دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 13:48 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

تیتر خبر : فهرست 50 زن قدرتمند دنیا منتشر شد
به گزارش پرداد و به نقل از سی ان ان:: سال گذشته میلادی سایت سی ان ان فهرستی با عنوان 50 زن قدرتمند دنیا منتشر کرد و قرار شد از بین این افراد این لیست 10 نفر توسط رای بازدید کنندگان از سایت به عنوان قدرتمندترین ها انتخاب شوند در این لیست نام اشخاص مشهور زیادی وجود داشت مثل هیلاری کلینتون، کاندولیزا رایس،اپرا وینفری و.... که از میان آنها نام این 10 نفر به عنوان قدرتمندترین ها انتخاب شد.

 

Indra Nooyi               PepsiCo
Irene Rosenfeld         Kraft Foods
Patricia Woertz          Archer Daniels Midland
Angela Braly              WellPoint
Andrea Jung             Avon Products
Oprah Winfrey           Harpo and OWN
Ellen Kullman             DuPont
Ginni Rometty           IBM
Ursula Burns              Xerox
Carol Bartz               Yahoo
Safra Catz                Oracle
Sherilyn McCoy         Johnson & Johnson
Melanie Healey         Procter & Gamble
Ann Livermore         Hewlett-Packard
Anne Sweeney        Walt Disney
Sheryl Sandberg       Facebook
Carol Meyrowitz        TJX Cos.
Judy McGrath          Viacom
Barbara Desoer        Bank of America
Charlene Begley       GE
Abigail Johnson        Fidelity
Susan Ivey              Reynolds American
Susan Chambers       Wal-Mart Stores
Sallie Krawcheck       Bank of America
Jan Fields                McDonald's
Susan Wagner         BlackRock
Deirdre Connelly       GlaxoSmithKline
Cathie Lesjak           Hewlett-Packard
Pamela Nicholson      Enterprise Holdings
Mary Callahan Erdoes     J.P. Morgan Chase
Joanne Maguire        Lockheed Martin
Marillyn Hewson        Lockheed Martin
Linda Gooden           Lockheed Martin
Gail Boudreaux         UnitedHealth Group
Rosalind Brewer       Wal-Mart Stores
Kathleen Murphy      Fidelity Personal Investing
Linda Hudson           BAE Systems
Meredith Whitney     Meredith Whitney Advisory Group
Gina Drosos              Procter & Gamble
Maggie Wilderotter   Frontier Communications
Lynn Elsenhans        Sunoco
Marissa Mayer           Google
Susan Wojcicki         Google
Lorrie Norrington      eBay
Bonnie Hammer       GE
Lauren Zalaznick       GE
Amy Pascal             Sony
Shari Ballard            Best Buy
Phebe Novakovic    General Dynamics
Katie Cotton          Apple



دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 13:45 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

10 برند معتبر دنیا را بشناسید


 

این برندها، به این دلیل قدرت‌مندترین‌های جهان محسوب می‌شوند که به همان اندازه که قدرت و پشتوانه مالی دارند، از محبوبیت در میان مشتریان خود نیز برخوردارند.
در هر زمینه کسب‌وکار و ارائه خدمات به مشتریان، اعتماد، رضایت و نفوذ در بازار هر یک به تنهایی نقش مهمی را بازی می‌کنند. اما رضایت از کار و ارائه خدمات برتر شما را در رده بهترین‌های جهان قرار می‌دهد. برای حفظ کیفیت پشتوانه‌های مالی نیز مطرح است. هر یک از این موارد اگر نادیده گرفته شوند، شما را از ایده آل‌ها دور خواهند کرد. 

به گزارش اکونیوز، برندهای که در زیر نام آن‌ها خواهد آمد،
 
ارزش برند گوگل به میزان 66 میلیارد دلار است و بدون شک قدرت‌مندترین شرکت در کل دنیا محسوب می‌شود.
 
به این دلیل قدرت‌مندترین‌های جهان محسوب می‌شوند که به همان اندازه که قدرت و پشتوانه مالی دارند، از محبوبیت در میان مشتریان خود نیز برخوردارند. 

1. گوگل (Google) 

ارزش برند گوگل به میزان 66 میلیارد دلار است و بدون شک قدرت‌مندترین شرکت در کل دنیا محسوب می‌شود. 

کار موتور جستجوگر گوگل در سال 1996 توسط سرگی برین و لری پیچ آغاز شد. 

گوگل به جهت نوآوری و رشد متحیرکننده‌اش، در دنیا منحصر به‌فرد است. 

فعالیت آن بسیار گسترش یافته است تا جایی که در زمینه لغت‌نامه و ترجمه نیز باب جدیدی را باز کرده است. 

2. جنرال الکتریک (General Electric) 

جنرال الکتریک با ارزشی به میزان 61 میلیارد دلار دومین برند قدرتمند دنیا است. 

حیطه فعالیت جنرال الکتریک در زمینه های تکنولوژی صنعتی، فناوری اطلاعات، سرویس های مالی، نفت، فیلم وبسیاری موارد دیگر است. 

این شرکت در میان
 
کار موتور جستجوگر گوگل در سال 1996 توسط سرگی برین و لری پیچ آغاز شد.
 
مردم هند از محبوبیت ویژه‌ای برخودار است. 

3. مایکروسافت (Microsoft) 

شرکت مایکروسافت در سال، 44 میلیارد دلار به صورت پایه درآمد دارد و ارزش برند آن 54 میلیارد دلار برآورد شده است. 

بیل گیتس صاحب این برند در سال 1975 آن را بنیان نهاد. 

مایکروسافت در کل دنیا 75000 کارمند دارد و این امر نشان دهنده میزان بالای ایجاد موقعیت شغلی این شرکت برای بسیاری در دنیا است. 

گیتس شخصی است که رقیبان او هم از او واهمه داشته اند و هم او را ستایش کرده اند. 

4. کوکاکولا (Coca-Cola) 

برند کوکاکولا در حدود 44.134 میلیارد دلار تخمین زده شده که به واسطه آن چهارمین برند برتر و قدرت‌مند دنیا محسوب می‌شود. 

این شرکت در سال 1892 توسط آسا گریس کندلر به ثبت رسیده است اما بعدها
 
جنرال الکتریک با ارزشی به میزان 61 میلیارد دلار دومین برند قدرتمند دنیا است.
 
توسط وود راف و بردلی خریداری شد. 

در زمان‌هایی که در میان قدرتمندترین‌های دنیا جایی نداشته اما در میان شناخته‌شده‌ترین مارک‌ها در میان مردم جایگاه ویژه خود را داشته است. 

5. چاینا موبایل (China Mobile) 

این برند 41 میلیارد دلار ارزش دارد و بزرگ‌ترین اپراتور تامین خطوط موبایل در چین است. 

این شرکت بیش از 290 میلیون مشتری دارد و سال به سال گردش مالی آن حتی در مقایسه با اپراتور بین‌المللی ودافون افزایش می‌یابد. 

چاینا موبایل بسیار در هنگ‌کنک محبوبیت دارد و در آن جا نیز بزرگ‌ترین اپراتور محسوب می‌شود. 

6. مارلبورو (Marlboro) 

ارزش برند مارلبورو 31 میلیارد دلار است و بدون شک محبوبترین سیگار در دنیا می‌باشد. 

این برند با تبلیغ بر روی تابلو های تبلیغاتی و مجلات
 
شرکت مایکروسافت در سال، 44 میلیارد دلار به صورت پایه درآمد دارد و ارزش برند آن 54 میلیارد دلار برآورد شده است.
 
در سراسر دنیا بازار سیگار را به انحصار خود کشیده است. 

7. وال مارت (Wal-Mart) 

ارزش این برند درحدود 36 میلیارد دلار است. 

وال مارت بزرگترین شرکت خرده فروشی در آمریکا است که بخش اعظمی از فروش کالای آن به پخش اسباب‌بازی در این کشور باز می‌گردد. 

شرکت وال مارت در سال 1962 توسط سم والتون تاسیس شد و حدود 10 سال پیش وارد بازار سهام گردید. 

صاحبان فعلی این شرکت همسر وی به همراه یک دختر وسه پسرش می‌باشند. 

8. سیتی (Citi) 

ارزش برند سیتی 33 میلیارد دلار است. 

این شرکت با مبلغ 140 میلیون دلار مشارکت، در سال 1998 شکل گرفت. 

در سال 1993 توسط پرایمریکا تحویل گرفته شد و با تحولات بزرگی که در سیاست‌های تولید اتومبیل، سفرها هوایی و اداره خطوط هوایی داشت نام خود را به نام تجاری سیتی بنک تغییر داد و هم اکنون در جهان شناخته شده است. 

هم اکنون ولیعهد انگلستان، پرنسس چالز مدیر اجرایی آن می‌باشد. 

9. شرکت بین‌المللی
 
ارزش برند مارلبورو 31 میلیارد دلار است و بدون شک محبوبترین سیگار در دنیا می‌باشد.
 
تجارت ماشین‌های اداری (International Business Machines Corporation) 

این شرکت که با نام مخفف شده IBM، آی بی ام، شناخته شده است، شرکتی چند ملیتی است و با علم و تکنولوژی کامپیوتر سروکار دارد و کار‌های خود را انجام می‌دهد. 

دفتر مرکزی این شرکت در نیویورک واقع شده است و 350000 کارمند در سراسر دنیا دارد. 

آی بی ام در نیمه دوم سال 1880 تاسیس شد و در سال 1915 وارد بازار بورس گردید. 

10. تویوتا (Toyota) 

ارزش 33 میلیارد دلاری برند تویوتا این شرکت را در رده دهم قرار می‌دهد. 

شرکتی ژاپنی که بزرگترین تولید کننده ماشین آلات از جمله اتوبوس، اتومبیل، روبات و کامیون در دنیا است. 

دفتر مرکزی آن در ایچی ژاپن واقع شده است. 

تنها طی سال 2006، تویوتا 179 میلیارد دلار برای نوآوری و تولید محصولات جدید سرمایه گذاری کرده بود. 

رئیس فعلی آن فوجی چو و کاسوکی واتانابه هستند که مسئولیت مدیریت اجرایی شرکت را نیز به عهده دارند


دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 13:39 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
 

 

 قاره‌ي آمريكا از زماني كه توسط “كريستف كلمب” و “آمريكا وسپوسي” كشف گرديد، تدريجاً توسط مهاجرين اروپايي كه اغلب آنها انگيسي و فرانسوي و ايرلندي و اسپانيايي بودند اشغال گرديد. مهاجرين در سرزمين بزرگ و دست‌نخورده‌ي آمريكا براي خود شهرها و تأسيساتي به وجود آوردند و از حدود نيمه‌ي قرن هيجدهم، قيموميت استعمار بريتانيا بر ساكنان اين سرزمين تقريباً قطعي گرديد.


 

در سال‌هاي پس از 1763 و 1764 دولت بريتانيا حقوق گمركي بر واردات از آمريكا وضع نمود و نيز مشكلاتي براي صدور كالاهاي آمريكايي پديد آورد و ماليات زيادي بر مردمان مستعمره‌نشين آمريكا تصويب نمود. اين امر، مورد اعتراض مستعمره‌نشين‌ها قرار گرفت و دولت انگليس براي مقابله با شورشيان، نيروهايي را به آن سرزمين اعزام كرد.


 

ساكنان مستعمره‌نشين ايالات متحده در “فيلادلفيا” كنگره‌اي تشكيل داده و در روز 4 ژوئيه 1776 “اعلاميه‌ي استقلال ايالات متحده‌ي آمريكا” را صادر نمود. آنان يك مزرعه‌دار فراماسونر را كه صاحب بردگان و مراتع بسيار بود به رهبري ارتش ايالات متحده عليه انگليس برگزيدند. اين فرد، “جورج واشنگتن” بود كه بعدها نخستين رئيس‌جمهور ايالات متحده گرديد، جنگ‌هاي استقلال كه موسوم به انقلاب آمريكا است حدود 6 سال طول كشيد و به سال 1782 ميلادي، قولنامه‌ي صلح در پاريس تدوين گرديد و قرارداد صلح به سال 1783 ميلادي، منعقد شد و انگلستان رسماً استقلال آمريكا را به رسميت شناخت.


 

انقلاب آمريكا يا همان جنگ‌هاي استقلال، به رهبري سرمايه‌داران فراماسونر - ليبرال آمريكايي صورت گرفت و هدف آن رهايي از استعمار بريتانيا و دفاع از منافع بازرگانان و سرمايه‌داران ايالات متحده در مقابل منفعت‌طلبي انگليسي‌ها بود. اكثريت قاطع رهبران انقلاب آمريكا از جمله كساني مثل “جورج واشنگتن”، “جان آدامز”، “توماس جفرسون”، “بنيامين فرانكلين” و “جان لافايت” همگي فراماسونر بودند و مدافع گرايش‌هاي سرمايه‌دارانه بودند.


 

“جان لاك” ايدئولوژيك ليبراليست انگليسي را الهام‌بخش اصلي ايده‌ها و آرمان‌هاي انقلاب آمريكا دانسته‌اند. نويسندگان اعلاميه‌ي استقلال آمريكا، باورهاي شديد ليبراليستي داشتند و تحت تأثير آراي فيلسوفان عصر روشن‌گري بوده و به همراه اعلاميه‌ي استقلال، نظريه‌ي حقوق بشر بر پايه‌ي آراي “جان لاك” را نيز طرح كردند. جمهوري ايالات متحده‌ي آمريكا كه از پي جنگ‌هاي استقلال تأسيس گرديد را مي‌توان جمهوري سرمايه‌داران و فراماسونرها ناميد؛ زيرا بنيانگذاران آن يا جزو يكي از دو دسته و يا هر دو بودند. ايدئولوژي رهبري‌كننده‌ي انقلاب آمريكا، ليبراليسم بود و لذا در ذات آن ترويج سرمايه‌سالاري نهفته بوده است. پس ا‌ز آنكه جمهوري تأسيس مي‌شود و “جورج واشنگتن” به عنوان رئيس‌جمهور برگزيده مي‌شود، “الكساندر هميلتن” را به عنوان طراح و بنيانگذار نظام سرمايه‌داري آمريكا برمي‌گزيند. السكاندر هملتن آشكارا مدافع نظام سرمايه‌داري ليبرالي بود و مي‌گفت: «كساني كه پول دارند و در خانواده‌ي آبرومند متولد شده‌اند مي‌توانند حكومت خوبي به وجود بياورند و آن را اداره كنند». او صراحتاً مي‌گفت: «قدرت دولت بايد به قدرت صاحبان پول متكي باشد». يكي ديگر از بنيانگذاران جمهوري آمريكا يعني “جيمز مديسن” كه دو دوره رئيس‌جمهور ايالات متحده نيز گرديد، صراحتاً مي‌گفت: «مجلس سناي آمريكا بايد نمايند‌ه‌ي زمين‌داران بزرگ و مدافع آنها عليه اقدامات كساني باشد كه در زير فشار فقر و بيچارگي، در سر، هواي برخورداري از خوشبختي را به نحوي عادلانه‌تر مي‌پرورند».


 

“گورنور موريس” وكيل مدافع و نماينده‌ي استقلال‌طلبان آمريكا در فرانسه مي‌گويد: «مجلس سنا بايد محل تجمع ثروتمندان و روحيه‌ي اشرافيت باشد». “جان‌جي” اولين رئيس‌ ديوان عالي ايالات متحده‌ي آمريكا صراحتاً مي‌گويد: «حكومت بايد در دست كساني باشد كه سرمايه‌هاي كشور در دست آنها است».


 

در واقع بنيانگذاران جمهوري آمريكا - كه اكثراً فراماسونر و پيرو ايده‌هاي ليبراليستي و مدافع صريح سرمايه‌سالاري بودند - از آغاز آرزوي تحقق يك قدرت فراگير و جهان‌خوار و يك امپراطوري را در سر مي‌پروراندند. “جورج واشنگتن” در اين خصوص در نامه‌اي به “جان لافايت” يكي از اهداف جمهوري آمريكا را تبديل شدن به يك امپراطوري جهاني مي‌داند.


شايد در هيچ كجاي ديگر دنيا نظير ايالات متحده‌ي آمريكا اين‌چنين مثلث مقتدري از پيوند سه ركن سرمايه‌داري بزرگ، فراماسونري و ايدئولوژي ليبرالي، در هيأت يك رژيم سياسي تحقق نيافته باشد. به هر حال انقلاب آمريكا كه در واقع همان جنگ‌هاي استقلال است، يك انقلاب بورژوا - ليبراليستي به منظور تأسيس يك نظام سرمايه‌داري بزرگ و سودمحور به رهبري فراساسونرها بود. از اواخر قرن نوزدهم و در سراسر قرن بيستم، صهيونيست‌ها نيز نفوذ گسترده‌اي در جامعه‌ و هيأت حاكمه‌ي ايالات متحده به دست آوردند كه در طول نفوذ هميشگي فراماسونرها در اين كشور بود.



دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 13:27 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

طاق کسری بقایای تالار بزرگ عهد ساسانی در محل تیسفون، عراق حالیه، که جزء کاخ سلطنتی بزرگ معروف به ایوان کسری بوده‌است، طول و عرضش به ترتیب حدوداً ۳۶۵ و ۲۷۵ متر تخمین زده‌اند. این ایوان در محلهٔ جنوبی تیسفون موسوم به اسفانبر یا اسانبر واقع بود، و بانی آن را شاپور اول ساسانی شمرده‌اند، و پس از وی ظاهراً خسرو انوشروان به ترمیم و تجدید بنای آن اقدام کرد.

در مجاورت طاق چهار دسته ویرانه مشاهده می‌شود که جالب‌ترین آن‌ها تلّی است معروف به حرم کسری؛ این ویرانه‌ها جزء ایوان کسری بوده‌است. به فاصلهٔ حدود ۴۶۰ متری جنوب شرقی طاق بقایای ساختمان‌هایی مشاهده می‌شود، که تا گوشهٔ دیوار معروف به بستان کسری، که شاید حصار باغ وحش بوده‌است، امتداد دارد. در فاصلهٔ حدود ۹۱۰ متری جنوب غربی بستان تلی به ارتفاع ۶ الی ۵/۷ متر واقع است، که قاعده‌اش چهار گوش است، . معروف به تل‌الذهب (تل طلا) یا خزانهٔ کسری است، و آن ظاهراً در اصل بنای واحدی بوده که خسرو پرویز برای خزاین خود ساخته بوده‌است. طاق کسری که عظیم‌ترین و نظرگیرترین یادبود عظمت گذشتهٔ تیسفون است، در وسط ویرانه‌های مداین قرار دارد. آن‌چه که از آن باقیست نمایی است عظیم، به طول حدود ۹۳ متر، که اصلاً بیش از ۳۰ متر ارتفاع داشته و طاق‌نمایی به عرض حدود ۲۴ متر آن را به دو قسمت نامساوی تقسیم می‌کند. تالاری به طول بیش از ۴۵ متر و دارای ۱۰ ردیف اطاق‌های جانبی دارد. در عقب تالار دری پهناور است، که به حیاطی وسیع باز می‌شود

در محلی نه چندان دور از این کاخ، در سروستان، ویران بنایی وجود دارد که تاریخ آن معلوم نیست، نمایی با سه قوس، یک تالار بزرگ مرکزی با دو اطاق جانبی، که پوشش آن‌ها از گنبدهای شلجمی، طاق‌های دبه‌ای، و نیم‌گنبدهایی تشکیل می‌شود که حکم پشت‌بند را دارند، پشت‌بند اسکلتی معماری گوتیک ممکن است از این نیم‌گنبدها، با برداشتن تمام قسمت‌های آن جز قالب نگاهدارنده‌اش، اقتباس شده باشد. در شمال باختری شوش خراب یک کاخ دیگر وجود دارد، ایوان کرخه. این کاخ کهن‌ترین نمون طارم عرضی است که با تیرک‌های قطری ساخته شده‌است. اما جالب‌ترین آثار زمان ساسانیان - که اعراب فاتح را با عظمت خود به وحشت انداخت - کاخ سلطنتی تیسفون بود که اعراب به آن طاق کسری لقب دادند. این احتمالاً همان بنایی است که یک مورخ یونانی سال ۶۳۸ وصف می‌کند و می‌گوید: الگو:گفتاوردیوستینیانوس سنگ مرمر یونانی برای خسرو تهیه کرد و صنعت‌گران ماهری فرستاد که کاخی به سبک رومی در نزدیکی تیسفون برایش ساختند. جناح شمالی این بنا در سال ۱۸۸۸ فرو ریخت؛ گنبد آن از میان رفته است؛ سه دیوار بزرگ به ارتفاع ۳۵ متر بالا رفته‌اند و نمایی در جهت افقی دارند که به پنج ردیف از قوس‌های کور تقسیم شده‌است. یک قوس بزرگ مرکزی، که بیست و شش متر ارتفاع و بیست و دو متر عرض دارد و بلندترین و پهن‌ترین قوس بیضی شکل است که تاکنون شناخته شده، به سقف تالاری منتهی می‌شد که طولش ۳۵ و عرضش ۲۳ متر بود؛ شاهان ساسانی فضای وسیع را دوست داشتند. این نماهای خراب شده تقلیدی از نماهای غیر ظریف رومی، مانند تماشاخان مارکلوس، هستند. این نماها بیش از آنکه زیبا باشند، پرابهتند؛ اما نمی‌توان درباره زیبایی‌های گذشته از روی ویرانه‌های فعلی قضاوت کرد.

تاق کسری (تاق خسرو) یا ایوانِ مداین نام کاخ پادشاهان ساسانی در شهربغداددر ساحل خاوری رود دجله و از مهمترین سازه‌های دوران ساسانیان است.


بیشتر گمان می‌شود که طاقِ کسری در تیسفون جای‌دارد ولی تیسفون، اسبانبر و چند شهر کوچک دیگر مانند بغداد، روی هم شهرگان یا مدائن را تشکیل می‌دادند.

طاق اصلی این کاخ بلندترین طاق خشتی ساخته شده به دست انسان می‌باشد. بلندای این طاق ۳۵ متر، پهنایش ۲۵ متر و درازایش ۵۰ متر است.

بنابر آنچه در نوشتار پهلوی خدای‌نامگ آمده‌است این کاخ به دستور شاپور اول ساخته‌شده‌است.

بازمانده این کاخ هنوز در کشور کنونی عراق به‌جاست. ابوجعفر منصور خلیفه عباسی کوشید تا آن را ویران کند ولی در این کار ناکام ماند.[نیازمند منبع]

سبک معماری بنا شیوه پارتی است

 منبع : ويكي پديا



دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 13:14 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
 

نامزدهای ریاست بانک جهانی چه کسانی‌ هستند؟

نامزدهای ریاست بانک جهانی چه کسانی‌ هستند؟
اقتصاد > اقتصاد‌جهان  - همشهری آنلاین:
فعلا نام دو آمریکایی برای ریاست بر بانک جهانی مطرح است.

خبرگزاری آلمان گزارش داد، مجله "فوکوس" امروز در پیش خبری درباره شماره جدید خود اعلام کرد هیلاری کلینتون  64 ساله وزیر امور خارجه آمریکا یکی از گزینه‌های ریاست بر بانک جهانی است.

این مجله به نقل از یکی از کارکنان ارشد بانک جهانی نوشت "او دارای صلاحیت کافی است و تماس‌هایی با سراسر جهان دارد" که همین امر کلینتون را به نامزد ایده آل برای ریاست بر بانک جهانی تبدیل می‌کند.

علاوه بر کلینتون، گفته می‌شود لری سامرز، مشاور پیشین باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا هم نامزد تصدی این سمت است. با این حال بنا به این گزارش، کاخ سفید کلینتون را ترجیح می‌دهد.

ضرب الاجل اعلام نامزدی تا پایان مارس

پس از اعلام استعفای رابرت زولیک از ریاست بانک جهانی، این نهاد مالی تا اجلاس 20 آوریل صندوق‌ بین‌المللی‌ پول‌ فرصت دارد، جانشین او را معرفی کند. به همین خاطر ضرب الاجل معرفی نامزدهای این سمت تا 23 مارس تعیین شده است. زولیک 58 ساله 30 ژوئن پس از پنج سال ریاست بر بانک جهانی از سمت خود کنار می‌رود.

کلینتون پیش از این اعلام کرده بود که در صورت انتخاب مجدد اوباما به ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر دیگر در سمت وزیر امور خارجه فعالیت نخواهد کرد



دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 13:02 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

بیماری هلندی چیست؟

بیماری هلندی دشمن هرگونه سرمشق مدیریت کلان اقتصادی است.


دکتر همایون فریور چندی پیش در یک سخنرانی در موسسه‌ی مطالعات دین و اقتصاد، به بررسی "بیماری هلندی" و تاثیر آن در اقتصاد ایران پرداخت.
متن کامل سخنرانی این محقق اقتصاد به شرح زیر است:
«در سال ‌١٩٥٩برای اولین بار در هلند ذخایر گاز کشف گردید، این موضوع منتهی به افزایش درآمدهای ارزی در هلند، و تقویت بی سابقه پول ملی آن کشور گردید. ولی این فرصت به دلیل ایجاد یک رونق بخشی در اقتصاد Booming Traded Sector Economy و پیش ران شدن آن، و بطور طبیعی جابجایی منابع اقتصادی از دیگر بخش‌ها به بخش مزبور، مزیت تولید دیگر کالاهای صنعتی هلند را تضعیف نمود و یک بخش کاذب پر رونق دیگری را که از قابلیت مبادله با اقتصاد جهانی تهی بود، شکل بخشید. این عارضه در رونق صادراتی برخی کشورها نیز به مانند انگلستان در تولید و صادرات نفت و استرالیا در عرصه تولید مواد معدنی در دهه ‌٦٠ و ‌٧٠ مشاهده گردید.
نام علمی مناسبی که می‌توان بر بیماری هلندی نهاد، « رونق در اقتصاد کالاهای مبادله پذیر » است که متضایف با « رخوت در اقتصاد بخش کالاهای صنعتی صادراتی » خواهد بود. قابل توجه است که این عارضه به‌لحاظ آسیب شناختی با توجه به برون زا بودن درآمد حاصله، در شرایط خاصی از تعامل با اقتصاد بیرونی، تبدیل به پیشران اقتصاد داخل می‌گردد، که به آن خواهیم پرداخت.
این بیماری در اقتصاد ایران ناشناخته نمانده است، و اقتصاد دانان بهترین شاهد آن را تحولات دهه پنجاه اقتصاد ایران می‌دانند. فهم این اصطلاح در عرصه نخبگان اقتصادی محدود نمانده، و حتی در گفتمان نخبگان و جریانات سیاسی نیز در حدود یک کابوس اقتصادی به این اصطلاح توجه شده است.
ساختار ایجاد بیماری هلندی
در یک اقتصاد فرضی به مانند ایران تولید ناخالص ملی فارغ از توان خرید بطور تقریبی ‌٢٠٠ میلیارد دلار به قیمت‌های جاری می‌باشد. با صرف نظر از قیمت‌های جاری انرژی مصرفی در کشور، عواید حاصل از صادرات نفت در کشور اگر ‌٦٠ میلیارد دلار باشد، نسبت این درآمد به تولید ناخالص ملی حدود GNP ‌٣٠% خواهد بود.
ویژگی تنها بخشی از اقتصاد منابع طبیعی یعنی نفت که جزء منابع تجدید‌ناپذیر جهان می‌باشد، ارزش افزوده فوق العاده بالای آن است که مثلاً ‌٤ دلار سرمایه‌گذاری به ازای هر بشکه، بیش از ‌٥٠ دلار سود خالص حاصل می‌نماید و چنین سرمایه‌گذاری سودآوری حتی در بخش‌های پیش رو کشورهای صنعتی کمتر مورد شناسایی است. در قالب یک محاسبه ساده اقتصاد خرد، برای تحصیل ‌١ دلار ارز خارجی، کافیست که ‌٨ سنت در این بخش سرمایه‌گذاری گردد. این ‌٨ سنت شامل سخت افزار، تجهیزات، دانش فنی، دیگر مواد، و حتی هزینه‌های نیروی انسانی (هزینه‌های جاری) است که به دلیل کم اهمیت بودن هزینه‌های دستمزد می‌توان آن را از مدل حذف نمود. البته لازم به ذکر است که هزینه‌های استخراج از هر منطقه به منطقه دیگر (بخصوص مقایسه خشکی و آب) متفاوت است، و ثانیاً در این مقایسه، هزینه‌های اکتشاف لحاظ نشده است.
در چارچوب یک اقتصاد فرضی، اگر بنا باشد که کشوری از اقتصاد جهانی ‌٥٠ میلیارد دلار ارز بدست آورد، به چه میزان زیربناهای اقتصادی، مزیت‌های مناسب نیروی انسانی، مدیریت و کارآفرینی و تعامل مناسب بخش‌های اقتصادی، و حتی نفوذ از طریق سیاست خارجی مناسب جهت ایجاد فرصت کسب و کار و به یک معنا تجهیز کامل اقتصاد ملی و تحول در همه بخش‌های آن را باید تجربه نماید؟! به بیان دیگر برای نیل به چنین هدفی، لازم است که اقتصاد ملی به کارایی لازم گستره عوامل تولید و یک گردش مالی عمیق در عرصه اقتصاد داخلی و خارجی نایل گردد. ولی درآمد برون زایی بنام نفت، تمامی فرایندهای عادی نیل به چنین سطحی از کارایی اقتصاد خرد – مجموعه بنگاه‌ها – و اقتصاد کلان – محیط مناسب کسب و کار – را در حاشیه قرار می‌دهد، و شکل‌گیری نهادی عالی در هدایت توسعه ملی که مهمترین عامل و ضامن توسعه پایدار در کشور می‌باشد را غیر ضروری می‌سازد. به گفته دیگر پیشرانه یک بخش اقتصاد خرد، به دلیل ویژگی بازار جهانی محصول خروجی آن، به اندازه کلیت اقتصاد کلان تأمین ارز می‌نماید، و بدون استحاله گسترده و فراگیر در مجموعه کلان، اقتصاد کشور مواجهه با مرحله‌ای از پر یابی ارز را تجربه می‌نماید.
بیخود نیست که برخی از اقتصاددانان در مقام بررسی می‌گویند که اتکاء صنعت نفت به سرمایه و نیروی کار قابل صرف نظر کردن است. بنابراین به صورت غیر قابل گریزی بلحاظ نظری می‌توان باور داشت که اقتصاد نفت بر اقتصاد ملی از جنبه ضابطه ملی قابلیت سوار شدن ندارد، و وجه استحقاقی اقتصادی نفت به لحاظ مالکیت درآمد ذیربط در چارچوب سیاسی و ساختار قدرت در اقتصاد سیاسی جهان قرار می‌گیرد. بعد از کسب چنین درآمد عظیمی که مثلاً ‌٣٠% GNP را تشکیل می‌دهد، این سؤال مهمتر ضرورت می‌یابد که با این درآمد چگونه باید مواجه گردید؟ آیا باید این درآمد را ذخیره نمود؟ آیا باید آن را تبدیل به کالا نمود و مصرف را بالا برد تا بازار داخل گسترش یابد؟ آیا باید زیر بناهای اقتصادی را گسترش داد؟ آیا باید آن را تبدیل به صنعت نمود؟ و آیا آصولاً این درآمد برای هر اقتصادی قابل هضم است؟
طیف کشورهای مختلف پاسخ‌های متفاوتی را به این موضوع داده اند، در یک سوی کشورها، اقتصادهای صنعتی است که امکان هضم چنین درآمد عظیمی در اقتصاد خود را مضّر تشخیص داده اند، و لذا با تأسیس صندوق‌های سرمایه‌گذاری جهت نسل‌های آینده، مصرف در آینده را جایگزین مصرف جاری نموده‌اند. نروژ از قبیل همین کشورها طبقه بندی می‌گردد. برخی کشورهای عربی صادر کننده نفت نیز با انضباط مالی مناسب از همین روش پیروی نموده اند و سرمایه‌گذاری قابل توجهی خارج از اقتصادهای خود را سامان داده اند، و برغم اقتصادهای تک محصولی خود از گرایش به هزینه نمودن فراگیر آن خودداری نموده اند، ولی در عین حال به دلیل پائین بودن جمعیت این کشورها و ویژگیهای اجتماعی این جوامع که آرمان پذیری ملی را در حد یک Community (اجتماع) محدود ساخته است، یک نظام مرفه تأمین اجتماعی در این کشورها را امکان‌پذیر ساخته است. البته در سال‌های اخیر همین کشورها برای تنوع درآمدهای ارزی خود اقدامات مناسبی را در جهت گسترش دیگر فعالیت‌های اقتصادی خود بوجود آورده‌اند.
بیماری هلندی و اقتصاد ایران
در طول دهه‌های مختلف مدیریت اقتصادی ایران، روش دیگری را آزموده است، و مدیریت اقتصادی کشور در مقاطعی نسبت به امکان تبدیل منابع انبوه ارزی به نوعی توسعه فراگیر، سریع و مؤثر خوشبین بوده است؛ بطوریکه با وفور منابع مالی، می‌توان جامعیت و سرعت در توسعه را هدف گرفت و به بازیگر مؤثری در توسعه بین المللی تبدیل گردید. با توجه به ماهیت ارز خارجی (پول مسلط در اقتصاد جهانی) مصرف آن مستلزم تبدیل آن به تقاضای کالای خارجی است تا در سمت دیگر فروش ارز، دولت با در اختیار داشتن پول ملی اهداف اقتصادی - سیاسی خود را بر تن جامعه نماید. ولی مضمون اصلی این توسعه، رسیدن به پول از طریق مصرف و تقاضای کالای خارجی اعم از کالای مصرفی و سرمایه‌ای است، و چنان بستر از پیش تعیین شده ای، امکان جهت‌گیری اقتصادی در عرصه بیرونی را با ابهام مواجه می‌گرداند. با رویکردی تجربی می‌توان به این موضوع نیز نگاه نمود؛ نسبت صادرات غیر نفتی (هشت میلیارد دلار) به کل حجم تجارت خارجی در جهان مساوی با ‌٠٠١٦/٠ درصد خواهد بود، و بدون ارائه الگوی نظری پیچیده می‌توان دریافت که چنین درآمد برون زایی در طی دهه‌های مختلف لنگرگاهی از توسعه پایدار، و بازآفرینی مزیت‌های فعالیت اقتصادی را برایمان به ارمغان نیاورده است. فراموش نشود اگر درآمد ارزی کشور از محل صادرات نفت ‌٦٠ میلیارد دلار باشد، ‌٤٠ میلیارد دلار نیز سوبسید تزریقی به اقتصاد از محل مصرف انرژی در داخل باشد، در واقع مقدار واقعی مصرف منابع ارزی در کشور ‌١٠٠ میلیارد دلار خواهد بود، که خروجی اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی در بخش غیر نفتی کمتر از ‌١٠ میلیارد دلار است.
پس تا کنون با حجم منابع مالی در دست دولت در اقتصاد آشکار می‌گردد که بر طبق یک ضرورت اقتصادی، سیاست‌های اقتصادی ترغیب کننده اقتصاد دولتی نیست، بلکه نفس مالکیت چنان منابع مالی و میل به هزینه نمودن شرط لازم و کافی برای دولتی بودن اقتصاد ایران است. نتیجه طبیعی این فرایند تأثیرگذاری عمیق دولت بر دو تابع تقاضا و عرضه در اقتصاد ایران و غالب شدن کارکرد سیاسی دولت بر وجه اقتصادی آن خواهد بود و به همین دلیل حداکثر ظرفیت توسعه ملی در حد ظرفیت‌های بینشی کارکرد دولت تعیین می‌گردد، و لذا هر نوع بذر پاشی نهاد شناختی مربوط به توسعه پایدار اقتصادی عقیم و سلب می‌گردد.
در بخش پولی اقتصاد با افزایش درآمدهای ارزی و متورم شدن دارائیهای خارجی، مجوز افزایش پایه پولی اقتصاد فراهم می‌گردد، و لذا به موازات وفور ارز، اقتصاد ناگریز از فرایند پول آغشتگی (Monetize) و تورم نقدینگی است. در یک اقتصاد در حال توسعه که از درآمد نفت برخوردار نباشد، هر نوع تورم نقدینگی منتهی به کاهش ارزش پول ملی می‌گردد. ولی در شرایطی به مانند اقتصاد ایران که پول پر قدرت (ارز) به صورت انبوه یافت می‌گردد، سیاست کاهش ارزش پول ملی در هضم شوک‌های نقدینگی بی مورد بوده و با عطش دولت در قبول الگوی مدیریت هزینه ( به دلیل فارغ بودن از درآمد ) و نیز تأثیر پویای اقتصادی که میل به مصرف در کلان اقتصادی را ترغیب می‌کند، به کارگیری هر مدلی از نظام تخصیصی، فاقد کارایی جهت رفع محدودیت‌های نهادی – سازمانی و فنی – تکنولوژیک خواهد بود، و بنابراین با جابجایی سریع تابع تقاضای کل بدون امکان جابجایی تابع عرضه کل در کوتاه مدت ارمغان تأثیر فرایندهای کلان خود را در تورم قیمت کالاها آشکار می‌سازد. با تعامل متغیرهای کلان اقتصادی، تحدید افزایش قیمت کالاها را در کوتاه مدت به دو روش می‌توان صورت داد؛ کنترل قیمت‌ها در بخش تصدی گری دولت و یا افزایش واردات بطریق اعطای مجوز خاص و یا کاهش تعرفه وارداتی. تأثیر سیاست اول تحلیل قدرت مالی شرکت‌های تحت تصدی دولت و تعمیق رفتار جامعه به دریافت یارانه‌های گسترده تر و کاهش سودآوری – افزایش زیاندهی شرکت‌های مزبور، و تأثیر سیاست‌های دوم در تهدید تولید ملی و کاهش اشتغال و سطح درآمدها آشکار خواهد گردید. با افزایش تورم و افزایش انتظارات تورمی، نرخ بهره غیر بانکی افزایش خواهد یافت و سیستم بانکی رسمی کشور تحت فشار نرخ بهره بازار قرار خواهد گرفت و یا در نهایت نرخ بهره خود را مطابق قطب نمای بازار تعدیل و یا آنکه شاهد کاهش سپرده‌های جامعه خواهد بود. با افزایش نرخ بهره اعم از بازاری و غیر بازاری بخش‌های مولد جامعه آسیب پذیرتر و کم انگیزه تر، و بخش خدمات و بخصوص تجاری، توقعات خود را از بازده فعالیت بالا خواهد برد و لذا شرایط مبادله به ضرر بخش مولد تغییر خواهد نمود.
در نهایت تکمیل حلقه فرایندی ذکر شده در افزایش حقوق و دستمزدها انتقال خواهد یافت و بخصوص با تأثیر گسترده دولت در خریداری خدمات کار و چنانکه بیان گردید، غالبیت کارکرد سیاسی دولت بر وجه اقتصادی موجب خواهد گردید که بر خلاف دولت کلاسیک در مدیریت سطح دستمزد (تأخیر در انتقال سطح قیمت‌ها به دستمزد)، کارکرد اقتصاد – سیاسی دولت خود در انتقال تورم قیمت، به سطح دستمزد از تأثیر تعجیلی برخوردار خواهد بود. در این اقتصاد هر چند از برخی زوایا، می‌توان تورم را بلحاظ نظری در قالب افزایش تقاضا و یا فشار هزینه بیان نمود، ولی وجه واقع گراتر نوعی تورم ساختاری ناشی از مصرف درآمدی برون زا و بادآورده به اقتصاد است که ترکیب مخارج ملی بر انعطاف پذیری عوامل تولید نمی افزاید و لذا تراکم نقدینگی را عارض می‌گرداند.
به طور شهودی می‌توان ابراز داشت که تأثیر تحرک تورم به گونه‌ای است که به منزله لوکوموتیو قطار، چیدمان متغیرهای کلان اقتصادی را رقم خواهد زد، و قدرت این لوکوموتیو بحدی است که امکان جابجایی ( Trade off ) سیاست‌های کلان برای رسیدن به نتایج متفاوت اقتصادی را محو می‌گرداند. تولیدکنندگان از فشار هزینه سخن به میان می‌آورند، برای تلطیف بحران، دستور اداری به کاهش نرخ‌های بهره صادر می‌گردد، ولی نرخ بازاری بهره کار خود را در اقتصاد انجام می‌دهد و در نهایت کار منتهی به سهمیه بندی منابع مالی می‌گردد که بر طبق تجربه مشکلات این سهمیه بندی فقط دامنگیر بخش خصوصی است. در سویی تورم وجود دارد، و با توجه به ماهیت ذاتاً انبساطی مصرف انبوه درآمد نفت در اقتصاد امکان به کارگیری سیاست‌های کلان اقتصادی در جهت کاهش سطح قیمت‌ها نا مفهوم بوده و مدیریت اقتصاد تنها ابزار قابل شناسایی در کوتاه مدت برای کاهش تورم را در واردات گسترده تر خواهد یافت.
نرخ بهره که به لحاظ اسمی در سطح بالاتر انتظارات جامعه منعکس می‌گردد، از هرگونه مفهوم اطلاعات اقتصادی در اندازه‌گیری کمیابی منابع مالی تهی می‌گردد، زیرا در سویی دولت منابع مالی در حجم مورد نیاز خود آن را با قیمت ترجیحی مصرف می‌کند، و در سویی دیگر با ناکافی بودن حجم، انعقاد نرخ بازاری برای بخش غیردولتی قابل اعمال خواهد بود. در این اقتصاد سیاسی تعادل کوتاه و بلند مدت سطح اشتغال از ساختار هزینه‌های دولت متأثر خواهد بود، و تمام سرنوشت کارایی و ناکارایی اقتصاد در ایجاد و ماهیت اشتغال به این موضوع بستگی خواهد داشت. این اقتصاد سیاسی در عین حال بستر تحقق عدالت اجتماعی را نیز تضعیف می‌کند، به طوریکه تغییر سهم بری عوامل از بخش مولد به غیر مولد، افزایش نرخ اجاره سرمایه، متزلزل ساختن انگیزه پس انداز، افزایش انتظار بازده بخش تجاری و ... بسترهای مناسب انتفاع جمعی از فعالیت‌های اقتصادی را سلب می‌نماید.
نتیجه گیری
در ابتدای مقاله بیان گردید که بیماری هلندی نوعی عدم توازن در اقتصاد سنتی کشورهای صنعتی و جابجایی پیشران‌های اقتصادی و در نهایت تغییر سهم بری بخش هاست، و در واقع با ساختاری که تا کنون بیان گردید تأثیر غیر یکنواخت تورم به منزله خاک حاصلخیزی است که تغییر سهم بری اقتصادی – سیاسی بخش‌های متنوع اقتصاد را ممکن می‌سازد. به گفته دیگر با انفجار درآمد ارزی و پیش ران شدن یک بخش بسیار محدود در اقتصاد که شالوده بخش مبادله پذیر با اقتصاد جهانی را تشکیل می‌دهد، و بخش مولد اقتصاد که به طور سنتی برای اقتصاد در وضعیت رقابتی ارز آوری می‌نمود دچار رخوت گردیده، و بخش دیگری از اقتصاد که در هر صورت فاقد هرگونه مزیت در تولید کالای مبادله پذیر است، با بستر حاصل از تعامل متغیرهای اقتصاد کلان از تأثیر و توزیع غیر یکنواخت تورم بهره بیشتری برده و لذا بسیاری از انگیزه‌های گسترش سوداگری و سفته بازی را به خود اختصاص می‌دهد. افزایش قیمت مسکن، زمین، مستغلات، اجاره و ... از قبیل عوارض تأثیر بیماری هلندی است. بی دلیل نیست که برخی از اقتصاد دانان در تجربه اقتصاد انگلستان بدلیل عوارض سوء این بیماری در بخش‌های مولد، معتقد به بیرون ریختن درآمدهای دریای شمال بوده‌اند.
به‌رغم اهمیت و ضرورت آسیب شناسی این بیماری در کشورهای پیشرفته صنعتی، تأثیر این بیماری به روی اقتصاد در حال توسعه‌ای به مانند ایران بسیار عمیق تر، حساس تر و خطرناک تر می‌تواند باشد، به یک مفهوم در شالوده اقتصاد سیاسی انقلاب اسلامی، افزایش درآمدهای نفتی در دهه پنجاه شمسی و ظهور بیماری هلندی منتهی به تغییرات سریع مطالبات ملی گردید، و اگر امروز برخی نخبگان سیاسی از دل نگرانی برخوردار هستند، به همین موضوع بر می‌گردد. این عارضه در اقتصادهای توسعه یافته مورد شناسایی و درمان قرار می‌گیرد؛ زیرا مقیاس تولید ملی این اقتصادها بزرگ و قابل توجه است، و دوم آنکه با شناسایی نهادی و شناسنامه گذشته اقتصاد صنعتی خود به منزله یک مرجع جهت دهنده عمل نموده، و سوم آنکه با سنت دیرینه باز بودن اقتصاد آنها امکان اخذ بازخورد و جهت‌گیری مجدد و پایدار به اقتصاد سنتی آنها وجود دارد، ولی در کشوری فرضی بمانند ایران هر سه عامل مفقود می‌باشد، و لذا مدیریت اقتصادی بدلیل نداشتن برداشت مشخص نسبت به مسیر تخصیص منابع در توسعه کشور، از قطب نمای Ideal Type برخوردار نبوده، بلکه این خطر وجود دارد که مجموعه تعاملات به وجود آمده از اقتصاد کلان به روایت بیماری هلندی عین پاسخگویی به مطالبات ملی تلقی گردد. در وجه اقتصاد کلان، بیماری هلندی دشمن هرگونه سرمشق مدیریت کلان اقتصادی است، زیرا به بیانی که آمد رابطه جایگزین میان تأثیر سیاست‌های اقتصادی نامفهوم گردیدهغ به طوریکه کارکرد پیش گیرانه سیاست‌های پولی، مالی و ارزی در رفع عوارض راهبرد توهم زای افزایش سریع ظرفیت اقتصادی و اشتغال از اثربخشی مناسب تهی گردیده و اقتصاد در فضایی مبهم از بالندگی ظاهری مستقل از نظر سیاست مداران به پیش می‌رود ولی در عمل اقتصاد فاقد ترمز و کمربند اطمینان خواهد بود.
این وضعیت در بحران مالی سال ‌١٩٩٧ در آسیای جنوب شرقی وجود داشت که اقتصاد این کشورها در ظواهری از رونق، یکباره بدون قراین مشخص حباب‌های درونی اقتصادهای آنها آشکار گردید که اقتصاد دانان دلایل بحران را در میزان باز بودن این اقتصادها ممیزی نموده‌اند. تنها لنگرگاه جلوگیری از بحران در اقتصاد سیاسی ایران وجود انضباط فراگیر مالی دولت است. همان انضباطی که اقتصاد دولت‌های عربی صادر‌کننده نفت در طی بیش از سه دهه آن را به خوبی در خود نهادینه ساخته اند و در این موضوع به آزمون و خطا نپرداخته و لذا امروزه از شرایط مناسب توسعه پایدارتر برخوردار می‌باشند. انضباط مالی یعنی حس کردن، و حس دادن به اینکه منابع اقتصادی دچار کمیابی است و مدیریت کردن بر مبنای چنین نهادی، عین تربیت جامعه و اصلاح ساختار انگیزشی در توسعه کسب و کار می‌باشد. پدیده معجزه اقتصادی در هر تجربه جهانی یک پدیده مدیریت مدار است و نه مخارج مدار، که مهمترین شاه بیت این مدیریت ایجاد نهادهای مناسب برای به صحنه آوردن فراگیر انگیزه‌های فعالیت مولد اقتصادی مردم و ظهور سازمان‌های کارآفرین است. به مضمون نقد اقتصاد دانان در خصوص درآمدهای باد آورده دریای شمال، با درآمد بادآورده نفتی معجزات آن هم بوی بادآوردگی خواهد داد و مدیریت سیاسی کشور الحق والانصاف می‌بایست به اندازه اهمیت مسئله و ابعاد پیچیده آن نگران این موضوع باشد».



دوشنبه 08 اسفند 1390 :: 12:59 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
 

میزان ذخایر ارز و طلای ایران؛ رتبه ایران از نگاه یک سازمان آمریکایی

میزان ذخایر ارز و طلای ایران؛ رتبه ایران از نگاه یک سازمان آمریکایی
اقتصاد > اقتصاد‌ملی  - همشهری آنلاین:
ذخایر ارز و طلای ایران با رشد 30 میلیارد دلاری در یک سال گذشته به مرز 110 میلیارد دلار رسیده است.

فارس نوشت: ذخایر ارز و طلای ایران که در پایان سال 2010 میلادی 78.9 میلیارد دلار بوده است، در پایان سال 2011 میلادی به 109 میلیارد و 700 میلیون دلار رسیده است.

بنابراین گزارش، ذخایر ارز و طلای ایران در سال 2011 میلادی بیش از 30 میلیارد دلار افزایش یافته است.

گزارش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا حاکی است، بین 175 کشور بزرگ دنیا، ایران رتبه 22 جهان را از لحاظ حجم ذخایر ارز و طلا در اختیار دارد.

بر اساس این گزارش، چین با 3316 میلیارد دلار ارز و طلا رتبه اول دنیا را دارد، ژاپن با 1063 میلیارد دلار ذخیره ارز و طلا در رتبه دوم است و عربستان سعودی نیز با 556 میلیارد دلار رتبه سوم را در اختیار دارد.

ذخایر ارز و طلای آمریکا 132 میلیارد دلار است و این کشور در رتبه 19 قرار دارد

منبع: همشهري آنلاين



یکشنبه 07 اسفند 1390 :: 13:43 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
متن  لايحه بودجه 1391 كل كشور
 


‎12ـ6ـ ‎وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است سود‎ ‎سهام تقسيم شده سهم دولت در همه شرکت‌هايي که سهم دولت يا ساير شرکت‌هاي دولتي در‏‎ ‎آنها کمتر از 50 درصد است را حداکثر ظرف مدت يک‌ماه پس از تصويب در مجمع عمومي‎ ‎مربوط، پس از واريز به حسابي که توسط خزانه‌داري کل کشور بدين منظور افتتاح مي‌شود،‎ ‎به حساب درآمد عمومي موضوع رديف شماره 130108 جدول شماره پنج اين قانون كند‏‎.

‎12ـ7ـ در سال 1391 در ماده 85 قانون ماليات‌هاي‏‎ ‎مستقيم عبارت زير جايگزين عبارت «قانون نظام هماهنگي پرداخت دولت مصوب ششم اسفندماه 1370» ‎مي‌شود‎:

‎‎وزارتخانه‌ها و مؤسسات، شرکت‌ها و ساير ‎دستگاه‌هاي دولتي موضوع مواد يك، دو و چهار و قسمت اخير ماده 5 قانون مديريت خدمات کشوري،‎ ‎قضات، اعضاي هيأت علمي، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي.

13ـ سقف افزايش حقوق و مزايا و ساير‎ ‎پرداختي‌هاي نقدي و غيرنقدي شرکت‌هاي دولتي، مؤسسات انتفاعي وابسته به دولت، نهادها‎ ‎و مؤسسات عمومي غيردولتي، بانک‌ها و بيمه‌ها موضوع ماده پنج قانون مديريت خدمات کشوري‏‎ ‎به کارکنان و مديران خود در سال 1391 توسط هيأت وزيران تعيين مي‌شود. از ابتداي‎ ‎سال، اجراي بودجه شرکت‌هاي مذکور در سقف ياد شده امکان‌پذير است‎.

‎13ـ2ـ ‎افزايش اعتبارات هزينه‌اي نسبت به اعتبارات‎ ‎مصوب وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتي براي تأمين کسري احتمالي ناشي از هزينه‌هاي ‎اجتناب‌ناپذير، تعهدات و مطالبات و حقوق نيروي انساني تا سقف 20 درصد از‎ ‎اعتبارات هر يک از رديف‌هاي منظور در جداول و پيوست‌هاي اين قانون با تصويب دولت‎ ‎مجاز است‎.

‎13ـ3ـ ‎افزايش حقوق گروه‌هاي مختلف حقوق‌بگير از‏‎ ‎قبيل هيأت علمي، کارکنان کشوري و لشکري و قضات به طور جداگانه توسط دولت به نحوي که‎ ‎تفاوت تطبيق موضوع مواد 71 و 78 قانون مديريت خدمات کشوري در حکم حقوق ثابت باقي‏‎ ‎بماند، انجام مي‌پذيرد‎.

‎13ـ4ـ ‎در تمامي دستگاه‌هاي اجرايي، امتياز کمک‎ ‎هزينه فوت و ازدواج 6500 و امتياز حساب پس‌انداز کارکنان دولت (سهم دولت) 150 تعيين‏‎ ‎و پرداخت مي‌شود‎.

‎13ـ5ـ ‎به دولت اجازه داده مي‌شود به منظور‎ ‎ساماندهي و پرداخت به موقع کمک عائله‌مندي، حق اولاد و عيدي بازنشستگان مشمول صندوق‎ ‎بازنشستگان کشوري اعتبار مربوط به اقلام مذکور را از بودجه دستگاه‌هاي اجرايي ملي و‎ ‎استاني کسر و به اعتبارات هزينه‌اي صندوق مذکور اضافه كند.

13-6- ‎در اجراي‎ ‎قانون برگزاري مناقصات، ماده 17 قانون مديريت خدمات کشوري موقوف الاجراست. همچنين‎ ‎اختيارات هيأت وزيران در مورد تعيين نصاب معاملات موضوع قانون‎ ‎برگزاري مناقصات به‎ ‎مواردي که معامله به صورت مزايده انجام مي‌شود، تسري مي‌يابد‎.

‎13ـ7ـ ‎بازنشستگي پيش از موعد کارکنان دولت با‎ ‎موافقت بالاترين مقام اجرايي دستگاه يا مقام مجاز موضوع مواد 52 و 53 قانون محاسبات‏‎ ‎عمومي و بدون سنوات ارفاقي و مشروط به حذف پست سازماني مجاز است. اجراي اين حکم از‏‎ ‎محل منابع دستگاه‌ها و واگذاري سهام و سهم‌الشرکه دولتي و ساير اموال دولتي و يا ‎منابع حاصل از واگذاري آن قابل پرداخت است‎.

‎14ـ ‎دولت موظف است بابت حقوق، رد ديون و‎ ‎مطالبات ايثارگران و خانواده معظم شهداء و کارکنان اعم از شاغل يا بازنشسته و‎ ‎تغييرات بعدي آن و اجراي «لايحه جامع خدمات رساني به ايثارگران» و «طرح اصلاح موادي‎ ‎از قانون خدمت وظيفه عمومي» و «قانون تفسير ماده 13 قانون حمايت از آزادگان مصوب چهارم اسفندماه 1389» و همه احکام مربوط به ايثارگران و خانواده آنان در قانون برنامه‎ ‎پنج‌ساله پنجم توسعه از محل واگذاري سهام و سهم‌الشرکه شرکت‌هاي دولتي يا واگذاري‎ ‎آن يا اموال و دارايي‌ها يا از محل وجوه حاصل از فروش آنها با قيمت کارشناسي روز با‎ ‎تأييد وزير امور اقتصادي و دارايي و وزير مربوطه و يا بالاترين مقام دستگاه اجرايي‎ ‎حسب مورد، اقدام كند.

‎14ـ2ـ ‎شرکت‌هاي مشمول اصل 44 قانون اساسي که‏‎ ‎واگذار شده‌اند يا در حال واگذاري هستند و يا در فهرست واگذاري قرار دارند، موظفند‎ ‎از قوانين و مقررات مربوط به ايثارگران تبعيت كنند.

روزنامه اطلاعات



یکشنبه 07 اسفند 1390 :: 13:41 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

آبشار بیشه یکی از آبشارهای استان لرستان و در دل کوههای زاگرس در شهرستان دورود قرار گرفته است و فاصله آن تا شهر دورود ۳۵ کیلومتر است.این آبشار در کنار راه آهن تهران - خوزستان و در نزدیکی ایستگاه بیشه قرار گرفته است و از این رو پذیرای مسافران است . این آبشار با چشم اندازی زیبا یکی از نادرترین و زیباترین آبشارهای ایران و استان لرستان است.ارتفاع آبشار ۴۸ متر و در برخی گزارش ها  58 متر تا نقطه برخورد با زمین است .

 

 

 

 

 

 

 

 



یکشنبه 07 اسفند 1390 :: 13:38 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

از تپه حسنلو چه می دانید؟

تپه حسنلو

تپه حسنلو در میان جلگه ای سرسبز و خرم که به نام "سلدوز" معروف است و در کنار قریه ای به همین نام قراردارد.

براساس داده های باستان شناسی، این تپه در ده دوره مورد سکونت قرار گرفته است. دوره دهم که قدیمی ترین دوره سکونت حسنلو به حساب می آید، مربوط به هزاره ششم تا هزاره سوم ق.م است و دوران هایی را شامل می شود که تپه حسنلو زیاد مورد توجه نبوده است. در این دوره ها به بناهای خشتی، گلی و سنگی برخورد شده است.

تپه حسنلو

 از دوره چهارم سکونت در حسنلو یعنی در هنگام وقوع آتش سوزی بزرگ تا دوره هفتم سکونت – 2200 سال پیش از آتش سوزی – آثار ساختمانی به دست آمده است که دلالت بر سکونت افراد در این تپه دارد. بنابراین، دوره هفتم بین 2500تا3000 ق.م است. در این دوره از ابزار مفرغی استفاده می شد. دوره ششم بین 2000 تا2500 ق. م و دوره پنجم 1300ق. م است. از دوره پنجم سکونت در این تپه، ظروف سفالی خاکستری رنگی به دست آمده است. از مختصات دوره پنجم سکونت در حسنلو، وجود ساختمان های خشتی و گلی است.

تپه حسنلو

دوره چهارم 1300 تا 800 ق. م – همان دوره آتش سوزی بزرگ – است. در این دوره تمدن بسیار درخشانی در حسنلو وجود داشت و ساختمان های آن از سنگ ساخته شده بود. دوره سوم سکونت در تپه حسنلو دوره مادها و کمی پیش از آنها است. این دوره نیمی از آنها است. این دوره نیمی از دوره هخامنشی را نیز در بر می گیرد و به دو قسمت A و B تقسیم می شود.  دوره A قدیمی تر از دوره B است. دوره دوم هم زمان با نیمی از دوره هخامنشی، همه دوران پارت و نیمی از دوران ساسانی است و دوره اول که لایه ای بسیار ضعیف است، اواخر دوره ساسانی و اوایل ظهور اسلام را شامل می شود.

دوره چهارم حسنلو مهم ترین دوره فرهنگی این تپه است. دژ نظامی (برج و بارو) و سه تالار بزرگ ستون دار از عمده واحدهای ساختمانی مکشوفه در این دوره هستند.

 این سه تالار ستون دار در یک زمان ساخته نشده اند؛ اول تالار ستون دار شرقی، سپس تالار ستون دار جنوبی و در آجر تالار ستون دار غربی ساخته شده است. ساخت هر تالار جدید باعث منزوی شدن تالار قبلی شده است. شواهد حفاری موید آن است که هر سه بنای ستون دار به عنوان یک مرکز مذهبی مورد استفاده بودند.

تپه حسنلو

دژ حسنلو و دیوار دفاعی آن:

 

 

 

دور تا دور قلعه را دیواری به قطر سه متر و ارتفاع هفت متر فرا گرفته بود. در فاصله سی متری از باروی قلعه، برج های مربع شکلی به ابعاد 10×10 متر ساخته شده و بخشی از آن (حدود پنج متر) از بارو (دیوار قلعه) بیرون زده بود.

حیاط مرکزی: در مرکز دژ حسنلو یک حیاط چند ضلعی نامنظم ساخته شده است. دور تا دور این حیاط را  تالارهای ستون دار، ایوان های دراز و اتاق های کوچک و بزرگ تشکیل می دهند. در انتهای جنوبی حیاط قربانگاه قرار دارد و در انتهای شمالی آن چند لوح سنگی به ارتفاع سه متر و بدون هیچ گونه علامت دیده می شود.

تپه حسنلو

بناهای وابسته به حیاط مرکزی: این بناها عبارت اند از:

بناهای شرقی: در جنوب شرقی حیاط مرکزی  یک تالار وسیع با چند انباری از زیر خاک بیرون آمده است. در این تالار خمره های بزرگ متعددی یافت شد. در شمال این انبار قدیمی ترین و اولین تالار ستون دار به طول شش و عرض چهار متر قرار گرفته و راه ورودی آن از انبار است. در مرکز این تالار دو ردیف چهار ستونی تعبیه شده و فاصله ستون ها از یکدیگر پنج متر است. در کنار دیوارها ته ستون های سنگی دیده می شود. محراب یا محل اصلی معبد در جنوب تالار قرار دارد. در شمال این تالار چند اتاق کوچک و بزرگ ساخته شده است. در میان این تالار اسکلت دو اسب پیدا شده است.

بناهای جنوبی: در جنوب حیاط مرکزی یک واحد ساختمانی شامل اتاق ها و تالارهای متعدد ساخته شده است. معبد دوم که شامل تالاری ستون دار است، بخشی از این واحد ساختمانی را تشکیل می دهد. به فاصله 5/3 متری از در ورودی سمت شمالی تالار، سکویی به اضلاع 2×3 متر قرار دارد. این سکو احتمالاً جهت انجام پاره ای از مراسم مذهبی چون تقسیم قربانی یا قرار دادن پی سوز به کار می رفته است. در وسط جبهه جنوبی تالار، محلی شبیه محراب ساخته شده است که از آن به اتاق کوچک پشت معبد راه دارد. در داخل معبد محلی برای روشن کردن آتش مقدس در نظر گرفته شده بود و در جنوب غربی معبد اجاقی مستطیل شکل دیده می شود.

تپه حسنلو

بناهای غربی: در گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی معبد سوم یا تالار ستون دار سوم قرار دارد. این واحد ساختمانی از سمت شرق به حیاط مرکزی، از غرب به دیوار غربی قلعه (برج و باروی حسنلو)، از جنوب به راهرویی باریک و از شمال به راهی که در گذشته از معابر دژ حسنلو بود و به دروازه غربی حسنلو می رسید، محدود می شود. این دروازه تنها راه ورودی دژ حسنلو از غرب است. واحد ساختمانی جنوب غربی که تالار ستون دار آن جدیدترین تالار ستون دار حسنلو به شمار می رود، در شمال غربی معبد دوم (واحد ساختمانی جنوب حیاط مرکزی) احداث شده است. از گوشه جنوب غربی حیاط مرکزی دری به سوی تالار ستون دار این واحد باز می شود. تالار ستون دار این مجموعه به ابعاد 15×60×15 متر و تقریباً مربع شکل است. سبک استقرار ستون های آن شبیه واحد جنوبی حیاط مرکزی است. دو ردیف چهار ستونی به انضمام دو پایه ستون هایی که در کنار دیوار قرار دارند، سقف را نگهداری می کردند. شیوه ساخت این تالار با حذف پایه های ستون های کنار دیوار، شبیه بناهای دوره هخامنشی مخصوصاً تالارهای ستون دار کاخ های تخت جمشید است.

تپه حسنلو

حیاط مرکزی با ورودی بزرگی به اتاق های غربی حیاط که بخشی از فضاهای واحد غربی را تشکیل می دهند و سپس به تالار ستون دار این واحد ارتباط پیدا می کند. این واحد ساختمانی در شمال دارای ورودی بزرگی است. این ورودی با پله های درازی به طول نه تا یازده متر به داخل راهروی بلندی به طول بیست و دو متر و عرض نه متر راه پیدا می کند.

بناهای شمالی: در شمال حیاط مرکزی بنای دیگری احداث شده است و مجموعه پیوسته ای را شامل می شود. براساس آثار مکشوفه، این بخش به سکونت حاکمان حسنلو اختصاص داشته است. در این بخش اتاق ستون داری ساخته شده که از نظر فرم و شکل شبیه تالار ستون دار بخش غربی است و شباهت به معماری هخامنشی دارد، با این تفاوت که تعداد ستون های اتاق اصلی این بخش کم تر است. در دژ حسنلو واحدهای دیگری به صورت پراکنده و جدا از حیاط مرکزی کشف شده است.

تپه حسنلو

آثار مکشوفه از حفاری های باستان شناسی تپه حسنلو:

 اشیای قابل توجه و ارزشمندی که تاکنون در کاوش های نقاط مختلف تپه حسنلو- به ویژه از گورهای قدیمی پیرامون آن- به دست آمده است، نمونه کاملی از صنایع ساکنان قدیمی این ناحیه را نشان می دهد. این اشیاء شامل اشیای استخوانی و سنگی، اشیای  نقره ای، اشیای سفالی، اشیای مفرغی و اشیای طلایی است. معروف ترین این اشیاء، "جام حسنلو" است.

جام

جام طلایی حسنلو:

این جام در تابستان 1985 م به وسیله "رابرت دایسون" از تپه حسنلو کشف شد. این جام یک پارچه طلایی بیست سانتی متر بلندی و بیست سانتی متر قطر دارد. این کشف در تاریخ باستان شناسی ایران و جهان یکی از مهم ترین اکتشافات علمی و از نادرترین آثار تاریخی، دینی و هنری دنیای باستان به شمار می رود.

این جام اثر کاملاً خیره کننده ای است، زیرا بیش از حد پر کار بوده و فاقد ترکیب مجلل است. گیرایی آن بیشتر در نیروی حیات نقش های کوچک و تنومند است. کلیه نقش ها به وسیله یک نوار تسمه ای در بالا و یک تسمه در پایین محدود شده اند. صحنه ها بنابر اهمیت شان در یک یا دو ردیف که تنها با خط زمینه فرضی تقسیم شده اند، ترکیب یافته اند. در بالاترین ردیف سه تن از خدایان هر یک سوار بر یک ارابه قرار دارند؛ دو ارابه به وسیله قاطر کشیده می شوند و یکی از آنها با گاو نر. در برابر سومین خدا کاهنی ایستاده است که جام بلندی را به دست دارد. این کاهن موی خود را در جلو پیشانی به طرف بالا شانه کرده است و گویا یک گوسفند قربانی را که به وسیله دو مرد در پشت سر وی آورده شده اند، هدیه می کند. این خدایان احتمالاً عبارت اند از خدای هوا که ممکن است به وسیله گاو نری که ارابه او را می کشد، مشخص شود. دیگری خدای زمین که کلاه شاخداری به سردارد و سرانجام خورشید که با دایره خورشید بالدار روی سرش قابل تشخیص است.

منبع: میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی



آیا می دانید91-9
رابطه رشد اقتصادی و توزيع درآمد: مقايسه نظريه هاي مختلف توزیع درآمدوتوسعه اقتصادی عجایب دهگانه طبیعی تصویر خورشید در لحظه شروع یک انقلاب آیا می دانید91-8 کشتی نوح
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران