|
اقتصاد را از نگاه اقتصاد دانان مشهور دنیا تعریف کنیم 11) آدام اسمیت ،اقتصاد دان انگلیسی مشهور قرن هیجدهم میلادی(1790-1723) و پایه گذار اقتصاد خرد و مکتب کلاسیک ها در کتاب خود به نام ثروت ملل ، اقتصاد را اینگونه تعریف میکند : موضوع علم اقتصاد ، بررسی ثروت است ... 2)آلفرد مارشال اقتصاددان نامی انگلیسی(1924-1842)،بنیان گذار اقتصاد خرد و مکتب نئوکلاسیک ها(مکتب مارژینالیست ها یا نهائیون)اقتصاد را این گونه تعریف میکند: اقتصاد عبارتست از مطالعه طرز رفتار انسان در زندگی مادی روزانه .پس موضوع علم اقتصاد بررسی آنگونه فعالیتهای انفرادی و اجتماعی است که با بهبود وضع زندگی و تامین نیازهای مادی افراد ارتباط دارد ... 3)جان مینارد کنزاقتصاددان معروف قرن بیستم میلادی(1946-1883)،شاگرد آلفرد مارشال و پایه گذار اقتصاد کلان و مکتب مشهور کنزین ها ، تعریفی اینگونه از اقتصاد دارد : نطریات اقتصادی شامل مجموعه هایی از نتایج قطعی نمی باشند که بلافاصله بتوان برای وضع خط مش و اتخاذ تدابیر و سیاستهای اقتصادی مورد استفاده قرار داد، بلکه اقتصاد ،وسیله یا فنی است که برای تجزیه و تحلیل ذهنی و نتیجه گیری صحیح به کار میرود و به همین جهت اقتصاد بیشتر فن و تکنیک است تا اصول مسلم و تغییر ناپذیر . 4)اقتصاددان اسلامی، آیت الله محمد باقر صدر از کتاب اقتصادنا یا اقتصاد ما ، میگوید : علم اقتصادی عبارت از علمی است که حیات اقتصادی و جلوه ها و پدیده های آنرا تفسیر میکند و ارتباط آن جلوه ها و پدیده ها را با اسباب و عوامل کلی که بر آن حاکم است، بیان می دارد . 5)تعریف پل ساموتلسون از علم اقتصاد که به نطر من بهترین و جامع ترین تعریف است ،به این صورت است که : علم اقتصاد عبارت از بررسی روشهایی است که بشر با وسیله با بدون وسیله پول (که البته امروزه تمامی معاملات با پول انجام میگیرد ) برای به کار بردن منابع کمیاب تولید(نیروی انسانی-زمین-سرمایه)به منطور تولید کالاها و خدمات در طی زمان و هم چنین برای توزیع کالاها و خدمات بین افراد وگروهها در جامعه به منظور مصرف در حال و آینده انتخاب میکند . یک انفجار بزرگ
سحابی اوریون (Orion) منظومه شمسی نیز روزگاری توده ای از گاز و غبار بوده است تئوری Big Bang سعی دارد پیدایش جهان هستی را توضیح دهد، طبق این نظریه جهان هستی میان 10 تا 20 بیلیون (میلیون میلیون) سال پیش بر اثر انفجار بزرگی تشکیل شده است و باعث شده تا اجرام بزرگ آسمانی به اطراف پخش شوند.
در سال 1927 یک کشیش بلژیکی بنام جرج لماتر (Georges Lemaître) اولین کسی بود که بیان کرد جهان هستی بر اثر یک انفجار بزرگ شکل گرفته است، نظریه او بر اساس یافته های ستاره شناسانی بود که مسئله تغییر (شیفت) طیف نور ستارگان دور دست را ارائه کرده بودند. سالها بعد ادوین هابل (Edwin Hubble) به شواهدی دست پیدا کرد که نظریه لماتر را تایید می کرد. او در یافت که کهکشان های دور از کهکشان ما با سرعتی که متناسب با فاصله آنها با راه شیری هست در حال دور شدن از ما می باشند. تئوری انفجار بزرگ در ابتدا برای توجیه علت دور شدن کهکشان ها از یکدیگر ارائه شد اما در سال 1964 ، دو دانشمند بنامهای آرنو پنزیاس (Arno Penzias) و روبرت ویلسون (Robert Wilson) توانستند تشعشعاتی را ثبت کنند که از نظر آنها ادامه تشعشعات یک انفجار بزرگ اولیه بوده است که هنوز در حال انتشار می باشند. کشف این دو دانشمند بقدری مهم بود که بعدها جایزه نوبل را بخود اختصاص داد. اگرچه امروزه اغلب دانشمندان تئوری انفجار بزرگ را قبول دارند اما به احتمال زیاد هرگز نخواهند توانست آنرا به اثبات برسانند و همواره سئوالهای بی پاسخی پیش روی دانشمندان باقی خواهد ماند. لازم به ذکر است که به عقیده اخترشناسان منظومه شمسی حدود 4.5 بیلیون سال پیش در اثر تخریب یک توده بزرگ از گاز و غبار که مواد اولیه تشکیل ستارگان و سیارات هستند بوجود آمده است. این تخریب ممکن است به دلیل برخورد این توده با توده دیگر و یا بر اسر تشعشعات موجی انفجار یک ستاره دیگر بوقوع پیوسته باشد. پس از آن، با گذشت حدود 100 هزار سال یکی از سحابی های بوجود آمده بر اثر این واقعه منسجم شده و در مرکز آن جرمی بنام خورشید شکل گرفته و بتدریج منظومه شمسی تشکیل شده است.
منبع:http://daneshjo1366.parsiblog.com
پرندگان پرواز می کنند، پس چرا من نتوانم؟ این سؤالی است که احتمالاً برای اولین بار غارنشینان با دیدن پرواز پرندگان از خود پرسیده باشند. شاید بعد از آن انسان ها به مزایای توانایی پرواز پی برده باشند. میل به غلبه بر نیروی جاذبه برای تجربه پرواز آزادانه سبب شد تا خیلی زود تلاشهایی برای دستیابی به راز پرواز پرندگان و فنون و مهارت آنها صورت پذیرد. بشر برای آنکه بتواند سکان پرواز را در دست بگیرد و به آرزوی خود برسد مجبور شد قرن ها صبر کند.
تین نیوز: طی گذر بیست سال از نخستین پرواز در آمریكا توسط برادران رایت، اولین پرواز خود را با هواپیمای گلایدر طراحی شده با دست بر فراز آسمان كارولینای شمالی آمریكا انجام دادند.
در حالیكه چهار سال از نخستین پرواز رایت می گذشت مردم ایران هنور هواپیما را بالن می نامیدند. اولین نمایشگاه در پایتخت فرانسه برگزار شد كه از آن به بعد جهان هر سال شاهد شگفتی های سریع در صنعت هوانوردی بود. نخستین هواپیما زمانی بر آسمان تهران پرواز كرد كه هیچ فرودگاهی برای نشستن وجود نداشت و لاجرم "كورمینسكی" خلیبان روسی مجبور شد آن را در محوطه شمالی وزارت امور خارجه فعلی و پشت محوطه موسوم به شهربانی (آگاهی سابق تهران) فرود بیاورد،كه در آن روزگار به این محوطه میدان مشق دیویزیون قزاق می گفتند. خلبان روسی این هواپیما به دلیل نداشتن عدم موقعیت مناسب سعی نمود در ارتفاع پائین پرواز كند كه كاری شبیه نفریح امروزی انسان های نیمه مرفه شهر تهران كه با هواپیماهای كوچك آموزشی در فرودگاه تفریحی شهر تهران در جاده تهران، ورامین، ری انجام می دهند را داشت ، پس از ساعتی از غرش مهیب صدای پرواز آن هواپیما بر فراز تهران، مردم اطراف میدان توپخانه آن روزگار را احاطه كردند و دسته دسته برای تماشای آن هجوم آوردند بطوریكه نظم تهران را مختل و كار حفاظت برای ماموران مشكل شده بود. كم كم نیدان مشق آن روزگار و محوطه ای كه پشت وزارت امورخارجه فعلی قرار داشت، تبدیل به محل نمایش این پرنده آهنبن گشت و مردم از اطراف و شهرها برای دیدن آن به سمت نقطه مركزی تهران سرازیر می شدند. نخستین خطوط هوایی در سال 1302كمپانی آلمانی یونكرس ضمن عقد قراردادی با ایران نخستین شعبه فعالیت هواپیمایی خود را در تهران افتتاح كرد و با وارد كردن چند فروند هواپیمای یونكرس موفق شد خطوط هوایی تهران، مشهد، شیراز، بندر انزلی، بوشهر را برقرار كند و به حمل مسافر و محموله های پستی بپردازد. مردم تهران در روزهای تعطیل می توانستند با پرداخت 5هزار تومان، با حضور در فرودگاه دوشان تپه (تپه های مشرف به قصر فیروز امروزی تهران) سوار هواپیما شده و مناظر زیبای اطراف تهران را نماشا نمایند و برای كسانی كه استطاعت مالی لازم برای سوار شدن به این هواپیما را نداشتند حمایت كنند. تشكیل اولین دفتر هواپیمایی تشكلیل یك دفتر برای امور هواپیمایی برای نخستین بار از سوی رضاخان در سال 1301 ابلاغ و اسم هواپیمایی جزء سایر سازمان های ارتش ذكر شد. كل عناصر تشكیل دهنده نخستین دفتر هواپیمایی ایران یك افسر به عنوان رئیس و یكی نویسنده وقایع پروازی با نام سرهنگ میزانی بود كه پس از تشكیل رسمی این دفتر دولت ایران برای نخستین بار یك فروند هواپیمای فلزی ساخت كارخانه یونكرس را در سال 1301 خریداری كرد كه با استخدام یك خلبان و مكانیك ویژه پرواز در پادگان قلعه مرغی از این هواپیما نگهداری می شد. در سال 1302 سرتیپ آیرم فرمانده كل تیپ های مازندران و گیلان با پول هایی كه از مردم و اهالی این دو خطه به زور گرفته بودند توناست دو فروند هواپیمایی آلمانی یونكرس را به نام گیلان و مازندران خریداری و به تهران اعزام كند و در همین سال،چهار فروند هواپیمای هاویلاند روسیه خریداری شد. به این ترتیب یك تشكیلات منسجم هواپیمایی در دل ارتش شكل گرفت. نخستین خلبان ایرانی مدتها رضاخان و چند تن از افسران عالی رتبه ارتش در فرودگاه پادگان قاعه مرغی منتظر نخستین خلبان بودند كه در سال 1302 برای كسب مهارت های لازم و دیدن دوره های آموزشی خلبانی عازم فرانسه و روسیه شده بودند را كشیدند تا سرانجام در سال 1305 نخستین هوانورد ایرانی به نام سرهنگ اخمد نخجوان كه با 26 سال سن طی مسافت طولانی از شهرهای ایستر، مكدار، اكسی شهر، حلب، بغداد، در فرودگاه های قلعه مرغی به زمین نشست. هواپیماهایی كه یكی پس از دیگری به ناوگان هوایی ایران ملحق می شدند نشانگر پیشرفت سریع صنعت هوانوردی و دست یافتن به رویای ناممكن پرواز برای مردم ایران و حضور در آسمان ها تلقی می شد و كم كم شكلی موجه و جدی و قابل دست یایی به خود گرفت. ناگفته نماند كه نخستین آرزو و ایده های پرواز را حكیم ابوالقاسم فردوسی پیش از آن در قصر پرواز كیكاوس شاه توسط چند عقاب تیز پرواز در شاهنامه خود تصویر كرده بود. قصه از این قرار بود كه به فرمان كیكاوس شاه یك تخت دیواره دار هشت ضلعی ساختند كه شاه بتواند در داخل آن بنشیند. او كه آرزوی یك پرواز طولانی را بر فراز ابرها و عبور از آسمان ها و شهرها را در سر می پروراند دستورداده بود تا مامورانش چند عقاب برای پرورش خصوصی به دربار او بیاورند. پس از ماه ها و سال ها زحمت پروراندنشان چهار سویی كه در هشت ضلع تخت نصب كرده بودند پاهای چهر عقاب گرسته تربیت شده را بسته و بر نیزه ای در وسط آن بره ای برای خوردن آنان فراهم ساخت، پس عقاب های گرسته برای دستیابی به گوشت بره پر و بال می زدند و با این عمل آنها،تخت پادشاه را از زمین دور می كردند و به سمت آسمانها می بردند و پرواز افسانه ای كیكاووس چنین نقش بست. تاریخچه صنعت هواپیمایی ایران باگذشت حدود 80 سال از عمر صنعت هوانوردی ایران، این صنعت هشت دوره متفاوت زمانی را پشت سر گذاشته است كه عبارتند از : 1- دوره 1923-1927 ، تاسیس نیروی هوایی ارتش 2- دوره 1927-1932 ، آغاز به كار خطوط هوایی یونكرز آسمان در ایران 3- دوره 1932-1938 ، غیبت حمل و نقل هوایی تجاری و بازرگانی 4- دوره 1938-1946 ، تاسیس خط هوایی وزارت پست،تلگراف و تلفن 5- دوره 1945-1961 ، تاسیس خطوط هوایی ایران ایرویز و پرشین ایر سرویس 6- دوره 1961-1962 ، تاسیس خط هوایی ایران یونایتد 7- دوره 1962-1979 ، تاسیس ایران ایر و دوره شكوفایی صنعت هوانوردی كشور 8- دوره 1979 تا كنون ، بعد از انقلاب و عصر شركت های هواپیمایی چند گانه اهداف - توسعه و ترغیب حمل و نقل هوایی ایمن ، مرتب و متقصدانه به نفع مدرم - ایجاد یك مركز برای هماهنگی های لازم فی مابین بین شركت های هواپیمایی كه شركت های هواپیمایی به منظور ایجاد هماهنگی های نزدیك فی مابین یكدیگر در 28 اگوست سال 1919 در شهر لاهه هلند انجمن یاتا را تشكیل دادند و در سال 1945 انجمن حمل و نقل یاتا با عضویت 58 شركت هواپیمایی در شهرها وانا ،كویا ، اساسنامه خود را مجدداً اصلاح و تكمیل نمود تا به منزله پارلمان شركت هایی هوایی و نماینده این شركت ها در سازمان های بین المللی باشد . یاتا سازمانی است غیردولتی ، غیر انحصاری ، غیر سیاسی ، دموكراتیك با امكان عضویت دلخواه در آن ، عضویت در یاتا برای تمام شركت های هواپیمایی با اجازة دولت متبوعه كه خود عضو ایكائو باشد و به شرط داشتن پروازهای منظم برنامه ای امكان پذیر می باشد . - هماهنگی و مشاركت در امور هواپیمایی با عضویت در سازمان ایكائو در پیشبرد امور هواپیمایی - گسترش خدمات هوایی به مناطق محروم در جهت تحقق میثاق ریاست جمهوری با مردم - ایجاد تسهیلات رئیس هیئت هماهنگی از سوی شركت های عضو در ارتباط با قوانین و مقررات امور هواپیمایی - حفظ و توسعه منابع انسانی متخصص به عنوان ارزشمندترین دارایی شركت - تجدید حیات هما از طریق تدوین برنامه جامع تحول با مشاركت متخصصین صنعت حمل و نقل هوایی - افزایش سهم بخش حمل و نقل هوایی در اقتصاد ملی از طریق گسترش سرمایه گذاری های زیربنایی - حضور گسترده در بازارهای رقابتی - دسترسی مردم به خدمات هوایی با به كارگیری فن آوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی تاريخچه هوانوردي در ايران شركت هــــوانــــوردي هــما كـــه در مجامـــع بين المللي به "ايران اير" معروف است، در ماه فوريه سال 1962 توسط دولت وقت ايران تا‡سيس گرديد. در آن زمان، مجلس با تصويب لايحه اي به هما اجازه داد تا كنترل تمام اموال و دارايي هاي دو شركت هـــــــــوانـــــــــوردي ايران ايرويز و خدمات هوانوردي ايران را در دست بگيرد. ايران اير بعد از گذشت مدت كوتاهي از كنترل دو شركت ياد شده، موفق شد با تلاش و كوشش فراوان براي خود در ميان ديگر شركت هاي هوانوردي جهان، وجهه اي در خور نام ايران بيابد. با وجودي كه در ابتدا هما يك شركت كوچك قلمداد مي شد، ولي درعين حال نقش بسيار مهمي در شبكه حمل و نقل هوايي بين المللي ايفا مي كرد. بعد از چند سال فعاليت، شمار پرسنل شركت هما به 12 هزار نيروي فني و باتجربه بالغ گرديد. در سال 1970 مديرعامل هما به دليل موفقيت چشمگيرش در اداره و كنترل ايران اير، به رياست سازمان بين المللي شركت هاي هوانوردي موسوم به ياتا )IATA( برگزيده شد. با وجودي كه مالكيت شركت ايران اير كاملاً در اختـيار دولت مي باشد، ولي هما جزو معدود شركت هاي هوانوردي است كه تا سال 1979 همچنان سودآوري خود را حفظ كرده بود. چکيده: در هر كشوري براي عوامل توليد درآمد ايجاد ميشود. مجموع درآمدهاي كليه عوامل توليد درآمد ملي خوانده ميشود. درآمد ملی بين عوامل توليد توزيع می شود. توزيع درآمد يك موضوع ارزشي است و در اقتصاد اثباتي خيلي به آن پرداخته نميشود. توزيع نابرابر درآمد از نظر عدالت اجتماعي نامطلوب است. از نظر رشد اقتصادي نيز افزايش نابرابري به علت اينکه موجب نارضايتي و خشم طبقات پايين اجتماعي ميشود نامطلوب است. برخي از اقتصاددانان علت توزيع نابرابر درآمد را توزيع ناعادلانه ثروت و دارايي مي دانند.
در مورد اولويت رشد اقتصادي بر توزيع درآمد يا اولويت توزيع درآمد بر رشد اقتصادي سه ديدگاه وجود دارد. از هر ديدگاه تعداد زيادي از اقتصاددانان با استدلال دفاع ميكنند. در ديدگاه اول رشد بر توزيع درآمد اولويت دارد. در ديدگاه دوم توزيع درآمد بر رشد اولويت دارد و در ديدگاه سوم هيچ كدام بر ديگري اولويت ندارند. نظريه اقتصاد اسلامی با ديدگاه سوم مطابقت دارد. عوامل متعددي بر نابرابري توزيع درآمد مؤثرند برخي از اينعوامل نتيجه شرايط توارثي، ژنتيكي و تفاوتهاي فردي بين افراد مختلف جامعه است و برخي از اين عوامل نتيجه سياستهاي دولت و شرايط اجتماعي است. نظريه اقتصاداسلامی بين توزيع درآمد و رشد اقتصادی رابطه متقابلی را برقرار می کند. کليد واژه: توزيع درآمد، توزيع عادلانه فرصتها، عدالت اجتماعی، رشداقتصادی، اقتصاداسلامی 1. مقدمه در هر كشوري براي عوامل توليد درآمد ايجاد ميشود. مجموع درآمدهاي كليه عوامل توليد درآمد ملي خوانده ميشود براي اندازهگيري درآمد ملي چند روش وجود دارد كه در كتابهاي اقتصاد كلان در مورد آن بحث ميشود اين روشها عبارتند از: 1. روش ارزش افزوده 2. روش مجموع درآمدها 3. روش مجموع هزينهها برخي از اقتصاددانان به توزيع از ديد توليد مينگرند، ديويد ريكاردو از ساير اقتصاددانان در مورد توزيع درآمد بيشتر بحث كرده وي معتقد است كه درآمد فئودالها و زمينداران در طول زمان افزايش و درآمد سرمايهداران كاهش مييابد و درآمد كارگران ثابت است. توزيع درآمد يك موضوع ارزشي است و در اقتصاد اثباتي خيلي به آن پرداخته نمي شود در اقتصاد خرد بيش از 90 درصد بحثها به تخصيص بهينه منابع مربوط ميشود. آن بخشي از بحثها هم كه به توزيع ميپردازد با اين نگاه كه با حداقل سازي هزينه و حداكثر سازي سود تا حد امكان بايد به فكر توليد باشيم، توليد درآمد ايجاد خواهد كرد، اين درآمد مصرف خواهد شد مصرف هر فرد و هرگروه درآمد افراد و گروههاي ديگر را افزايش ميدهد و به اين ترتيب درآمد طبقات پايين جامعه هم افزايش مييابد. توزيع نابرابر درآمد از نظر عدالت اجتماعي نامطلوب است. از نظر رشد اقتصادي نيز افزايش نابرابري موجب نارضايتي و خشم طبقات پايين اجتماعي كه بار اصلي توليد را بر دوش ميكشند، ميشود و در نهايت به آشوبهاي اجتماعي و جنگ داخلي و نابود شدن پايههاي اجتماعي و سياسي فعاليتهاي اقتصادي منجر ميشود (هايامي، 1380؛ 216). تا دو دهه قبل اغلب كشورهاي در حال گذر به دنبال رشد بيشتر اقتصادي بودند تجربه اخير اين كشورها نشان ميدهد كه علي رغم نرخ بالاي رشد اقتصادي نرخ بيكاري و كم كاري افزايش يافته و شكاف بين درآمد ثروتمندان و فقرا هر روز بيشتر ميشود. رشد اقتصادي كه بايد به هدف اصلي تمام نظريههاي توسعه كه نابودي فقر است منتهي شود، موجب فقر بيشتر مردم كشورهاي در حال گذر شده است. نابرابري درآمدي تنها بخشي از نابرابريهاي وسيع اجتماعي در كشورهاي در حال گذر است. نابرابريهاي درآمدي خود موجب نابرابريهاي آموزشي، بهداشتي، منزلت اجتماعي، قدرت، اعتبار، رضايت شغلي، نرخ مشاركت، آزادي انتخاب، شرايط كار، اعتماد به نفس و ساير نابرابريها ميشود. تقريبا تمامي اقتصاددانان شكوفايي اقتصادي را مرهون دخالت دولتهاي در فعاليتهاي اقتصادي ميدانند. در حال حاضر يكي از مهمترين معيارهاي توسعه اقتصادي توزيع مناسب و متعادل درآمد است. توزيع مناسب درآمد بدون دخالت دولت صورت نميگيرد زيرا بخش خصوصي در كشورهاي در حال گذر ناكارآمد بوده و تخصيصمنابع را به سمت اهداف سود آور كوتاهمدت هدايت ميكند و توزيع درآمد را به شدت نابرابر مينمايد. اقتصاد اسلامی مبتنی بر فعاليت بخش خصوصی در توليد و نظارت بخش عمومی بر توزيع است. كشورهاي توسعه يافته صنعتي نسبت به كشورهاي در حال گذر توزيع درآمد مناسبتري دارند. علت اين امر وجود مالياتهاي مستقيم تصاعدي و سيستم تأمين اجتماعي شامل بيمه بيكاري، بيمه غرامت، حداقل دستمزد، بيمه درماني و امنيت شغلي است. برخي از اقتصاددانان علت توزيع نابرابر درآمد را توزيع ناعادلانه ثروت و دارايي مي دانند بنابراين پيشنهاد ميكنند براي از بين بردن نابرابريهاي درآمدي بايد توزيع عادلانه ثروت و دارايي انجام گيرد تا به دنبال آن توزيع درآمد عادلانه شود. در كشورهاي در حال گذر گروهي اقليت بر جامعه تسلط دارند و منابع ثروت، قدرت و فرصتهاي مناسب اجتماعي و اقتصادي را در دست دارند، در اين جوامع اكثريت مردم زير خط فقر زندگي ميكنند و از امكانات اوليه زندگي محرومند. مشخصه جهان امروز نابرابري درآمدي بسيار گسترده ميان كشورها در سطح بينالملل و ميان گروههاي اجتماعي در داخل كشورها است. بر اساس گزارش توسعه جهاني1992، بانك جهاني متوسط درآمد سرانه سالانه در سال 1990 از سطح حدود 20000 دلار آمريكا در كشورهاي پر درآمد عضو سازمان همكاري و توسعه اقتصادي (OECD) تا سطح بسيار پايين حدود 100 دلار در كشورهاييكه در انتهاي گروه كشورهاي كم درآمد قرار دارند، مانند موزابيك، تانزانيا و اتيوپي در جنوب صحراي آفريقا دامنه داشته است (هايامي، 1380: 27). اندازه و وسعت فقر در هر كشور تابع دو عامل است: 1. سطح متوسط درآمد ملي 2. درجه نابرابري در توزيع درآمد (تودارو، 1377: 51). در كشورهاي در حال گذر سطح متوسط درآمد ملي نسبت به كشورهاي صنعتي پايينتر و درجه نابرابري در توزيع درآمد بالاتر است. بنابراين وسعت فقر دراين كشورها بيشتر از كشورهاي صنعتي است. اين مفاله به صورت زير سازماندهی شده است. در بخش دوم انواع معيارهاي توزيع درآمد مورد بررسی قرار می گيرد. در بخش سوم نحوه اندازه گيري توزيع درآمد ارائه می شود. تحليل ديدگاههاي مختلف در مورد رابطه رشد اقتصادي و توزيع درآمد در بخش چهارم می آيد. در بخش پنجم نظريه اقتصاد اسلامی در مورد تقابل رشد اقتصادي و توزيع درآمد تحليل می شود. عوامل مؤثر بر توزيع نابرابر درآمد در بخش ششم بررسی می شود. در بخش هفتم نقش دولت در توزيع عادلانه درآمد و در بخش هشتم نتيجه بحث و پيشنهادات ارائه می شود. 2. انواع معيارهاي توزيع درآمد معيارهاي مختلفي براي توزيع درآمد وجود دارد كه به شرح مهمترين آنها ميپردازيم. 2 . 1 توزيع درآمد شخصي براي درك مفهوم درآمد شخصي از يك مثال استفاده ميكنيم. فرض كنيد فرد ” الف“ 1000 واحد و فرد ”ب“ 800 واحد درآمد دارند. اين توزيع درآمد صرفاً با اشخاص يا خانوادهها و كل درآمدي كه آنها دريافت ميكنند سر و كار دارد و طريقه كسب درآمد در نظر گرفته نميشود. درآمد ممكن است تماماً از اشتغال ناشي شود يا از منابع ديگري نظير بهره، سود، اجاره، هديه و ارث كسب شود. اگر دو فرد ”ج“ و”د“ درآمد سالانه شخصي برابري داشته باشند هر دو در يك طبقه قرار ميگيرند صرف نظر از اينكه فرد ”ج“ ممكن است روزي 16 ساعت كار كند و شخص ” د“ اصلاً كار نكند و بهره سرمايهاش را دريافت نمايد. 2 . 2 توزيع درآمد مبتني بر عوامل توليد در اين ديدگاه مقياس توزيع درآمد درصدي از درآمد ملي است كه نيروي كار به عنوان دستمزد دريافت ميكند در مقايسه با درصدي از درآمد مليكه به شكل سود، اجاره يا بهره توزيع ميشود. به عنوان مثال فرض كنيد 1000 واحد درآمد به صورت زير توزيع شده است. اين ارقام فقط ميتوانند نشان دهند كه سهم كارگران، سرمايهداران، زمينداران و وام دهندگان از توليد ملي چقدر است. چون تعداد هر طبقه مشخص نيست راجع به عادلانه بودن يا ناعادلانه بودن توزيع نميتوان اظهار نظر كرد. جدول1 توزيع فرضي درآمد ملي بين عوامل توليد سهام بهره اجاره سود دستمزد ارقام مطلق 150 300 350 200 درصد 15 30 35 20 3 . نحوه اندازه گيري توزيع درآمد براي محاسبه توزيع درآمد روشهاي مختلفي وجود دارد كه عبارتند از: روش اول گروههاي اجتماعي را به سه طبقه 1. درآمد بالا؛ 2. درآمد متوسط؛ 3. درآمد پايين تقسيم ميكنند. روش دوم گروههاي اجتماعي را به پنج طبقه درآمدي 1. بالا؛ 2. متوسط رو به بالا؛ 3. متوسط؛ 4. متوسط رو به پايين، 5. پايين تقسيم ميكنند. روش سوم گروههاي اجتماعي را به ده طبقه درآمدي تقسيم ميكنند و هر طبقه را يك دهك مي نامند. روش چهارم گروههاي اجتماعي را به بيست طبقه درآمدي تقسيم ميكنند. هر چه طبقات اجتماعي بيشتر شوند دقت بالا ميرود ولي محاسبه مشكلتر ميشود. روش معمول روش سوم يعني دهكهاي درآمدي است. براي اندازهگيري درجه نابرابري توزيع درآمد بين دهكهاي مختلف از ابزارهاي مختلف از جمله منحني لورنز و ضريب جيني استفاده ميكنند در بخشهاي بعدي به توضيح هر يك از آنها مي پردازيم. 3 . 1 منحني لورنز1 منحني لورنز توزيعهاي درصد تجمعي درآمد خانوارها (روي محور عمودي) را متناسب با توزيعهاي درصد تجمعيتعداد خانوارها (روي محور افقي) رسم ميكند كه مطابق با درآمد خانوارها از پايين به بالا مرتب شدهاند. منحني لورنز رابطه كمّي واقعي بين درصد دريافتكنندگان درآمد و درصدكل درآمدي را كه آنان در طول يك سال دريافت ميدارند نشان ميدهد (تودارو،1377: 143). براي درك بهتر منحني لورنز يك مثال فرضي در جدول2 آمده است در اين جدول فرضي سهم گروههاي درآمدي پنج گانه و دهگانه به طور جداگانه ذكر شده است. فرض ميشود 10 نفر در اين جامعه زندگي ميكنند سهم گروههاي درآمدي به صورت تجمعي محاسبه گرديده است. براي رسم منحني لورنز بايد جمعيت را به صورت تجمعي روي محور افقي و درصد درآمد را روي محور عمودي به صورت تجمعي نشان دهيم و براي هر طبقه درآمدي درصد درآمد را به صورت تجمعي يعني درآمد طبقه مذكور به اضافه درآمد كليه طبقات پايينتر از اين طبقه را مشخص و نقطهيابي كنيم. از وصل نقاط به دست آمده منحني لورنز به دست ميآيد. نمودار 1 منحني لورنز فرضي را با استفاده از اطلاعات جدول2 نشان ميدهد. طول هر دو محور مساوي است و به قطعات 10 درصدي تقسيم شده است. قطر OZ مربع از سمت چپ به راست رسم شده است. در هر نقطه بر روي قطر OZ درصد دريافتكنندگان درآمد با درصد درآمدهاي دريافت شده برابر است به همين دليل OZ را خط برابري كامل در توزيع درآمد شخصي ميگويند. زيرا هر درصد گروه درآمدي همان درصد از كل درآمد را دريافت ميكند. براي مثال گروه 30 درصد پايينترين طبقه 30 درصد از درآمد را دريافت ميكنند. نقطه A نشان ميدهد كه ده درصد پايينترين طبقه فقط 8/1 درصد از كل درآمد را دريافت ميكند. نقطه B كه 20 درصد پايينترين طبقه را نشان ميدهد 5 درصد، نقطه C كه 30 درصد پايينترين طبقه را نشان ميدهد 9/8 درصد و نقطه I كه 90 درصد پايينترين طبقه را نشان ميدهد 5/71 درصد از كل درآمد را دريافت ميكنند. جدول2 توزيع درآمد شخصي بر حسب سهم گروههاي درآمدي افراد درآمد شخصي (بر حسب واحد پول) سهم نسبي از درآمد كل گروههاي پنج گانه گروههاي ده گانه 1 8/1 8/1 A 2 2/3 5 5 B 3 9/3 9/8 C 4 1/5 14 14 D 5 8/5 8/19 E 6 2/7 27 27 F 7 0/9 36 G 8 13 49 49 H 9 5/22 5/71 I 10 5/28 100 100 Z تفسير منحني لورنز هر چه منحني لورنز از خط برابري كامل دورتر باشد، درجه نابرابري درآمد بيشتر و هر چه به آن نزديكتر باشد، درجه نابرابري درآمد كمتر است. دو حالت حدي وجود دارد: 1. منحني لورنز برخط برابري كامل درآمد (OZ) منطبق شود در اين صورت توزيع درآمد كاملاً برابر است. 2. منحني لورنز بر خط (OXZ) منطبق شود در اين صورت نابرابري كامل است و يك نفر تمام درآمد ملي را به خود اختصاص ميدهد. در عمل هيچ كدام از دو حالت حدي اتفاق نمي افتد و منحني لورنز بين خط برابري كامل و خط نابرابري كامل قرار مي گيرد. نمودار 2 دو منحني لورنز نسبتاً برابر و نسبتاً نابرابر را نشان ميدهد. 3 . 2 ضريب جيني2 آماردان ايتاليايي به نام جيني در سال 1912 با استفاده از منحني لورنز مقياس ساده و خلاصهاي به نام ضريب جيني را معرفي كرد. از نظر هندسي، ضريب جيني برحسب منحني لورنز بيان ميشود. ضريب جيني نسبت مساحت بين قطر مربع و منحني لورنز به كل مساحت نصف مربع است. در نمودار3 اين نسبت از ناحيه هاشور زده A به كل مساحت مثلث BCD به دست ميآيد. براي هر درصد دريافتكننده درآمد يك ضريب جيني به دست ميآيد مجموع ضرايب جيني كل دريافتكنندگان درآمد يك مقياس اندازهگيري نابرابري درآمد جامعه است. ضرايب جيني ميتواند از صفر (برابري كامل) تا يك (نابرابري كامل) تغيير كند. ضريب جيني بيش از 5/0 ناعادلانه و بيش از 75/0 غيرقابل تحمل است و ممكن است به جنگهاي داخلي و سقوط يك حكومت منتهي شود. پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظّلم سرزمين (حكومت) با كفر باقي ميماند ولي با ظلم باقي نميماند. كاد الفقر ان يكون الكفرا نزديك بود فقرشان به كفر مبدل شود. من لا معاش له لا معاد له كسي كه معاش ندارد معاد ندارد. ظلم كه از حد بگذرد نه ايمان باقي ميماند و نه انصاف و هر اتفاقي ممكن است رخ دهد. 3 . 3 مقايسه ضريب جيني و منحني لورنز در جامعهاي كه منحني لورنز آن نقطه چين است در طبقات پايين، درآمد نسبتاً عادلانهتر و در طبقات بالاتر ناعادلانهتر است. در جامعهاي كه منحني لورنز آن خط پر است در طبقات پايين درآمد نابرابرتر از طبقات بالا است. 4 . تحليل ديدگاههاي مختلف در مورد رابطه رشد اقتصادي و توزيع درآمد در مورد اولويت رشد اقتصادي بر توزيع درآمد يا اولويت توزيع درآمد بر رشد اقتصادي سه ديدگاه وجود دارد. از هر ديدگاه تعداد زيادي از اقتصاددانان با استدلال دفاع ميكنند. در ديدگاه اول رشد بر توزيع درآمد اولويت دارد. در ديدگاه دوم توزيع درآمد بر رشد اولويت دارد و در ديدگاه سوم هيچ كدام بر ديگري اولويت ندارند. اكنون به تحليل هر كدام از اين سه ديدگاه مي پردازيم. 4 . 1 ديدگاه اول: اولويت رشد اقتصادي بر توزيع درآمد اين ديدگاه معتقد است كه توزيع بسيار نابرابر درآمد شرط لازم براي رشد سريع اقتصادي است (تودارو، 1377؛170). استدلال اقتصادي اين نظريه اين است كه شرط لازم رشد اقتصادي نرخ بالاي پسانداز است، براي افزايش نرخ پسانداز بايد درآمد طبقات بالاي اجتماعي افزايش يابد چون ثروتمندان نيازهاي اوليه خود را بر طرف نموده و با افزايش درآمد ميل نهايي به مصرف آنها كاهش و ميل نهايي به پسانداز افزايش مييابد. ثروتمندان درآمدهاي اضافي را پسانداز ميكنند و رشد اقتصادي تسريع ميشود. ايننظريه براي تقويت استدلال خود از اثرات رخنه به پايين استفاده ميكند كه به شرح آن ميپردازيم. اثرات رخنه به پايين3 اگر توليد يك جامعه افزايش يابد در مراحل اوليه طبقات بالاي جامعه از آن بهرهمند ميشوند. در مراحل بعدي اثرات مصرف اين طبقات به طبقات پايين سرايت ميكند و آنها نيز از اثرات رشد توليد بهره مند ميشوند. به اعتقاد نظريه پردازان اين نظريه با افزايش درآمد ثروتمندان اثرات رخنه به پايين رشد اقتصادي در مرحله بعد درآمد فقرا را هم زمان با افزايش توليد افزايش ميدهد و از فشارهاي تورمي جلوگيري ميكند. در صورتي كه فقرا نيازهاي اشباع نشده دارند و با افزايش درآمد تقاضاي آنها براي كالاهاي مصرفي افزايش مييابد و چون عرضه بي كشش است تنها قيمتها بالا ميرود. اين نظريه در عمل صحيح نيست زيرا جامعه ميتواند رشد داشته باشد ولي توزيع مناسب درآمد نداشته باشد و آثار رشد به طبقات پايين سرايت نكند. 4 . 2 ديدگاه دوم: اولويت توزيع درآمد بر رشد اقتصادي نظريه پردازان اين ديدگاه با ديدگاه اول به چهار دليل مخالفند و توزيع درآمد را بر رشد اقتصادي در اولويت قرار ميدهند استدلال و دلايل آنها به شرح زيراست: 1. ثروتمندان كشورهاي در حال گذر تمايلي به پسانداز و صرفهجويي ندارند اغلب آنها بخش عمدهاي از درآمد خود را صرف خريد كالاهاي لوكس وارداتي، خانههاي بزرگ و بسيار گران قيمت، مسافرت به كشورهاي ديگر، خريد جواهرات و طلا و مصرف كالاها و خدماتي كه بيشتر جنبه تفاخر دارد مينمايند. بنابراين افزايش درآمد اين طبقه تأثيري بر توليد ملي ندارد. 2. افزايش درآمد اندك فقرا سطح زندگي آنها را از لحاظ، تغذيه مناسب، بهداشت و آموزش پايين نگه ميدارد و لذا بهره وري اقتصادي آنها را كاهش ميدهد كه به طور مستقيم و غيرمستقيم بر كند شدن رشد اقتصادي تأثير مي گذارد چون بار اصلي توليد را اين قشر بر دوش ميكشند. 3. افزايش سطح درآمد طبقات پايين، تقاضا براي كالاهاي ضروري نظير غذا، پوشاك، مسكن، آب آشاميدني سالم، آموزش و امنيت كه عمدتاً در داخل توليد ميشود را بالا ميبرد و اين امر به دنبال خود اشتغال و توليد ملي را افزايش ميدهد. در صورتي كه كالاهاي مورد تقاضاي ثروتمندان وارداتي بوده و موجب خروج ارز از كشور ميشود و توليد ملي را كاهش ميدهد. 4. توزيع عادلانه درآمد از لحاظ رواني انگيزه نيرومندي براي افزايش نرخ مشاركت عموم مردم در فعاليتهاي اقتصادي و همكاري با برنامههاي توسعه اقتصادي ايجاد ميكند. بيعدالتي عموم مردم و بالاخص انديشمندان و آگاهان نوع دوست جامعه را عليه برنامههاي اجرايي كه موجب ظلم و شكاف طبقاتي شده بر ميانگيزاند. به طور خلاصه بر اساس ديدگاه دوم توزيع عادلانه درآمد شرط لازم رشد سريع اقتصادي است. 4 . 3 ديدگاه سوم: هم زماني رشد اقتصادي و توزيع درآمد در اين ديدگاه رشد سريع اقتصادي با توزيع عادلانه درآمد به عنوان اهداف اصلي توسعه ناسازگار نيستند و هيچ كدام بر ديگري اولويت ندارند. هدف اصلي برنامههاي توسعه اقتصادي بايد ايجاد الگوي مطلوب رشد درآمد همگاني باشد، همگاني شدن جريان رشد اقتصادي درآمد گروههاي بسيار فقير را هم زمان افزايش ميدهد. 5 . نظريه اقتصاد اسلامی در مورد تقابل رشد اقتصادي و توزيع درآمد اقتصاداسلامی حتی قبل از توليد اعتقاد به توزيع عادلانه دارد. قبل از توليد کالا و خدمت عوامل توليد و منابع طبيعی بايد براساس استحقاق افراد و مطابق با عدالت اجتماعی بين افراد جامعه توزيع شود. پس از توليد کالا و خدمت عوايد حاصل از توليد بايد براساس نسبت مشارکت در توليد تعيين و پرداخت شود. در نظريه اقتصاد اسلامی انسان خليفه خداست بنابراين توليد برای وی و توسط وی صورت می گيرد لذا سهم نيروی کار نسبت به ساير عوامل توليد از اولويت برخوردار است. در نظريه اقتصاد اسلامی بين رشداقتصادی و توزيع عدلانه درآمد، ثروت و امکانات اجتماعی سازگاری وجود دارد و هم زمانی آنها موجب هم افزايی می شود. 6 . عوامل مؤثر بر توزيع نابرابر درآمد عوامل متعددي بر نابرابري توزيع درآمد مؤثرند برخي از اين عوامل نتيجه شرايط توارثي، ژنتيكي و تفاوتهاي فردي بين افراد مختلف جامعه است و برخي از اين عوامل نتيجه سياستهاي دولت و شرايط اجتماعي است. عوامل مؤثر بر توزيع درآمد را در دو بخش 1.عوامل طبيعي؛ 2.عوامل سياسي طبقهبندي نموده و به توزيع هر كدام ميپردازيم. 1 . عوامل طبيعي مؤثر بر توزيع نابرابر درآمد بين افراد مختلف تفاوتهاي فردي جسمي، روحي، وراثتي، وجود دارد. چون افراد از لحاظ درجه هوش، تواناييهاي جسمي ذاتي، مسئوليت پذيري، صبر و تحمل در مقابل مشكلات، قناعت و سازگاري با محيط تفاوت دارند لذا دو فرد با شرايط يكسان تحصيل و تجربه و سن دريافتي متفاوت دارند كاهش اين تفاوتها بسيار مشكل بوده و در حوزه برنامههاي توسعه نيست. 2 . عوامل سياسي مؤثر بر توزيع نابرابر درآمد مسأله فقر و توزيع ناعادلانه درآمد منشأ سياسي و نهادي دارد در كشورهاي در حال گذر عوامل جبري شامل انواع تبعيضات نظير تفاوت درحقوق زن و مرد، عدم رعايت حقوق كودكان و زنان سرپرست خانوار، تفاوت بين حقوق كارگران داخلي و خارجي و تفاوت بين افراد وابسته به مراكز قدرت سياسي و افراد عادي و عوامل تصادفي نظير خوش شانسي يا بد شانسي در زمينه پيدا كردن شغل مناسب، ادامه تحصيل، ازدواج و استفاده از امكانات بر توزيع درآمد مؤثرند. به طور خلاصه عوامل مؤثر بر توزيع نابرابر درآمد عبارتند از: 1. تواناييهاي جسمي و فكري (درجه هوش، خلاقيت و قدرت جسمي) 2. تعليم و تربيت (آموزش رسمي و غير رسمي) 3. سطح تحصيلات 4. ارث 5. تجربه و دوران اشتغال 6. ريسك پذيري يا ريسك ناپذيري يا بيتفاوتي نسبت به ريسك 7. ويژگيهاي فرهنگي، قومي و محلي 8. عوامل جبري و تصادفي نظير شانس 7 . نقش دولت در توزيع عادلانه درآمد بدون دخالت دولت درآمد حاصل از رشد اقتصادي به طور نامتعادل توزيع ميشود و در جامعه شكاف عميق طبقاتي ايجاد ميشود و يك گروه كوچك ممتاز از حداكثر امكانات بهره مند ميشوند و جمع كثيري از افراد جامعه زيرخط فقر قرار ميگيرند و از حداقل امكانات اوليه هم بهره مند نميشوند، لذا دولت بايد در امر توزيع درآمد، ثروت و فرصتهاي شغلي، آموزشي و بهداشتي دخالت نمايد. دولت از چهار طريق ميتواند بر توزيع درآمد تأثير بگذارد: 1 . دريافت ماليات مستقيم و غيرمستقيم از درآمدهاي بالا چون دولتها براي اجراي برنامههاي توسعه خود نياز به منابع مالي دارند اين منابع مالي از طريق ماليات تأمين ميشود. دريافت ماليات از درآمدهاي بالا و از ثروتمندان هم منبع درآمدي براي دولت است و هم درآمدهاي بالا را تعديل ميكند و شكاف طبقاتي را كاهش ميدهد. تودارو معتقد است كه نرخهاي تصاعدي ماليات بر روي كاغذ تصاعدي و در عمل اغلب نزولي است (تودارو 1377: 179). به اين معني كه گروههاي پايين درآمدي به طور نسبي سهم بالاتري از درآمد خود را نسبت بهگروههاي بالاي درآمدي به عنوان ماليات ميپردازند. چون گروههاي پايين درآمدي عمده درآمد خود را از دستمزد به دست ميآورند كه قطعاً داراي گزارش مالياتي است ولي ثروتمندان درآمد خود را از بازده سرمايههاي مادي بهدست ميآورند كه اغلب فاقد گزارش مالياتي است. دولتهاي كشورهاي در حال گذر بايد قدرت نظارتي و كنترل خود را بالا ببرند تا ماليات واقعاً به طبقات بالا تعلق گيرد تا توزيع درآمد را متعادل نمايد. 2 . پرداخت يارانه و تأمين نيازهاي اساسيگروههاي درآمدي پايين اغلب گروههاي درآمدي پايين فاقد امكانات لازم براي بر طرف كردن نيازهاي اساسي نظير مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، آموزش و امنيت هستند. به همين دليل بازدهي آنها و در نتيجه درآمد آنها اندك است. دولتهاي كشورهاي در حال گذر ميتوانند از درآمدهاي مالياتي خود كمكهاي مستقيم و غيرمستقيم به قشرهاي پايين اجتماعي كنند تا آنها نيازهاي اوليه خود را برطرف نموده و بازدهي آنها افزايش يابد اين امر موجب تعديل درآمد ميشود و گروههاي پايين نيز از منافع حاصل از رشد اقتصادي بهره مند ميشوند و توزيع درآمد تعديل ميشود. 3 . اصلاح نظام مالكيت، قوانين ارث و ايجاد اشتغال دولت ميتواند نظام مالكيت را از طريق اصلاحات ارضي و قوانين ارث را از طريق لايحه يا طرح در مجلس قانون گذاري تصحيح نمايد و براي افراد مايل و قادر به كار شغل مناسبي در بخش خصوصي يا دولتي ايجاد نمايد. هر كدام از موارد فوق موجب تعديل درآمد و ثروت به نفع طبقات پايين ميشود. 4 . تغيير قيمتهاي نسبي عوامل در كشورهاي در حال گذر قيمت تجهيزات سرمايهاي به طور نهادي مصنوعاً در سطح پايين قرار دارد (تودارو، 1373: 176). دليل پايين بودن قيمت سرمايه در اين كشورها سياستهاي متعدد دولت نظير ايجاد انگيزه سرمايهگذاري، معافيت مالياتي، نرخ بهره كمك شده از طرف دولت، نرخ ارز بيش برآورد شده براي صادرات و نرخ ارز ارزان براي واردات، تعرفه پايين گمركي بر واردات كالاهاي سرمايهاي است. از طرفي نرخ دستمزد نيروي كار در نتيجه محدوديتهاي نهادي و سياستهاي ناصحيح بالاتر از مقداري است كه به وسيله عرضه و تقاضاي كار تعيين ميشود (همان، 176). علت بالا بودن دستمزدها از دستمزدهاي تعادلي وجود قدرت اتحاديههاي كارگري، حزب كار و نهادهاي مختلف حامي كارگران است لذا حداقل دستمزدها مصنوعاً بالا ميباشد. در اين كشور نرخ بيكاري بالا است ولي در عين حال دستمزدها نيز بالا ميباشد. لشكري اشاره ميكند كه پرداخت دستمزدهاي بالا و نرخ بالاي بيكاري ابزاري است براي كنترل نيروي كار چون هميشه سطح بالاي بيكاري تهديدي براي كارگران شاغل است (لشكري، 1384: 162-165). قيمتهاي تحريف شده سرمايه و كار موجب ميشود تا كارفرمايان سرمايه را جانشين نيروي كار نمايند و همچنان سطح بيكاري را بالا نگه دارند. براي تصحيح قيمتهاي تحريف شده پيشنهاد ميشود دولت امتيازهاي ويژه خود را به سرمايه بر طرف سازد تا قيمت سرمايه به سطح كميابي واقعي آن افزايش يابد. پرداخت دستمزدهاي پايين در بخش دولتي موجب ميشود تا كارفرمايان در فعاليتهاي توليدي خود كارگر را جانشين سرمايه كنند چنين تغيير قيمتي سطح اشتغال را افزايش ميدهد و درآمد فقرا را افزايش ميدهد و چون قيمت نسبي سرمايه افزايش يافته، بازدهاقتصادي سرمايه كاهش مييابد و درآمدهاي صاحبان سرمايه به طور نسبي كاهش مييابد چون فرض ميشود كه در هر اقتصادي قيمت عوامل توليد به عنوان علامت و انگيزه نهايي عمل ميكند تصحيح اين قيمتها نابرابري درآمدها را كاهش ميدهد. مقايسه بازدهي نيروي كار و توزيع درآمد اگر بازدهي نيروي كار را حداكثر كنيم توزيع درآمد نامتعادل خواهد شد اگر توزيع مناسب شود بازدهي نيروي كار كاهش مي يابد، بايد حد متعادل بين توزيع درآمد و بازدهي را رعايت كنيم. 8 . نتيجه بحث و پيشنهادات توزيع درآمد يك موضوع ارزشي است و در اقتصاد اثباتي خيلي به آن پرداخته نميشود. توزيع نابرابر درآمد هم از نظر عدالت اجتماعي نامطلوب است و هم از نظر رشداقتصادی. در مورد اولويت رشد اقتصادي بر توزيع درآمد يا اولويت توزيع درآمد بر رشد اقتصادي سه ديدگاه وجود دارد. از هر ديدگاه تعداد زيادي از اقتصاددانان با استدلال دفاع ميكنند. در ديدگاه اول رشد بر توزيع درآمد اولويت دارد. در ديدگاه دوم توزيع درآمد بر رشد اولويت دارد و در ديدگاه سوم هيچ كدام بر ديگري اولويت ندارند. نظريه اقتصاد اسلامی با ديدگاه سوم مطابقت دارد. اندازه و وسعت فقر در هر كشور تابع دو عامل است: 1. سطح متوسط درآمد ملي 2. درجه نابرابري در توزيع درآمد پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظّلم سرزمين (حكومت) با كفر باقي ميماند ولي با ظلم باقي نميماند. كاد الفقر ان يكون الكفرا نزديك بود فقرشان به كفر مبدل شود. من لا معاش له لا معاد له كسي كه معاش ندارد معاد ندارد. ظلم كه از حد بگذرد نه ايمان باقي ميماند و نه انصاف و هر اتفاقي ممكن است رخ دهد. اقتصاداسلامی حتی قبل از توليد اعتقاد به توزيع عادلانه دارد. قبل از توليد کالا و خدمت عوامل توليد و منابع طبيعی بايد براساس استحقاق افراد و مطابق با عدالت اجتماعی بين افراد جامعه توزيع شود. پس از توليد کالا و خدمت عوايد حاصل از توليد بايد براساس نسبت مشارکت در توليد تعيين و پرداخت شود. در نظريه اقتصاد اسلامی انسان خليفه خداست بنابراين توليد برای وی و توسط وی صورت می گيرد لذا سهم نيروی کار نسبت به ساير عوامل توليد از اولويت برخوردار است. در نظريه اقتصاد اسلامی بين رشداقتصادی و توزيع عدلانه درآمد، ثروت و امکانات اجتماعی سازگاری وجود دارد و هم زمانی آنها موجب هم افزايی می شود. بدون دخالت دولت درآمد حاصل از رشد اقتصادي به طور نامتعادل توزيع ميشود و در جامعه شكاف عميق طبقاتي ايجاد ميشود و يك گروه كوچك ممتاز از حداكثر امكانات بهره مند ميشوند و جمع كثيري از افراد جامعه زيرخط فقر قرار ميگيرند و از حداقل امكانات اوليه هم بهره مند نميشوند، لذا دولت بايد در امر توزيع درآمد، ثروت و فرصتهاي شغلي، آموزشي و بهداشتي دخالت نمايد. پيشنهاد می شود دولت شرايط عادلانه امکان تحصيل، اشتغال و بهره برداری از امکانات و فرصتهای اجتماع را برای تمام آحاد مردم فراهم نمايد تا هم زمان با رشد اقتصادی توزيع نيز عادلانه باشد زيرا توزيع عادلانه درآم تنها بخشی از عدالت اجتماعی است عدالت اجتماعی وقتی تحقق می يابد که تمام فرصتها عادلانه توزيع شود. منبع:مقايسه نظريه هاي مختلف دکتر محمد لشکري پس از 20 سال از انتشار گزارش جهانی توان رقابت (Global Competitiveness Report) بالاخره در ماه جاری میلادی و در گزارش سال 11-2010 برای نخستین بار نام و اطلاعات ایران نیز در این گزارش درج شد و شاخص توان رقابت ایران محاسبه و اعلام گردید. انقلاب اسلامی ایران با هدف متحولسازی محیط بینالملل از رهگذر فراهم ساختن شرایط ذهنی برای تغییر قواعد و هنجارهای بینالمللی توانست با تفکرات رهاییبخش خود نظام سلطه را زیر سؤال برد و پیام سیاسی اندیشه استکبارستیزی، استقلالطلبی و راهبرد نه شرقی نه غربی را برای جهانیان آشکار سازد. انقلاب اسلامی ایران نه تنها به چالش فکری و سیاسی با غرب مبادرت ورزید که ... انقلاب اسلامی وارد سی و سومین سال خود شده است. این انقلاب که براساس آرمان های بسیار بلند انسانی و اسلامی آغاز و با انگیزه الهی و وحدت کلمه به پیروزی رسید، تاکنون با چالش ها و تهدیدات متنوع و پیچیده ای روبرو شده است. در واقع انقلاب اسلامی با شعار نفی استبداد و استعمار، تحقق حاکمیت الهی و ایجاد جامعه ای، همانند سایر انقلاب های الهی برای دشمنان داخلی و خارجی غیر قابل قبول و تحمل بود.. خصومت آنها از همین بابت شکل گرفت. خصومتی که از سر کینه و براساس مبانی ایدئولوژیک بود. اما علی رغم چالش ها و موانع دشمن و برخلاف انتظار مخالفان و معاندان، این انقلاب راه خود را ادامه داد. استراتژی تضعیف سازی و نابود سازی انقلاب نه تنها نتوانست کاری از پیش ببرد بلکه نفوذ و اقتدار انقلاب بیش از هر وقت ارتقاء یافت. نويسنده :سیامک باقری شنبه 29 بهمن 1390 :: 13:05 :: نويسنده : afsanehmohamadi
یکی از نتایج مهم درتلاش برای تعریف توسعه این است که فرآیند توسعه مترادف با رشد اقتصادی نیست . ممکن است در کشوری تولید ناخالص ملی سرانه افزایش پیدا کرده باشد با این وجود نابرابری درآمدها بیشتر شده باشد ، فقرا فقیرتر شده باشند وسایر اهداف توسعه بدتر شده باشند. چنین حالتی می تواند به عنوان رشد اقتصادی با توسعه منفی نامیده شود که درآن با وجود این که درآمد سرانه افزایش یافته است وضع اقتصادی توده مردم بدتر شده باشد وهیچ پیشرفتی درتغییر عادات و رفتار افراد ونهادها متناسب با آرمانهای مدرن گرائی به وجود نیامده باشد اما درکوتاه مدت(نه دربلند مدت) رشد اقتصادی منفی داشته باشد.مثلا" درجامعه ای که درحال تجدید ساختار درنهادهای اجتماعی ونهادهای سیاسی وروابط تولید ( مثلا" اجرای اصلاحات ارضی) باشد که شرایط را برای توسعه جامعه درآینده فراهم می سازد اما درکوتاه مدت به علت ازبین رفتن نظام قبلی تولید وتوزیع ، هزینه آن توسعه کاهش محصول ناخالص ملی باشد.
((استریتن)) چنین بحث کرده است : می توان بدون توسعه اقتصادی ، رشد اقتصادی داشت همچنین می توان توسعه بدون رشد اقتصادی داشت.
اما همه با استریتن ازاین نظر موافق نیستند . به طور مثال ، سنتیس به طور هوشمندانه ای چنین استدلال می کند : هرتفاوتی میان تئوریهای رشد وتوسعه دربهترین حالت خودفقط برای مقاصد عملی می تواند قابل قبول باشد... با این وجود تفاوت علمی بین رشد وتوسعه وجود دارد زیرا توسعه همیشه ودرهمه جا دربرگیرنده یک ارتباط متقابل ودیالکتیک میان تغییرات کمی وکیفی ، انقلاب وتکامل است . وحتی اگر یک رشد صرفا" کمی ومقداری درجای خاصی درزمان معینی درچارچوب ساختار یا سیستم موجود انجام شود نه فقط نتیجه تغییرات کیفی قبلی است بلکه بدون تردید راه جدیدی را برای توسعه باز می کند.
شناخت این مسئله که رشد اقتصادی به خودی خود وبه تنهائی وبه طور خودکار بدون بهبود در شرایط کیفی زندگی افراد جامعه منجر به تحقق اهداف معین و وسیعتر توسعه نمی شود قدم مهمی درتکامل علم توسعه اقتصادی دردوره پس از جنگ جهانی دوم بوده است . با این وجود تعاریف مجرد وآرمان گرایانه از توسعه که درادبیات توسعه اقتصادی عمومیت پیدا کرده است مشکلات نظری را به وجود آورده است که ضرورت دارد مفهوم توسعه را مجددا" بررسی کرد. چهار نکته زیررا می توان با توجه به این تعاریف ذکر کرد:
اولا" مفهوم توسعه که رایج شده است به یک دنیای آرمانی اشاره دارد که هم غیرتاریخی وهم غیر سیاسی است . غیر تاریخی است چون این ساختار ایده آل هرگز وجود نداشته است وغیرسیاسی است چون مفهوم توسعه به صورت تجریدی بدون اشاره وبی توجه به ساختار سیاسی ، اجتماعی ، نهادی خاصی تبیین می شود.
هدفهای توسعه که ازطرف اندیشمندانی چون سیرز ، استریتن ، میردال وسایرین بیان می شوند دارای اهمیت زیاد ویژه ای هستند اما این سئوال مطرح می شود که چارچوب اجتماعی ، سیاسی خاصی که موجب رسیدن به این اهداف می شود چه باید باشد؟به عبارتی توسعه درخلاء سیاسی رخ نمی دهد بلکه لازمه توسعه یک سازماندهی اجتماعی وسیاسی خاصی است که بتواند از نتایج نامطلوب رشد اقتصادی اجتناب کرده و جامعه را به سوی اهداف توسعه سوق دهد.
ثانیا"، مفهوم آرمانی توسعه موجب بدبینی درباره اقتصاد توسعه شده است . توسعه دربسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته بسیار متفاوت ازآن چیزی بوده که اقتصاددانان توسعه به ان امید داشته اند . عده ای این وضعیت را به عنوان بحرانی درعلم اقتصاد توسعه مطرح ساخته اند.
ثالثا"، یک گرایش مشخصی دراقتصاد توسعه هم در اقتصاد نئوکلاسیک وهم در اندیشه ساختارگرایان ومکتب وابستگی وجودداشته که معمولا" توضیح (تاریخی – تحلیلی ) علل توسعه را با سیاستهای توسعه مخلوط کرده اند . ما از اقتصاد دانان توسعه بیشتر شنیده ایم ((چه باید باشد)) اما درباره چگونگی وسیاستهائی که باید اتخاذ شوند کمترشنیده وخوانده ایم . لذا باید اردرهم آمیختن آرزو وتمایل برای جهان بهتر با درک کاملتر از واقعیت اجتناب کرد.
رابعا"، اقتصاد توسعه غالبا" به نظر می رسد که براین فرض استوار می باشند که مشکلات ساختاری دراقتصاد جهان توسعه یافته (سرمایه داری) تا حدودی حل شده است ومشکل این قبیل کشورها فقط کسب رشد مستمر وخودکار درجامعه شان می باشد . به عبارت ساده تر کشورهای توسعه یافته امروزی برمسائل ومشکلات توسعه غلبه پیدا کرده اند . البته این موضوع روشن نیست درست باشد. زیرا هنوز بیکاری ، نابرابری ، محرومیت وانواع مختلفی از عدم تعادل ساختاری ( درارتباط با ترازپرداختها ، صنعتی شدن وشهرنشینی ونظایر آن ) به وضوح دربسیاری از کشورهای توسعه یافته سرمایه داری وجود دارد . این مشکلات عمده ، ریشه در ساختار اقتصادی اجتماعی آن کشورها دارد که با توسعه ، حل نشده اند وآنها نتیجه الگوهای خاصی ازتوسعه هم در درون اقتصاد آن کشورها وهم در وسعت بیشتر دراقتصاد جهانی می باشد.
از نکات فوق دربیان مفهوم توسعه چه نتایجی می توان گرفت؟ مهمترین وعمده ترین نکته ای که می توان بر آن تاکید داشت این است که توسعه جریانی همواره خطی (دارای یک جهت) وساده نیست بلکه به جای آن توسعه جریانی است نا متعادل ، غیر مستمر ، غیر سازگار . توسعه جریانی دیالکتیکی است که درآن هر تغییری دراقتصاد به همراه خود مشکلات وتعدیلهای جدیدی را به وجود می آورد. توسعه فرآیندی غامض ومتضاد است . فرآیندی است توام با بحرانها ودردها ومشکلات به مانند زایش وتولد یک نوزاد که درعین حال برای آینده ، امیدهائی را محقق می سازد . توسعه چیزی نیست که حکومتها ازبالا بخواهند بلکه چیزی است که دردرون جامعه باید بجوشد ونمو کند. تا آنجا که ممکن است هدفهای توسعه را باید تعریف ومعین ساخت ومعلوم کرد که آن هدفها در چارچوب کدامین ساختار اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی واجتماعی قابل تحقق ودسترسی می باشند.
برگرفته از : توسعه اقتصادی وبرنامه ریزی
نوشته دکتر شهنام طاهری
توسعه اقتصادی اقتصاد در دنیا درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||
|
|
|||||