یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 18:30 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

چرا و چطوري ايراني ها از اسکندر شکست خوردند؟
 

ايران در طول تاريخش سه هجوم بزرگ را از سر گذرانده در بين مهاجماني که به ايران تاخته اند، اسکندر مقدوني اولين بوده. درباره اسکندر قضاوت هاي متناوت و متناقض زيادي وجود دارد. لقب او در ايران باستان «گجسته» به معناي ملعون در زبان پهلوي بود و بعد از اسلام با مخلوط شدن او با شخصيت قرآني «ذوالقرنين»، برعکس مورد توجه قرار گرفت و به افسانه ها راه پيدا کرد و حتي شاعران او را در «اسکندرنامه»ها ستودند. تحقيقات جديد پژوهشگران نشان داده که درباره او اشتباهات زيادي شده و اولا، «ذوالقرنين» مورد ستايش در قرآن بيشتر قابل تطبيق با کورش هخامنشي است و در ثاني، آن اسکندر قابل احترام در تاريخ شخصيتي ديگر با نام اسکندر مغاني يا اسکندر ارومي است. به هرحال، خود اسکندر هر کسي که بوده، عصر او اولين باري بود که يوناني ها از زندگي دولت - شهري به زندگي تحت يک حکومت مرکزي رسيده بودند و حالا فکر انتقام از ايرانيها را که از زمان داريوش و خشايار شاه مدام به آنها حمله مي کردند، در سر داشتند. آنها اصلا چشم نداشتند پادشاهي بزرگ هخامنشي را ببينند. آن موقع ايران آن قدر بزرگ بود که اگر مرد جواني مي خواست با اسب يک بار طول مرزهاي ايران را طي بکند شايد هرگز نمي توانست تا پايان عمرش به نقطه شروع حرکت برسد. خود اسکندر هم از طرفي تحت تاثير معلم معروفش، ارسطو، آرزو داشت فرهنگ يوناني را در جهان گسترش بدهد و از طرف ديگر تحت تاثير القائات مادرش که خودش را نواده آشيل افسانه اي مي دانست، دوست داشت «ايلياد»ي ديگر به پا کند. دست بر قضا، هخامنشي ها هم ضعيفترين دورانشان را مي گذراندند و داريوش سوم در حالي پادشاه شده بود که باگوس نامي- خواجه يوناني حرمسرا- او را شاه کرده بود تا خودش همه کاره باشد. وقتي فيليپ دوم به تحريک ايراني ها ترور شد و اسکندر جوان 20 ساله به جايش نشست، داريوش سوم که به «دارا» معروف بود فکر کرد که ديگر هيچ خطري تهديدش نمي کند. با سکه هاي «پادشاه بزرگ» يوناني ها هم از قبول پادشاهي اسکندر امتناع کردند و اسکندر درگير يک جنگ داخلي شد که با خشونت تمام آن را سرکوب کرد و مثلا در «تب» هيچ مردي را زنده نگذاشت. حالا به دلايل اسکندر براي حمله به ايراني ها، يک دليل جديد هم اضافه شده بود. در بهار 334 قبل از ميلاد. اسکندر درحالي که «ايلياد» هومر را مي خواند سوار بر کشتي شد و به سمت شرق حرکت کرد. اسکندر هيچ وقت ديگر از شرق برنگشت. دارا يکي از القاب داريوش سوم بوده است.
 

1- جنگ گرانيک (334ق.م)
 

وقتي اسکندر تمام قسمت هاي متمدن و نيمه متمدن اروپاي آن روز را گرفت ديگر جايي براي کشورگشايي هايش نمانده بود؛ به خاطر همين کمربندش را محکم بست و سوار اسب معروفش «بوسيفال» شد و پا در مسير شرق گذاشت. اولين نبرد اسکندر با ايراني ها کنار رود گرانيگ انجام شد. در اين جنگ سپاه ايران شامل سواره نظام ايراني بود که در خط مقدم بودند و پياده نظام اجير يوناني که ذخيره به حساب مي آمدند. ممنن، جنگ سالار يوناني به داريوش پيشنهاد کرد سپاه اسکندر را به داخل ايران بکشند و بعد راه تدارکات آنها را ببندند. اما داريوش قبول نکرد. ايراني ها اين طرف رود گرانيک مستقر شدند و استراتژي شان را روي حجم زياد تيراندازي گذاشتند. اما پارمنيون، استراتژيست سپاه اسکندر حمله مستقيم و گذشتن از رود را انتخاب کرد. با اين کار، صف تيراندازها به هم خورد. خود اسکندر هم زد به قلب ارتش ايرن و مهرداد، داماد داريوش را کشت. اسکندر، از جلوي ايراني ها سواره قرار کرد و رفت سراغ يوناني هاي ذخيره. آنها هم به راحتي شکست خوردند و اسکندر جنگ را برد.
بعد از اين شکست ممنن تصميم گرفت از راه دريا به مقدونيه حمله کند. مردم آتن و پارت هم با او همراه بودند و ايران به او اميد زيادي داشت، اما او ناگهان مرد و اين حمله بي نتيجه ماند.
 

2- جنگ ايسوس (333ق.م)
 

شکست گرانيک براي داريوش سوم خيلي گران تمام شد؛ به خاطر همين ظرف يک سال سپاهي درست کرده از600 هزار جنگ جو. داريوش با همين سپاه رفت و در ايسوس (در سوريه امروزي) منتظر اسکندر شد از آن طرف در يونان آتنيها شورش کرده بودند و اسکندر مي خواست به کشورش برگردد. سپاه او خيلي اتفاقي با ايراني ها رو به رو شد. محل جنگ يک دشت 2500 متري بود که براي لشکر بزرگ داريوش، زيادي کوچک بود. اسکندر هم دوباره با حمله مستقيم به قلب سپاه داريوش يک قمار ديگر کرد. سردارهاي داريوش شجاعانه جنگيدند و حتي اسکندر را هم زخمي کردند، اما بالاخره اسب هاي سفيد ارابه داريوش که بيشتر زيبايي داشتند تا توان رزمي، از بوي خون رم کردند و داريوش از ارابه افتاد. داريوش بلافاصله فرار کرد و با فرار داريوش روحيه سپاه از دست رفت. اردوي ارتش غارت شد و مادر، همسر و دختر داريوش اسير شدند. داريوش به اسکندر پيشنهاد صلح داد و خواست که تمام سرزمين هاي غرب دجله را به او واگذار کند و دخترش استاتيرا را هم همسرش کند. طبيعي است که اسکندر جز مورد ازدواج با دختر «پادشاه بزرگ»، باقي شرايط را قبول نکرد.
بعد از جنگ ايسوس اسکندر به لبنان حمله کرد. شهر صيدا حضور او را پذيرفت اما مردم صور 7 ماه جلو سپاهيانش مقاومت کردند. بعد از فتح صور، اسکندر همه مردم اين شهر را قتل عام کرد. غزه هم 2 ماه اسکندر را معطل کرد اما مصري ها که از تسلط ايرانيان بر خودشان دل خوشي نداشتند، بدون مقاومت تسليم شدند. حتي کاهن ها هم پاچه خواري را تمام کردند. او را به معبد آمون بردند و به او گفتند که پسرخداست.
 

3- جنگ گواگمله (331ق.م)
 

اسکندر با خيال راحت از مصر به سمت ايران حرکت کرد، از سوريه گذشت و وارد بين النهرين شد. از دجله هم رد شد و به دشت گواگمله (جايي نزديک شهر موصل امروزي) رسيد. داريوش يک بار ديگر در برابر او صف آرايي کرد. تعداد دو سپاه مثل دو دفعه قبلي کاملا نابرابر بود: 480 هزار ايراني در برابر 47 هزار يوناني. اين بار دشت گواگمله هم براي ارتش تيرانداز و ماهر داريوش جاي خوبي براي مانور داشت. اما باز هم داريوش ضعف فرماندهي اش را نشان داد. او تمام ارتش را در يک خط صاف سازماندهي کرد؛ برعکس اسکندر و سردارانش که با آرايش مثلث اسپارتي، ارتش شان را به سه قسمت تقسيم کردند و نوک مثلث که خود اسکند هم در آن بود، باز با حمله مستقيم به قلب سپاه، جايي که داريوش در آنجا بود باعث وحشت او شدند. داريوش دوباره فرار کرد و فرار او باعث به هم ريختن سپاه ايران شد. اسکندر تا چند فرسخ داريوش را تعقيب کرد؛ بعد هم بدون دردسر به شهر باستاني بابل رفت و آن شهر را بدون هيچ زحمتي تصرف کرد. بابل جايي بود که کورش بعد ازتصرف آن، بنيانگذاري «امپراتوري» را اعلام کرد.
 

4- جنگ دروازه پارس (330ق.م)
 

بعد ازبابل، اسکندر به شوش رفت و بدون هيچ مقاومتي خزانه را خالي کرد. بعد هم راه افتاد به سمت تخت جمشيد. سر راه با سپاه آريوبرزن رو به روشد. ديگر از داريوش و تاکتيک هاي غلطش خبري نبود. براي اولين بار، اين ايراني ها بودند که تعدادشان کمتر از يوناني ها بود. آريوبرزن با2هزار سرباز در برابر 17 هزار يوناني در جايي نزديک ياسوج، دو هفته مقاومت کرد. اسکندر با او همان کاري را کرد که ايراني ها در ترموپيل کرده بودند. سپاهش را فرستاد تا کوه را دور بزنند و از پشت به آريوبرزن حمله کنند. آريوبرزن هرچند شکست خورد، اما براي اولين بار اسکندر بيشتر از ايراني ها تلفات داد (4 هزار نفر در برابر600 نفر).
داريوش فرار کرد و در جايي نزديک دامغان مرد. اسکندر بعدها دستور داد تا داريوش را در تخت جمشيد دفن کنند؛ همان جايي که خودش بعد از فتح، آن را به آتش کشيده بود.
 

5- جنگ صخره سغدي (327 ق.م)
 

اين آخرين مقاومت ايراني ها بود. اسکندر «پادشاه بزرگ» را شکست داده بود اما هنوز کساني بودند که در برابر او ايستادگي کنند. در جايي در شمال افغانستان امروزي، بازمانده سپاه هخامنشي به فرماندهي سرداراني که حتي اسمشان هم درتاريخ ثبت نشده جنگيدند وتا آخرين نفرشان کشته شدند. جنگ با دل دادن اسکندر به دختر فرمانرواي سغد، يعني رکسانا تمام شد. بعد اسکندر به هند حمله کرد تا باقي دنيا را تصاحب کند. او که ژنرال جنگي اش، پارمنيون را کشته بود ديگر هرگز در هيچ جنگي پيروز نشد؛ تازه تمام شهرها و ايالت هاي سابق ايران هم سر ازتابعيت او برداشتند. اسکندر براي آرام کردن مغلوبانش از هند برگشت. آنقدر در اين شهر و آن شهر مخالفانش را کشت، تا آخر سر در32سالگي در بابل مرد.
 



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 18:29 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
مطالبی درباره تخت جمشید
 
نام تخت جمشید: تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره‌ای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی آمده است.
 
آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش کبیر آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت.
 
بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکار ان،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.

 

چگونگی سازه
وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

* کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
* سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌
* خزانه‌ٔ شاهی‌
* دژ و باروی‌ حفاظتی‌
...

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا
ورود سکو، دو پلکان‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)‌ دارند.
 
بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله‌ها به خاطر این بوده که اسب‌ها نیز بتوانند از پله‌ها بالا بروند، پله‌ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید، «[دروازه‌ بزرگ‌]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است.
 
این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»[2]

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

پلکان‌های کاخ آپادانا
کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند.
 
پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی [ماد|مادی] و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده‌است.
 
در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

کاخ آپادانا
کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است

این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده‌است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

کاخ تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می‌باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده‌است. روی کتیبه‌ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»این کاخ یک موزه خط به شمار می‌رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون‌ها از نمای جلویی‌های مصری استفاده شده‌است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده‌است

کاخ هدیش
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده‌است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد.
 
احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی‌ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ‌ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ‌ها به خاطر حرارت است.
 
اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته‌است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی‌ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده‌اند.
 
هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بوده‌است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمتهای زیادی از کف از خود کوه میباشد

کاخ ملکه
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده‌است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته‌است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته‌است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده‌است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

کاخ صدستون
وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده‌است.

کاخ‌ شورا
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می‌پرداخته‌است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه‌ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می‌شده‌است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می‌گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید
مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد.
 
از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌.
 
این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.

جایگاه کنونی این سازه
در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، همانگونه که ارد بزرگ میگوید:سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند .

شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشن‌های پادشاهی خویش را در این سازهٔ کهن انجام می‌داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی‌مهری قرار دادند.
 
ولی امروزه می‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست


یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 18:26 ::  نويسنده : afsanehmohamadi


یونانی‌ها اصرار دارند اسکندر آدم کم حاشیه‌ای بوده اما این قسمت از دم خروس را هیچ کاری نمی‌شود کرد که در ماجرای آتش زدن تخت جمشید پای یک زن معروف آتنی به اسم... 

مخترع ریش تراش
قیافه اش: اگر از چاپلوسی کسانی که قیافه‌اش را می‌کشیدند یا تاریخش را می‌نوشتند بگذریم، چیزی که مسلم است این که مویش بور بود و چشم‌هایش زاغ. همیشه هم ریش‌اش را می‌تراشید؛ می‌ترسید موقع جنگ حریف ریش‌اش را بگیرد. شاید همین کار ناچیز، بزرگ‌ترین تأثیر او در تاریخ باشد.


پدرش:
فیلیپ اول، اولین کسی بود که توانست یک دولت مرکزی مقتدر در یونان تشکیل بدهد. او یک جور آریستوکراسی را در حکومتش به راه انداخت که طبق آن 800 نفر از فئودال‌ها، هنرمندها و دانشمندها «یاران شاه» به حساب می‌آمدند. اسکندر بعدها 600 نفر از این 800 یار شاه را کشت.


مادرش:
المپیاس، زن چهارم فیلیپ بود اما خیلی زود توانست ملکه شود. ظاهرا ً المپیاس قدرت‌هایی درباره مارها داشته که به او جنبه اسطوره ای داده. قبر المپیاس که می‌گفت نواده آشیل افسانه‌ای است، الأن در معبد دلفی یونان است. در «اسکندر» اولیور استون، آنجلینا جولی نقش او را بازی کرده.


معلمش
: ارسطو، فیلسوف معروف، کار تربیت اسکندر را به عهده داشته و ظاهرا ً در ایجاد فکر جنگ در سر او مؤثر بوده. برتراند راسل می‌گوید: «ارسطو نشان داد که بهترین نتیجه فلسفه می‌تواند چیزی شبیه اسکندر از آب دربیاید و از همین جا می‌فهمیم که فلسفه چه چیز بیهوده ای است».


اسبش:
اسب سیاه اسکندر «بوسیفالوس» نام داشت که یعنی صاحب کله گاو. این اسب موجودی بسیار عظیم الجثه بود که فقط اسکندر توانست آن را رام کند. بوسیفالوس در جنگ با اهالی هند کشته شد و هنوز هم شهری در پاکستان به نام او هست. فرانتس کافکا کابوس بوسیفالوس را داشت.


ژنرالش:
یک ژنرال اسپارتی به اسم پارمنیون، استراتژیت جنگی اسکندر بود. به او می‌گفتند «شیر مقدونیه» و «مرگ ملت‌ها». پارمنیون به دستور خود اسکندر کشته شد چون مخالف وحشی گری‌های او بود. دیوید گمل داستان زندگی او را نوشته.


زنش:
اسکندر هم با استاتیرا دختر داریوش سوم ازدواج کرد هم با پاروستاتیس، دختر اردشیر سوم (پادشاه قبل از داریوش سوم) اما تازه در سغد (شمال افغانستان امروزی) فهمید عاشق دختری به اسم رکسانا است. رکسانا که لاتین «روشنک» است، از اسامی ‌پرطرفدار در اروپای شرقی است.


موارد منکراتی‌اش:
یونانی‌ها اصرار دارند اسکندر آدم کم حاشیه‌ای بوده اما این قسمت از دم خروس را هیچ کاری نمی‌شود کرد که در ماجرای آتش زدن تخت جمشید پای یک زن معروف آتنی به اسم تائیس هم وسط است که دنبال انتقام گیری و اینها بوده!


مرگش:
اسکندر در بابل و از مالاریا مرد. همزمان با مرگش، اعضای آکادمی ‌در آتن اسطوره را هم بیرون کردند و او هم از غصه دق کرد. جسد اسکندر را مومیایی کردند و به مصر بردند. محل قبر او هیچ وقت مشخص نشد



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 18:17 ::  نويسنده : afsanehmohamadi


آیزاک نیوتن
مردی که در قدرت نبوغ از مقام انسانی تجاوز کرد
در کریسمس1642یعنی سالی که گالیله درفلورانس درگوشه ی انزوااز دنیا رفت یک نوزاد پسر در روستایی نزدیک لیکن شایر در خانواده ای کشاورز از طبقه ی متوسط به دنیا آمد مادرش هانا نیوتن شوهرش را مدت کوتاهی قبل از تولد فرزندش از دست داده بود شوهرش که او نیز اسحاق نام داشت مردی بود با رفتار غیر عادی و عصبی مزاج و زود رنج و هانا زنی مقتصد خانه دار صاحب کفایت و صنعتگری با لیاقت بود . ایزاک دوره ی کودکی شادی نداشت مادرش در سال های بعد از نو ازدواج کرد و آیزاک را تحت سرپرستی مادر بزرگش قرار داد در آن دهکده هیچ مدرسه ای وجود نداشت و او تا سن دوازده سالگی به مدرسه نرفت آیزاک کودک قوی بنیه ای نبود بنابراین از بازی های پر هیاهو و زد و خورد با همسالان کناره می گرفت و به جای این که از تفریحات آ نان پیروی کند شخصاً برای خویش تفریحاتی اختراع می کرد که نبوغ وی در ضمن آن ها خود نمایی می کرد. طبق نصایح دایی وی او را به مدرسه گرانتهام فرستادند او رادر کلاس ما قبل آخر جای دادند او همواره مورد طعنه و طنز شاگردانی واقع می شد که از وی قوی تر بودند روزی از روز ها یکی از ایشان با بی رحمی بسیار کتک مفصلی به او زد در نتیجه ی تشویق یکی از معلمان شاگرد مزبور را به مبارزه طلبید و در این مبارزه نیوتن پیروز شد تا آن زمان او توجه زیادی به درس از خود نشان نداده بود اما بر اثر این واقعه تصمیم گرفت به آنان ثابت کند که مغز وی قوی تر از ایشان است با جدیت بکار پرداخت و در اندک مدتی بهترین شاگرد کلاس شد . آیزاک علاقه ی زیادی به کارهای دستی داشت و اغلب آنها را به تنهایی می ساخت از کارهای جالب او آسیاب بادی ساعت آبی و ساعت آفتابی بود که این اختراع در موزه ی انجمن سلطنتی لندن نگهداری می شود او به هنر نقاشی و جمع آوری گیاهان نیز علاقه مند بود طرح هایی که می کشید زیبا و جالب بوده است ساعت آبی او سالهای سال وقت را به دقت بهترین ساعتهای معمولی نشان میداد یکی از کارهای دستی او بادبادکی بود که می توانست شمع روشنی را با خود به هوا ببرد جعبه ای از شعله شمع محافظت می کرد آیزاک بادبادکش را شب ها بر فراز شهر گرنتهام به هوا می فرستاد مردم هنگامی که این نور لرزان و عجیب را در هوا می دیدند می تر سیدند و این همان چیزی بود که منظور آیزاک بود . پیشرفت درسی او در مدرسه باعث شد که مدیران مدرسه و دایی او به این نتیجه برسند که او قادر است برنامه دانشگاه کمبریج را درک کند تصمیم قاطع روزی گرفته شد که دایی آیزاک او را غافلگیر کرده بود او در کنار پرچین مزرعه و در خفا سخت مشغول مطالعه بود در حالی که همه فکر می کردند برای کمک با کارگران مزرعه به قصد خرید به مغازه رفته است .
آیزاک در هیجده سالگی امتحان ورودی دانشگاه کمبریج را با موفقیت پشت سر گذاشت و در سال 1660 وارد کالج ترینیتی شد معلم ریاضی اودر دانشگاه اسحاق بارو نام داشت که در عین حال ریاضی دان وعالم علوم الهی بود به استعداد فوق العاده نیوتن در ریاضی پی برده بود او را تشویق کرد تا تحصیلاتش را در ریاضی تکمیل کند .
او مدت چهار سال به تحصیل ریاضی پرداخت و در سال 1665 با درجه لیسانس فارغ التحصیل شد.
زمانی که در صدد ورود به دوره ی کارشناسی ارشد بود دانشگاه کمبریج بر اثر همه گیری طاعون در لندن و حومه تعطیل شد.
نیوتن به روستای خویش بازگشت.در طول دو سال او در خانه اش به مطالعات خود در زمینه ی حساب نور شناسی وگرانش ادامه داد.در همین زمان بود که هوش و استعداد این نابغه ی بزرگ اشکار شد. او تمام جزوه ها و کتابهایش را در دانشگاه جا گذاشته بود فکر خود را آزاد گذاشت که به تنهایی از منابع خاص خود استفاده کند . در این هنگام او 22 یا 23 سال بیشتر نداشت. در این دو سالی که در روستا بود حساب دیفرانسیل و انتگرال و قانون جاذبه ی عمومی و تئوری نور را بنیان گذاشت.نسخه ی خطی که تاریخ آن 20 مِی1665 میباشد نشان میدهد که نیوتن در 23 سالگی بقدر کافی اصول حساب عناصر بی نهایت کوچک را پیش برده بود که بتواند انحنای هر منحنی متصل را در یک نقطه حساب کند و مماس بر منحنی را در این نقطه رسم کند .در سال 1667 مجددا به دانشگاه کمبریج بازگشت و در سال 1669 به عنوان استاد ریاضیات جانشین اسحاق بارو شد و به عنوان پرفسور مشغول تعلیم و اموزش شد . سر انجام برخی از ایده هایش را برای اولین بار اشکار کرد و بر روی کاغذ اورد .
اسحاق نیوتوننظریه ی گرانش او بر اساس خاطره ای که خود او نقل کرده اینطور شکل گرفته که یک روز کنار پنجره ی اتاق خانه اش به تما شای باغ نشسته بود افتادن سیبی از درخت نظرش را به خود جلب می کند سال ها بعد در 15 آوریل 1726 او به دوست نویسنده اش ویلیام اِستکلی گفت : واقعه ی مذکور این سوال را به ذهنم آورد چرا سیب همیشه مستقیماً به پایین می افتد چرا به جای حرکت به سمت مرکز زمین به طرفین یا بالا نمی رود غالب مورخین علوم این نکته را پذیرفته اند که نیوتن در سال 1666 دست به یک سلسله محاسبات تقریبی زد تا ببیند آیا قانون جاذبه ی عمومی او می تواند قوانین کپلر را توضیح دهد یا خیر ؟ انتشار قانون جاذبه ی عمومی 20 سال طول کشید علت تاخیر نیوتن آن بوده است که وی نمی توانست مسئله ی مربوط به حساب انتگرال و دیفرانسیل را حل کند و این مسئله در قانون جاذبه ی عمومی به صورتی که مورد توجه او قرار گرفته بود نقش اساسی به عهده داشت.
قانون گرانش در نهایت به این صورت توسط نیوتن تعریف شد:
هر ذره ی ماده همه ی ذرات دیگر ماده را با نیرویی جذب می کند که تابع سه عامل زیر است:
1- جرم جسم ( M ) 2- جرم جسم دوم ( m) 3- فاصله ی میان دو جسم ( r )
بیان صوری این قانون چنین است هر ذره ی ماده در جهان هر ذره ی دیگر را با نیرویی جذب می کند که متناسب به حاصل ضرب جرم های آنهاست وبا مجذور فاصله میان آنها نسبت عکس دارد .
Mm
F=G
r2
این قانون مهم جهانی در حل مسایل گوناگون کمک فراوانی کرد مانند:
1-سقوط ازاد اجسام:هر جسم که به گونه ای نگه داشته نشده باشد به سمت مرکز زمین سقوط خواهد کرد.
2-جذر و مد اقیانوس ها و جذر و مد جوی.
3-حرکت ستاره های دنباله دار.
4-حرکت سیارات:اگر نیروی گرانش میان زمین و خورشید نباشد زمین مماس بر مسیر خود پرتاب خواهد شد.





در اواخر دهه ی 1660 نیوتن درباره ی شکست نور تحقیق میکرد. او در یافت که اگر نور سفید از یک منشور عبور کند به طیفی از رنگها تجزیه میشود هم چنین به وسیله ی قرار دادن منشور مشابه ی دیگری در مسیر نور تجزیه شده به صورت وارونه می توان رنگ های طیف را باز ترکیب کرد و نور سفید بدست آورد. او علت تشکیل طیف را چنین توجیه کرد:نور جریانی از ذرات کوچک است که به خط مستقیم در فضا حرکت میکنند و هنگام عبور از یک ماده ی شفاف مانند منشور این ذرات بسته به نوع لرزش خود با زاویه های گوناگون شکست می یابند در نتیجه ذرات تشکیل دهنده ی نور سفید از هم جدا شده به شکل طیف هفت رنگ ظاهر می شوند.
این ویژگی در تلسکوپ های شکستی پدیده ای را موجب می شود که به آن پراکندگی نور می گویند لبه های عدسی های این تلسکوپ ها مانند منشور عمل کرده و نور سفید را پس از عبور از خود به صورت طیف در می آورند و در تصاویر تلسکوپ ها شیشه های رنگی های ایجاد می کند برای حل این مشکل نیوتن در سال 1668 تلسکوپ باز تابی را که توسط جیمز گریگوری طراحی شده بود کامل کرد همراه با تحلیل دقیق قوانین باز تابش و تجزیه ی نور به انجمن سلطنتی ارائه نمود نظریه ی نیوتن با مخالفت رابرت هوک و هو یگنس که صاحب تئوری موجی نور بودند روبرو شد هوک گزارشی علیه نیوتن تهیه کرد و ضمن آن تبلیغ بسیاری به نفع نظریه ی موجی نور کرد نیوتن در ابتدا خونسرد و ارام بود ولی بعد رفتارش را تغییر داد و از عصبانیت تصمیم گرفت از آن پس با هیچ کس در باره ی اکتشافات خود سخن نگوید نیوتن بر پایه ی نظریات خود کتابی با عنوان اپتیکس نوشت ولی از بیم مخالفت هوک آن را منتشر نکرد تا زمانی که خود رییس انجمن سلطنتی شده بود و رابرت هوک در گذشته بود در سال 1679 که 37 سال داشت بزرگترین اکتشافات خود را انجام داده بود اما آن ها را با نهایت دقت در مغز خود یا کشوی میز محفوظ نگه می داشت پس از آن ادموند هالی توانست با تدبیر بسیار او را وادار کند که اکتشافات خود را در زمینه ی نجوم و علم حرکات برای انتشار تدوین کند ونیوتن به این کار رضایت داد با توجه و تشویق هالی نیوتن کتاب اصول ریاضی فلسفه طبیعت را تکمیل کرد ( principia ) در دورانی که نیوتن به تحریر و تدوین شاهکار خود مشغول بود هرگز به سلامتی خویش توجهی نکرد فراموش کرد که خوردن وخوابیدن از لوازم زندگی است غالباً به غذایی ساده اکتفا میکرد یا اصلاً چیزی نمی خورد وبا عجله از خوابی که چند لحظه بیش ادامه نداشت بر می خاست وبا لباسی مختصر ساعت ها در کنار بستر می نشست وبه تفکر و محاسبه می پر داخت تا بتواند از پیچ وخم های مشکلات ریاضی خویش عبور کند. این کتاب در سال 1686 آماده شد و برای اظهار نظر به جامعه پادشاهی تقدیم گردید و پس از آن با سرمایه های هالی منتشر شد .
نیوتن در این کتاب قوانین کپلر را هم با توجه به قانون گرانش عمومی توضیح داد.
در بخش دیگری از این کتاب نیوتن چگونگی حرکت اجسام را در قالب سه قانون توصیف کرده این قوانین آنقدر همه فهم وآشکارند که امروز کسی گمان نمی برد نیازی به کشف شدن داشته باشد با این حال نیوتن اولین کسی بود که با نبوغ خود به وجود آن پی برد و چیستان حرکت جسم را حل کرد .
قانون اول نیوتن ( قانون لختی ) : هر جسم که در حال سکون یا حرکت یکنواخت در راستای خط مستقیم باشد به همان حالت می ماند مگر آنکه در اثر نیرو های بیرونی ناچار به تغییر حالت شود .
قانون دوم نیوتن ( رابطه ی نیرو و شتاب ) : کل نیروی وارد بر یک جسم برابر است با حا صل ضرب جرم آن جسم در شتاب آن .
قانون سوم نیوتن ( کنش و واکنش ) : برای هر عمل ، عکس العملی است مساوی با آن و در خلاف جهت آن.
مجموعه قوانین سه گانه حرکت و قانون گرانش عمومی اساس و شالوده ی فن آوری مدرن هستند و با وجود پیدایش فرضیه های تازه تر از ارزش و اعتبار آن ها کاسته نشده است .اسحاق نیوتون
نیوتن درباره ی فضا وزمان در این کتاب چنین نوشته است :
زمان یک مقیاس جهانی است که مستقل از همه اجسام وپدیده های فیزیکی وجود دارد زمان به دلیل ماهیت فیزیکی خود جریان دارد.
فضا در ذات خود مطلق بدون احتیاج به یک چیز خارجی همه جا یکسان و ساکن است.
از نظر نیوتن مکان بخشی از فضاست که یک حجم تصاحب می کند.
همین شکل نگاه کردن در قوانین نیوتن راه گشای بسیاری از ابهامات مکانیک نیوتنی بود.زمان مطلق وفضای مطلق و حرکت مطلق مواردی بودند که مکانیک نیوتنی بر اساس انها شکل گرفته بود.
در نهایت معتقد است با اطلاعاتی که در اختیار داریم نمی توان چنین نتیجه گرفت که تنها دلایل مکانیکی باعث پیدایش جهان ما شده است. او می پرسد دلایل مکانیکی چگونه می توانند توجیه کننده ی پیدایش و حرکت این مقدار عظیم از سیارات و ستارگان گوناگون و منظم باشند؟نتیجه ای که می گیرد دلالت بر وابستگی تمامی جهان به مرکزیتی مطلق است که هدایت و موجودیت همه چیز از ان جا ناشی می شود .او از روی ضرورتی که یک سیستم منظم می بایست ناظمی داشته باشد به وجود خداوند باور دارد و او را جاودانه و حاضر می داند. خداوندی که همه چیز در اختیار اوست.او می نویسد:" خدا قلمرو خداوند است " به این مفهوم است که تمامی ان چیزی که از اراده او جاری گشته تحت حاکمیت او قرار دارد. این خدای ابدی کامل بی نهایت و مطلق است.در باور نیوتن مخلوقات تمامی خصوصیات خداوند را در حد توان و ظرفیتشان دارا هستند.
توان خداوند تا ابدیت گسترده شده و موجودیتش بی نهایت است.
این نمای کلی از چهار چوب فلسفه ای بود که نیوتن به کمک ان دریافت های ریاضی و فیزیکی خود را مورد بررسی قرار می دهد و به نتایجی می رسد که امروز بنام قوانین نیوتنی می شناسیم.

***

بی خوابی مفرط احتراز از غذا خوردن و خستگی زیاد در پاییز 1692 در نزدیکی 50 سالگی باعث شد به سختی بیمار و بستری شود.خبر کسالت شدید نیوتن در قاره ی اروپا انتشار یافت و طبعا" با اغراق توا"م شد لیکن بعد که خبر بهبود او را دادند دوستانش بسیار خوش حال شدند. در سال 1693 پس از بهبودی نیوتن دریافت که حساب انتگرال و دیفرانسیل را در قاره ی اروپا همه می دانند و عموما" ابداع ان را به لایپ نیتس نسبت می دهند. در سال 1712
مسئله ی تعیین اینکه حساب دیفرانسیل و انتگرال ابداع کیست به مسئله ای حاد تبدیل شد.
لایپنیتس و برنوئیلی در سال 1696 با طرح مسئله ی ریاضی ریاضی دانان اروپایی را به مبارزه طلبیدند.
بار اول نیوتن در سال 1696 توسط یکی از دوستانش از وجود مسئله ریاضی مطلع شد. شب مسئله را حل کرد و فردا به جامعه ی پادشاهی عرضه داشت.
وقتی لایپنیتس و برنوئیلی راه حل را دیدند برنوئیلی فریاد کشید اه من شیر را بخوبی از رد پایش می شناسم..
نیوتن بار دیگر در سال 1716 در هفتاد و چهار سالگی دلیل دیگری بر نیروی فکری خود اقامه کرد. این بار لایپنیتس مسئته ای مطرح کرد و ریاضی دانان را به مبارزه طلبید و در واقع نیوتن را مد نظر داشت زیرا مسئله به نظرش مشکل بود. این بار نیز نیوتن مسئله را حل کرد در حالی که لایپنیتس گمان می کرد که دیگر شیر را در دام انداخته است.
اسحاق نیوتون
در کنار فعالیت های علمی معمول نیوتن از مسئولیت های سیاسی نیز روی گردان نبود .او در سالهای 1689 و1701و1702 به نمایندگی مجلس برگزیده شد .اگر چه تنها جمله ای که در طول این سه سال در صحن مجلس به زبان اورد تقاضای بستن پنجره ها بود !
در سال 1696 با فرمان چارلز مونتاگو رئیس خزانه داری انگلستان نیوتن منصب ناظر ضرابخانه ی سلتنطی را عهده دار شد و سه سال بعد به مدیریت ان سازمان گمارده شد. اگر چه نیوتن این مشاغل را برای سرگرمی می پذیرفت ولی گفته اند در این مقام او وظیفه ی خود را با شایستگی تمام انجام می داد.از سال 1703 تا اخر عمر رئیس انجمن سلتنطی بریتانیا و یکی از اعضای فرهنگستان علوم فرانسه بود.او در سال 1705 از سوی ملکه ان به مقام شوالیه مفتخر گردید.
اخرین روزهای زندگی وی تاثر انگیز و از جنبه ی انسانی قوی و عمیق بوده است. اگر چه نیوتن نیز مانند سایر افراد بشر از رنج فراوان بی بهره نماند اما بردباری بسیاری که در مقابل درد در دو سه سال اخر زندگی خویش نشان داد تحسین بر انگیز است. دردهای ناشی از سنگ مثانه هرگز قیافه ی ارام او را کدر نساخت و همواره نسبت به کسانی که از او پرستاری می کردند کلمات محبت امیز بر زبان داشت. در اخرین روزهای زندگی سرفهای مدام او را ضعیف کرده بود .عاقبت بعد از چند روز ی که از درد جانگداز اسوده بود در نهایت ارامش مابین ساعت یک و دو نیمه شب بیستم مارس 1727 زندگانی را بدرود گفت او این هنگام 85 سال داشت و نخستین دانشمندی بود که پیکرش در کلیسای وست مینیستر به خاک سپرده شد.
برای قدر دانی از این دانشمند بزرگ واحد نیرو را نیوتن نامیدند.
لاپلاس بزرگترین ارائه دهنده ی اکتشافات او در باره اش چنین میگوید:کتاب اصول بنای معظمی است که تا ابد عمق دانش نابغه ی بزرگی را که کاشف مهمترین قوانین طبیعت بوده است به جهانیان عرضه خواهد داشت.
لاگرانژدر باره ی او چنین می گوید:نیوتن خوشبخت بود که توانست دستگاه جهان را توصیف کند .افسوس که در عالم بیش از یک اسمان وجود ندارد.
منشی او در انجمن سلطنتی می گوید:هرگز او را ندیدم که تفریح کند و یا سرگرمی برای خود تهیه کند معتقد بود که هر لحظه از عمر که جز به تحصیل و مطالعه بگذرد هدر رفته و تباه شده است.
نیوتن چندی پیش از وفاتش با نگاهی به زندگی علمی گذشته اش درباره ی خود می گوید:من نمیدانم به چشم مردم دنیا چگونه می ایم اما در چشم خودم به کودکی می مانم که در کنار دریا بازی می کند و توجه خود را هر زمان به یافتن ریگی صافتر یا صدفی زیباتر معطوف میکند در حالی که اقیانوس بزرگ حقیقت هم چنان نامکشوف مانده و در جلوی او گسترده است.
 



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 18:15 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
 
 
 

بیوگرافی ادموند هالي

 

روز هشتم نوامبر سال 1656 در لندن متولد شده در مدرسه سنت پال به تحصيل مي پردازد.

1673

به دانشكده كوئين، دانشگاه آكسفورد، مي رود ولي قبل از كسب مدرك آنجا را ترك مي گويد.

1676

در نوامبر، او با كشتي به جزيره سنت هلنا در اقيانوس اطلس جنوبي مي رود و در آنجا ستاره هاي نيمكره جنوبي را رسم مي كند و بعد از بازگشت نمودار و فهرست آنها را منتشر مي كند.

1678

در 28 نوامبر، پس از بازگشت از «سنت هلنا»، به عضويت انجمن سلطنتي انتخاب مي شود.

1680

در حين مسافرت به پاريس، يك ستاره دنباله دار را مشاهده مي كند.

1682

رصدخانه كوچك خودش را در آبلينگتون واقع در شمال لندن برپا مي كند.

1683

نتيجه مطالعات خود درباره نوسانات مغناطيسي را منتشر مي كند. او تفاوتهاي بين شمال جغرافيايي و شمال مغناطيسي اطراف كره زمين را مورد بررسي قرار داده است، با اين اميد كه اطلاعات حاصله بتواند براي يافتن طول جغرافيايي، مورد استفاده دريانوردان قرار گيرد.

1685

معاون دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.

1686

مطالعاتي را روي بادهاي 30 درجه عرض شمالي و جنوبي خط استوا و بادهاي موسمي منتشر مي كند.

1687

اسحاق نيوتن را متقاعد و راضي مي سازد تا يافته هايش را تحت عنوان اصول رياضي فلسفه طبيعي چاپ كند. اين كتاب دربرگيرنده جزئياتي در مورد نحوه محاسبه مدار چرخشي ستاره دنباله دار سال 1680 است. هالي از روش نيوتن براي محاسبه مدار ستاره هاي دنباله دار سالهاي 1607 و 1682 استفاده مي كند تا اينكه بالاخره موفق مي شود مدارهاي چرخشي 24 ستاره دنباله دار را محاسبه كند.

1693

جدولهاي ميزان مرگ و مير را با ارايه اصولي براي محاسبه بيمه هاي عمر و مستمري ساليانه به زير چاپ مي برد.

1696

در مقام ناظر مالي «چستر مينت» دو سال كار مي كند.

1698

در 19 اوت، هالي فرماندهي كشتي «پارامور» متعلق به نيروي دريايي سلطنتي را به عهده مي گيرد، در طول دو سال سفر دريايي، او نوسانات مغناطيسي را اندازه مي گيرد و نمودارهاي اقيانوسي را با دقت تمام رسم مي كند.

1701

نمودارهاي نوسانات مغناطيسي درياها را منتشر مي كند.

3 ـ 1702

ماموريتهاي ديپلماتيك در سطح اروپا به انجام مي رساند.

1704

در هشتم ژانويه، به عنوان استاد هندسه در دانشگاه آكسفورد منصوب مي شود، و تا پايان زندگيش در همين پست مي ماند.

1705

هالي يافته هايش در مورد ستاره هاي دنباله دار را منتشر مي كند و بازگشت يك ستاره دنباله دار را در سال 1758 پيش بيني مي كند.

1713

در روز 3 نوامبر، دبير كل انجمن سلطنتي مي شود.

1720

در روز 9 فوريه، به عنوان ستاره شناس سلطنتي منصوب مي شود و در رصدخانه سلطنتي واقع در گرينويچ تا پايان عمر ساكن مي شود. از اينجا، او مشاهدات دقيق و منظمي از حركات ماه در يك چرخه 18 ساله انجام مي دهد.

1742

در 14 ژانويه، هالي درگرينويچ زندگي را بدرود گفت



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 16:29 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

کانادا از سرمایه گذاری مستقیم خارجی (FDI) و طرح هایی که موجب افزایش ثبات اقتصاد، کاهش هزینه ها و مالیات ها، افزایش نیروهای کاری نوآور در بخش های مختلف و زیربناهای حمل نقل می شود استقبال می کند زیرا بسیاری از کسب و کارها نیاز به افزایش نوآوری، رشد و موفقیت در اقتصاد جهانی دارند. جای شگفتی نیست که رهبران جهانی مانند مایکروسافت، الکترونیک آرتز، هندا، سامسونگ و فیزر (Pfizer) توانسته اند موفقیت های بسیاری در کانادا به دست آورند.


فضای باز اقتصادی برای آغاز کسب و کار: کانادا از سرمایه گذاری بر کسب و کارهای جهانی که سبب رشد اقتصاد، شغل ها، نوآوری و افزایش رقابت می شود حمایت می کند.
•    در سال 2009، تجارت کانادا در بخش های کالا و خدمات حدود 59% از کل تولید ناخالص داخلی کانادا را تشکیل داده است که سبب شده است این کشور به عنوان یکی از کشورهای مطرح با اقتصاد آزاد در جهان معرفی شود.


•    در سال 2009، سهام FDI کانادا معادل با 36% تولید ناخالص داخلی شده است. بین سال های 2003 و 2009، کانادا یکی از بزرگترین دریافت کننده های جریان FDI بوده و جلوتر از کشورهایی مانند آلمان، ایتالیا و ژاپن قرار داشته است.


•    سهم کانادا از جریان های داخلی FDI در مقیاس جهانی بین سال های 2003 و 2009، 3.1% می باشد که بالاتر از سهم 2.3% آن در تولید ناخالص داخلی در مقیاس جهانی در سال 2009 است.
•     سازمان توسعه صادرات کانادا (EDC)، بودجه ای برای پروژه های جدید FDI در کانادا به همراه برنامه های صادراتی تدارک دیده است.


•    بانک جهانی می گوید که کانادا بهترین و راحت ترین مکان در بین کشورهای عضو گروه G-7 جهت آغاز یک کسب و کار می باشد.

فرصت هایی برای رشد: با وجود این که نشانه های رکود اقتصادی در کانادا به نسبت سریعتر از دیگر کشورها آشکار شد اما اقتصاد قدرتمند کانادا فرصت های مناسبی برای افرادی که به دنبال کار، نوآوری و موفقیت هستند ارائه کرده است.


•    صندوق بین المللی پول (IMF) بیان کرده است که کانادا در بین کشورهای عضو گروه G-7 دارای قدرتمندترین رشد اقتصادی می باشد.


•    واحد اطلاعات اقتصادی (EIU) می گوید که کانادا بهترین مکان برای انجام کسب و کار در بین کشورهای عضو گروه G-7 برای 5 سال آینده (2011-2015) می باشد.


•    موسسه توسعه مدیریت سوئیس (IMD) می گوید که کشور کانادا در بین کشورهای عضو گروه G-7، کمترین اثرات ناشی از بحران رکود اقتصادی را متحمل شده است و از نظر ثبات و پایداری در بین این کشور ها رتبه یک را دارا می باشد و در آینده بسیار نزدیک، موقعیت های رقابتی خود را افزایش می دهد.


•    کانادا پنج بار متوالی رشد اقتصادی برتر در سطح جهان را تجربه کرده است و توانسته است تمامی زیان های ناشی از رکود اقتصادی و کاهش تعداد شغل را که طی دوره رکود خ داده است جبران نماید و از این نظر نیز بهترین عملکرد را در بین اعضای گروه G-7 داشته است.
•    کانادا از اواسط 2009 به بعد، بیشترین رشد اشتغال را در بین کشورهای عضو گروه G-7 داشته است و علاوه بر جبران تمامی شغل هایی که طی دوره رکود از بین رفته اند، توانسته است شغل های دیگری نیز به وجود آورد.

قدرت مالی: کشور کانادا موقعی وارد رکود جهانی شد که بیشترین توازن مالی و کمترین بدهی را داشته است.


•    کانادا بهترین شرایط مالی را در بین کشورهای عضو گروه G-7 داشته است و برنامه هایی میان مدت برای برگشت به دورانی که بودجه ای متوازن وضع کرده بود اجرا نموده است.


•    موقعیت مالی قوی کانادا به این معنی است که می توانیم مالیات ها را در کمترین حد نگه داریم و ثبات بیشتری برای سرمایه گذاران به وجود آوریم.

ثبات مالی: قدرت کانادا به واسطه یکی از با ثبات ترین بخش های مالی جهان تامین می شود.
•    کانادا دارای یکی از بهترین سیستم های بانک داری جهانی می باشد.
•    با وجود این که به طور همزمان بسیاری از موسسات مالی در سرتاسر جهان دچار افت و ریزش شدند اما هیچ کدام از بانک های کانادا یا بیمه کننده ها ورشکسته نشده اند.
•    به نوشته ی مجله اقتصاد جهانی، شش بانک از بین 50 بانک اول ایمن جهان را بانک های کانادایی تشکیل می دهند.

هزینه ها و مالیات های پایین در بخش کسب و کار: کانادا محیطی کسب و کار پسند و رقابتی از نظر هزینه ها ایجاد کرده است.


•    کل میزان مالیات برای سرمایه گذاری جهت ایجاد کسب و کار جدید در کانادا، کمتر از دیگر کشورهای عضو گروه G-7 می باشد.
•    در اول ژانویه 2011، نرخ مالیات بر درآمد دولت فدرال کانادا، از 18% به 16.5% نزول پیدا کرده است.
•    در سال 2012، نرخ مالیات بر درآمد بر اساس حقوق مدنی ترکیبی بین فدرال و استان ها، بیشتر از 13% خواهد بود که بسیار کمتر از ایالات متحده می باشد. نرخ بهره ایالات متحده، 39.2% است.
•    KPMG می گوید که کانادا کمترین هزینه کسب و کار را در بین کشورهای عضو G-7 داراست و این هزینه 50% کمتر از ایالات متحده می باشد.

بهترین مکان برای تحقیق و نوآوری: کانادا محیطی بسیار مناسب برای تحقیق و نوآوری ایجاد کرده است که شامل تحقیقات جهانی مبتنی بر چارچوب توسعه، انگیزه های مالیاتی و استعداد علمی می باشد.
•    کانادا از جمله بهترین کشورهای دنیا از نظر انگیزه های مالیاتی در بخش تحقیق و توسعه (R&D) می باشد. برای مثال، در سال 2010 حدود 3.5 میلیارد دلار مساعدت مالیاتی کرده است. بنابراین شرکت های بزرگ در کانادا توانسته اند بیش از 26.9 % از هزینه های سرمایه گذاری در بخش تحقیق و توسعه را پس انداز کنند.
•    بر اساس مطالعات KPMG، کشور کانادا در بخش تحقیق و توسعه (R&D) در بین کشورهای عضو گروه G-7، کمترین هزینه را داشته است و این هزینه ها تا 12.9% کمتر از آمریکا می باشد.    
•    کانادا دارای بهترین دانشگاه ها با تراز جهانی و زیربناهای تحقیقاتی می باشد.
•    کشور کانادا در بین کشورهای G-7، بیشترین بودجه را برای بخش تحقیق و توسعه آموزش عالی تخصیص داده است.

نیروی کاری رقابتی: کانادا دارای نیروهای کاری متنوع با سطح آموزشی بالا است که برای اقتصاد امروز جهان که مبتنی بر دانش است، بسیار مناسب می باشد. موسسه های آموزش عالی ما در طیف های وسیعی از رشته ها، افرادی ماهر و متخصص پرورش داده است. همچنین آن ها افراد باهوش از سرتاسر جهان جذب کرده تا بتوانند به بیشترین اعتبار در دانشگاه های علمی کانادا که رنکینگ بسیار مناسبی دارند دست یابند.
•    کانادا سهم عظیمی از دانشگاه های برجسته جهان را در اختیار دارد.
•    بسیاری از دانشگاه های کانادا در رنکینگ دانشگاه های برتر جهان قرار گرفته اند.
•    به بیش از 200 زبان در کانادا صحبت می شود که در بین هر 5 نفر کانادایی، یک نفر به زبانی غیر از انگلیسی یا فرانسوی صحبت می کند.

مکانی عالی برای کار و زندگی: زندگی با کیفیت در کانادا سبب موفقیت فردی، خانوادگی و جهانی شده است.
•    به گفته موسسه توسعه مدیریت (IMD) سوئیس، کشور کانادا با کیفیت ترین زندگی را در بین کشورهای عضو گروه G-7 ارائه می کند.
•    کانادا در سال 2010 حائز رتبه 2 در بین کشورهای عوض گروه G-7 در شاخص توسعه انسانی ملل متحد شده است.
•    بر اساس گزارش موسسه توسعه مدیریت (IMD) کانادا رهبری گروه G-7 در اجرای عدالت جهت فراهم آوردن فرصت های برابر برای افراد را بر عهده دارد.
•    بر اساس گزارش واحد اطلاعات اقتصادی (EIU)، شهرهای ونکوور، تورنتو و کالگاری به ترتیب حائز رتبه های اول، چهارم و پنجم در بین 5 شهری که بیشترین توانمندی زیست پذیری را دارا هستند قرار دارند.

مسیر تجاری به دیگر کشورهای جهان: تعهد کانادا به تجارت آزاد، موقعیت جغرافیایی ممتاز، مشارکت در موافقت نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) و فراهم آوری زیربناهای ارتباطی در سطح جهانی جهت دسترسی آسان، سریع و قابل اطمینان به آمریکای شمالی و بازارهای جهانی از دیگر مزایای این کشو جهت سرمایه گذاری می باشد.
•    کانادا دسترسی به بازارهای پرسود آمریکای شمالی با 448 میلیون مصرف کننده را تضمین کرده است که در سال 2009 حدود 16 تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی (GDP) داشته است.
•    در هر روز از سال 2009، بیش از 1.4 میلیارد دلار کالا و خدمات از مرزهای کانادا – آمریکا تبادل شده است.
•    کانادا مزیت های تعرفه ای بسیاری مناسبی ارائه می کند و تا سال 2015، به عنوان اولین کشور عضو گروه G-20 خواهد بود که ناحیه با تعرفه آزاد برای تولیدکنندگان صنعتی فراهم می آورد.
•    17 شهر از 20 شهر بزرگ کانادا، تنها 90 دقیقه با مرز بین کانادا و آمریکا فاصله دارند.
•    کانادا دارای انواع بندرهای ساحلی مهم، هم در اقیانوس آتلانتیک و هم در سواحل اقیانوس آرام می باشد (هالیفاکس، ونکوور، پرنس روپرت) و در امتداد گریت لیک/ سَنت قرار دارد. راه آبی لاورنس (مونترال)، طولانی ترین مسیر آبی جزیره و یکی از مواردی می باشد که به منطقه حیاتی اقتصادی آمریکای شمالی دسترسی دارد.
•    کوتاه ترین مسیر کشتیرانی بین آمریکای شمالی و آسیا – اقیانوسیه را داراست. مسیر آسیا – اقیانوسیه دارای جدیدترین تکنولوژی شبکه حمل و نقل، جاده و ارتباطات ریلی است که کانادا را به مراکز مهم و حیاتی اقتصادی آمریکای شمالی متصل می کند.

 


 



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 16:23 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

نشريه اقتصادي فورچون در تازه‌ترين گزارش خود فهرست تحسين شده‌ترين شركتهاي خودروسازي جهان را منتشر كرد.

به گزارش خبرنگار ايسنا، در فهرست منتشر شده از سوي فورچون شركت اپل به عنوان تحسين شده‌ترين شركت جهان معرفي شده اما در بين شركتهاي خودروساز فولكس‌واگن با كسب بيشترين امتياز رتبه نخست را به خود اختصاص داد.

بعد از فولكس‌واگن دو خودروساز آلماني ديگر يعني بي.ام.و و دايملر رده‌هاي دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.

شركتهاي خودروسازي تويوتا، فورد، هيونداي، جنرال موتورز و هوندا نيز رده‌هاي چهارم تا هشتم تحسين شده‌ترين شركتهاي خودروسازي جهان را بدست آوردند. نيسان و رنو نيز نهم و دهم شدند.

پژو، گروه ايتاليايي EXOR، شانگهاي اتوموتيو و دانگ فنگ موتور نيز در رده‌هاي يازدهم تا چهاردهم قرار گرفتند.

فولكس‌واگن در حالي توانست در تازه‌ترين رده‌بندي فورچون عنوان تحسين شده‌ترين شركت خودروساز را بدست آورد كه در رده‌بندي قبلي اين عنوان به بي.ام.و رسيده بود.

نكته جالب اينجاست كه در رده‌بندي فورچون نامي از شركتهايي مانند مزدا، سوزوكي، ميتسوبيشي و كرايسلر مشاهده نمي‌شود.

فورچون اعلام كرده كه فهرست تحسين شده‌ترين شركتهاي جهان را از نتايج راي‌گيري از فعالان اقتصادي مطرح جهان بدست آورده است



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 16:22 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

بازار
قيمت برخي خودروهاي وارداتي
 


 

 



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 16:20 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

کارشناسان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی مطرح کردند
انتقاد از تکالیف بودجه‌ای برای نظام بانکی
 

گروه بازار پول- کارشناسان و فعالان اقتصادی بخش خصوصی در واکنش به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس که حاکی از «تکالیف سنگین نظام بانکی در لایحه بودجه سال آینده» بود نسبت به پیامدهای این اقدام هشدار دادند.

 

مرکز پژوهش‌های مجلس، هفته گذشته در سر فصل‌های گزارش تحلیلی خود از «تداخل کارکردهای نظام پولی با نظام مالی در لایحه بودجه سال 91»، مجموع تعهدات و الزامات نظام بانکی در لایحه بودجه سال 91 را رقم تقریبی 174 هزار میلیارد تومان ذکر کرده بود.
بنا به پیش‌بینی این مرکز «احکام مندرج در ماده واحده لایحه بودجه برای مواردی که اعتبار مشخص وجود دارد، موجب افزایش مانده تسهیلات تکلیفی شبکه بانکی کشور خواهد شد؛ این گزارش نشان می‌داد که در سرفصل‌های متعددی چون اوراق مشارکت، تسهیلات تکلیفی نظام بانکی و استقراض از نظام بانکی، تعهداتی در لایحه بودجه سال 91 به عهده بانک‌ها گذاشته شده که «بیشتر آنها برای تزریق به شرکت‌های دولتی است».
در این میان، فعالان بخش خصوصی می‌گویند تعهدات بانکی لایحه بودجه 91، موجب افزایش هزینه شرکت‌های دولتی و حرکت نادرست منابع بانکی به سمت این شرکت‌ها خواهد شد؛ چرا که به اعتقاد آنها، در مسابقه جذب تسهیلات و منابع بانکی بین بخش خصوصی و دولتی، کفه رقابت به سمت دولتی‌ها سنگینی می‌کند.
برخورد با تسهیلات تکلیفی
یحیی آل‌اسحاق، ريیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران در این باره با اشاره به آنچه که وی «وضعیت نامناسب سرمایه بانک‌های دولتی» می‌خواند معتقد است که «باید با اختصاص تسهیلات به صورت دستوری و تکليفي برخورد کرد زيرا بانک‌ها از يک سو از توليدکنندگان و فعالان اقتصادي طلبکارند اما از سوي ديگر به دولت بدهکار هستند».
آل‌اسحاق می‌گوید: «سرمایه بانک‌ها به ویژه نوع دولتی آنها با اقتضائات آنها همخوانی ندارد، چرا که قدرت مانور واقعی بانک‌ها به منابع مالی آنها بستگی دارد و با منابع ثبت شده دفتری متفاوت است».
اين فعال اقتصادي خاطرنشان می‌کند: «بانک‌ها همان‌طور که به فکر دريافت مطالبات خود همراه با جرايم ديرکرد هستند بايد در انديشه پرداخت بدهي‌هاي خود نيز باشند؛ اتفاقی که با سپردن این میزان از تسهیلات تکلیفی به نظام بانکی می‌افتد، جذب منابع توسط بخش دولتی است. آن هم در شرایطی که بخش خصوصی به شدت نیاز به نقدینگی دارد».
مشکل تامین سرمایه بنگاه‌ها
پدرام سلطانی نایب ريیس اتاق ایران نیز با بیان چالش‌های موجود بر سر راه بنگاه‌ها برای تامین نقدینگی و سرمایه مورد نیاز می‌گوید: نظام تامین مالی در ایران، «بانک محور» است، زیرا کشورهایی که بازار سرمایه آنها پاسخگوی موثر تقاضای تامین مالی نباشد، فشار تامین مالی بیشتر روی بانک‌ها وارد خواهد شد. او می‌افزاید: «ایران بازار سرمایه‌ای با تعاریف قابل قبول آن در دنیا ندارد. حدود 20 درصد بازار سرمایه کشور در اختیار دولت و نهادهای وابسته است. 2/ 15 درصد در اختیار صندوق‌های بازنشستگی و تامین اجتماعی، 9/4 درصد در اختیار بانک‌ها، 1/15 درصد در اختیار تعاونی‌های سهام عدالت و شرکت‌های تعاونی، 9/31 درصد در اختیار شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هلدینگ‌ها و 14 درصد در اختیار اشخاص حقیقی بخش خصوصی است. به همین دلیل بخش خصوصی برای تامین مالی خود نمی‌تواند روی بازار سرمایه حسابی باز کند». سلطانی به اجرای سیاست‌های جدید
اصل 44 در کشور پرداخته و معتقد است: «وضعیت موجود حاکی از این است که اجرای این سیاست‌ها موجب حرکت منابع نهادهای مالی به سوی دولت، رشد بخش عمومی به بهای کوچک شدن نسبی بخش خصوصی، کاهش سپرده‌گذاری و افزایش مصارف بانک‌ها شده است».
این فعال اقتصادی با اشاره به وضعیت کنونی بانک‌ها در نظام «تامین مالی بنگاه‌ها» می‌افزاید: «هزینه‌هایی که به نظام بانکی تحمیل می‌شود هزینه پول یا تجهیز منابع را برای نظام بانکی بالا می‌برد. در حال حاضر ضوابطی برای نظام بانکی وجود دارد که هزینه‌زا است.»
سلطانی این ضوابط را «تعیین دستوری نرخ بهره، الزام بانک‌ها به سهمیه‌بندی اعطای تسهیلات، بالا بودن میزان سپرده قانونی نزد بانک مرکزی و نسبت پایین کفایت سرمایه در مقایسه با استانداردهای جهانی» عنوان می‌کند و نتیجه می‌گیرد: « الزام بانک‌ها به تقسیم‌بندی مصارف خود تحت این عنوان که چه درصدی را در بخش‌های مختلف صنعت یا اقتصاد پرداخت کنند، نه تنها باعث تخصیص بهینه منابع بانک‌ها نشده است بلکه موجب افزایش ریسک بانک‌ها و به عبارت دیگر افزایش هزینه بانک‌ها شده است و این هزینه هم عینا به گیرنده تسهیلات تحمیل می‌شود».
وی با اشاره به رقم «مطالبات معوقه سیستم بانکی» اعلام شده در شهریور 1390 که حدود 48 هزار میلیارد تومان بوده می‌گوید: «از این رقم حدود 20 هزار میلیارد تومان بدهی دولت، حدود 10 هزار میلیارد تومان بدهی شرکت‌های دولتی و بخش دیگر آن به واسطه تسهیلات تکلیفی و تکالیف دستوری که دولت به بانک‌ها تحمیل کرده به وجود آمده است. بنابراین در اینجا هم بخش خصوصی مقصر نبوده است، اما از گردش این میزان نقدینگی برای تامین مالی محروم شده است».
پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت تامین مالی
داود دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد نیز در این مورد معتقد است : «ظرفیت تامین مالی پروژه‌ها توسط سیستم بانکی در ایران، حدود نیمی از تولید ناخالص داخلی است؛ یعنی اگر تولید ناخالص داخلی ایران به 100برسد ظرفیت سیستم بانکی به نصف آن یعنی 50 می‌رسد».
وی اضافه می‌کند: «مشکل تامین منابع مالی مورد نیاز بنگاه‌ها با استفاده از منابع بانکی از جایی شروع می شود که به مجموع تعهدات سیستم بانکی که از قبل وجود داشته نگاهی دوباره شود؛ در حال حاضر تعهدات قبلی در سیستم بانکی افزایش یافته و دولت برنامه وسیعی برای استفاده از ظرفیت آزاد بانک‌ها که خیلی هم کم است دارد، بنابراین می‌توان گفت که بخش خصوصی برای تامین منابع مالی خود به مشکل برخواهد خورد».
او می افزاید: «دولت باید راهکاری را انتخاب کند که سیستم بانکی فشار مضاعفی را متحمل نشود و اگر تامین تعهدات دولت به عهده سیستم بانکی باشد مشکلات بسیاری ایجاد خواهد شد».
دانش جعفری معتقد است: اگر قرار است هزینه پیشرفت اقتصادی کشور را بانک‌ها بدهند «دولت باید به اندازه ظرفیت‌های خود گام بردارد و تمام ظرفیت‌های موجود در اقتصاد را در انحصار خود نگیرد، به این ترتیب بنگاه‌های خصوصی نیز دچار مشکل نخواهند شد.»
به گفته او «اگر دولت قصد برطرف کردن مشکلات نقدینگی بخش خصوصی را دارد باید ابتدا مشکل تامین مالی بنگاه‌های اقتصادی را مورد توجه قرار بدهد».

دنيايي اقتصاد



یکشنبه 14 اسفند 1390 :: 16:19 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

بدهکارترین کشورهای جهان معرفی شدند

گروه بین‌الملل- پایگاه خبری وال‌استریت با معرفی ۱۰ کشور بدهکار دنیا اعلام کرد ژاپن در رتبه نخست از این نظر قرار گرفته و آمریکا و انگلیس نیز به ترتیب رتبه‌های ۹ و ۱۰ را به خود اختصاص داده‌اند.
به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری وال‌استریت، بسیاری از کشورها با میزان بالایی از بدهی نسبت به تولید ناخالص داخلی‌شان، به شدت از بحران اقتصادی جهانی تاثیر پذیرفته‌اند. یونان، ایرلند و پرتغال همگی نرخ بیکاری بالای 14 درصد را تجربه می‌کنند.

 

میزان تولید ثروت در این کشورها بسیار اندک است. در مورد پرتغال، تولید ناخالص داخلی سرانه در سال 2010 تنها 25 هزار و 575 دلار بوده است که پایین‌ترین میزان سرانه تولید ناخالص داخلی در میانه کشورهای توسعه‌یافته به جز اسلواکی به شمار می‌رود.
علاوه بر این کشورها، کشورهای دیگری همچون آلمان و ژاپن نیز به شدت درگیر بدهی‌های خود هستند. اما این کشورها قادر به پرداخت دیون خود هستند. میزان بدهی‌های این کشورها با میزان سرانه تولید ناخالص داخلی‌شان از توازن مناسبی برخوردار است. آلمان بالاترین تولید ناخالص داخلی را در بین کشورهای اروپایی دارا است و چهارمین اقتصاد قدرتمند جهان به شمار می‌رود.
در همین شرايط اقتصاد ژاپن نیز که در اثر زلزله وحشتناک سال گذشته و بحران هسته‌ای متعاقب آن از مسیر رشد و توسعه خود خارج شده، همچنان سومین تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است.
با توجه به آنچه گفته شده، 10 کشور مقروض جهان را می‌توان به اين ترتیب رتبه‌بندی کرد:
1. ژاپن: نسبت بدهی‌های این کشور به تولید ناخالص داخلی، 1/233 درصد است که بالاترین میزان بدهی در بین کشورهای توسعه‌یافته به شمار می‌رود.
اما به‌‌رغم بدهی سنگین این کشور، دولت ژاپن تاکنون توانسته وضعیت را مدیریت کند و به سرنوشت کشورهایی همچون یونان و پرتغال گرفتار نشود. اصلی‌ترین عامل ثبات اقتصادی ژاپن را شاید بتوان نرخ پایین بیکاری در این کشور دانست.
2. یونان: این کشور به نماد کشورهای بحران‌زده تبدیل شده است. در سال 2010، بدهی یونان به حدود 143 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسید. سال گذشته، برآوردهای موسسه مودیز میزان بدهی‌های یونان را به 163 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور افزایش داد.
3. ایتالیا: بدهی‌های عمومی قابل‌توجه دولت ایتالیا، در اثر پیشرفت کند اقتصادی این کشور افزایش یافته است. در سال 2010، رشد تولید ناخالص داخلی ایتالیا عدد ناچیز 3/1 درصد بود. البته این میزان رشد، پس از دو سال کاهش پیاپی تولید ناخالص داخلی ایتالیا به دست آمد.
4. ایرلند: این کشور قبلا یکی از سالم‌ترین اقتصاد‌های اتحادیه اروپا را در اختیار داشت. در اوایل دهه 2000، ایرلند کمترین نرخ بیکاری را در بین کشورهای توسعه یافته صنعتی دارا بود. اما با آغاز بحران اقتصادی، اقتصاد ایرلند به شدت رو به افول گذاشت. از سال 2001 تاکنون، بدهی‌های دولت ایرلند بیش از 500 درصد افزایش یافته است. براساس برآوردهای موسسه مودیز بدهی‌های عمومی دولت ایرلند حدود 224 میلیارد دلار است که بیش از تولید ناخالص داخلی 216 میلیارد دلاری این کشور است.
5. پرتغال: پرتغال بیش از بسیاری از کشورها از بحران اقتصادی آسیب دیده است. بخشی از این تاثیر‌پذیری را می‌توان ناشی از سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور دانست.
در سال 2011، پرتغال، یک بسته کمکی 104 میلیارد یورویی از اتحادیه اروپا و صندوق بین‌الملل پول دریافت کرد. دولت پرتغال در حال حاضر تلاش می‌کند تا کسری بودجه خود را از 8/9 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2010، به 5/4 درصد در سال 2012 و به 3 درصد سقف اتحادیه اروپا در سال 2013 برساند.
6. بلژیک: نسبت بدهی بلژیک به تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 1993، حدود 135 درصد بوده است، اما در سال 2007 به 84 درصد کاهش یافت. تنها در عرض 4 سال، این نسبت مجددا به 95 درصد افزایش یافت.
7. آمریکا: بدهی دولت آمریکا در سال 2001 حدود 6/45 درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور برآورد شده بود. در سال 2011، پس از یک دهه سیاست‌های پرهزینه، میزان بدهی این کشور به 5/85 درصد تولید ناخالص داخلی‌اش رسید. در سال 2005، بدهی دولت آمریکا 6 تریلیون و 400 میلیارد دلار بود. در حالی که در سال 2011، میزان بدهی آمریکا دو برابر شده و به 12 تریلیون و 800 میلیارد دلار رسیده است.
8. فرانسه: این کشور با تولید ناخالص داخلی 2 تریلیون و 760 میلیارد دلاری، سومین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا به شمار می‌رود. در ماه ژانویه، موسسه استاندارد اند پور رتبه اعتباری فرانسه را از AAA به +AA کاهش داد. این کاهش رتبه اعتباری، ضربه سنگینی برای دولت فرانسه بود که ادعا می‌کرد میزان ثبات اقتصادی خود را درحد انگلیس حفظ کرده است.
9. آلمان: آلمان نیز همچنان رتبه اعتباری AAA خود را حفظ کرده است. به عنوان بزرگ‌ترین و قدرتمند‌ترین اقتصاد اتحادیه اروپا، آلمان بیشترین منافع را در حفظ پایداری اقتصادی خود و سایر کشورهای حوزه یورو دارد.
نرخ بیکاری دراین کشور 5/5 درصد است که یکی از پایین‌ترین نرخ‌های بیکاری در اروپا محسوب می‌شود. اما به‌‌رغم اقتصاد قدرتمند این کشور، بر اساس آمار موسسه مودیز، آلمان با 8/81 درصد بدهي، نسبت به تولید ناخالص داخلی یکی از ده کشور مقروض در بین کشورهای توسعه‌یافته است.
10. انگلیس: هرچند انگلیس یکی از ده کشور مقروض جهان نسبت به تولید ناخالص داخلی در بین کشورهای توسعه‌یافته است، اما تاکنون توانسته اقتصاد خود را پایدار نگه دارد. انگلیس عضو حوزه یورو نیست و بانک مرکزی مستقل خود را دارد. مستقل بودن انگلیس به این کشور کمک کرده است تا همچون سایر کشورهای عضو یورو، درگیر بحران بدهی نشود.

منبع :دنيايي اقتصاد



آیا می دانید91-9
رابطه رشد اقتصادی و توزيع درآمد: مقايسه نظريه هاي مختلف توزیع درآمدوتوسعه اقتصادی عجایب دهگانه طبیعی تصویر خورشید در لحظه شروع یک انقلاب آیا می دانید91-8 کشتی نوح
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران