;ریزند، چاهی&zwnj; مقدس&zwnj; است&zwnj; و هركس&zwnj; حتی&zwnj; كودكان&zwnj; هم&zwnj; باید حداقل&zwnj; یك&zwnj; گلوله&zwnj; برف&zwnj;  در چاه&zwnj; بیندازند. با انداختن&zwnj; این&zwnj; گلوله&zwnj; برف&zwnj; پیمانی&zwnj; بین&zwnj; اهالی&zwnj; روستا با  یكدیگر بسته&zwnj; می&zwnj;شود كه&zwnj; در آن&zwnj; تعهد می&zwnj;كنند تا ۲ ماه&zwnj; و نیم&zwnj; دیگر دست&zwnj; به&zwnj;  علف&zwnj;های&zwnj; این&zwnj; مكان&zwnj; (علف&zwnj; چین) نزنند تا زمانی&zwnj;كه&zwnj; علف&zwnj;ها رشد كنند.
یك&zwnj; چوپان&zwnj;  یا نگهبان&zwnj; نیز از این&zwnj; مراتع&zwnj; نگهبانی&zwnj; می&zwnj;كند. وقتی&zwnj; كه&zwnj; علف&zwnj;ها رشد كافی&zwnj; كردند،  چند علف&zwnj;چین&zwnj; می&zwnj;آیند و علف&zwnj;ها را می&zwnj;چینند و بین&zwnj; اهالی&zwnj; روستا تقسیم&zwnj; می&zwnj;كنند تا  برای&zwnj; تغذیه&zwnj; دام&zwnj;هایشان&zwnj; استفاده&zwnj; شود. در واقع&zwnj; مراسم&zwnj; ورف&zwnj; چال&zwnj; یك&zwnj; حركت&zwnj;  اقتصادی&zwnj; است&zwnj; و هیچ&zwnj;كس&zwnj; از پیمانی&zwnj; كه&zwnj; كنار چاه&zwnj; علف&zwnj; چین&zwnj; بسته&zwnj; است&zwnj; تخطی&zwnj;  نمی&zwnj;كند. 
این&zwnj; اتحاد جمعی&zwnj; اهالی&zwnj; روستا در كنار شادی&zwnj; و سروری&zwnj; كه&zwnj; زنان&zwnj; در  مراسم&zwnj; &laquo;زن&zwnj; شاهی&zwnj;&raquo; دارند، ارتباط&zwnj; مستقیم&zwnj; دارد. در مراسم&zwnj; &laquo;زن&zwnj; شاهی&zwnj;&raquo; عروس&zwnj; و  داماد درست&zwnj; كردن&zwnj;، به&zwnj; خانه&zwnj; نامزد دارها رفتن&zwnj;، هدیه&zwnj; خانواده&zwnj; عروس&zwnj; به&zwnj;  خانواده&zwnj; داماد، در واقع&zwnj; انتظار زایش&zwnj; و باروری&zwnj; را می&zwnj;رساند، چیزی&zwnj; كه&zwnj; در ورف&zwnj;  چال&zwnj; نیز به&zwnj; گونه&zwnj;یی&zwnj; دیگر یعنی&zwnj; قرق&zwnj; كردن&zwnj; علف&zwnj; چین&zwnj; تا به&zwnj; بار آمدن&zwnj; علف&zwnj;ها  خود را نشان&zwnj; می&zwnj;دهد. همه&zwnj; این&zwnj; مراسم&zwnj; نشان&zwnj; می&zwnj;دهد كه&zwnj; اهالی&zwnj; روستا خواستار  بركتی&zwnj; هستند كه&zwnj; از جانب&zwnj; خداوند به&zwnj; آنها داده&zwnj; می&zwnj;شود.
&nbsp;
بر اساس تحقيقات انجام شده در ايران سه روستای &quot;افوس&quot;، &quot;توچه  غار&quot; و &quot;آب اسك&quot; مراسم حكومت یک روزه زنان را اجرا می کنند اما رسمي كه تنها در آب  اسك اتفاق مي&zwnj;افتد و به اين روستا برجستگي مي&zwnj;بخشد، مراسم برف چال توسط مردان در  مرتع &quot;اسكه&zwnj;وش&quot; و مراسم مادرشاهي به وسيله زنان روستا در همان روز است.  

جمعه يكي از روزهاي اوائل فصل بهار هرسال، در روستاي &quot;اسك&quot; منطقه لاريجان  شهرستان آمل استان مازندران كه در 80 كيلومتري شمال شرق تهران در مسير جاده هراز  واقع شده و به خاطر آب گرم معدنی آن به &quot;آب اسک&quot; شهرت یافته است، زنان این روستا  مراسم سنتي و قديمي &quot;زن شاهي&quot; را برگزار مي كنند.در اين روز كه روز زنان بدون مردان  نام گرفته و در زمانهاي قديم از آن بعنوان رسم مادرشاهي نيز ياد شده است، تمامي  مردها از كودك پنج سال به بالا براي انجام سنت ششصد ساله &quot;آقاسيد حسن ولي&quot; موسوم به  &quot;ورف چال&quot; روستا را ترك نموده و عازم منطقه &quot;اسكه وش&quot; در دامنه قله دماوند مي شوند  و تا غروب حق ورود يا بازگشت به آب اسك را ندارند چون اعتقاد دارند عدم حضور در  آيين ورف چال آخر و عاقبت خوشايندي نخواهد داشت. 

در روز مادرشاهی.زنان و  دختران در شرايطي كاملا آزاد هر جور كه دلشان بخواهد ، خود را مي آرايند، لباس  مي&zwnj;پوشند و شادي و تفريح مي&zwnj;كنند. اين روز چون روز ويژه زنان است و آنها آزادي  بيشتري در غياب مردان دارند سعي مي كنند از انجام دادن كارهاي روزمره خودداري كنند  تا بتوانند در جمع زنان مجري آيين حاضر شوند. البته زناني كه عزادار هستند چندان  تمايلي براي شركت در اين مراسم ندارند. در مورد حضور زنان غريبه نيز در روستاي ابسك  در گذشته كمتر پذيرفته مي&zwnj;شد ولي امروزه حضور آنان در اين مراسم مانعي ندارد.  

براي حاكميت يك روزه زنان، به رسم ديرينه يكي از زنان خوشنام و با كمال كه  داراي صفاتي همچون تسلط در رهبري و قدرت در مديريت است ، يك روز قبل از اجراي مراسم  بر اساس انتخابات و راي گيري كه درميان زنان صورت مي گيرد ، بعنوان حاكم روز مادر  شاهي انتخاب مي شود تا وي به نظام حكومتي زنان كه به طور موقت در روستا ايجاد شده  سر و سامان بدهد. صبح روز مادرشاهي، زنان و دختران با لباس هاي رنگارنگ آنقدر به  نواختن و رقص و پايكوبي مي پردازند تا حاكم از خانه بيرون آمده و همراه آنها به  &laquo;درويش باغ&raquo; بيايد. حاكم پس از رسيدن به آنجا در قصر خيالي خويش مي&zwnj;نشيند و با  انتصاب وزرايش آنها را هم در طرفين تخت شاهي خود مي&zwnj;نشاند. زنان اسكي نيز در فضاي  گشوده دهكده به شادی و نشاط می پردازند. البته در ايامي كه با ماههاي محرم و صفر  تلاقي مي كند ضمن لحاظ نمودن حرمت سوگواري اين ايام ،حاكم در تكيه اسك مستقر مي  شود.میدانی كه زنان در انجا گرد هم مي آيند به سه قسمت تقسیم می شود. در یك قسمت كه  بیشتر دختران جوان طرفدار آن هستند، آهنگ های شاد و گوناگوني پخش می شود و آنان  مشغول پایکوبی می شوند. قسمت دیگر برای زنان جوان و میانه سال است كه شاه یا یكی از  زنان كه صدای خوشی دارد آوازهاي محلی می خوانند. در طرف دیگر كه گرداگرد میدان می  شود، بیشتر افراد مسن می نشینند و با هم حرف مي زنند و خاطره تعريف مي كنند.  

نا گفته پيداست حاكم در روز مادرشاهي از قدرت ويژه اي بهره مي برد و براي  همين ضمن تعيين وزرايي كه به وزيران دست راست و دست چپ معروفند، داوطلباني را نيز  براي نگهباني انتخاب مي كند كه در مكان هاي از پيش مشخص شده اي در نقاط مختلف روستا  مستقر مي شوند. آنچه مسلم است با توجه به چالاكي و چابكي دختران جوان،وظيفه نگهباني  بيشتر بر عهده آنان مي باشد كه به طور داوطلبانه خود را جهت قراولي و پاسداري از  روستا نامزد مي&zwnj;كنند و تعدادشان نيز تقريبا 20 تا 30 نفر است. هر چند خود حاكم و  وزيران هم هراز چند گاهي در سطح روستا حركت مي كنند و از اوضاع آن آگاه مي شوند.بر  اساس شواهد لباس حاكم ،وزيران ، سربازان و نگهبانان تعريف مشخصي ندارد و بنابر  شرايط زمانه تغيير مي نمايد .همچنانكه در گذشته ها تن پوش آنها اونيفورم نظميه و  سپاه دانش و امروزه نيز لباس تعزيه خوانها مي باشد. 

يكي از وظايف مهم  نگهبانان در ابتداي امر اين است كه در داخل روستا گشت مي زنند تا مبادا مردي در  داخل روستا پنهان شده باشد.از سوي ديگر در نوبتهاي متعدد نگهبانان مرتب به سراغ  حاكم آمده و اوضاع روستا را گزارش مي&zwnj;دهند. در اين ميان اگر موردي مبني بر ديده شدن  مردي در داخل روستا به حاكم گزارش شود او زنان را براي به دام اندختن مرد مذكور  بسيج مي كند تا مجازات&zwnj;هاي ويژه را در مورد آن بيگانه خاطي اجرا كنند.نگهبانان با  كمك زنان ديگر، مردي كه آگاهانه يا ناآگاهانه پا در حريم حكومت مادرشاهي گذاشته است  را دستگير و وادار به رقصیدن می كنند،بعد از آن كتك مفصلي به او مي زنند، سپس به  دستور حاكم فرد خاطي را با چشمان بسته پشت و رو سوار الاغ نموده و ضمن گرداندن در  كوچه هاي روستا و هلهله زنان و دختران، در طويله زنداني مي كنند البته اين قانون در  مورد زنان خاطي كه از قوانين مادرشاهي سر باز بزنند نيز مصداق دارد. اما معمولا  مجازات بدني در مورد زنان صورت نمي گيرد و بيشترشان محكوم به تهيه شيريني و ديگر  خوراكي ها مي&zwnj;شوند. 

شايان ذكر است براي عدم حضور مردان در روستا استثنائاتي  وجود دارد كه از آن جمله مي توان به مردان بيمار و پيرمردهاي ناتواني اشاره كرد كه  مي توانند در خانه بمانند با اين شرط كه تحت هيچ شرايطي از منزل خارج نشده و پشت  پنجره و روي تراس خانه ها ظاهر نشوند. در غير اينصورت خانواده آنها بايد به دليل  اين تخلف جريمه بپردازند. نكته جالب اينكه جريمه اي كه معمولا براي اين افراد در  نظر گرفته مي شود از نوع خوراكي مي باشد. 

اما در آيين مادرشاهي شادي و بازي  از جايگاه ويژه اي برخوردار است.از اين رو حاكم بر اساس تشخيص خودش دستور اجراي هر  نوع بازي و تفريح را به زنان مي دهد كه از آن جمله مي توان به: عموزنجیرباف ، قایم  موشك (پلنگ وشیر)، هفت سنگ و... اشاره كرد. يكي از اين تفريحات، انتخاب عروس و  داماد از بين دختراني است كه زمان ازدواجشان فرا رسيده و يا هنوز ازدواج نكرده اند.  اين كار كه به شكل عروسي نمايشي اجرا ميشود براي گشوده شدن بخت مي باشد.  

حنابندان هم از مراسمی است که طرفداران بسیار دارد. بعضی از زنها با سینی  حنای تزیین شده و قاشق کوچکی در کنار سینی دست گردان می شوند. دختران جوان دم بخت و  حاجت مندان، نیت کرده و تکه ای حنا در کف دست گذاشته و آرزو می کنند که تا سال دیگر  حاجاتشان برآورده شود. بسیاری از زنهایی که شیرینی و شربت و شکلات پخش کرده و  نذرشان را ادا می کنند آنها هستند که سال قبل نیت کردند و حاجاتشان برآورده شده  است. همه برای برآوردن حاجات به &quot;آقا سید حسن ولی&quot; متوسل می شوند. 

از  زمانهاي گذشته نیز مرسوم بوده خانواده هایی كه دختر نامزد كرده دارند، ظرفی كه در  آن رشته ، تخم مرغ پخته ، شیرینی آب دندون است را به خانواده داماد و اقوامشان هدیه  می دهند. اسم این رسم &quot;راه بندون&quot; است . همچنین زنان با رقص و پایكوبی به دیدن  خانواده یی كه دختر نامزد كرده دارد می روند و با شیرینی و شربت در آنجا پذیرایی می  شوند. 

در مراسم زن شاهی، عروس و داماد درست كردن ، به خانه نامزد دارها  رفتن ، هدیه خانواده عروس به خانواده داماد، در واقع انتظار زایش و باروری را می  رساند همه این مراسم نشان می دهد كه اهالی روستا خواستار بركتی هستند كه از جانب  خداوند به آنها داده می شود . 

پس از اجراي مراسم، حاكم با بيشتر زنان  روبوسي نموده و آنها را به زنده نگه داشتن اين سنت قديمي تشويق مي كند. زنان نيز  صلوات مي فرستند و به پاس سهيم بودن در چنين روز فرخنده اي خدا را شكر مي كنند. بعد  از اتمام مراسم زنان به صورت دسته&zwnj;جمعي غذا تهيه مي&zwnj;كنند كه خوشمزه ترین غذایشان  مرغ شکم پری است كه با دانه های انار طبخ می شود. برخي از زنان نيز به خانه های خود  می روند و از غذاهایی كه دیشب آماده كرده اند می خورند.بعد از صرف غذا و برچيده شدن  بساط جشن و سرور، در آستانه ورود مرداني كه از ورف چال به روستا باز مي گردند به  خانه هاي خود می روند و منتظرشان می مانند. 

سيد قاسم حسيني در مقاله &quot;نقش  آموزشي مراسم در جامعه پذيري زنان&quot; درباره رسم زن شاهي مي نويسد:&laquo; اين رسم در تخليه  رواني زنان موثر است. تصويري از حكومت و قدرتي كه در واقعيت وجود دارد به صورت  نمايشي براي زنان روستا تجربه مي شود. اختياراتي كه زنان در يك مرز سياسي براي خود  دارند و در محدوه قلمرو مشخصي كه براي آنها وجود دارد و اراده و توانايي هاي ويژه  اي كه در اين روز از جانب ايشان بروز مي كند و اين تصور كه مي توانند در مقابل جنس  مخالف ابراز قدرت و تسلط كنند در تخليه دروني زنان نقش اساسي دارد.در واقع  خويشتنداري رفتاري كه در حضور مردان در روستا وجود دارد در روز مراسم زن شاهي از  زنان گرفته مي شود و نوعي رهايي در آنان به وجود مي آيد. آزادي هاي ويژه اي كه در  فضاي مردانه وجود دارد به فضاي زنان منتقل مي شود و زنان روزي را مي گذرانند كه  متعلق به آنان است و اين روز را در كوچه هاي روستا به جشن و پايكوبي و آزادگي مي  گذرانند&raquo; 

اردشیر صالح پور پژوهشگر و استاد دانشگاه هنر نیز معتقد است  آيين&zwnj;ها، جلوه&zwnj;هايي از معرفت&zwnj;شناسي يك قوم و جامعه به شمار مي&zwnj;روند. شكلي از  هستي&zwnj;شناسي يك دنياي ذهني و دروني كه تجلي بيروني و هنري پيدا كرده و با زيباشناسي  خاصي همراه است ريشه اين آيين&zwnj;ها در اساس به اسطوره&zwnj;ها بازمي&zwnj;گردد كه قديمي&zwnj;ترين و  ازلي&zwnj;ترين تجليات حيات فرهنگي بشر به شمار مي&zwnj;روند. اگرچه آيين&zwnj;ها زاده اسطوره&zwnj;ها  هستند، اما از طرف ديگر، اسطوره&zwnj;ها را در طول تاريخ زنده نگاه داشته&zwnj;اند.آيين&zwnj;ها و  مناسك، سرشار از نمادها و نشانه&zwnj;ها هستند و در اساس هنري رمزي و نمادين تلقي  مي&zwnj;شوند. در اين&zwnj;خصوص، هر حركت و عملي به مثابه جلوه&zwnj;اي از مفاهيم و انديشه&zwnj;هاي  بنيادين است كه به قالب رمز نشسته و آشكاركننده جوهره&zwnj;هاي پنهان آن است. موسيقي،  ضرباهنگ و ريتم، حركات موزون، آداب، اصول و قواعد، لباس، پوشش&zwnj; و خوراكي&zwnj;هاي ويژه و  البته ادعيه و ذكرهاي متنوع از اركان و اجزاي اجتناب&zwnj;ناپذير آيين&zwnj;ها و مناسك&zwnj;&zwnj;اند.  چنين مراسمي موسمي&zwnj;اند و درگاهشماري و تقويم&zwnj;هاي ويژه برگزار مي&zwnj;شوند تا مناسبت&zwnj;ها،  ارزش&zwnj;ها و باورها را پاس بدارند و بزرگ بشمارند 

با همه این اوصاف نکته قابل  توجه در این سنت دیرین و آیین ماندگار این است که شش قرنها پیش زمانی که در کشورهای  اروپایی و آمریکایی نشانی از حقوق بشر و توجه به شخصیت و جایگاه زن در جامعه وجود  نداشت، در روستایی کوچک در دل کوههای سر به فلک کشیده البرز و دامنه قله دماوند  سرزمین طبرستان، هر سال آیین ماندگاری انجام می شد که در آن بصورت نمادین اداره  امور جاری روستا را در یکروز به نان واگذار می کردند تا ضمن اثبات توانمندیهای خارق  العاده آنان برای حضور شایسته در بطن جامعه، پاسداشتی باشد برای جایگاه و شخصیت  والای زنان که این اخلاق پسندیده نیز ریشه در تاریخ و فرهنگ غنی ایران باستان داشت.  

منبع: شمال نيوز- اطلاعات امل_ استاد تاريخ دانشگاهم]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>طنز اقتصادي</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/طنز-اقتصادي-1</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/طنز-اقتصادي-1</guid>

<description><![CDATA[

مرغ آهنگ جدایی ساز کرد
ناگهان از سفره ها پرواز کرد

ران و بال و سینه اش یادش به خیر
ژامبون و سوپ و کباب و&nbsp;شن سلش&nbsp;یادش به خیر

ای فدای قد قدایت بازگرد
این دل و جانم فدایت بازگرد

تازگی از دیگران دل می بری؟
هر که بامش بیش با او می پری؟

در نبود هیکل زیبای تو
دل خوشم با سنگدان و پای تو

تخم خود را لااقل از ما نگیر
تا که با خاگینه اش گردیم سیر


&nbsp;


&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>طنز اقتصادي</title>
<link>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/طنز-اقتصادي-2</link>
<guid>https://afsanehmohamadi.loxblog.com/طنز-اقتصادي-2</guid>

<description><![CDATA[

&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 21:58:37 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

