مقدمه :
عملکرد اقتصاد با سه جنبۀ کلی میزان تورم، رشد و بیکاری مورد قضاوت قرار می گیرد. بنابراین بررسی رابطه میان تورم و بیکاری ، می تواند اقتصاددانان را در بررسی عملکرد اقتصاد یاری دهد. به همبن منظور کوشش های بسیاری صورت گرفت و سرانجام در سال ۱۹۵۸ پروفسور ا.دابلیو. فیلیپس از مدرسه اقتصاد لندن توانست با استفاده از داده های سال های ۱۹۵۷- ۱۸۶۱ به بررسی و آزمون رابطه میان نرخ بیکاری و نرخ تغییرات دستمزد رسمی در انگلستان بپردازد. حاصل تلاش و مطالعه تجربی او در ادبیات اقتصاد کلان، امروزه به منحنی فیلیپس شهرت یافته است. این منحنی این مطلب را ارائه می کند که سیاستگذاران می توانند ترکیب های مختلفی از بیکاری و میزان تورم دستمزدها را انتخاب کنند. با توجه به آمارهای رسمی کشور سعی خواهیم کرد میزان تطبیق رابطۀ تورم و بیکاری در ایران طی برنامه های توسعه پس از انقلاب اسلامی به عنوان دوره های بلند مدت و سال های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ را به عنوان دورۀ کوتاه مدت یا منحنی فیلیپس را بررسی و در نهایت راهکارهایی برای برون رفت از تورم و بیکاری ارائه نماییم.