|
چرا و چطوري ايراني ها از اسکندر شکست خوردند؟ ايران در طول تاريخش سه هجوم بزرگ را از سر گذرانده در بين مهاجماني که به ايران تاخته اند، اسکندر مقدوني اولين بوده. درباره اسکندر قضاوت هاي متناوت و متناقض زيادي وجود دارد. لقب او در ايران باستان «گجسته» به معناي ملعون در زبان پهلوي بود و بعد از اسلام با مخلوط شدن او با شخصيت قرآني «ذوالقرنين»، برعکس مورد توجه قرار گرفت و به افسانه ها راه پيدا کرد و حتي شاعران او را در «اسکندرنامه»ها ستودند. تحقيقات جديد پژوهشگران نشان داده که درباره او اشتباهات زيادي شده و اولا، «ذوالقرنين» مورد ستايش در قرآن بيشتر قابل تطبيق با کورش هخامنشي است و در ثاني، آن اسکندر قابل احترام در تاريخ شخصيتي ديگر با نام اسکندر مغاني يا اسکندر ارومي است. به هرحال، خود اسکندر هر کسي که بوده، عصر او اولين باري بود که يوناني ها از زندگي دولت - شهري به زندگي تحت يک حکومت مرکزي رسيده بودند و حالا فکر انتقام از ايرانيها را که از زمان داريوش و خشايار شاه مدام به آنها حمله مي کردند، در سر داشتند. آنها اصلا چشم نداشتند پادشاهي بزرگ هخامنشي را ببينند. آن موقع ايران آن قدر بزرگ بود که اگر مرد جواني مي خواست با اسب يک بار طول مرزهاي ايران را طي بکند شايد هرگز نمي توانست تا پايان عمرش به نقطه شروع حرکت برسد. خود اسکندر هم از طرفي تحت تاثير معلم معروفش، ارسطو، آرزو داشت فرهنگ يوناني را در جهان گسترش بدهد و از طرف ديگر تحت تاثير القائات مادرش که خودش را نواده آشيل افسانه اي مي دانست، دوست داشت «ايلياد»ي ديگر به پا کند. دست بر قضا، هخامنشي ها هم ضعيفترين دورانشان را مي گذراندند و داريوش سوم در حالي پادشاه شده بود که باگوس نامي- خواجه يوناني حرمسرا- او را شاه کرده بود تا خودش همه کاره باشد. وقتي فيليپ دوم به تحريک ايراني ها ترور شد و اسکندر جوان 20 ساله به جايش نشست، داريوش سوم که به «دارا» معروف بود فکر کرد که ديگر هيچ خطري تهديدش نمي کند. با سکه هاي «پادشاه بزرگ» يوناني ها هم از قبول پادشاهي اسکندر امتناع کردند و اسکندر درگير يک جنگ داخلي شد که با خشونت تمام آن را سرکوب کرد و مثلا در «تب» هيچ مردي را زنده نگذاشت. حالا به دلايل اسکندر براي حمله به ايراني ها، يک دليل جديد هم اضافه شده بود. در بهار 334 قبل از ميلاد. اسکندر درحالي که «ايلياد» هومر را مي خواند سوار بر کشتي شد و به سمت شرق حرکت کرد. اسکندر هيچ وقت ديگر از شرق برنگشت. دارا يکي از القاب داريوش سوم بوده است. 1- جنگ گرانيک (334ق.م) وقتي اسکندر تمام قسمت هاي متمدن و نيمه متمدن اروپاي آن روز را گرفت ديگر جايي براي کشورگشايي هايش نمانده بود؛ به خاطر همين کمربندش را محکم بست و سوار اسب معروفش «بوسيفال» شد و پا در مسير شرق گذاشت. اولين نبرد اسکندر با ايراني ها کنار رود گرانيگ انجام شد. در اين جنگ سپاه ايران شامل سواره نظام ايراني بود که در خط مقدم بودند و پياده نظام اجير يوناني که ذخيره به حساب مي آمدند. ممنن، جنگ سالار يوناني به داريوش پيشنهاد کرد سپاه اسکندر را به داخل ايران بکشند و بعد راه تدارکات آنها را ببندند. اما داريوش قبول نکرد. ايراني ها اين طرف رود گرانيک مستقر شدند و استراتژي شان را روي حجم زياد تيراندازي گذاشتند. اما پارمنيون، استراتژيست سپاه اسکندر حمله مستقيم و گذشتن از رود را انتخاب کرد. با اين کار، صف تيراندازها به هم خورد. خود اسکندر هم زد به قلب ارتش ايرن و مهرداد، داماد داريوش را کشت. اسکندر، از جلوي ايراني ها سواره قرار کرد و رفت سراغ يوناني هاي ذخيره. آنها هم به راحتي شکست خوردند و اسکندر جنگ را برد. 2- جنگ ايسوس (333ق.م) شکست گرانيک براي داريوش سوم خيلي گران تمام شد؛ به خاطر همين ظرف يک سال سپاهي درست کرده از600 هزار جنگ جو. داريوش با همين سپاه رفت و در ايسوس (در سوريه امروزي) منتظر اسکندر شد از آن طرف در يونان آتنيها شورش کرده بودند و اسکندر مي خواست به کشورش برگردد. سپاه او خيلي اتفاقي با ايراني ها رو به رو شد. محل جنگ يک دشت 2500 متري بود که براي لشکر بزرگ داريوش، زيادي کوچک بود. اسکندر هم دوباره با حمله مستقيم به قلب سپاه داريوش يک قمار ديگر کرد. سردارهاي داريوش شجاعانه جنگيدند و حتي اسکندر را هم زخمي کردند، اما بالاخره اسب هاي سفيد ارابه داريوش که بيشتر زيبايي داشتند تا توان رزمي، از بوي خون رم کردند و داريوش از ارابه افتاد. داريوش بلافاصله فرار کرد و با فرار داريوش روحيه سپاه از دست رفت. اردوي ارتش غارت شد و مادر، همسر و دختر داريوش اسير شدند. داريوش به اسکندر پيشنهاد صلح داد و خواست که تمام سرزمين هاي غرب دجله را به او واگذار کند و دخترش استاتيرا را هم همسرش کند. طبيعي است که اسکندر جز مورد ازدواج با دختر «پادشاه بزرگ»، باقي شرايط را قبول نکرد. 3- جنگ گواگمله (331ق.م) اسکندر با خيال راحت از مصر به سمت ايران حرکت کرد، از سوريه گذشت و وارد بين النهرين شد. از دجله هم رد شد و به دشت گواگمله (جايي نزديک شهر موصل امروزي) رسيد. داريوش يک بار ديگر در برابر او صف آرايي کرد. تعداد دو سپاه مثل دو دفعه قبلي کاملا نابرابر بود: 480 هزار ايراني در برابر 47 هزار يوناني. اين بار دشت گواگمله هم براي ارتش تيرانداز و ماهر داريوش جاي خوبي براي مانور داشت. اما باز هم داريوش ضعف فرماندهي اش را نشان داد. او تمام ارتش را در يک خط صاف سازماندهي کرد؛ برعکس اسکندر و سردارانش که با آرايش مثلث اسپارتي، ارتش شان را به سه قسمت تقسيم کردند و نوک مثلث که خود اسکند هم در آن بود، باز با حمله مستقيم به قلب سپاه، جايي که داريوش در آنجا بود باعث وحشت او شدند. داريوش دوباره فرار کرد و فرار او باعث به هم ريختن سپاه ايران شد. اسکندر تا چند فرسخ داريوش را تعقيب کرد؛ بعد هم بدون دردسر به شهر باستاني بابل رفت و آن شهر را بدون هيچ زحمتي تصرف کرد. بابل جايي بود که کورش بعد ازتصرف آن، بنيانگذاري «امپراتوري» را اعلام کرد. 4- جنگ دروازه پارس (330ق.م) بعد ازبابل، اسکندر به شوش رفت و بدون هيچ مقاومتي خزانه را خالي کرد. بعد هم راه افتاد به سمت تخت جمشيد. سر راه با سپاه آريوبرزن رو به روشد. ديگر از داريوش و تاکتيک هاي غلطش خبري نبود. براي اولين بار، اين ايراني ها بودند که تعدادشان کمتر از يوناني ها بود. آريوبرزن با2هزار سرباز در برابر 17 هزار يوناني در جايي نزديک ياسوج، دو هفته مقاومت کرد. اسکندر با او همان کاري را کرد که ايراني ها در ترموپيل کرده بودند. سپاهش را فرستاد تا کوه را دور بزنند و از پشت به آريوبرزن حمله کنند. آريوبرزن هرچند شکست خورد، اما براي اولين بار اسکندر بيشتر از ايراني ها تلفات داد (4 هزار نفر در برابر600 نفر). 5- جنگ صخره سغدي (327 ق.م) اين آخرين مقاومت ايراني ها بود. اسکندر «پادشاه بزرگ» را شکست داده بود اما هنوز کساني بودند که در برابر او ايستادگي کنند. در جايي در شمال افغانستان امروزي، بازمانده سپاه هخامنشي به فرماندهي سرداراني که حتي اسمشان هم درتاريخ ثبت نشده جنگيدند وتا آخرين نفرشان کشته شدند. جنگ با دل دادن اسکندر به دختر فرمانرواي سغد، يعني رکسانا تمام شد. بعد اسکندر به هند حمله کرد تا باقي دنيا را تصاحب کند. او که ژنرال جنگي اش، پارمنيون را کشته بود ديگر هرگز در هيچ جنگي پيروز نشد؛ تازه تمام شهرها و ايالت هاي سابق ايران هم سر ازتابعيت او برداشتند. اسکندر براي آرام کردن مغلوبانش از هند برگشت. آنقدر در اين شهر و آن شهر مخالفانش را کشت، تا آخر سر در32سالگي در بابل مرد. مطالبی درباره تخت جمشید
نام تخت جمشید: تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خواندهاند.این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطورهای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است.
آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمدهاست ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.
بر اساس خشت نوشتههای کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکار ان،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.
چگونگی سازه
وسعت کامل کاخهای تخت جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شدهاند و از بخشهای مهم زیر تشکیل یافته است: * کاخهای رسمی و تشریفاتی تخت جمشید (کاخ دروازه ملل) * سرای نشیمن و کاخهای کوچک اختصاصی * خزانهٔ شاهی * دژ و باروی حفاظتی ... پلکانهای ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا ورود سکو، دو پلکان است که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکانها از هر طرف ۱۱۱ پلهٔ پهن و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر) دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پلهها به خاطر این بوده که اسبها نیز بتوانند از پلهها بالا بروند، پلهها را کوتاهتر از معمول ساختهاند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای پلکانها، بنای ورودی تخت جمشید، «[دروازه بزرگ]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]»، قرار گرفتهاست. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است.
این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشتهاست که امروزه بقایای دروازههای آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی با سر انسانی حجاری شده است. این دروازهها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافتهاند. این کتیبهها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان میکند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفتهاست.»[2]
دو دروازه خروجی یکی رو به جنوب و دیگری رو به شرق قرار دارند و دروازه جنوبی رو به کاخ آپادانا، یا کاخ بزرگ بار، دارد. پلکانهای کاخ آپادانا کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکانهای شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شدهاند، نقوش حجاریشدهای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقشهایی از فرماندهان عالیرتبهٔ نظامی [ماد|مادی] و پارسی دارد در حالی که گلهای نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شدهاست.
در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده میشوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک میشوند، دیده میشود.
کاخ آپادانا کاخ آپادانا از قدیمیترین کاخهای تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شدهاست، برای برگزاری جشنهای نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده میشدهاست این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط مییابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شدهاست که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد کاخ تچر تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی میباشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بودهاست. روی کتیبهای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»این کاخ یک موزه خط به شمار میرود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستونها از نمای جلوییهای مصری استفاده شدهاست. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شدهاست کاخ هدیش این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بودهاست در مرتفعترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنیها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگها به خاطر حرارت است.
اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشتهاست. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلیها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام بردهاند.
هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بودهاست نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه میباشد
کاخ ملکه این کاخ توسط خشایارشا ساخته شدهاست و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایینتری قرار گرفتهاست. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرقشناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفتهاست. ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شدهاست با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا میشود. کاخ صدستون وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن بهوسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشتهاند، بالا نگه داشته میشدهاست. کاخ شورا به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت میپرداختهاست. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازهها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج میشدهاست. به این دلیل به این جا کاخ شورا میگویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است. سرانجام تخت جمشید مجموعه کاخهای تخت جمشید، در سال (۳۳۰ پیش از میلاد) به دست اسکندر مقدونی به آتش کشیده شد و تمام بناهای آن به صورت ویرانه در آمد. از بناهای بر جای مانده و نیمه ویرانه، بنای مدخل اصلی تخت جمشید است که به کاخ آپادانا معروف است و مشتمل بر یک تالار مرکزی با ۳۶ ستون و سه ایوان ۱۲ ستونی درقسمتهای شمالی، جنوبی و شرقی است که ایوانهای شمالی و شرقی آن بهوسیله پلکانهایی به حیاطهای مقابل متصل و مربوط میشوند. بلندی صفه در محل کاخ آپادانا ۱۶ متر و بلندی ستونهای آن ۱۸ متر است.
اینمجموعه در فهرست آثار تاریخی ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است.
جایگاه کنونی این سازه در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، همانگونه که ارد بزرگ میگوید:سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند . شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشنهای پادشاهی خویش را در این سازهٔ کهن انجام میداد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بیمهری قرار دادند. ولی امروزه میتوان تخت جمشید را نامآورترین و دوستداشتنیترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست
مخترع ریش تراش
بیوگرافی ادموند هاليروز هشتم نوامبر سال 1656 در لندن متولد شده در مدرسه سنت پال به تحصيل مي پردازد. 1673 به دانشكده كوئين، دانشگاه آكسفورد، مي رود ولي قبل از كسب مدرك آنجا را ترك مي گويد. 1676 در نوامبر، او با كشتي به جزيره سنت هلنا در اقيانوس اطلس جنوبي مي رود و در آنجا ستاره هاي نيمكره جنوبي را رسم مي كند و بعد از بازگشت نمودار و فهرست آنها را منتشر مي كند. 1678 در 28 نوامبر، پس از بازگشت از «سنت هلنا»، به عضويت انجمن سلطنتي انتخاب مي شود. 1680 در حين مسافرت به پاريس، يك ستاره دنباله دار را مشاهده مي كند. 1682 رصدخانه كوچك خودش را در آبلينگتون واقع در شمال لندن برپا مي كند. 1683 نتيجه مطالعات خود درباره نوسانات مغناطيسي را منتشر مي كند. او تفاوتهاي بين شمال جغرافيايي و شمال مغناطيسي اطراف كره زمين را مورد بررسي قرار داده است، با اين اميد كه اطلاعات حاصله بتواند براي يافتن طول جغرافيايي، مورد استفاده دريانوردان قرار گيرد. 1685 معاون دبير كل انجمن سلطنتي مي شود. 1686 مطالعاتي را روي بادهاي 30 درجه عرض شمالي و جنوبي خط استوا و بادهاي موسمي منتشر مي كند. 1687 اسحاق نيوتن را متقاعد و راضي مي سازد تا يافته هايش را تحت عنوان اصول رياضي فلسفه طبيعي چاپ كند. اين كتاب دربرگيرنده جزئياتي در مورد نحوه محاسبه مدار چرخشي ستاره دنباله دار سال 1680 است. هالي از روش نيوتن براي محاسبه مدار ستاره هاي دنباله دار سالهاي 1607 و 1682 استفاده مي كند تا اينكه بالاخره موفق مي شود مدارهاي چرخشي 24 ستاره دنباله دار را محاسبه كند. 1693 جدولهاي ميزان مرگ و مير را با ارايه اصولي براي محاسبه بيمه هاي عمر و مستمري ساليانه به زير چاپ مي برد. 1696 در مقام ناظر مالي «چستر مينت» دو سال كار مي كند. 1698 در 19 اوت، هالي فرماندهي كشتي «پارامور» متعلق به نيروي دريايي سلطنتي را به عهده مي گيرد، در طول دو سال سفر دريايي، او نوسانات مغناطيسي را اندازه مي گيرد و نمودارهاي اقيانوسي را با دقت تمام رسم مي كند. 1701 نمودارهاي نوسانات مغناطيسي درياها را منتشر مي كند. 3 ـ 1702 ماموريتهاي ديپلماتيك در سطح اروپا به انجام مي رساند. 1704 در هشتم ژانويه، به عنوان استاد هندسه در دانشگاه آكسفورد منصوب مي شود، و تا پايان زندگيش در همين پست مي ماند. 1705 هالي يافته هايش در مورد ستاره هاي دنباله دار را منتشر مي كند و بازگشت يك ستاره دنباله دار را در سال 1758 پيش بيني مي كند. 1713 در روز 3 نوامبر، دبير كل انجمن سلطنتي مي شود. 1720 در روز 9 فوريه، به عنوان ستاره شناس سلطنتي منصوب مي شود و در رصدخانه سلطنتي واقع در گرينويچ تا پايان عمر ساكن مي شود. از اينجا، او مشاهدات دقيق و منظمي از حركات ماه در يك چرخه 18 ساله انجام مي دهد. 1742 در 14 ژانويه، هالي درگرينويچ زندگي را بدرود گفت کانادا از سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و طرح هایی که موجب افزایش ثبات اقتصاد، کاهش هزینه ها و مالیات ها، افزایش نیروهای کاری نوآور در بخش های مختلف و زیربناهای حمل نقل می شود استقبال می کند زیرا بسیاری از کسب و کارها نیاز به افزایش نوآوری، رشد و موفقیت در اقتصاد جهانی دارند. جای شگفتی نیست که رهبران جهانی مانند مایکروسافت، الکترونیک آرتز، هندا، سامسونگ و فیزر (Pfizer) توانسته اند موفقیت های بسیاری در کانادا به دست آورند.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران نشريه اقتصادي فورچون در تازهترين گزارش خود فهرست تحسين شدهترين شركتهاي خودروسازي جهان را منتشر كرد. به گزارش خبرنگار ايسنا، در فهرست منتشر شده از سوي فورچون شركت اپل به عنوان تحسين شدهترين شركت جهان معرفي شده اما در بين شركتهاي خودروساز فولكسواگن با كسب بيشترين امتياز رتبه نخست را به خود اختصاص داد. بعد از فولكسواگن دو خودروساز آلماني ديگر يعني بي.ام.و و دايملر ردههاي دوم و سوم را به خود اختصاص دادند. شركتهاي خودروسازي تويوتا، فورد، هيونداي، جنرال موتورز و هوندا نيز ردههاي چهارم تا هشتم تحسين شدهترين شركتهاي خودروسازي جهان را بدست آوردند. نيسان و رنو نيز نهم و دهم شدند. پژو، گروه ايتاليايي EXOR، شانگهاي اتوموتيو و دانگ فنگ موتور نيز در ردههاي يازدهم تا چهاردهم قرار گرفتند. فولكسواگن در حالي توانست در تازهترين ردهبندي فورچون عنوان تحسين شدهترين شركت خودروساز را بدست آورد كه در ردهبندي قبلي اين عنوان به بي.ام.و رسيده بود. نكته جالب اينجاست كه در ردهبندي فورچون نامي از شركتهايي مانند مزدا، سوزوكي، ميتسوبيشي و كرايسلر مشاهده نميشود. فورچون اعلام كرده كه فهرست تحسين شدهترين شركتهاي جهان را از نتايج رايگيري از فعالان اقتصادي مطرح جهان بدست آورده است بازار
یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 16:20 :: نويسنده : afsanehmohamadi
کارشناسان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی مطرح کردند گروه بازار پول- کارشناسان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی در واکنش به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس که حاکی از «تکالیف سنگین نظام بانکی در لایحه بودجه سال آینده» بود نسبت به پیامدهای این اقدام هشدار دادند.
مرکز پژوهشهای مجلس، هفته گذشته در سر فصلهای گزارش تحلیلی خود از «تداخل کارکردهای نظام پولی با نظام مالی در لایحه بودجه سال 91»، مجموع تعهدات و الزامات نظام بانکی در لایحه بودجه سال 91 را رقم تقریبی 174 هزار میلیارد تومان ذکر کرده بود. بدهکارترین کشورهای جهان معرفی شدند گروه بینالملل- پایگاه خبری والاستریت با معرفی ۱۰ کشور بدهکار دنیا اعلام کرد ژاپن در رتبه نخست از این نظر قرار گرفته و آمریکا و انگلیس نیز به ترتیب رتبههای ۹ و ۱۰ را به خود اختصاص دادهاند. میزان تولید ثروت در این کشورها بسیار اندک است. در مورد پرتغال، تولید ناخالص داخلی سرانه در سال 2010 تنها 25 هزار و 575 دلار بوده است که پایینترین میزان سرانه تولید ناخالص داخلی در میانه کشورهای توسعهیافته به جز اسلواکی به شمار میرود. منبع :دنيايي اقتصاد توسعه اقتصادی اقتصاد در دنیا درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||||||||
|
|
||||||||