دانستنیهای ایران باستانآیا می دانید: داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سواد آموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند که همین مناسبت خط آرامی یا فینیقی را جایگزین خط میخی کرد که بعد ها خط پهلوی نام گرفت داریوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلوتر از خود را می اندیشید . آیا می دانید:داریوش در پاییز و زمستان 518 _519 قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بر روی کاغذ آورد. آیا می دانید:داریوش بعد از تصرف بابل 35000 یهودی برده را که در آن شهر در زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد. آیا می دانید:داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کوروش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین می رفت که بعدها جاده ابریشم نام گزاری شد. آیا می دانید: داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بود 25000 کارگر به صورت 10 ساعت کار در تابستان و 8 ساعت کار در زمستان به کار گماشته بود و به هر استاد کار هر 5 روز یک بار یک سکه طلا داریک می داد وبه خانواده از کارگران بهغیر از مزد آنان روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن” کره” عسل و پنیر می داده است و هر 10 روز یک بار استراحت داشتند . آیا می دانید: داریوش در سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داد که به گفته مورخان گرانترین کاخ دنیا محسوب می شد این درحالیست که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بودند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است. آیا می دانید: تقویم کنونی (ماه 30 روز) به دستور داریوش پایگزاری شد و ادو هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی “دنی برن” بسیج کرده بود بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای 5 عید مذهبی و31 روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است. آیا می دانید: داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایگذاری کرد وبه مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببیند تا بتواند از سرزمین پارس دفاع کند . آیا می دانید:داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه- وزارت آب –سازمان املاک – سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف (چاپار خانه) را بنیان نهاد. آیا می دانید:داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراتوری ایران بود سدی عظیم بروی رود سند نهاد. آیا می دانید:اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد. آیا می دانید:فیثاغوریث که به دلیل مذهبی از کشور خود گریخته بود به ایران پناه آورد و توسط داریوش کبیردارای یک زندگی خوب همراه مستمری دائم شد. آیا می دانید: در طول سلطنت داریوش کبیر 242 حکمران بر علیه او شورش کردند و او پادشاهی بود که با 242 مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سراسر ایران گسترش داد او در آخر پادشاهی به اندازه 10 میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت. آیا می دانید : تحولی که زرتشت در فرهنگ ایران به وجود آورد زنهای ایرانی را در تمام زمینه ها هم تراز مردان کرد و زنها از چنان آزادی برخوردار شدند که مانند آنرا در هیچ جایی از دنیای باستان نمیتوان یافت. درآن زمان یونانیها با زنان خود مانند برده رفتار میکردند و ارسطو میگفت زن نمیتواند روح داشته باشد. (پل دو بروی: تاریخ فلسفه زرتشت، پاریس 1984 رویه 110) آیا می دانید : پس از آزادی یهودیان از اسارت بابل بوسیله کوروش بزرگ، ساختن معبد اورشلیم بوسیله داریوش و جمع آوری تورات بوسیله خشایارشاه، سه پادشاه ایران، پیامبران یهودی همچون ایسایی، ژرمی، ازقیل ودانیل، کورش بزرگ را در تورات « فرستاده خدا و پیام آور آزادی» خواندند. (ژرار ایزرایل: کورش بزرگ، پاریس 1987) می دانستید؟ آیا میدانستید که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است ؟
آیا میدانستید که هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟ آیا میدانستید که یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ کیلومتر در ساعت بدود ؟ آیا میدانستید که کالبد شکافی انسانهای جدید بسیار بیشتر از انسانهای قدیمی طول میکشد ؟ آیا میدانستید که انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد ؟ آیا میدانستید که هر انسان میتواند ۱ دقیقه نفس خود را حبس کند و رکوردش در جهان ۸۵ دقیقه است ؟ آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است ؟ آیا میدانستید که انسان اولیه (ناندرتال ها) و اجداد اولیه انسان هر دو در یک زمان در اروپا بودند ؟ آیا میدانستید که یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است ؟ آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟ آیا میدانستید که انسان ۹ هزار سال پیش از میلاد برای اولین بار به کشاورزی پرداخت ؟ آیا میدانستید که دویست میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است ؟ آیا میدانستید که کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود ؟ آیا میدانستید که تقریبا ۶۵ ٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد ؟ آیا میدانستید که انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند ؟ آیا میدانستید که جنین انسان بعد از ۱۷ هفته (۴ ماه) می تواند خواب هم ببیند ؟ آیا میدانستید که تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟ آیا میدانستید که بدن یک انسان در طول عمرش به طور متوسط ۱۳۰۰ لیتر عرق تولید میکند ؟ آیا میدانستید که انسانهای راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دستها عمر میکنند ؟ آیا میدانستید که کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد ؟ آیا میدانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟ آیا میدانستید که حدود ۱۰ درصد وزن بدن انسان (بدون آب) را باکتریها تشکیل میدهند ؟ آیا میدانستید که از دست دادن تنها ۱% از آب بدن موجب تشنگی میشود ؟ آیا میدانستید که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است ؟ آیا میدانستید که ناخنهای انگشتان دست، تقریبا چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند ؟ آیا میدانستید که قد انسان تا ۲۰، ۲۵ سالگی و گاها ۴۰ سالگی بلند میشود و از چهل سالگی به بعد، قد انسان هر دو سال حدود ۶ میلیمتر کوتاه میشود ؟ آیا میدانستید که دهان انسان روزانه یک لیتر بزاق تولید میکند ؟ آیا میدانستید که وزن پوست بدن انسان بالغ بر ۲/۷ کیلوگرم (دو و هفت دهم) است ؟ آیا میدانستید که کمبود خواب، زودتر از کمبود غذا موجب مرگ انسان میشود ؟ آیا میدانستید که انسان در سال ۳۰۰۰ قد متوسط ۲ متر و ۱۲۰ سال عمر و پوست قهوهای خواهد داشت ؟ آیا میدانستید که هر چروک ایجاد شده در ابرو نتیجه ۲۰۰۰۰۰ اخم است ؟ آیا میدانستید که عمر پرزهای چشایی انسان از ۷ تا ۱۰ روز است ؟ آیا میدانستید که اندازه قلب هر فرد به اندازه مشت اوست ؟ آیا میدانستید که قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد ؟ آیا میدانستید که قلب انسان هنگام تپیدن میان دو تپش استراحت میکند این یعنی اگر فرد ۷۰ سال عمر کرده باشد قلبش به اندازه ۴۰ سال استراحت کرده است ؟ آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ بر ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است ؟ آیا میدانستید که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمر را تلویزیون نگاه می کنند و شش سال را هم صرف غذا خوردن میکنند و یک سوم از عمر را هم در خوابند ؟ آیا میدانستید که مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند ؟ آیا میدانستید که مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است ؟ آیا میدانستید که مغز یک انسان در طول یک روز بیشتر از تمام تلفن های جهان به سلول ها پیام عصبی می فرستد ؟ آیا میدانستید که پیام های عصبی با سرعتی برابر با ۱۷۰ مایل در ساعت به مغز رسیده و از مغز به سلول های عصبی می رسند ؟ آیا میدانستید که مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید ؟ آیا میدانستید که بطور متوسط یک انسان در طول زندگی خود در حدود ۴۴ پوند گرد و خاک را تنفس میکند ؟ آیا میدانستید که در تمام انسانهای کره زمین ۹۹۹ % شباهت ژنتیکی وجود دارد ؟ آیا میدانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است ؟ آیا میدانستید که در یک سانتی متر پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است ؟ آیا میدانستید که در هـر ۳ سانتی متـر از پوست، ۴ هزار بافت عصبی، ۱۳۰۰ سـلول عصبی، ۱۰۰ غده عرق، ۳ میلیون سلول، و ۳۰۰۰ رگ خونی وجود دارد ؟ آیا میدانستید که اگر رگ های خونی موجود در ۵ سانتی متر از پوست را در امتداد هم قرار دهیم، طول آن به ۲۰ فوت می رسد ؟ آیا میدانستید که اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا ۹۷۰۰۰ کیلومتر میشود ؟ آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟ آیا میدانستید که تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است ؟ آیا میدانستید که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمینی بدن را پایین می آورد ؟ آیا میدانستید که کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند ؟ آیا میدانستید که اکثر افراد در کمتر از ۷ دقیقه خوابشان میبرد ؟ آیا میدانستید که آب دریا بهترین ماسک برای صورت انسان است ؟ آیا میدانستید که ورزش کردن در گرما به کاهش اشتها کمک میکند ؟ آیا میدانستید که خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، بیست و پنج درصد بیشتر از دیگران است ؟ آیا میدانستید که بدن ما به طور مداوم خود را ترمیم می کند هر سه ماه یکبار بافت استخوانی به طور کامل تعویض می شود و هر ماه پوست جدید رشد می کند به راحتی می توانیم فرآیند پیری را به تاخیر بیندازیم ؟ آیا میدانستید که بدن یک انسان معمولی به اندازه کافی شامل: سولفور برای کشتن تمام شپش های بدن یک سگ، کربن برای ساخت ۹۰۰ مداد، پتاسیم برای آتش زدن یک توپ فوتبال، چربی برای ساختن ۷ قالب صابون، فسفر برای درست کردن سر ۲۲۰۰ کبریت و آب برای پر کردن ۱۰ تنگ را دارد ؟ آیا میدانستید که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی پیشانی میگذاریم ؟ طولانیترین خورشیدگرفتگی قرن
خورشیدگرفتگی شش دقیقه و ۳۹ ثانیهای چهارشنبه ۲۲ ژوئیه ۲۰۰۹ (برابر با ۳۱ تیر ۱۳۸۸ خورشیدی) که یک کسوف کلی خواهد بود، طولانیترین خورشیدگرفتگی قرن لقب گرفته است. این کسوف در نوار باریکی در شمال هند، شرق نپال، شمال بنگلادش، بوتان، نواحی شمال میانمار، مرکز چین و اقیانوس آرام شامل جزایر ریوکیو، مارشال و کیریباتی قابل رؤیت خواهد بود. گرفت کامل در شهرهای زیادی از قبیل سورات، واراناشی، پاتنا، تیمفو، چنگجو، چونگکینگ، ووهان، هانگجو و شانگهای در چین دیده خواهد شد. گرفت ناقص در نوار گستردهتری دیده خواهد شد که توسط نیمسایهی ماه ایجاد میگردد. این ناحیه شامل جنوب شرقی آسیا و منطقهی شمال غربی اقیانوسیه است.
کسوف ۳۱ تیرماه، طولانیترین خورشیدگرفتگیای است که در قرن بیست و یکم رخ میدهد و تا ۲۴ خرداد سال ۱۵۱۱ خورشیدی (۱۳ ژوئن سال ۲۱۳۲ میلادی) چنین خورشیدگرفتگی کاملی اتفاق نخواهد افتاد. گرفت کامل این خورشیدگرفتگی، شش دقیقه و ۳۹ ثانیه به طول خواهد انجامید که در منطقهای از اقیانوس آرام در ۱۰۰ کیلومتری جنوب جزایر بانین در جنوب ژاپن و زمان ۲:۳۵:۲۱ به وقت مبداً جهانی (UTC) روی میدهد. در دره رود یانگتسه، بزرگترین رود چین مردم میتوانند به مدت چهار تا شش دقیقه شاهد خورشیدگرفتگی باشند. همچنین سواحل دریای شرقی و مردم جزیره «شنگسی» بیشترین زمان را برای مشاهده این کسوف خواهند داشت. این خورشیدگرفتگی به زحمت در نواحی شرقی ایران و هنگام طلوع آفتاب دیده خواهد شد؛ چرا که این خورشیدگرفتگی در ایران به صورت جزئی خواهد بود و از سوی دیگر، در بخش گستردهای از ایران، در زمان خورشیدگرفتگی شب است و خورشید هنوز طلوع نکرده است؛ بنابراین عملاً چیزی قابل دیدن نیست. اما در نواحی شرقی کشور به ویژه شهر مشهد، طلوع خورشید زودتر از پایان خورشیدگرفتگی است و میتوان بخشی از خورشیدگرفتگی جزئی را دید.
در مشهد آغاز گرفت در ساعت ۴:۵۴:۲۵ بامداد و اوج گرفت در ساعت ۵:۳۹ خواهد بود. توجه داشته باشد که فقط با عینکها و دوربینهای مجهز به فیلتر مخصوص رصد خورشید، کسوف را مشاهده نمایید و به هیچ عنوان با چشم غیر مسلح به کسوف نگاه نکنید. حتی نگاهی بسیار کوتاه و گذرا میتواند آسیب جبرانناپذیری به چشمان شما وارد کند 10حادثه مهم اينترنت منبع: مهرنيوز آکادمی بين المللی علوم در آستانه ورود به نخستين دهه هزاره سوم 10 حادثه بزرگ اينترنت را انتخاب و جايزه وبی (Webby Awards) را به آنها اعطا کرد.
اولين مرداني كه سكه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند اولين مرداني كه عطر را براي خشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند اولين مرداني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايرانيان بودند اولين مرداني كه مقياس سنجش اجسام را ابداع كردند ايرانيان بودند كامه شاهراه از راهي كه كورش كبير بين سارد پيتخت كارون و پاسارگاد احداث كرده است كرفته شده است اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و بازنشتگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد كورش كبير در شوروي سانق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خنجد امروزي نام دارد داريوش كبير طرح تعليمات عمومي و سواد آموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خاندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت. اولين مرداني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت ابداع كردند ايرانيان بودند شهر سوخته در ۵۵ کیلومتری شهر زابل در استان سیستان و بلوچستان و در کنار جاده زابل - زاهدان قرار دارد این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سالهای ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشتهاند. تمدن شهر سوخته یکی از شگفتیهای دنیای باستان است. این شهر مهمترین مرکز استقرار و در حقیقت پایتخت منطقه در دوران مفرغ بوده است. مساحت کلی تپه شهر سوخته حدود ۱۵۲ هکتار است که در یک برآمدگی بین دریاچه هامون و رود هیرمند بنا شده است و ارتفاع متوسط آن از سطح زمینهای اطراف ۱۲ متر و بلندترین نقطه آن ۱۸ متر ارتفاع دارد. تپههای شهر سوخته به چهار منطقه تقسیم میشوند:
شهر سوخته، به ظاهر نام جدیدی است و قدمت تاریخی چندانی ندارد. بر پایه متنهای موجود، سابقه این نام به کمابیش ۱۵۰ سال قبل بر میگردد. شهر سوخته 2 بار به آتش کشیده شده است، یکبار در ابتدای مرحله رشد و بار دیگر در لحظه مرگ و انهدام آن. این شهر در دوره ماقبل تاریخ حدود ۳۲۰۰ قبل از میلاد پایهگذاری و حدود ۱۸۰۰ قبل از میلاد متروک شده است. برای دورهای حدود ۱۴۰۰ سال، زندگی در این شهر جریان داشته است. دوران شکوفایی این تمدن بین سالهای ۲۵۰۰ تا ۲۲۰۰ قبل از میلاد بوده است که شهر حدود ۵۵۰۰۰ نفر جمعیت داشته است. در این شهر دو گروه عمده کشاورزان و صنعتگران اکثریت را تشکیل میدادهاند. مهمترین آثار معماری مکشوفه در شهر سوخته خانههای موسوم به پلکانی و بنای کاخ سوخته است. هر واحد ساختمانی از یک قسمت مستطیل درست شده که ۵ تا ۶ اتاق دارد و حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ متر زیر بنا داشته است و منازل در مجتمعهای ۴ و یا ۶ خانهای است. مصالح اصلی به کار رفته در آن خشتهای خام منظم گلی است. سقف خانهها معمولاً صاف بوده و از حصیر برای پوشش آنها استفاده شده و گرمای اتاقها به وسیله یک اجاق مرکزی تأمین میشده است. در سال ۱۹۷۲ اولین قبر به طور تصادفی کشف شد. مصالح مورد استفاده در ساختمان گورها خشت خام بوده است. در شهر سوخته 3 نوع قبر دیده میشود. مهمترین نوع قبر، چالهای ساده بوده که مرده را همراه اشیاء و غذا دفن میکردند. نوع دیگر چاله معمولی که با دیواری به 2 قسمت تقسیم میشده است. نوع سوم، قبرهای سردابهای که نوعی قبر خانوادگی بوده است. تنها، مسأله وسعت نیست که شهر سوخته را به یکی از بزرگترین شهرهای باستانی ایران و خاورمیانه تبدیل کرده است. بلکه یافتههای متنوع آن باعث تعجب باستان شناسان گردیده است. از جمله:
شهر سوخته مرکز بسیاری از فعالیتهای صنعتی و هنری بوده، و نمونههای جالب و بدیعی از زیورآلات در آنجا به دست آمده است. باستان شناسان با یافتن مهرهها و گردنبندهایی از لاجورد و طلا در یک گور درباره روشهای ساخت ورقهها و مفتولهای طلایی به تحقیق پرداختند و دریافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسیار ابتدایی ابتدا صفحههای طلایی بسیاز نازک به قطر کمتر از یک میلیمتر تهیه کرده و بعد آنها را به شکل لولههای استوانهای درمی آوردند و پس از اتصال دو سوی ورقهها به یکدیگر مهرههای سنگ لاجورد را در میان آن قرار میدادند. برای اولین بار اورل اشتاین باستان شناس انگلیسی نام شهر سوخته را ذکر کرد. گروه باستان شناسان وابسته به موسسه فرهنگی ایزمئو (موسسه ایتالیایی مطالعات خاورمیانه و خاور دور) در سال ۱۹۶۷ به سرپرستی پرفسور توژی با همکاری مرکز باستان شناسی ایران در محوطه باستانی شهر سوخته کار خود را آغاز کردند و بعد از انقلاب در سال ۱۳۷۴ دور جدید کاوش به سرپرستی دکتر سید صادق سید سجادی آغاز شد. شهر سوخته بدون شک جز شهرهای بسیار پیشرفته زمان خود بوده است. این نکته نه تنها در بقایای آثار معماری و کارهای ظریف دستی وصنعتی دیده می شود بلکه در سازمان دهی اجتماعی شهر نیز دیده می شود. در اولین دوره کاوش در شهر سوخته کوچهها و خانههای منظم، لوله کشی آب و فاضلاب با لولههای سفالی پیدا شد که نشان دهنده وجود نوعی برنامه ریزی و سازماندهی شهری در این شهر است. دانش پزشکی هم در شهر سوخته در حد شگفت انگیزی پیشرفت کرده بود تا آن حد که پزشکان این شهر نه تنها از علومی چون شکسته بندی آگاه بوده اند ،بلکه می توانسته اند به اجرای عمل جراحی مغز دست بزنند. اسکلتی از یک دختر در گورستان این شهر به دست آمده است که جای شکستن و ترمیم مجدد استخوان جمجمه کاملا روی آن مشخص است. همچنین بقایای جمجمه ای دیگر با چشم مصنوعی از گورستان این شهر به دست آمده که نشان می دهد پزشکان این شهر به کار جراحی چشم هم وارد بوده اند. از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود. برای نخستین بار در شهر سوخته یک چشم مصنوعی متعلق به 4800 سال پیش کشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است. کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال در شهر سوخته. این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفتهای زیادی در زمینه علم ریاضیات بودهاند.
قدیمی ترین تخته نرد جهان از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.
آشنایی با 10 اثر ایرانی ثبت شده در یونسکویونسکو، بازوی علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد در سال 1972، تشکیل کنوانسیونی برای شناسایی، حفاظت و معرفی میراث فرهنگی و طبیعی بشر در گوشه و کنار جهان را تصویب کرد
نقش یونسکو در امور گردشگری بهتدریج و از زمان عهدهداری وظیفه مهم حمایت از توسعه فرهنگی در مرکز وظایف آن قرار گرفت. تاکنون 180 کشور دنیا کنوانسیون میراث جهانی را امضا کردهاند و نزدیک به 800محوطه فرهنگی و طبیعی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. ایران با تاریخ عظیم و پشتوانه غنی فرهنگی که دارد 10 اثر را در فهرست یونسکو برای جهانیان ثبت کرده است. این آثار بهترتیب تاریخ ثبت در فهرست یونسکو از این قرارند: چغازنبیل، تخت جمشید ، میداننقشجهان، تخت سلیمان ، پاسارگاد، گنبد سلطانیه، بم و منظر فرهنگی آن، سنگنبشته بیستون، مجموعه کلیساهای تاریخی قرهکلیسا و سازههای آبی شوشتر. در ادامه با مشخصات این آثار بیشتر آشنا میشوید: گنبد سلطانیه: گنبد سلطانیه بزرگترین گنبد آجری جهان و مقبره اولجایتو است که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر داد و از آثار مهم دوره ایلخانیان به حساب میآید. این بنا مسجدی است بسیار زیبا که از حیث معماری و تزیین و بزرگی در دنیا مشهور است. گنبد مزبور در 5 فرسخی سمت شرقی شهر زنجان در داخل باروی شهر قدیم سلطانیه قرار گرفته و بنایی است هشتضلعی که طول هر ضلع آن ۸۰ گز است. 8 مناره نیز در اطراف گنبد دارد و قدیمیترین گنبد دوپوش موجود در ایران است. رنگ گنبد آبی است. روی این اضلاع گنبد بلندی قرار گرفته که ارتفاع آنرا ۱۲۰ گز نوشتهاند. در قسمت بالایی آن ساختمان دور تا دور اطاقها و غرفهها ساختهاند. خود گنبد از کاشیهای فیروزهای رنگ پوشیده و سقف داخل اتاقهای بالا با گچبریها و آجرهای رنگارنگ تزیین یافتهاست. قره کلیسا: قره کلیسا کلیسای تادئوس مقدس، نام کلیسایی تاریخی در استان آذربایجان غربی ایران است. این کلیسا در جنوب ماکو و ۲۰کیلومتری شمال شرقی چالدران در کنار روستایی به همین نام واقع شدهاست. در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۰۸، مجموعه قره کلیسا، شامل 3کلیسای اصلی با نامهای قره کلیسا یا سنت تادئوس، سنت استپانوس و زور زور در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.[قره کلیسا جهانی شد] میدان نقش جهان: میدان نقش جهان در سده یازدهم هجری قمری (سدههفدهم میلادی) یکی از بزرگترین میدانهای جهان بودهاست و در دوره شاه عباس و جانشینان او محل بازی چوگان، رژهارتش، چراغانی و محل نمایشهای گوناگون بودهاست. دو دروازه سنگی چوگان از آن دوره هنوز در میدان باقی است که از انجام ورزش چوگان در آن دوره حکایت میکند. این میدان همچنین محل برگزاری جمعه بازارهای عظیم بودهاست. یکی از نخستین مراسم رسمیای که در این میدان برگزار شدهاست، بازگشت پیروزمندانه امامقلیخان از فتح جزیره هرمز به پایتخت (اصفهان) بودهاست. تخت سلیمان: نام محوطه تاریخی بزرگی در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرتآباد) در استان آذربایجان غربی در کشور ایران است. مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچهای طبیعی ساخته شده است. آثار بناهای دورههای اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است. مهمترین آثار به جا مانده از آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده است. چغازنبیل: این اثر در نوزدهم اردیبهشت 1358 به فهرست آثار جهانی وارد شد. این نیایشگاه توسط اونتاش گال، پادشاه بزرگ عیلام باستان و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شدهاست.مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکیمنطقه باستانی هفتتپه است. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بودهاست. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی ماندهاست. «چغازنبیل» که نام باستانی این بنا به شمار میآید، واژهای محلی و مرکب از دو واژه چُغا (به معنای تپه در زبان لری) و زنبیل است که اشارهای است به مکان معبد که سابقا تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه میکردند.[زیگورات چغازنبیل؛ تبلور معماری مقدس] سنگ نوشته بیستون: این اثر در سال 2006 میلادی به ثبت جهانی رسید. این سنگ نوشته حدود 27 کیلومتری شهر کرمانشاه در غرب ایران است. نقش بیستون پیروزی داریوش یکم را بر گوماته ارگ بم: ارگ بم بزرگترین بنای خشت و گلی دنیا است که در نزدیکی شهر بم در استان کرمان و در جنوب شرقی ایران قرار دارد. این بنا پیش از سده ۵ پیش از میلاد ساخته شده و تا حدود سال ۱۸۵۰ میلادی مورد استفاده بودهاست. در تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲، زمینلرزهای شدید در این منطقه روی داد که باعث شد این بنا تا حدود زیادی تخریب شود. پاسارگاد: پاسارگاد مجموعهای از آثار باستانی برجایمانده از دوران هخامنشی است که در 135 کیلومتری شمال شیراز در منطقهپاسارگاد استان فارس واقع شدهاست. این مجموعه دربرگیرنده ابنیهای چون کاخدروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطه مقدس و تنگه بلاغی است.این مجموعه، پنجمین مجموعهثبتشده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد بهعلت دارا بودن شاخصهای فراوان با 100در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید.[مرمت پاسارگاد علمی بود] سازههای آبی شوشتر: سازههای آبی شوشتر تیر ماه سالجاری با اخذ اکثریت آرا در نشست سالانه مرکز میراث جهانی بهعنوان دهمین اثر ایرانی ثبت شد. مجموعه آسیابهای شوشتر در استان خوزستان شامل دهها آسیاب است که بزرگترین مجموعه صنعتی تا پیش از انقلاب صنعتی به شمار میرود. استفاده از آب براساس شرایط اقلیمی با ایجاد شبکههای زیرزمینی زیر شهرکهن شوشتر، یکی از هوشمندانهترین شکلهای معماری شهری آبی را بروز داده است.[سازههای آبی شوشتر جهانی شد] تخت جمشید: تخت جمشید سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراتوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی، سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود کرد. با اینحال ویرانههای این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپاست و باستانشناسان از ویرانههای آن، نشانههای آتش و هجوم را بر آن تایید میکنند.این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شده ایران در میراث جهانی یونسکو است آشنایی با نامهای سرزمین ایران
بنابر اسناد تاریخی، شواهد، قراین، فرهنگ شفاهی، کشفیات باستانشناسی و زبانشناسی میتوان گفت 4 نام برای کشور ایران بکار رفته است.
این نامها عبارتند از: 1. سرزمین جم - مملکت العجم (در ادبیات عرب) 2. میدیا در ادبیات اروپایی 3. سرزمین پارس در ادبیات اروپا (مملکت فارس در ادبیات عربی و فارسی) 4. کشور ایران (اریانا، ایراک، اراک، عراق و ایلام) از نظر زبانشناسی ریشههای واحدی دارند).
الف - معنی جم و عجم چیست؟ واژه عجم (Ajam-Ajaam- Hajam) در زبان فارسی و در بیشتر زبانهای آسیایی مانند هندی، اردو، پشتو، بلوچی، کردی، ترکی و ... معنی ایرانی و زبان فارسی میدهد اما در زبان عربی امروزه به معنی غیر عرب بکار میرود در برههای از تاریخ به معنای کسی که زبان فصیح عربی را متوجه نمیشد میگفتند. در دوره بنی امیه این کلمه کاربرد تحقیر آمیز داشت ، کاربرد تحقیر آمیز این واژه در ادبیات عرب اکنون جایگاهی ندارد. عجم بصورت هجم و هخم و هیم نیز تلفظ شده است. همانطور که "است" به هست تبدیل شده اجم نیز به هجم و هخم تبدیل شده است و احتمال دارد بین واژه هخامنش و و کلمه عجم ارتباط وجود داشته باشد. زیرا کلمه جم Yam و یم که ریشه اصلی عجم هستند در زبان لاتین بصورت خ Haxâm تلفظ میشود همانطورکه Javier – javan- هم به صورت خوان و خاویر و هم بصورت یوان و یاویر تلفظ می شوند. این فرضیه مطرح است که بین عجم و هخم ارتباط اتیمولوژی وجود داشته باشد زیرا در قدیمیترین متون فارسی ،جمشیدیان، جم ،عجمیان و عجمان داریم. اماواژه هخامنشیان در ادبیات فارسی بعد از اسلام اصلا نیست. بعضی کلمه جم، یم و یما را از یک ریشه دانستهاند که در زبانهای کهن ایرانی به معنی آب و دریا بکار رفتهاند. اجم عربی شده جم است وبا اضافه شدن ال حرف تعریف عربی بصورت الجم در آمده و چون ل قبل از ج خوانده نمیشود بصورت اجم و سپس عجم در آمده است در کتب ادبی و تاریخ ایران ما با اسامی افراد متعدد به نام جم و جمشید بر می خوریم که قدیمی ترین آن می تواند نام پادشاهانی در دوره های قبل از پارسی باشد. جم که در اوستا، یم و در زبان پهلوی و کردی جمشید و جمشیر و جم و گاهی هجم بیان شده است از اولین پادشاهان و پیامبران ایرانی ثبت شده که بر اساس نوشته ها و داستانهای شفاهی و کتب خداینامه ها، اختراع لباس، نگارگری، کشف فلز، ساختن گرمابه، پزشکی و جشن نوروز را به او نسبت داده اند صفات این پادشاه شباهت زیادی به نوح در قران دارد و بعضی وی را با حضرت سلیمان یکی دانسته اند. در زبان فارسی هم اکنون نیز عجم مترادف با ایرانی و زبان فارسی است. اعراب در دوره ای از تاریخ، ایران را بلاد عجم و خلیج فارس را بحر العجم می نامیدند. جم و ا ل جم در دوره قبل از اسلام به ایران وایرانیان اطلاق می شده است ولی در ادبیات سدههای میانهی عربی، به غیر عربان امپراتوری هم اطلاق میشد، و از آن معنی و مفهوم های زیاد دیگری نیز ساخته شده است مانند «عَجَمَه» «به طور غیر واضحی سخن گفتن، جویده سخن گفتن» بدین ترتیب، از «عَجَم، عُجْم» (= ناروشن سخنگویان)، غیرعربان مراد شده است. بدین ترتیب، اصطلاح «عجم» بعدها برای اشاره به همهی گویندگان زبانهای غیرعربی - که با فاتحان عرب تماس و ارتباط یافته بودند - به کار برده میشد و در یک دوره مفهوم تحقیر آمیز پیدا کرد. حتا طرفدار بزرگ اصل عرب، «جاحظ»، "کتاب التسویه بین العرب و العجم" را در این باره نوشت:"پس از آن که چنین گفتوگوییها در مورد عرب و عجم فروخاموشید، وایرانیان با شمار نفوس و توانمندیهایشان، به جایگاهی برتر و مقتدر در جهان اسلام دست یافتند، «عجم» صرفاً به اصطلاحی قومی و جغرافیایی تبدیل شد؛ از این رو، در کتابهای جغرافیایی دورهی سلجوقی و پس از آن، بینالنهرین را با عنوان «عراق عربی» اراق (عرب شده اراک است و اراک شکل دیگری از تلفظ ایران می باشد)، در تقابل با شمال غربی ایران یا «جبال» (ماد باستان)، که «عراق عجمی»( ایراک عجمی) خوانده شده، مییابیم . بنابر این کشور جم شاید قدیمی ترین نام ایران باشد که عربهای دوره جاهلییت آنرا معرب نموده ، اجم و عجم گفتند و کلمات عجمه عجمو اعجمی و الاعاجم را از آن ساختند.و سپس در دوره های بعدی عجم و اعجمی را در معنی های مختلف بکار بردند ابتدا این کلمه را اختصاصا برای ایرانیان و مترادف با فارسی بکار می بردند در صده های بعد از اسلام این کلمه کاربد بیشتری پیدا کرد و گاهی به خود اعراب نیز عجمی می گویند مثلا به شیعیان بحرین و عمان عجمی می گویند یا عراقی ها به مردم خوزستان عجم می گفتند در یک دوره به زرتشتیان و یا به مجوس عجم می گفتند در بعضی موارد به مردم خراسان عجم گفته اند بطور بسیار معدودی به آذری ها نیز ترکان عجم گفته اند به ایرانی تبارهای شرق آفریقا نیز عجمو و عجمی می گویند. ولی امروزه کلمه عجم بیشتر به معنی غیر عرب بکار می رود. ب - میدیا یا ماد نام سرزمین وسیعی است که شامل تمام مناطق کردنشین فعلی و استانهای مرکزی ایران می شده است برای چندین سده برای سرزمین فعلی ایران بویژه بخش اصلی ایران فعلی مدیا گفته می شده است. مرکز اولین پادشاهی مقتدر ایران بنام دیا اکو ( مدیا) مادها اکباتان یا همدان بوده است. میدیا یعنی مرکز، وسط ، میانه ، واژه میدل و میدان نیز از همین ریشه است. ج - ایران با وجود اینکه ایران تنها نامی است که نزد ایرانیان بطور مستمر در طول هزاران سال بکار می رفته است و نماد و رمز وحدت و تقدس به خود گرفته است اما اروپائیان تا اواخر قرن هفده هیچگاه این نام را بکار نبرده اند و در عوض پارس را مترادف و بجای ایران بکار می برده اند. در تمامی اسناد و قراردادها قرون گذشته بین ایران و دولتهای خارجی نیز در متن فارسی ایران و در متن خارجی پارس بکار رفته است. ایران دراوستاایی ائیریه airya ودر فارسی باستان اریه ariya آمده این وایه در پارتی آریان aryan ودر پهلوی ساسانی اران و در دوره اسلامی به اراک تبدیل شده است این واژه در ایرلندی کهن هم به همان معناست وبه معنای شریف ونجیب است / در زمان ساسانیان ایران را ایران شهر یا سرزمین ایرانیان نیز مینامیدند و ایرانشهری همان ایرانی است این واژه در کلمات اران . آلبان . نیز دیده می شود و نام محل یکی از جمهوریهای روسیه بنام استیا بنام ایریستان است که یادگاری از قوم ایرانی در این منطقه است . قدیمی ترین سند مکتوب با واژهی «ایران» (Eran) در سنگنوشتههای اردشیر یکم - بنیانگذار دودمان ساسانی - گواهی شده است. سنگنوشته سه زبانهی شاپور یکم در کعبهی زرتشت در استان فارس - که در این موضوع فقط نسخههای پارتی و یونانیاش محفوظ مانده، اما نسخهی پارسی میانهی آن نیز با اطمینان، بازسازیپذیر است - برای نخستین بار حاوی واژهی پارسی میانهی «ایرانشهر» EranShahr (به پارتی: Aryanshahr) است. در "تاریخ سیستان" چنین گفته شده است که: «کل ناحیهی کشور به چهار بخش تقسیم شده بود: خراسان، ایران ، نیمروز، و باختر؛ هر آن چه در جوار مرز شمالی واقع گردیده، "باختر" خوانده شده؛ و هر آن چه در نزدیکی مرز جنوبی واقع بوده، "نیمروز" نامیده شده است؛ و ناحیهی میانی به دو بخش تقسیم گردیده: آن چه در جوار مرز شرق واقع شده، "خراسان" خوانده شده، حال آن که آن چه در غرب واقع است، "ایرانشهر" نامیده شده است». حتا در «نزهة القلوب» حمدالله مستوفی ( به نقل از اصطخری) گزارش گردیده که « اراک (عراق )عربی عادتاً دل ایرانشهر خوانده شده است». به هر حال، عنوان عمومی سرزمین ایرانیان از این زمان، «ایران»، و [عنوان] اهالیاش، «ایرانی» بود. واژه ایران به عنوان یک واحد سیاسی در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار که یک دایرة المعارف جغرافیایی است و گرچه عنوانش در دانش جغرافی است اما مولف آن، بسیار وسیع تر از موضوع جغرافی تلاش کرده است تا فرهنگ و تمدن اسلامی را از آغاز اسلام تا زمان خودش در آن منعکس سازد نویسنده در این کتاب ایران را در فصلی بنام مملکت ایرانی ها توصیف نموده است شهاب الدین احمد بن فضل الله عمری (700 - 749) نویسنده این اثر تنها 50 سال عمر کرد.( اخیرا مرکز زاید للتراث و التاریخ در امارات تاکنون دست کم هشت مجلد از این کتاب را عرضه کرده است.آقای سلیمان الجبوری در حال انتشار متن کامل آن می باشد). بخشی از این کتاب در باب مملکت ایران اوضاع ایران در دوره ایلخانی است. اما پس ازآمدن اسلام، به طور عمده ایران را بلاد فارس و برای بخش های مختلف نام های استانی مانند جبال و آذربایجان بجای مدیا و جیل و خراسان و سیستان بکار می رفت. فردوسی، قاعدتا بر حسب آنچه در زبان ادبی آن روزگار رایج بوده ایران و توران را برابر هم نهاده و از این تعبیر حدود ۷۰۰ بار برای مجموع آنچه اروپاییان و عربها آن را بلاد فارس می نامیدند استفاده می کرده است. آنچه به لحاظ تاریخی قابل جستجوست این است که اطلاق نام ایران پس از حمله اعراب بطور رسمی بندرت بکار رفته است و کاربرد نام ایران از دوره مغول مجددا در اسناد و منابع رسمی بر سرزمینی با این محدوده جغرافیایی، باب شده است. اطلاق نام ایران بر یک واحد سیاسی مستقل در این ناحیه نه در برابر سرزمین های عربی بلکه دقیقا به مانند دوران پیش از اسلام در برابر توران بود. اما نه توران قدیم و نه آن نام، بلکه در مقام اولوس هایی که مغولان تشکیل دادند و ایران را به فرزندان تولی دادند که هولاکو فرزند وی و سپس نسل او در راس آن قرار گرفتند. این کاربرد را در جامع التواریخ رشید الدین فضل الله وزیر برجسته دوره ایلخانی به خوبی مشاهده می کنیم. وی غالبا از این دیار به عنوان «ایران زمین» یاد می کند. برای مثال عنوان فصلی چنین است: «تاریخ خلفا و سلاطین وملوک و اتابکان ایران زمین و شام و مغرب و ...» (جامع التواریخ، چاپ روشن، ج 1، ص 343، 468، ج 2، ص 812، 855، 932، و موارد بیشمار دیگر). مملکت ایرانیها مملکت ایرانی ها، سرزمین اراک (عراق) و عجم و خراسان است. طول این مملکت از رود جیحون در انتهای خراسان تا فرات است که میان آن سرزمین و شام فاصله انداخته است. عرض ایران، میان کرمان است که متصل به دریای فارس است و خود از اقیانوس هند منشعب می شود تا نهایت آنجایی که در اختیار بقایای سلجوقیان روم است در حدود علایا و انتالیا در کنار مدیترانه. در سمت شمال، حد فاصل میان میان مملکت ایرانی ها با بلاد قبچاق، رودی است در کنار باب الحدید که به ترکی آن را دمرقابو گویند و دریای طبرستان که به آن بحر خزر هم گفته می شود. این ممکلت تقریبا مربع است. با راه رفتن طبیعی، عرض آن را چهار ماه و طول آن را هم چهار ماه می توان پیمود در آنجا اقلیم های بزرگ و شهرهای زیادی هست که هر کدام رستاقهای (روستا) فراوان و نواحی و مناطق و جهات متعدد دارد. در درون این مملکت چندین پادشاه هستند که همه بنده سلطان هستند، مانند حاکم هری که در اصل همان هرات است، و امیر کرمان و گیلان و سمنان و مالاین و ارزن. پارسها یکی از سه شاخه اصلی قوم آریا هستند که در متون قدیم ثبت شده است که حدود 5 هزار سال پیش (این تصور غلط ناشی از عمر 6 هزار ساله برای زمین قائل شدن در متون کلاسیک ناشی شده است و مبنای علمی ندارد). از شمال دریای خزر بسوی فلات ایران مهاجرت نموده اند گروهی که در خراسان و افغانستان امروزی ساکن شدند به پارتها و آریانها معروف شدند یک گروه نیز در شمال غربی فلات ایران ساکن شدند که به آنها ماد یا مدیا می گفتند گروه سوم که به اسب سواری و چابک سواری شهرت داشتند در ناحیه جنوب و سواحل خلیج فارس و جنوب کوههای زاگرس سکونت گزیدند و به پارسها ( اسب سواران ) شهرت یافتند این قبیله بزرگ آریایی پادشاهی قدرتمندی در جنوب ایران ایجاد کردند که بدلیل دسترسی به آبهای بین المللی بزودی شهرت جهانی یافتند و نام آنها بر تمام ایران اطلاق شد. بعضی از آثاری که از تمدنهای مربوط به 6تا 7 هزار سال در بسیاری نقاط ایران کشف شده است بویژه اسکلت انسان هایی که آریایی نامیده می شوند مبنای 5 هزار ساله تاریخ مهاجرت اقوام آریایی به ایران رابکلی زیر سوال برده است امروزه علم باستان شناسی و انسان شناسی و د. ان .ای به کمک مورخین شتافته تا رازهای نهفته در اعماق قرون را که هیچگاه مکتوب نشده اند و یا اگر هم نوشته شده اند بکلی از میان رفته اند را آشکار سازد و امید می رود در آینده با کشفیات جدید بسیاری از ابهامات روشنتر گردد. یافته های باستانی ثابت می کند که قبل از اعلام امپراتوری جهانگیر و فدرال پارس در سال 538 میلادی توسط کورش ، در شرق ایران ( زابلستان و باکتریا) و هم درغرب (ایلام) پادشاهی های مقتدری وجود داشته اند طبق تاریخ شفاهی و داستانهای باستان نامه فردوسی در شرق و مرکز ایران شاهنشهی ایران وجود داشته است که با تورانیان( سرزمینی در غرب سین کیانگ، شرق ازبکستان تا جنوب قرقیزستان امروزی) در نبرد های طولانی با ظهور کورش تمام این مناطق ( ایران، ماد ،ایلام و خوزیه تحت حکومت فدرال پارس و یا پرسیا قرار گرفت. واز این دوره یونانیان و رومیها برای کشور ایران که مملکت فدرالی متشکل از 35 پادشاهی بود امپراتوری پارسیا و یا پرشیا بکار برده می شد . بنابر نوشته فیثاغورس ،" ایرانیان باستان به اسب عشق و علاقه فراوانى داشتند و بسیارى از پادشاهان پیروزى خود را مدیون اسبهاى تربیت یافتهاى مىدانستند که آنها را اسب پارس، پرس و یا فارس مىنامیدند". اعراب که به اسب خیل، خیول، حصن و حصان مىگفتند، پس از پیروزى بر ایرانیان و به غنیمت گرفتن هزاران اسب پارسى، به اسب، فرس و به چابک سوار، فارس و فرسان مىگفتند و هنوز این نامها کاربرد دارد و بجای شوالیه نیز فارس بکار می برند. وقتى دریانوردان یونانى در هزاره اول قبل از میلاد وارد سواحل خلیج فارس شدند، اهمیت و اقتدار کشتى رانی و دریانوردانى ایرانیان و پارسها موجب شد که نام پارس را بر همه فلات ایران اطلاق کردند و بویژه از دوره کوروش (سیراس) و داریوش (دارا) که از قبیله هخامنش - یکى از قبایل پارسى - بودند، بهدلیل وجود پارسگرد (یعنى شهر پارس یا پایتخت پارس، که یونانىها نیز آن را پرسهپلیس مىخواندند) نام دیهه یا روستاک پارس - که نام بخش جنوبى ایران بود - بر همه ایران اطلاق شد و بعدها عربها نیز به تقلید از یونانیان، فارس (عربىشده پارس) را جایگزین کلمه عجم کردند. براى مدت مدیدى ایران جزئى از سرزمین دارالاسلام بود و هنگامىکه از تمدن پادشاهان قبل از اسلام یاد مىشد، از آنها بهعنوان ملوک عجم و یا خسرو (کسرى)، بلاد فارس و یا بلاد عجم، بلاد کسرى و مملکت فرس یاد مىکردند و نام «ایران» براى چند قرن در تاریخهاى رسمى کم رنگ شد. در زمان صفاریان و سامانیان که اشعارى در مدح و عظمت قهرمانان ایران توسط افرادى چون رودکى سروده شد و با اشعار حماسى فردوسى که در آن نام «ایران» 700 بار بهکار برده شده است، این نام در اذهان مردم زنده شد. در سال 1258 میلادى مغولان خلافت اسلامى را سرنگون کردند و بشدت تحت تأثیر ادبیات قهرمانى ایران واقع شدند و وزراى ایرانى آنها القاب پادشاه ایران، شاهنشاه و خسرو ایران، وارث ملک کیان، وارث جم، جم جاه و... را به ایلخانان مغول و بعد به قاجارها دادند و این القاب در همهجا شهرت پیدا کرد و در این دوره فرهنگ کهن ایرانى به سبک نوینى احیاء شد و از این زمان کلمه «ایران» بهطور پیوسته در ادبیات ایران وجود داشته است. اما اروپاییان در تمام دورههاى تاریخ از نام کهن دیگر (پرسیا) استفاده مىکردند. تنها در سال 1740 در یک نقشه آلمانى، نام ایران نیز به چشم مىخورد. اعراب قبل و بعد از اسلام، کلمه «الاجم» (ایرانى) را استفاده مىکردند. اعراب این کلمه را از جم گرفتند و واژههاى زیادى از آن ساختند؛ از جمله، عجمه، اعجم (گنگ) و اعجمى (بیگانه) و معجم را از آن ساختند و معنى اصلى آن را دگرگون کردند. از قرن دوم هجرى به بعد عربها نیز به تقلید از یونانیان، واژه فارس (عربىشده پارس) را جایگزین کلمه عجم کردند. بنابراین کلمه پارس )Persia( دو معنی و کاربرد مختلف دارد. در معنى محدود، فارس یعنى کسانىکه به زبان پارسى صحبت مىکنند (قوم پارس). در مفهوم موسع کاربرد جزء بر کل - که بیشتر در کتابهاى تاریخىِ مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایى در رشتههاى تاریخ و جغرافیاست - فارس یعنى همه کسانىکه در فلات ایران زندگى مىکردهاند، و بویژه اقوام آریایى. در این معنى، فارس شامل همه اقوام و همه سرزمین و فلات ایران، پاکستان، افغانستان و نواحى آسیاى میانه و قفقاز نیز مىشود. اروپاییان کلمه «پرشیا» را براى تمام مردمان و سرزمین این مناطق بهکار مىبردند و عربها براى این اقوام از کلمه عجم (برگرفته و معرب از کلمه جم) استفاده مىکردند، که هر دو مترادف «ایران» محسوب مىشود. آنها فارسها را به دلیل اهمیتشان «قریش العجم» مىخواندند؛ همچنانکه قریش را برترین قبیله عرب مىشمردند. اروپایىها کلمه «پرشیا» را در مقابل «عربیا» بهکار مىبردند و منظور آنها همه اقوام ایرانى بود؛ ولى وقتى عربها بتدریج بهجاى کلمه عجم از کلمه فارس (پرشیا) استفاده کردند، منظور آنها از فارس، بیشتر، فارس زبانان بود و گاهى اوقات نیز کلمه فارس را فقط به استان فارس اطلاق مىکردند و گاهى نیز کلمه فارس را به معنى مجوس و یا زرتشتى بهکار مىبردند. کلمه «پارس» بعد از اسلام در ایران نیز جاى خود را به کلمه عربى «فارس» داد و مفهوم اصلى خود را از دست داد. کاربرد محدود و نادرست این عبارت باعث شد که دولت ایران در سال 1313 خورشیدى رسماً از همه کشورهاى خارجى بخواهد که بهجاى کلمه دولت فارس (پرشیا) و یا شاه پرشیا، از عبارت قدیمىتر "ایران" و «شاهنشاه ایران» استفاده کنند. از این زمان به بعد نام پرشیا که در ادبیات اروپایى واژهاى بسیار غنى و متضمن ارزشهاى تاریخى و هنرى زیادى بود، رنگ باخت و کلمه پرشیا به تاریخ پیوست؛ در حالىکه اصالت نام تاریخى پرشیا و پرس کمتر از نام ایران نبود آشنایی با شهر زیرزمینی سامن - همدانشهر پنهان یا زیرزمینی سامن که احتمالا شهری مخفی در دوره پیش از اشکانی بوده و بعدها نیز از آن به عنوان گورستان استفاده میشده، در شهر سامن در 15 کیلومتری ملایر در استان همدان قرار دارد
کاوشهای باستانشناسی در محوطهای زیرزمینی در شهر سامن، منجر به کشف شهری پنهان شد که در یک بستر سنگی و به صورت دست کند ساخته شده است. این شهر زیرزمینی احتمالا به دوره پیش از اشکانی تعلق دارد و از برخی فضاهای آن برای تدفین مردگان استفاده شده است. حدود 25 اتاق از این شهر زیرزمین کاوش شده و در این اتاقها مقادیر زیادی اسکلت متعلق به دوره اشکانی وجود دارد که دستنخورده در جای خود باقی ماندهاند. در کنار اسکلتها هدایای قبور گذاشته شده است و اسکلتها به صورت چمباتمهای تدفین شدهاند. احتمال میرود تدفینها به دوره تاریخی به خصوص دوره اشکانی مربوط است. براساس مطالعات باستانشناسی، شهر پنهان بیش از 3 هکتار وسعت دارد و بخشی از این شهر باستانی به خاطر وجود رطوبت زیاد هنوز مورد کاوش قرار نگرفته است. احتمالا بخشی از این شهر در زیر خانه مردم قرار گرفته و به همین دلیل تصور میشود که در آن بخشها فاضلاب شهری وارد شهر پنهان شده باشد. این شهر زیرزمینی، هنگامی که مخابرات استان همدان قصد کشیدن فیبرهای نوری از زیر زمین را داشت کشف شد. بر همین اساس طی مجوزی ازسوی پژوهشکده باستانشناسی، هیاتی متشکل از انواع کارشناسان شامل باستانشناس، انسانشناس، کارشناسان مرمت و ... کاوشهای خود را در این شهر به انجام رساندند که منجر به کشف فضاهای دستکند با حدود 25 اتاق، سالن و راهروهای ارتباطی شد. شواهد اولیه حاکی از پیدایش این فضاها در دوره پیش از اشکانی بود. بر اساس این یافتهها میتوان احتمال داد که نخستین بار این فضاهای معماری به منظور انجام مراسم مذهبی خاصی، احتمالا میترائیسم، مورد استفاده بوده است. این شواهد حاکی از آن است که مراسم مذهبی به صورت پنهانی در زیر زمین انجام میگرفته است. بر این اساس احتمال داده میشود که در دوره اشکانی از این فضاها به عنوان محل تدفین مردگان استفاده شده است و از اتاقها به عنوان گوردخمه استفاده کردهاند. شهر زیرزمینی سامن در عمق 3 تا 6 متری زمین کشف شد و کانالهای حفر شده درون آن به مرور در دورههای تاریخی کنده شدهاند و اطراف آنها نیز اتاقهای متعدد وجود دارند. این کانالها از نظر ساختار معماری، بسیار جالب هستند و کاربری خاصی داشتهاند. در این کانالها پس از پاکسازی، 60 اسکلت شناسایی شدند که درون 9 اتاق قرار داشتند و با توجه به بررسیهای انسانشناسی شواهدی وجود دارند که تدفینهایی بهصورت تدفین باز انجام شدهاند. علاوه بر این شواهد، 6 مورد بقایای انسانی نیز وجود دارند که بهطور دقیق نشان میدهند، این اتاقها در کاربری نهایی بهصورت محل تدفین استفاده میشدند، بهطوری که استخوانها را جمع میکردند و دوباره تدفینهای جدیدی انجام میدادند. از 60 اسکلت یافت شده، 16 مورد مرد، 26 مورد زن، 14 مورد کودک و یک نوزاد شناسایی شدهاند و جنسیت 3 مورد از آنها نیز تشخیص داده نشده است توسعه اقتصادی اقتصاد در دنیا درباره وبلاگ موضوعات آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||
|
|
|||||