چهارشنبه 03 اسفند 1390 :: 19:43 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
چین، برزیل، هند، ترکیه، و آلبانی در حال حاضر بهترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری با سوددهی بالا محسوب می شوند.
الف: براساس بررسی های جدید مشخص شده است که چین، برزیل، هند، ترکیه، و آلبانی در حال حاضر بهترین کشورهای جهان برای سرمایه گذاری با سوددهی بالا محسوب می شوند.

به گزارش "مارکت اوراکل"، کارشناسان و تحلیل گران دلایل خود را در مورد چرا چین، برزیل، هند، ترکیه و آلبانی در حال حاضر بهترین کشورها برای سرمایه گذاری هستند، ارائه کرده اند که به بخشی از آنها اشاره می شود:

*چین: این کشور از سال 1987 با قرار گرفتن در مسیر اصلاحات بنیادین اقتصادی، رشد میانگین 9.5 درصد را تجربه کرده است. رشد اقتصادی چشمگیر و قابل توجه در چین طی 10 سال اخیر چشم انداز این کشور و اقتصاد جهان را دستخوش تغییراتی کرده است. این رشد اقتصادی نه تنها برای چین بلکه به طور فزاینده ای برای جهان مهم به شمار می رود. چین نه تنها در اقتصاد بلکه در امور نظامی، ژئوپلتیک، تجارت و امور مالی نیز با پیشرفت های چشمگیری مواجه شده است. بی شک چین در حال حاضر یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان است و سریعترین رشد اقتصادی را دارا می باشد. این کشور بزرگترین تولیدکننده فولاد جهان است و بزرگترین مصرف کننده مس، آهن، آلومینیوم، کروم و نیکل است. چین صدها میلیارد دلار در منابع طبیعی در آفریقا، استرالیا، برزیل، روسیه، عراق، اروپا، کانادا، شرق آسیا و آمریکا سرمایه گذاری کرده است. این کشور بزرگترین ذخایر ارزی در جهان ( 2.65 تریلیون دلار) را دارد.

*برزیل: هم اکنون بزرگترین کشور آمریکای جنوبی است و پنجمین کشور پرجمعیت جهان محسوب می شود. فعالیتهای برزیل در سالهای اخیر در روند اقتصاد جهان تاثیر گذاشته است. برزیل در صنعت کشاورزی، استخراج معادن، صنایع تولیدی، انرژی و بخش های خدماتی با دستاوردهای چشمگیری مواجه شده است. از سال 2003 برزیل ثبات در اقتصاد کلان خود را بهبود بخشید، بر ذخایر ارزی خود افزود، بدهی های خود را کاهش داد، نرخ تورم را تحت کنترل درآورد و نسبت به مسئولیت های امور مالی به طور کامل خود را متعهد کرد. مردم برزیل در سال 2007 و 2008 رشد اقتصادی غیرمنتظره ای را تجربه کردند.
*هند: از سال 2000 تاکنون هند به طور میانگین با رشد اقتصادی سالانه 8.5 درصد روبرو بوده است. صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده که رشد اقتصادی هند در سال 2010 به 9.7 درصد در سال 2010 خواهد رسید و در سال مالی آینده به 8.4 درصد می رسد. اقتصاد هند به واسطه تولید صنعتی قوی و عملکرد سازنده در اقتصاد کلان این کشور با رشد چشمگیر روبرو شده است. اقتصاد هند در دو دهه گذشته به طور چشمگیری رشد داشته است. هند با نیروی کار 509 میلیون نفری روبرو است که 60 درصد از آن در منابع کشاورزی و صنایع مربوطه، 28 درصد در صنایع خدماتی و 12 درصد نیز در صنایع دیگر مشغول به فعالیت هستند. صنایعی همچون اتومبیل سازی، سیمان، مواد شیمیایی، الکترونیک، مواد غذایی، ماشین آلات ، استخراج معادن، مواد دارویی، فولاد، امور حمل و نقل، جواهرات، کالاهای مهندسی، نرم افزارها و منسوجات صادرات هند را تشکیل می دهند. این کشور نفت خام، ماشین آلات و مواد شیمیایی وارد می کند.

*ترکیه: صندوق بین المللی پول اعلام کرد که اقتصاد ترکیه در سال 2010 تا 7.8 درصد رشد روبرو خواهد شد. دولت "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر ترکیه در سالهای اخیر با دستاوردهای حاصل شده به یک کشور مهم سیاسی- اقتصادی در میان کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. این کشور پیشتر در حوزه بالکان، کشورهای اسلامی و کشورهای شوروی سابق مهم به شمار می رفت اما در سالهای اخیر اهمیت ترکیه در اتحادیه اروپا، روسیه، هند، چین و آفریقا نیز افزایش یافته است. ترکیه بزرگترین سرمایه گذار در کشورهایی همچون آلبانی، لیبی، قزاقستان، ترکمنستان، آذربایجان، رومانی، عراق، قطر و الجزایر است. شرکتهای ترکیه ای در حال حاضر در امور انرژی، مواد غذایی، صنعت توریسم، اتومبیل، مواد شیمیایی، صنایع الکترونیک، ماشین سازی، دارو، صنایع فولاد، تجهیزات مهندسی سرمایه گذاری کرده اند.

*آلبانی: رشد اقتصادی این کشور در سال جاری پنج درصد بوده است و انتظار می رود که رشد اقتصادی در این کشور در سال 2011 بالا باشد. رشد اقتصادی در آلبانی در سالهای اخیر به لطف اصلاحات اقتصادی اعمال شده توسط دولتهای این کشور به ویژه در امور تاسیسات زیربنایی و امور انرژی حاصل شده است. سیستم بانکداری در این کشور نیز باعث شده که سریعترین رشد اقتصادی را آلبانی در اروپا داشته باشد. اقتصاد آلبانی به طور رضایت بخشی همچنان در حال رشد است و رشد اقتصادی این کشور با دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا که اکثرا با بحران کسری بودجه و بدهی مواجه اند، متفاوت است. آلبانی یک سرزمین ثروتمند از منابع طبیعی است. در این کشور مقادیر زیادی نفت، گاز، پلاتین، مس و بزرگترین ذخایر نیکل، کبالت، زغال سنگ، گرانیت وجود دارد. به واسطه شرایط اقتصادی خوب آلبانی، کشورهای مختلف میلیاردها دلار در امور تاسیسات زیربنایی، انرژی، کشاورزی و توریسم این کشور سرمایه گذاری کرده اند که با سود قابل توجه ای نیز از سرمایه گذاری شان مواجه شده اند.


دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:19 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

پولشویی چیست؟

پولشویی عبارتست از هرگونه عمل یا شروع به عملی به منظور پنهان ساختن یا تغییر ماهیت غیرقانونی درآمدهای حاصل شده به نحوی که به نظر می رسد منشا تحصیل آنها قانونی بوده اند.
پولشویی تنها نقل و انتقال و مبادله یا خرید و فروش نیست بلکه وسیع تر از این مفاهیم است . مقصود اصلی این است که درآمد نامشروع را مشروع جلوه دهند و در سیستم اقتصادی جامعه وارد نمایند و باید هر چیزی که به پولشویی کمک می کند اعم از فعل یا ترک فعل ممنوع شود.
پولشویی عمل بعد از کسب درآمد از منابع نامشروع است وجرم مضاعفی است بعد از فعالیت نامشروع و در ابتدا جرمی برای تحصیل درآمد از منابع نامشروع حاصل از قاچاق موادمخدر و... می باشد. چون پولشویی هم به تکمیل عمل نامشروع (جرم تقدم ) کمک می کند و هم در حقیقت بخشی از همان عمل نامشروع است و علاوه بر آن زیانهای متعددی برای جامعه و اقتصاد ملی دارد.
منظور از پولشویی این است که اجازه داده نشود مبالغ هنگفت نامشروع را بوسیله ظرفیتها و امکانات و سیستم های مدرن موجود وارد بازار و روند فعل و انفعالات اقتصادی کنند و با این عمل هم کار نامشروع خود را توسعه دهند و هم از امتیاز این امکانات سواستفاده نمایند. و سرانجام از پرداخت عوارض ومالیات و... نیز فرار کنند. پولشویی ناشی از قاچاق موادمخدر کالا تروریسم وجرایم سازمان یافته بین المللی است .
انواع پولشویی
چهارگونه پولشویی قابل شناسایی است :
1 ـ پولشویی درونی : شامل پولهای کثیف که از فعالیت مجرمانه و در داخل خاک یک کشور می شود که در همان کشور شسته می شود .
2 ـ پولشویی مهار شونده : شامل پولهای کثیف بدست آمده از فعالیت مجرمانه که در داخل خاک یک کشور کسب و در خارج از آن کشور تطهیر می شود.
3 ـ پولشویی بیرونی : شامل پولهای کثیف بدست آمده از فعالیت مجرمانه انجام شده در سایر کشورها که درخارج نیز شسته می شود .
4 ـ پولشویی وارد شونده : که شامل پولهایی که از فعالیت مجرمانه در سایر نقاط بدست آمده و در داخل خاک یک کشور مورد نظر شسته می شود.
آثار پولشویی
1 ـ آلوده شدن و بی ثباتی بازارهای مالی .
2 ـ بی اعتمادی مردم نسبت به نظام مالی .
3 ـ تغییرات جبری و ناخواسته در تقاضای پول .
4 ـ تغییر شدید در نرخ بهره و سود .
5 ـ خروج پیش بینی نشده سرمایه از کشور .
6 ـ تضعیف بخش خصوصی .
مهمترین حوزه های ایمن سازی اقتصادی ملی در برابر آسیب های ناشی از ورود پولهای غیر قانونی به بخش رسمی و قانونی به شرح ذیل می باشد.
1 ـ نظارت بر فعالیت شبکه بانکی و سایر موسسات مالی و اعتباری و غیربانکی .
2 ـ کارآمد سازی نظام مالیاتی کشور .
3 ـ حساس کردن اقتصاد ملی نسبت به انجام هرگونه فعالیت که به مشروعیت ارزهای حاصل فعالیت های غیرقانونی می انجامد.
برای اولین بار کنوانسیون وین مقررات درآمدهای ناشی از جرم یا مبارزه با پولشویی را در سطح بین المللی تعیین کرد و سازمان ملل متحد اولین سازمان بین المللی بود که در خصوص مبارزه با پولشویی معاضدت فنی ارائه کرد. ضمنا مهمترین اسناد حقوقی در زمینه پولشویی عهدنامه وین در سال 1227 ش و کنفرانس پالارمو در سال 1379 می باشد و ضمنا عهدنامه های سازمان ملل جامعه اروپا سازمانهای همکاری اقتصادی و توسعه سازمان کشورهای آمریکا و اقدامهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است .
پولشویی اعتبار و در نتیجه ثبات در بازارهای مالی را از بین می برد به گونه ای که نظام بانکی در نتیجه جرایم سازمان یافته اعتبار خود را از دست خواهد داد و تمام سیستم های مالی جهانی و نظام مالی منطقه ای مورد نظر را دچار آسیب جدی می نماید. البته کشورهای کوچک در برابر پولشویی ضربه پذیر هستند. ضمنا تسلط اقتصادی بدست آمده از طریق نامشروع بر اقتصادهای کوچک را برای سازمانهای مجرم امکان پذیر می سازد. پولشویی بیشتر باجرائم سازمان یافته ارتباط دارد و یک پیامد جدی جرائم سازمان یافته . هر نوع فعالیت مجرمانه درآمدزا است بطوریکه اصطلاح تجارت جرم را نیز مصطلح ساخته است



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:18 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

سابقه بانک در ایران


سال ها قبل از ایجاد " بانک شاهنشاهی" ناصرالدین شاه وصف بانک های اروپایی و نقشی که این گونه موسسات در پیشرفت امر بازرگانی داشتند شنیده بود و بی میل نبود که یک چنین موسسه ای هم در ایران تشکیل گردد. بدین جهت از سال 1280 هجری قمری که میرزا محمود خان ناصرالملک وزیر مختار ایران در لندن و حسن علیخان وزیر مختار ایران در پاریس برای ایجاد راه آهن در این کشور با سرمایه داران اروپایی مذاکراتی می کردند در ضمن گفتگو، صحبت تاسیس بانک را هم به میان آوردند . در این زمینه پیشنهاد هایی به دولت ایران داده می شود از جمله " ژان ساوالان " نامی به نمایندگی عده ای از سرمایه داران و صرافان بزرگ فرانسه در رمضان سال 1281 هجری قمری برای تاسیس یک بانک با سرمایه 2 ملیون لیره انگلیسی پیشنهادی به دولت ایران می دهد که این کار انجام نشد.
تا سال 1888 میلادی که بانک جدید شرقی شعبه ای در ایران دایر می نماید . در این کشور موسسه ایکه شباهت با بانک های اروپایی داشته باشد تاسیس نشد.
شرکت بانک جدید شرقی مصمم شد ایران را نیز مشمول حدود عملیات خود در آسیا کند و شعب و نمایندگی هایی در تهران- مشهد- تبریز- رشت- شیراز و بوشهر افتتاح نماید. این بانک به عنوان یک شرکت بازرگانی بکاری که برای عموم آزاد است مشغول بود و احتیاجی به تحصیل امتیاز خارجی از دولت ایران نداشت.بانک با اجاره عمارتی کاخ مانند که یک سمت میدان توپخانه را گرفته بود بنا نمود. این بانک هم در تهران و هم در ولایات خیلی خوب کار می کرد. بانک سودی معادل صدی دوونیم به حساب جاری و صدی چهار به سپرده هایی که شش ماه در بانک می ماند و صدی شش به سپرده هایی که یک سال در بانک می ماند پرداخت می کرد. بانک نرخ تتریل را تا صدی 12 پایین آورد.بانک شرقی ضمنا مردم را با نوعی پول کاغذی به صورت حواله آشنا ساخته بود و این پول ها در پایتخت رواج بسیار داشت. پس از دو سال که از ایجاد بانک می گذشت شعبه ایران آن را بانک شاهنشاهی به مبلغ   20000 لیره انگلیسی خریداری نمود.
 

 
 

 


دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:17 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

براي مقايسه اندازه دولت مركزي ايران با ساير كشورها لازم است به نكات مختلفي از جمله ميزان مداخلات و تصدي‌گري‌هاي دولت در اقتصاد و همچنين مخارج خارج از بودجه‌اي دولت مانند يارانه انرژي و مابه‌التفاوت نرخ ارز توجه كافي مبذول گردد.
 

 منابع ارزي بودجه دولت
بررسي سهم منابع ارزي بودجه دولت طي يك دهه اخير نيز حاكي از گسترش حجم فعاليت‌هاي دولت در اقتصاد ايران با اتكاي بيشتر به اين منابع است. طي سال‌هاي 1374 تا 1384 متوسط سالانه نرخ رشد درآمد ريالي حاصل از صدور نفت خام تخصيص يافته به بودجه در حدود 3/25درصد و متوسط نرخ تورم در حدود 8/18درصد بوده است. بنابراين، سهم درآمد ريالي فروش نفت در بودجه به قيمت‌هاي واقعي افزايش يافته است. درآمدهاي دلاري نفت در بودجه دولت حدود 6درصد رشد داشته است. با توجه به آنكه طي سال‌هاي 1374 تا 1384 متوسط سالانه نرخ رشد شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي (CPI) در كشورهاي صنعتي كه طرف‌هاي اصل تجاري كشور ما هستند،‌ در حدود 2درصد بوده است، معيار قدرت خريد بودجه دلاري دولت نيز حاكي از گسترش فعاليت‌هاي آن است (جدول شماره 8).

سهم درآمدهاي نفتي از كل مخارج دولت در طي سال‌هاي 77-1373 نزولي بوده و سپس از سال 1378 تا 1381 افزايش يافته و از سال 1382 تا 1384 مجددا كاهش نشان مي‌دهد‌ (نمودار شماره 2). بايد توجه داشت كه كاهش اين نسبت در سال 1384 ناشي از احتساب ماليات علي‌الحساب عملكرد شركت نفت و سود علي‌الحساب شركت نفت به ترتيب به درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدهاي دولت است كه باعث روند صعودي نسبت درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدها به كل مخارج دولت و روند نزولي نسبت درآمدهاي نفتي به مخارج دولت شده است.

3-1-3 - مقايسه بين‌المللي دولت‌ها
شواهدي كه از اقتصادهاي توسعه يافته و در حال رشد وجود دارد حاكي از آن است كه اندازه دولت‌ها و تركيب مخارج آنها در مراحل توسعه تغيير مي‌كند. به طور كلي انتظار مي‌رود كه با پيشرفت در مراحل توسعه و فراهم آمدن زيرساخت‌هاي لازم تركيب مخارج دولت‌ها به نفع مخارج جاري تغيير نمايد.

در جدول شماره 9 اندازه دولت و نسبت مخارج جاري به GDP در تعدادي از كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته به همراه ايران طي سال‌هاي 1975 تا 2004 آورده شده است. در ميان اين كشورها، نروژ، اندونزي و مكزيك نيز علاوه بر ايران به عنوان كشورهاي صادركننده نفت حضور دارند.

چند نكته درباره مقايسه اندازه دولت مركزي در ميان كشورهاي مختلف قابل توجه به نظر مي‌رسد. او اندازه دولت مركزي در كشورهاي در حال توسعه مانند ايران، اندونزي و مكزيك مشابه با كشورهاي توسعه يافته برخوردار از اقتصاد باز مانند كانادا، كره و مالزي، در سطوح كمتري نسبت به كشورهاي اروپايي توسعه يافته، مانند انگلستان، فرانسه و نروژ و همچنين كشورهاي بلوك شرقي اروپا مانند مجارستان و لهستان قرار دارد. همچنين اندازه دولت مركزي در كشوري مانند تركيه كه اخيرا درصدد نزديك شدن به اقتصاد اروپا و پيوستن به اتحاديه اروپا مي‌باشد در دهه اخير رشد بسيار بالايي دارد.

دوم، سهم بسيار بالايي از اندازه دولت مركزي در كشورهاي توسعه يافته مربوط به مخارج جاري دولت مركزي مي‌باشدد كه اين سهم براي كشورهاي در حال توسعه مانند ايران، اندونزي، و همچنين اقتصاد نوظهوري مانند مالزي كمتر است. بنابراين به نظر مي‌رسد با افزايش سطح توسعه كشورها نقش دولت در اقتصاد بيشتر به ارائه كالاها و خدمات عمومي مانند امنيت، بهداشت و آموزش عمومي و همچنين رفاه اجتماعي و پرداخت‌هاي انتقالي محدود شده و نقش بسيار كمتري در بخش توليد و سرمايه‌گذاري به عهده مي‌گيرد.

سوم، نقش دولت مركزي در كشورهاي مختلف مي‌بايست در كنار نقش سطوح ديگر دولت عمومي يعني دولت محلي و همچنين دولت ايالتي ديده شود. به نظر مي‌رسد نقش دولت‌هاي محلي در اقتصادهاي توسعه يافته اروپايي مانند انگلستان، فرانسه و نروژ و همچنين نقش دولت‌هاي ايالتي در اقتصادهاي توسعه يافته آمريكايي مانند آمريكا، كانادا و مكزيك نسبت به ساير كشورها پررنگ‌تر باشد.

چهارم، براي مقايسه اندازه دولت مركزي ايران با ساير كشورها لازم است به نكات مختلفي از جمله ميزان مداخلات و تصدي‌گري‌هاي دولت در اقتصاد و همچنين مخارج خارج از بودجه‌اي دولت مانند يارانه انرژي و مابه‌التفاوت نرخ ارز توجه كافي مبذول گردد. آمار ارائه شده در جدول 1 و 2 براي اندازه بخش عمومي و همچنين اندازه دولت مركزي تعديل شده در بخش بعد مي‌تواند گوياي بزرگ‌تر بودن اندازه دولت در اقتصاد ايران نسبت به بسياري از كشورهاي جهان باشد.

3-1-4 اندازه دولت مركزي تعديل شده
همانگونه كه در قسمت قبل اشاره شد با در نظر گرفتن ارقام برآوردي يارانه انرژي و مابه‌التفاوت نرخ ارز، اندازه دولت مركزي تعديل شده بسيار بزرگ‌تر خواهد بود.

ارائه ارقام مابه‌التفاوت نرخ ارز كالاهاي يارانه‌اي از سال 1381 به بعد (پس از يكسان‌سازي نرخ ارز) و همچنين ارقام شفاف‌سازي قيمت (يارانه) حامل‌هاي انرژي از سال 1382 به بعد در گزارش اقتصادي اين سال‌ها، سبب مي‌شود كه اندازه دولت تعدي شده در اين سال‌ها دقيق‌تر برآورد گردد. در جدول ذيل نسبت‌هاي تعدي شده مخارج دولت در سال‌هاي 1382 تا 1384 آورده شده است كه مي‌توان آنها را با ارقام تعدي نشده داخل پرانتز مقايسه كرد. نكته قابل‌توجه در اين تعديلات، كوچك ماندن نسبت مخارج عمراني به GDP يا به عبارت ديگر كوچك‌تر شدن سهم مخارج عمراني از كل مخارج دولت در طي تمام دوره‌ها نسبت به ارقام تعديل‌ نشده است كه اين امر به دليل بزرگ بودن ارقام برآوردي يارانه انرژي در بخش مخارج جاري دولت مي‌باشد.

اندازه دولت مركزي تعديل شده در سال 1384 بيش از 36درصد مي‌باشد كه نسبت به رقم تعديل نشده خود حدود 10واحد درصد بزرگ‌تر است. لازم به ذكر است به دليل ناچيز بودن رقم مابه‌التفاوت نرخ ارز كالاهاي يارانه‌اي در سال 1384، اين تفاوت تقريبا به طور كامل به رقم يارانه انرژي در اين سال مربوط مي شود.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:11 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

پول مردم، چگونه دولتی شد

 

بانکداری ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی موضوع مناقشه‌ای دائمی بوده است. این مناقشه عمدتا حول ماهیت نظام بانکی، جایگاه نرخ بهره در آموزه‌های اسلامی و نحوه مدیریت سپرده‌ها بوده است.

 

 

تحولات سال‌های اخیر و از جمله جدال مدیران بانک‌ها با دولت که به تغییر پیاپی رئیسان بانک مرکزی انجامید بر اهمیت این مباحث افزوده است. ماه گذشته درنوزدهمین همایش بانکداری اسلامی که با محوریت نقش نظام بانکی در آزادسازی اقتصادی و توسعه بانکداری اسلامی در موسسه عالی بانکداری برگزار شد پاره‌ای از این مسائل مورد کنکاش اقتصاددانان قرار گرفت. دکتر موسی غنی‌نژاد در این همایش تاریخ تحول پول از پول خصوصی به پول دولتی و نحوه پیدایش بانک‌های مرکزی در جهان و ایران را بررسی کرد. متن مقاله دکتر غنی نژاد به شرح زیر است:
مقدمه: اگرچه تاریخچه نخستين بانک مرکزی دنیا، یعنی بانک انگلستان به قرن هفدهم میلادی بازمی‌گردد، ليكن عمومیت یافتن نظام بانکداری جدید به‌صورتی‌که امروزه در دنیا رواج دارد به سده بیستم میلادی و فزونی گرفتن نقش دولت در فعالیت‌های اقتصادی مربوط می‌شود. واقعیت این است که پول در همه جای دنیا در آغاز پدیده‌ای مربوط به کارکرد بازارها و قیمت‌های نسبی بوده و قدرت‌های سیاسی و دولت هیچ نقشی در شکل‌گیری اولیه آن نداشتند. پول اولیه، پول خصوصی به تمام معنای کلمه بود و به‌عنوان وسیله‌ای ضروری برای تسهیل مبادلات کالاها و خدمات و گسترش بازارها به‌کارمی‌رفت. دشواری مبادلات پایاپای و هزینه‌ها و معضلات بازدارنده آن موجب می‌شد که در تمام جوامعی که تمایل به گسترش مبادلات افزایش می‌یافت، ضرورتاً یکی از کالاها، بسته به شرایط هر جامعه‌ای، به‌عنوان وسیله مبادله عمومی (پول) پذیرفته می‌شد. شواهد به‌جا مانده از جوامع اولیه نشان می‌دهد که در برخی جوامع، نمک و در برخی دیگر، چهارپایان، صدف و دیگر کالاها به‌عنوان وسیله مبادله عمومی یا پول به‌کار رفته است. با گذشت زمان و تجربه‌ای که انسان‌ها در عمل کسب کردند، به تدریج در تمام جوامع، فلزات قیمتی (تزئینی) به‌ویژه نقره و طلا به علت ویژگی‌هایی که داشتند یعنی کمیابی، تقسیم‌پذیری آسان، پایداری فیزیکی و ارزش نسبی بالا، تبدیل به پول، یعنی وسیله پرداخت مورد قبول همگانی، شدند. با گسترش بی‌سابقه تجارت در مناطق جنوبی اروپا (ایتالیا) در قرون وسطی و با توجه به گوناگونی سکه پولی در شهرها و جوامع اروپایی، شغل صرافی رونق روزافزونی یافت. صراف‌ها نه تنها وظیفه تبدیل سکه‌های مختلف بر هم را بر عهده داشتند، بلکه همچنین به‌عنوان امین بازرگانان، دارایی‌های نقدی (پول فلزی) آنان را در صندوق‌های خود نگهداری می‌کردند. رسیدهای صرافان در برابر سپرده‌های نقدی بازرگانان و نیز حواله‌های بازرگانان بر عهده صرافان به‌تدریج شکل پول کاغذی به خود گرفت که خود نقش بسیار مهمی در گسترش معاملات به‌ویژه برای مسیرهای دوردست داشت. آشكار است که اعتبار و عمومیت یافتن این‌گونه پول‌های کاغذی کاملا، تابعی از شهرت، درستکاری و قدرت اقتصادی صادرکننده آن بود و هیچ ربطی به قدرت سیاسی حاکم یا دولت‌ها نداشت.
صرافان به‌عنوان سپرده‌پذیران دریافتند که برمبنای این سپرده‌ها می‌توانند وام‌دهند و بهره وام را میان خود و سپرده‌گذاران تقسیم کنند. با توسعه اقتصادی جوامع اروپایی و ثروتمندشدن عامه مردم، سپرده‌گذاران دیگر محدود به بازرگانان بزرگ نبودند، به این ترتیب با عمومیت یافتن سپرده‌گذاری و وام‌دهی، نظام بانکی جدید به‌وجود آمد. در این نظام جدید، اعتماد مشتریان به بانک حرف اول را و مبنای عینی این اعتماد قابلیت تبدیل پول‌های بانکی (پول کاغذی و اسکناس) به پول فلزی (عمدتا طلا) با نرخ معین و تعهد شده از قبل بود. در پی انقلاب صنعتی و ثروتمندترشدن جوامع اروپایی، نظام بانکی خصوصی پایه طلا در سده نوزدهم در این کشورها و سپس در آمریکا گسترش یافت. وجود دوره‌های تجاری رونق و رکود که اغلب به نوسان‌هاي پولی در نظام بانکی نسبت داده می‌شد، موجب شد که به‌تدریج دولت‌ها دستاویزهای جدیدی برای دخالت در بازار پول و تحت کنترل درآوردن آن به‌دست آورند. بي‌گمان پیش از این سیاستمداران اروپایی با ملاحظه تجربه بانک انگلستان، به اهمیت اقتصادی بانک برای حل معضلات مالی دولت، به‌ویژه هنگام لشگرکشی و جنگ پی برده بودند. معجزه تامین نیازهای مالی دولت بدون توسل به مالیات و در واقع از طریق استقراض از بانک ناشر اسکناس، جذاب‌تر از آن بود که دولت‌ها تسلیم وسوسه دولتی کردن نظام بانکی نشوند. به این ترتیب بانکداری مرکزی دولتی در همه کشورهای پیشرفته صنعتی و به تبع آن در سایر جوامع شکل گرفت و تنظیم بازار پولی و نظام بانکی تحت کنترل و فرمان دولت‌ها درآمد. حتی در آزادترین نظام بانکی دنیا، یعنی ایالات متحده آمریکا، به رغم تاکید موسسان سیستم فدرال رزرو در سال 1913 میلادی، مبنی بر اینکه این سیستم متفاوت از بانکداری مرکزی (دولتی) به سیاق بانک انگلستان خواهد بود، در عمل این اتفاق نیافتاد و سیستم فدرال رزرو به‌تدریج تحت سیطره قدرت سیاسی در آمد.
تجربه تاریخی نشان می‌دهد که بی‌نظمی‌ها و نوسان‌هاي پولی، چه به‌صورت تورم‌های شدید یا کاهش ناگهانی سطح عمومی قیمت‌ها از سده بیستم میلادی به این سو که پول دولتی و بانکداری مرکزی دولتی (به مرور زمان) جایگزین پول خصوصی و سیستم پایه طلا شد، افزایش چشمگیری یافته است. تورم تازنده آلمان پس از جنگ جهانی اول، کاهش شدید سطح قیمت‌ها در آمریکای اوایل دهه1930، تورم مزمن در اغلب کشورهای جهان در دهه‌های1960 و 1970 میلادی، بی‌ثباتی پولی شدید سطح قیمت‌ها در آمریکای لاتین در قرن بیستم، همگی زمانی اتفاق افتاد که دولت‌ها از طریق نظام بانکی بر بازار پول مسلط شدند و دستورهاي سیاسی را جایگزین سازوكار بازار کردند. تداوم پول دولتی و استفاده سیاسی از آن منجر به بی‌ثباتی اقتصادی، تورم، بیکاری و در نتیجه نارضایتی شدید عامه مردم شد، به‌طوری‌که سیاستمداران تحت فشار افکار عمومی ناگزیر از تغییر سیاست شدند و‌درصدد برآمدند تا با استقلال بخشیدن به بانک‌های مرکزی، مدیریت نظام پولی را تا حدامكان غیرسیاسی کنند. مقامات پولی موظف شدند فارغ از ملاحظات سیاسی روزمره دولتمردان، به وظیفه اصلی نظام بانکی، یعنی حفظ ارزش پول و جلوگیری از نوسان‌هاي شدید سطح قیمت‌ها پای‌بند بمانند. سه دهه استقلال نسبی بانک‌های مرکزی، از سال‌های 1980 میلادی به این سو، دستاوردهای بزرگی در اغلب کشورهای جهان به همراه داشت. نرخ تورم‌های دو رقمی و بعضا سه رقمی جای خود را به نرخ‌های تک‌رقمی و در مورد کشورهای پیشرفته صنعتی به نرخ‌های حدود 1 تا 3‌درصدی داد. گرچه این دستاوردها با بازگشت به پول خصوصی و سیستم پایه طلا صورت نگرفت، ليكن آنچه مقامات پولی انجام دادند عبارت است از تنظیم حجم پول متناسب با میزان فعالیت‌های واقعی اقتصادی که در واقع چیزی جز پذیرفتن اصولی منطق سیستم پایه طلا نیست. البته نباید فراموش کرد که استقلال بانک مرکزی امری شکننده و واقعیتی برگشت‌پذیر است و تداوم آن نیازمند هوشیاری افکار عمومی و نظارت و کنترل وسوسه‌های دولتمردان در جهت استفاده ابزاری از پول دولتی است.
1 - از پول خصوصی تا پول دولتی
پول دولتی امروزه به‌قدری برای افکار عمومی و حتی اقتصاددانان و کارشناسان پولی بدیهی و طبیعی به‌نظر می‌رسد که تصور پول خصوصی و تفکر درباره آن به فراموشی سپرده شده است. واقعیت این است که منشاء پول، بازارهای خصوصی بوده و دولت در شکل‌گیری آن نقشی نداشته است. همچنانکه کارل منگر، اقتصاددانان اتریشی نشان داده، «پول را دولت اختراع نکرده است، پول محصول تصمیم قانونگذاران نیست. حتی تایید مقامات سیاسی برای به‌وجود آمدن آن ضرورت ندارد». (تیمبرلیک،319) زمانی‌که كارل منگر این نظریه‌ها را مطرح كرد هنوز پول دولتی به اندازه امروز عالم‌گیر نشده بود، بي‌ترديد اگر امروز زنده می‌بود از این تحول پول از یک پدیده کاملا خصوصی به انحصار صرفاً دولتی شگفت زده می‌شد. به راستی چگونه است که پول به‌عنوان پدیده‌ای مربوط به بازارهای خصوصی و مستقل از هرگونه اقتدار حکومتی، با گذشت زمان، در همه جای دنیا به یک امر حکومتی تبدیل می‌شود و دولت‌ها از طریق بانک‌های مرکزی و خزانه‌داری حکومتی، عرضه پول ملی را در انحصار خود قرار می‌دهند و از نزدیک همه سیستم‌های پولی دنیا را تنظیم می‌کنند؟ ریچارد تیمبرلیک این تحول شگفت‌انگیز را «پارادوکس بزرگ پولی» می‌نامد. (تیمبرلیک،320) معمولا به پارادوکس فوق این‌گونه پاسخ می‌دهند که دولت به‌منظور افزایش اطمینان و ثبات در سیستم‌های پولی است که دخالت می‌کند. نخستين ابزار دولت برای انجام چنین کاری، همچنانکه منگر اشاره می‌کند، عبارت است از مهر تاییدزدن بر پولی که از قبل در جریان بود و تعیین آن به‌عنوان پول قانونی، به‌طوری‌که همه مجبور به پذیرفتن آن باشند. پرسش دوم این است که پول دولتی آیا واقعا توانسته در همه جا و همه زمان‌ها اطمینان و ثبات را بر نظام‌های پولی مستولی كند یا برعکس، خود در بسیاری از موارد موجب بی‌ثباتی و آشفتگی شده است؟
در نظام‌های پولی خصوصی درگذشته، به‌طور طبیعی و خودجوش فلزات قیمتی به‌ویژه طلا، به‌عنوان پول کالایی، معاملات در بازارهای گوناگون را سامان می‌بخشید. رواج پول کاغذی در این نظام‌ها، عمدتا به اعتبار تبدیل‌پذیری آن به طلا می‌توانست صورت گیرد. برهمین اساس بود که نظام پولی و بانکی پایه طلا به‌وجود آمد. یکی از ايرادهاي مهمی که به سیستم پایه طلا گرفته‌اند، این است که در این سیستم مقدار پول در معرض تغییرات تصادفی است یا به سخن دیگر، حجم پول تابعی از یک متغیر مستقل یعنی مقدار طلای استخراج شده است. در واقع، عرضه و تقاضا در بازار طلا، مقدار پول و قدرت خرید آن را در سیستم پایه طلا معین می‌کند. مقدار عرضه و تقاضای طلا ممکن است در معرض تغییرات «تصادفی» باشد و به این ترتیب مقدار عرضه و قدرت خرید پول را تحت تاثیر قرار دهد. در سیستم پول دولتی كنوني، مقدار عرضه پول، در اختیار مقامات پولی (بانک مرکزی) است و تابعی از متغیر مستقل بیرونی مانند میزان استخراج طلا نیست. نکته مهم آن است که مقامات پولی، همواره فارغ از ملاحظات اداری و فشارهای سیاسی عمل نکرده و نمی‌کنند. حال پرسش اصلی آن است که در کدام سیستم مقدار و قدرت خرید پول سرنوشت بهتری پیدا کرده است؟
منتقدان نظام پولی پایه طلا اغلب به تاثیر زیانبار تلاطم در بازار طلا بر نظام پولی اشاره كرده‌اند. یکی از وقایع مورد تاکید در این خصوص، کشف گسترده معادن طلا در کالیفرنیا در اواسط سده نوزدهم است که در پی افزایش عرضه مقدار طلا، یک جریان تورمی در سطح قیمت‌ها طی سالیان بعد شکل گرفت. اما نکته‌ای که اغلب فراموش می‌شود این است که میزان تورم نسبت به آنچه که بعدا در نظام‌های پولی دولتی اتفاق افتاد، بسیار کمتر بود. در تورمی‌ترین سال‌های این دوران یعنی سال‌های 1849 تا 1857 میلادی، میانگین سالانه تورم در ایالات متحده حدود 5/1‌درصد در سال بود. در زمان جنگ داخلی آمریکا، سیستم پایه طلا به حالت تعلیق درآمد، اما پس از برقراری دوباره آن پس از 22 سال، قدرت خرید طلا افزایش اندکی پیدا کرد و در نتیجه سطح قیمت‌ها اندکی پایین‌تر آمده بود. این درحالی است که در دوره 30 ساله پس از جنگ جهانی دوم، عرضه پول دولتی، نرخ‌های رشد سالانه بالاتر و در نتیجه نوسان‌ها در سطح عمومی قیمت‌ها شدیدتر بوده است. این موضوع منحصر به اقتصاد ایالات متحده نیست، بررسی دوره‌های زمانی مختلف در کشورهای نمونه‌ ديگر نشان می‌دهد که رشد پول و تورم در شرایط پول دولتی بیشتر از سیستم‌های پولی پایه طلا و نقره بوده است. نرخ تورم میانگین در سیستم پول دولتی، بدون درنظر گرفتن تورم‌های تا زنده که فقط در سیستم‌های پول دولتی اتفاق افتاده، 17/9‌درصد در سال و برای سیستم پول کالایی 75/1‌درصد برآورد شده است. در تمام کشورهای نمونه آماری، نرخ تورم در دوره حاکمیت سیستم پول دولتی بیشتر از نظام پایه طلا (کالایی) گزارش شده است.(وایت،3)
نقطه عطف مهم دیگری که برای تایید نظام پولی دولتی و کنار گذاشتن سیستم پولی خصوصی و پایه طلا مورد تاکید قرار می‌گیرد، رکود بزرگ اقتصاد آمریکا است که در سال 1929 میلادی آغاز شد و در سال‌هاي آغازين دهه 1930 ادامه یافت. علت این رکود که سپس به بحران اقتصادی بزرگی تبدیل شد و موجب بیکاری گسترده‌ای گردید، اغلب به انقباض بزرگ پولی و سقوط سطح عمومی قیمت‌های ناشی از آن نسبت داده می‌شود. تقریبا بيشتر مورخان اقتصادی و بانکی بر این نکته تاکید می‌ورزند که سیستم فدرال رزرو و ایالات متحده که طبق قانون 1913 ميلادي به‌وجود آمده بود، مسوولیت بزرگی در انقباض پولی و گسترش رکود به علت امتناع از عرضه پول داشت، ليكن در توضیح علت چنین رفتاری نه تنها اجماعی وجود ندارد، بلکه دیدگاه‌ها بسیار متفاوت و گاهي متناقض است. تصور رایج میان اقتصاددانان این است که نظام پایه طلا و انعطاف‌ناپذیری ذاتی آن دست مقامات پولی را برای حل بحران بسته بود. این تصور یکی از مبانی نظری مهم تشکیل نظام پولی دولتی و رها ساختن آن از قید و بند سیستم استاندارد طلا به معنای کلاسیک آن بود. در توجیه نظام بانکی دولتی این‌گونه استدلال می‌شود که اگر مقامات پولی اختیار کامل عرضه پول را داشته باشند بحران‌هایی همانند آنچه در سال‌هاي آغازين دهه 1930 در ایالات متحده اتفاق افتاد دیگر تکرار نمی‌شود و تصمیم‌گیران نظام پولی (بانک مرکزی) می‌توانند حجم پول را متناسب با نیازهای اقتصادی جامعه تنظیم کنند. اما واقعیت بسیار پیچیده‌تر از این تصویری است که اغلب در ذهن‌ها نقش بسته است.
واقعیت این است که آنچه در جریان سال‌های1929 و 1930 میلادی و سال‌هاي بعد در ایالات متحده اتفاق افتاد ناشی از اعمال رویکرد خاص دولت حاکم بر سیستم فدرال رزرو بود که به دکترین اسکناس واقعی معروف است و ربطی به ملاحظات مربوط به پای‌بندی به سیستم پایه طلا نداشت. براساس این دکترین، در سیستم پایه طلا، یک واحد پول (سکه) معادل مقدار معینی طلا است و ورود مقداری طلای جدید به سیستم پولی، منجر به افزایش قیمت‌های پولی می‌شود. برای خنثی‌کردن افزایش بالقوه قیمت، می‌توان به افزایش جریان ورودی کالاها، خدمات و سرمایه در جریان تولید متوسل شد. بسیاری از این تولیدات جدید به‌همراه و یا توسط وام‌های بانکی یعنی اسکناس‌های واقعی صورت می‌گیرد. اگر ارزش دلاری طلای پولی جدید و پول بانکی اضافی با ارزش پولی تولیدات اضافی کالاها و خدمات تطبیق کند، سطح میانگین قیمت‌های پولی به‌طور معقولی ثابت می‌ماند(تیمبرلیک،323). طبق منطق این دکترین، سیاست بانک مرکزی باید ناظر بر تایید وام‌های صرفاً کوتاه‌مدت و دارای قابلیت بازپرداخت مطمئن باشد و از گسترش اعتبارات بلندمدت برای خرید سهام (سرمایه‌گذاری)، خرید زمین و مسکن و اوراق قرضه دولتی و نظایر آن جلوگیری کند. نظریه پردازان برجسته پولی اوایل قرن بیستم یعنی ویکسل، ایرونیگ فیشر ولوید منیتز، دکترین اسکناس واقعی را مردود می‌دانستند ليكن برخی از اقتصاددانان جریان غالب، به‌ویژه مقامات پولی بر درستی آن تاکید می‌ورزیدند.
طرفداران دکترین اسکناس واقعی ظاهراً تشخیص نمی‌دادند که خلق پول طبق این نظريه با سیستم پایه طلا تفاوت اساسی دارد. در دکترین اسکناس واقعی، خلق پول براساس خوش‌بینی یا بدبینی بانکداران نسبت به تقاضاهای وام و ارزیابی تضمین بازپرداخت آن صورت می‌گیرد. آشكار است که اگر این ارزیابی‌های بیش از واقع خوش‌بینانه باشند، فرآیند تورمی به‌وجود می‌آید و اگر بیش از واقع بدبینانه باشند برعکس جریان ضدتورمی (کاهش سطح عمومی قیمت‌ها) ممکن است روی دهد. بی‌ثباتی قیمت‌ها و تولید، ذاتی این مدل از تعیین مقدار پول است، درحالی‌که پایبندی به نظام پایه طلا تضمین‌کننده ثبات در بلندمدت است و مانع از آن می‌شود که پول بیش از حد زیاد خلق شود. در واقع آنچه طی سال‌های 1929 تا 1930 میلادی اتفاق افتاد، این بود که در پی رونق کسب و کار و گسترش اعتبارات توسط بانک‌ها در اوایل سال‌های دهه 1920، سطح عمومی قیمت‌ها رو به افزایش نهاد و مقامات فدرال رزرو برای جلوگیری از تورم آتی، سیاست انقباضی را بر نظام بانکی اعمال کردند. برخلاف تصور رایج، انقباض پولی بزرگ اوایل دهه 1930 ربطی به سیستم پایه طلا نداشت، بلکه اساسا ناشی از اعمال سیاست‌های مبتنی بر دکترین اسکناس واقعی بود. زمانی که رکود سال 1929 آغاز شد، نگرانی مدیران فدرال رزرو و بسیاری از سیاستمداران، متوجه کیفیت وام‌های بانکی جاری بود. از نظر آ‌ن‌ها خلق اعتبارات جاری به‌اندازه کافی منطبق با دکترین اسکناس واقعی نبود. یعنی وام‌های زیادی صرف سفته بازی در بازار سهام می‌شد، تعداد وام‌های مسکن طولانی مدت زیاد بود و به‌علاوه بدهی دولتی نیز بیش از حد افزایش یافته بود. هیچ‌کدام از این‌ها از نوع اعتبارات کوتاه‌مدت و دارای قابلیت باز پرداخت اتوماتیک نبود و به تولید و بازاریابی تولیدات جاری کمک نمی‌کرد. بنابراین وام بانکی براي این مقاصد و حمایت بانک مرکزی از این ساختار بدهی، به‌عنوان اینکه تورمی و سفته بازانه است به‌طور وسیعی کنار گذاشته شد. فدرال رزرو پایبندی به سیستم پایه طلا را در سال‌های دهه 1920 میلادی عملا کنار گذاشت و دکترین اسکناس واقعی را ملاک سیاستگذاری قرار داده بود.
 


 



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:09 ::  نويسنده : afsanehmohamadi
ما از سهم گردشگری در جهان مقایسه با دیگر کشورها هیچ هستیم

 

 

از یک سو وسایل ارتباط جمعی بستر را برای آشنایی جوامع و ملتها از طریق ابزارهایی مانند ماهواره و اینترنت فراهم آورده و از سوی دیگر توسعه وسایل حمل و نقل و افزایش سرعت جابجایی در مناطق مختلف جهان ، امکان مسافرت به مناطق مختلف را در زمانی کوتاه فراهم آورده است . روزگاری گردش هشتاد روزه بر گرد جهان آرزوی بشر بود و داستانها ی زیادی از سفرنامه کاشفان مناطق جدید در جهان مانند کریستف کلمب و ماژلان همراه با حوادث مختلف نگاشته شده اما امروزه فاصله میان دورترین مناطق جهان را با هواپیماهای جت در کمتر از یک روز می توان پیمود، در فضای مجازی فاصله میان دورترین مناطق جهان تنها به اندازه فشردن کلیدهای صفحه رایانه و اتصال به شبکه جهانی اینترنت است.
در ارتباط با صنعت جهانگردی کشورهایی که دارای جاذبه های مختلف بوده و از زیرساختهای مناسب صنعت توریسم برای جذب گردشگر برخوردار می باشند، بالاترین سهم درآمد را از این صنعت سودآور برای خود حاصل کرده اند.
ایران از جذاب ترین کشورهای جهان است ، طرح این جمله نه به خاطر آنکه خود ایرانی هستیم بلکه از اینجا ناشی می شود که ایران یکی از چهار تمدن کهن بشری بوده و تاریخی سکونت ابنای بشر در این سرزمین و تشکیل حکومت در آن پیشینه بسیار کهنی دارد و از سوی دیگر ایران از معدود کشورهای جهان است که انواع اقلیم های مختلف آب و هوایی را در آن می توان مشاهده کرد، از خشک ترین تا مرطوب ترین مناطق جهان از مرکز تا شمال و جنوب ایران مشاهده می شود، به گونه ای که ایران از نظر جاذبه های تاریخی در رده ۱۰ کشور اول جهان و از نظر جاذبه های طبیعی یا به اصطلاح اکوتوریسمی در رده پنج کشور نخست جهان قرار دارد که این امر بسترهای بالقوه مناسبی را برای توسعه صنعت گردشگری در این فراهم آورده است ، وجود جاذبه ها شرط لازم برای جذب جهانگرد است اما شرط کافی نیست ، عوامل دیگری نیز در کنار جاذبه ها باید باشد تا این صنعت در جامعه ای رونق گیرد که از مهمترین این عوامل حمل و نقل مناسب ، برخورداری از جاده های استاندارد ، خطوط هوایی مناسب ، امنیت سیاسی و اجتماعی ، برخوداری از امکانات رفاهی و خدماتی مناسب برای گردشگران ، قوانین و مقررات متناسب با این صنعت و عوامل زیر و درشت دیگری است که پرداختن به هر کدام از این عوامل خود مجالی جدا گانه و بحثی مفصل را می طلبد در این مختصر ضمن بیان تاریخچه ای از این صنعت در ایران ، سهم ایران و کشورهای مختلف را از نظر جذب گردشگربررسی کردیم که حاصل آن در ادامه می آید.

پیشینه صنعت توریسم در ایران

جهانگردی و گردشگری از دیرباز در ایران رونق داشته و قرار گرفتن در مسیر جاده ابریشم ، آمد و شد خاورشناسان ، وجود کاروانسراها، چاپارخانه‌های قدیمی و راه‌های ارتباطی گسترده دلیل این مدعاست.
در دوره‌های متفاوت و در حکومت‌های مختلف از جمله هخامنشیان، سلوکیان و … به این مسئله بر اساس شرایط گوناگون توجه شده است.
در زمان صفویه یکی از درخشان‌ترین دوران سیاحت در ایران رقم خورد که مهمترین عوامل آن توسعه، افزایش امنیت، راه‌های ارتباطی مناسب و تاسیسات متعددی بوده در این دوره در ایران ایجاد شده است.
در سال۱۳۱۴ شمسی برای اولین‌بار در وزارت داخله(کشور) اداره‌ای به نام «اداره جلب سیاحان خارجی و تبلیغات» تاسیس شد و انجام امور مربوط به جهانگردی کشور بر عهده آن اداره محول شد.
در سال۱۳۱۹ شمسی نخستین آژانس جهانگردی ایران در تهران تاسیس شد و در سال۴۰ نیز شورای عالی جهانگردی مرکب از ۱۲ نفر از نمایندگان وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی و سه نفر از اشخاص مطلع و کارشناس در امر گردشگری و جهانگردی به موجب تصویب هیأت وزیران وقت تشکیل شد.
در سال ۱۳۵۷ و پس از پیروزی انقلاب اسلامی وزارت اطلاعات و جهانگردی به وزارت ارشاد ملی و سپس به وزارت ارشاد اسلامی تغییر نام داد و حوزه معاونت جهانگردی این وزارتخانه سرپرستی امور جهانگردی کشور را به عهده گرفت.
در سال ۱۳۷۶ با ادغام حوزه معاونت سیاحتی و زیارتی و سازمان مراکز ایرانگردی و جهانگردی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان ایرانگردی و جهانگردی به وجود آمد که تا اوایل سال ۱۳۸۳ فعالیت داشت.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از ادغام دو سازمان ایرانگردی و جهانگردی و سازمان میراث فرهنگی به وجود آمد و بعدها سازمان صنایع‌دستی نیز به آن اضافه شد که هم اکنون فعالیت خود را ادامه می‌دهد.
بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده، ایران سالانه حدود یک میلیارد دلار بابت مسافرت‌های اتباع خود پرداخت می‌کند و به تعبیری هر خانواده ایرانی که به طور متوسط پنج عضو دارد ، سالانه ۸۵ دلار از سهم تولید ملی خود را بابت رونق به بازار جهانی توریست می‌پردازد، بدون اینکه از این بازار سهمی برده باشد.
درآمد کشورهای خارجی از توریست ایرانی چهار برابر درآمد ایران از توریست خارجی است. شاید بی دلیل نباشد که قسمتی از درآمد دو شرکت بزرگ هواپیمایی بزرگ دنیا به ایران اختصاص دارد.
ایرانی‌ها بعد از امارات بیشتربه ترکیه و تایلند می‌روند. بر اساس آمارهای ارائه شده در سال۱۳۳۰ شمسی تعداد جهانگردان بین‌المللی در سطح جهان حدود ۲۵ میلیون نفر بوده است که این رقم هم اکنون به حدود یک میلیارد نفر افزایش یافته است.
همین تعداد جهانگردان در فاصله ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۴ از رشد فزاینده‌ای برخوردار گشته‌اند به طوری که از ۳۲۹ میلیون نفر در سال ۶۴ به ۵۶۷ میلیون نفر در سال ۷۴ رسیده است و طبق پیش‌بینی‌ها تا سال ۱۳۹۹ شمسی تعداد جهانگردان جهان به رقمی بالغ بر یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون نفر خواهد رسید و هم اکنون در مرز یک میلیارد جهانگرد در جهان قرار داریم.
بر اساس آمارها معضل اشتغال در کشورهای در حال توسعه از طریق توسعه صنعت توریسم قابل حل است. و این صنعت پس از صنعت نفت و صنایع خودروسازی در رده سوم صنایع جهان قرار گرفته است.
صنعت توریسم بخشی است که بیش از ۲۰۰ میلیون نفر را در سراسر جهان شاغل کرده و تا ۱۰ سال آینده از ۳۰۰ میلیون نفر فراتر خواهد رفت.
هم اکنون طبق اعلام مسوولان گردشگری سهم ایران از بازار گردشگری جهان در حدود ۰۸/۰ درصد است.
از طرفی وضعیت هتل‌های کشور اصلاً قابل مقایسه با دیگر کشورها نیست ولی به لحاظ قیمت این هتل‌ها هیچ فرقی با همتایان خارجی ندارند، به طور مثال هتل‌های دبی در رده بهترین‌های جهان قرار دارند و اولین هتل هفت ستاره که بلندترین هتل جهان نیز هست، در این کشور ساخته شده، این کشور به تازگی توانسته است در حوزه توریسم رشد قابل توجهی داشته باشد. به نحوی که امروزه دبی دارای ۲۷۲ هتل با بیش از ۳۰ هزار اتاق، ۳۰مرکز خرید و سالانه بیش از هفت میلیون نفر گردشگر خارجی است.
خطوط هوایی دبی یکی از پنج خط برتر هوایی جهان است که با داشتن بیش از ۱۰۰ شرکت هواپیمایی به بیش از ۱۴۵مقصد مسافر می‌برد. ظرفیت فرودگاه آن نیز در حال توسعه است تا برای مسیر تردد سالانه ۶۰ میلیون مسافر آماده شود. درآمد صنعت توریسم در دبی نیز نزدیک به دو میلیارد دلار و نکته قابل توجه در این است که بخش قابل توجهی از جاذبه این کشور مرهون سرمایه گذران ایرانی است.
ایران با داشتن شش اثر که در سازمان یونسکو به ثبت جهانی رسیده ، می‌تواند به عنوان یکی از مراکز مهم جذب توریست آثار و ابنیه تاریخی باشد. وجود آثاری چون تخت جمشید، چغازنبیل، تخت سلیمان، میدان نقش جهان، پاسارگاد و ارگ تخریب شده بم از مهمترین جاذبه های جهانی ایران است.

آمار گردشگران ورودی و خروجی کشور ایران

هرچند متاسفانه هنوز آماری مستند از گردشگران ورودی وخروجی توسط سازمان متولی گردشگری کشور ارائه نشده ، لیکن طبق آمار ارائه شده توسط سازمان گمرک کشور از تعداد مسافران ورودی و خروجی می توان با اعمال ضرایب مشخص ، بر آوردی از گردشگران ورودی وخروجی بدست آورد . طبق نظرات معتبر کارشناسی با اعمال ضریب ۵۰ درصد آمار مسافران خارجی ورودی به کشور می توانیم تعداد گردشگران خارجی ورودی به کشور وبا اعمال ضریب ۹۰ درصد در آمارمسافران ایرانی خارج شده ازکشور تعداد گردشگران ایرانی خروجی از کشور را برآورد نمائیم :
مقایسه مسافران ورودی وخروجی کشور :
۱- مسافران خارجی ورودی به کشور در ۱۱ ماهه سال ۸۶ براساس اعلام گمرک ۱٫۷۴۲٫۳۹۸ بوده است
۲- مسافران خارجی ورودی به کشور طی ۱۱ ماهه سال ۸۵ براساس اعلام گمرک ۱٫۶۵۳٫۴۸۶ بوده است
۳- رشد تعداد مسافران خارجی ورودی به کشور در۱۱ ماهه ۱۳۸۶ به نسبت ۱۱ ماهه ۱۳۸۵– ۴/۵ درصد بوده است.
در مقابل کل مسافران ایرانی خارج شده از کشور در سال ۱۳۸۷ از سوی گمرک ۶٫۱۹۶٫۳۷۱ نفر اعلام شده که نسبت به سال قبل از رشد ۱۴ درصد برخورداربوده حال اگر ضریب تبدیل مسافر به گردشگر را در آن اعمال کنیم ؛ برآورد می‌شود: ما در سال ۱۳۸۷ حدود ۵٫۵۷۶٫۷۳۴ نفر گردشگر ایرانی خارج شده از کشور داشته باشیم که از این رقم حدود ۲٫۲۰۰٫۰۰۰ نفر(۵/۳۹ درصد) برای مقاصد زیارتی و حدود ۳٫۳۷۶٫۷۳۴ نفر(۵/۶۰ درصد) برای مقاصد سیاحتی، تفریحی، تجاری و . . . از کشور خارج شده‌اند.
کل مسافران خارجی ورودی به کشور در سال ۱۳۸۷ را گمرک کشور بالغ بر ۲٫۰۳۵٫۵۱۸ نفر اعلام کرده که نسبت به سال قبل از رشدی ۷/۵ درصدی داشته، حال اگر ضریب تبدیل مسافر به گردشگر را در آن اعمال کنیم ، در سال ۱۳۸۷ حدود ۱٫۰۱۷٫۷۵۹ نفر گردشگر خارجی ورودی به کشور داشته باشیم ولی متاسفانه آماری از مقاصد گردشگری آنها وجود ندارد. باتوجه به تحلیل فوق الذکر مشخص می‌شود که:
۱- کل گردشگران ایرانی خروجی از کشور در سال ۱۳۸۷ بالغ بر ۵٫۵۷۶٫۷۳۴ نفر بوده با رشدی برابر ۱۴درصد نسبت به سال قبل.
۲- کل گردشگران خاجی ورودی به کشور در سال ۱۳۸۷ بالغ بر ۱٫۰۱۷٫۷۵۹ نفربوده با رشدی برابر ۷/۵ درصد نسبت به سال قبل.
۳ – رشد گردشگران خارجی ورودی به کشور در سال گذشته ۳/۸ درصد نسبت به رشد گردشگران ایرانی خروجی از کشور کمتر بوده است.
۴- تراز کل گردشگری کشور به لحاظ تعداد بالغ بر ۴٫۵۵۸٫۹۷۵ نفر منفی است یعنی گردشگر خارجی ورودی به کشور حدود یک پنجم گردشگر ایرانی خروجی از کشور می‌باشد.
۵ – خروج گردشگران ایرانی با مقاصد زیارتی در سال ۱۳۸۷ جمعا بالغ بر ۲٫۲۰۰٫۰۰۰ نفر از کل بوده است.
۶ – مقاصد گردشگران زیارتی ایرانی خروجی از کشور عبارت بوده است از: عربستان سعودی ۷۰۰هزار نفر (حج تمتع ۱۰۰ هزار و عمره ۶۰۰ هزار نفر) – عتبات عالیات سوریه ۵۰۰ هزار نفر –عتبات عالیات عراق یک میلیون نفر.
۷ – خروج گردشگران ایرانی با مقاصد سیاحتی، تفریحی، تجاری و… بالغ بر ۳٫۳۷۶٫۷۳۴ نفراز کل بوده است.
۸ – درصد گردشگران خروجی ایران با مقاصد زیارتی حدود(۵/۳۹ درصد از کل) و با مقاصد سیاحتی، تفریحی، تجاری، و. . ( ۵/۶۰ در صد از کل) بوده است.

مقایسه آمار جذب گردشگر ایران با کشور فرانسه

فرانسه رتبه اول جذب گردشگر جهان را در اختیار دارد، برای مقایسه وضعیت ایران که آمار آن در بالا ذکر شد با فرانسه آمار مبنای این مقایسه سال ۲۰۰۷ کشور فرانسه است که در آن میزان گردشگر جذب شده در این کشور کمتر از ۷۰ میلیون نفر بوده ، جذب گردشگر در کشور فرانسه هم اکنون از ۸۰ میلیون نفر نیز فراتر رفته و این کشور به تنهایی نزدیک به ۱۰ درصد گردشگران جهان را هر سال جذب می کند.
آمارتفصیلی گردشگری خارجی ورودی به کشور فرانسه :
در سال ۲۰۰۷ حدود ۱/۶۹ میلیون نفر گردشگر خارجی از جاذبه های گردشگری وموزه های فرانسه بازدید کرده اند .که نسبت به سال ۲۰۰۵ حدود هفت میلیون نفر( ۱۰درصد ) افزایش داشته .
در آمد گردشگری کشور فرانسه در سال ۲۰۰۶ حدود ۷۹ میلیارد یور( دوبرابر درآمد حاصل از فروش نفت ایران) بوده و درآمد گردشگری فرانسه در این سال ۷۰ درصد تولید ناخالص ملی فرانسه را تشکیل داده است.
آمار گردشگران خارجی در سال ۲۰۰۶ از شش مرکز مهم گردشگری فرانسه به شرح زیر بوده است:
۱- کلیسای نتردام = ۱۳ میلیون نفر
۲- موزه لوور = ۴/۸ میلیون نفر با ۵/۱۰ درصد افزایش نسبت به سال قبل
۳- برج ایفل = ۷/۶ میلیون نفر با ۱/۴ درصد افزایش نسبت به سال قبل
۴- موزه اورسی = ۳ میلیون نفر با ۲/۷ درصد افزایش نسبت به سال قبل
۵- موزه تاریخ طبیعی = ۳/۱ میلیون نفر با ۸/۷ درصد افزایش نسبت به سال قبل
۶- طاق پیروزی اتوال = ۳/۱ میلیون نفر با ۶ درصد افزایش نسبت به سال قبل
( نقل از وزیر مشاور گردشگری فرانسه )
آمار فوق بیانگر آن است که کل جهانگردان خارجی ایران به اندازه بازدیدکنندگان خارجی یکی از شش جاذبه پربیینده فرانسه هم نبوده و میزان درآمد ما از گردشگری که آماری از آن مشخص نیست حتی با درآمد حاصل از بازدید یکی از آثار پرجاذبه فرانسه قابل قیاس نیست به گونه ای که درآمد این کشور از محل جذب توریست بیشتر از دو برابر درآمد ما از محل فروش مهمترین ثروت پایان پذیر کشور یعنی نفت بوده و اما ثروتهای پایان ناپذیر ما در جذب درآمد سهمی نامشخص و البته بسیار ناچیز دارند.

توریسم صنعت نوین قرن بیست و یکم
کشورهای پیشرفته در این صنعت با برداشتن گامهای فراتر از زمان بدنبال ایجاد مناسبت های تاریخی هستند تا با برگزاری فستیوال های چند منظوره با ارتقا صنعت توریسم خود با تاریخی کردن اماکن و مناسبت ها ، موقعیت اقتصادی بهتری برای خود خلق نمایند.
کشورهای فرانسه با بیش از ۸۰ میلیون نفر توریست خارجی ، اسپانیا ۶۰ میلیون نفر، آمریکا ۵۵ میلیون نفر ، چین ۵۲ میلیون نفر، ایتالیا۴۶ میلیون نفر با نگاه ی تازه ، بدنبال بازارهای جدید توریست و توریسم نوین هستند، آنها به خوبی می دانند که هر توریست به منزله ورود حداقل ۱۰۰۰ دلار به چرخه اقتصاد و اشتغال است برای مثال کشور ترکیه با حفظ میراث فرهنگی و محیط زیست و با اتکا بر روزنه های تاریخی و مکان های توریستی صنعت و اقتصاد خود را به پیش می برد . یکی از این جلوه ها آیین بزرگداشت ۱۰ روزه مولانا و شب عروس در شهر قونیه است که شاهد حضور پنج هزار نفر در هر برنامه سماع می باشد و به گفته شهردار قونیه این شهر برای پذیرایی از سه میلیون توریست در هر سال خود را آماده می کند و در سالهای گذشته دومیلیارد دلار درآمد ترکها از قبل مولانا بوده است. واقعیت این است که بسیاری از کشورها مثل ترکیه برای توریست های ایرانی سرمایه گذاری کرده اند و به جای سرگرمی با آمار خیالی و اخبار غیرواقعی برای اذهان عمومی به واقع کار کرده اند در ترکیه با یک مقبره بیش از ۲۰۰ هزار نفر می توانند بشکل مستقیم ارتزاق کنند در حالی که آمار کل گردشگران خارجی و یا آمار شاغلین مستقیم این صنعت در کشور به این رقم نمی رسد و ما هنوز بدنبال توسعه هتلداری و گسترش شبکه ها و موسسات توریستی هستیم. البته تبلیغات سوء برعلیه ایران و معرفی ایران به عنوان کشوری نا امن یکی از دلایل کاهش فاحش آمار توریست خارجی به ایران است .
در گزارش نشست جهانی اقتصاد، سه کشور سوییس، اتریش و آلمان، از میان ۱۳۳ کشور جهان درصدر پرجاذبه‌ترین ، بهترین فضا و امکانات برای ارتقای صنعت توریسم و درآمدهای اقتصادی گردشگری قرار دارند.
بر اساس آخرین گزارش اجلاس جهانی اقتصاد ویژه سال ۲۰۰۹؛ سه کشور سوییس، اتریش و آلمان را به عنوان سه کشوری که بهترین و جذابترین فضا را برای توسعه سفر و صنعت توریسم دارند، معرفی شده اند این سه کشور بیشترین درآمدهای اقتصادی از صنعت توریسم را طی سال ۲۰۰۸- ۲۰۰۹جذب کرده‌اند.
براساس گزارش سالانه نشست جهانی اقتصاد درباره وضعیت رقابت‌های جهانی سفر و اقتصاد در حوزه توریسم، از کشورهای دیگری چون فرانسه، کانادا، اسپانیا، سوئد، امریکا، استرالیا و سنگاپور نیز به عنوان برترین‌های اقتصاد توریسم جهان یاد شده و آمده است:« این طبقه‌بندی براساس جدول رقابت‌های جاری در صنعت و اقتصاد توریسم صورت گرفته که مبتنی بر اقدامات هر کشور، نوع مقررات و قوانین و نیز مسائل مرتبط با تجارت و اشتغال است که به عنوان میزان و مقیاسی برای توسعه صنایع مسافرتی و رقابت‌های توریستی در کشورهای مختلف جهان مورد استناد محققان قرار گرفته است.»
در دهه ۱۹۹۰ روند رشد صنعت توریست با شتابی بی سابقه نسبت به قبل سیر صعودی داشته و بر اهمیت آن در سراسر جهان بطور روز افزون افزوده شد تا جای که با سرمایه گذاری های مستقیم بیش از ۳۰۰ میلیارد دلاری سالانه ، هشت درصد کل سرمایه گذاری های جهان و هفت درصد نیروی کار جهان را بطور مستقیم به خود مشغول کرده است . دلیل چنین رشد چشم گیری افزایش درآمدها و اوقات فراغت ، توسعه و پیشرفت در صنعت حمل و نقل جهانی و بالا رفتن سطح عمومی آگاهی ها و دانش مردم نسبت به سایر نقاط جهان بوده که خود مرهون پیشرفت های قابل توجه در زمینه فن آوری ارتباطات و تاثیر شگرف تبلیغات و رسانه ها است .

جایگاه ۵۰ کشور رده اول جهان در صنعت توریسم به روایت آمار
در سال ۲۰۰۷ میلادی ۹۰۳ میلیون جهانگرد اقدام به سفرهای توریستی در جهان کرده اند که در این سال کشور فرانسه با جذب حدود ۸۲ میلیون جهانگرد و جذب بیش از ۹ درصد جهانگران جهان رتبه اول را به خود اختصاص داده است ، پس از این کشور اسپانیا با ۲/۵۹ میلیون جهانگرد ، رده دوم جذب گردشگران جهان را بدست آورده است و آمریکا با جذب ۵۶ میلیون جهانگرد سومین کشور جهان در جذب جهانگردان بوده است.
در قاره آسیا کشور چین با جذب ۷/۵۴ میلیون جهانگرد رتبه اول آسیا و رتبه چهارم جهان را دارا بوده وپس از چین باز هم دیگر کشورهای قاره اروپا مانند ایتالیا ، انگلستان ، آلمان و اوکراین به ترتیب رده های پنجم تا هشتم جهان را در جذب گردشگر بدست آورده اند.
ترکیه همسایه ایران نیز با جذب ۲/۲۲ میلیون گردشگر در سال ۲۰۰۷ در رتبه نهم جهان قرار گرفته و مالزی با اختلاف جذب یکصد هزار گردشگر کمتر از ترکیه پس از این کشور در جایگاه دهم جهان در جذب گردشگران قرار داشته است.
در بین کشورهای آسیایی پس از چین و مالزی هنگ کنگ با جذب ۲/۱۷ میلیون جهانگرد در رتبه شانزدهم جهان قرار گرفته و تایلند نیر با ۵/۱۴ میلیون جهانگرد رتبه هجدهم جهان را بدست آورده است ، در بین کشورهای عربی ، عربستان سعودی با ۵/۱۱ میلیون جهانگرد که البته بخش قابل توجهی از آنان را حجاج تشکیل می دهد، بر جایگاه بیست و یکم جهان تکیه زده است .
آخرین کشور در این جدول که پنجاه کشور برتر جهان در زمینه جذب جهانگران در آن رده بندی شده ، پورتوریکو است با جذب ۷/۳ میلیون گردشگر . ایران در بین ۵۰ کشور اول جذب کننده گردشگران جایی پیدا نکرده است . در آمار سالهای قبل که موسسات بین المللی توریسم انتشار داده اند و در آن ۱۵۲ کشور جهان که بین یک هزار تا حدود ۶۸ میلیون جهانگرد را جذب کرده اند ، ایران با جذب ۷۴۰ هزار جهانگرد توانسته رتبه پنجاه و نهم جهان را بدست آورد . در این سال کشورهای آسیایی چین(۷/۲۳ میلیون) ، ترکیه ( ۹ میلیون ) ، تایلند(۲/۷ میلیون) ، سنگاپور (۵/۶ میلیون) ، مالزی (۲/۶) ، اندونزی (۱/۵ میلیون) ، ژاپن (۲/۴ میلیون) ، عربستان (۵/۳ میلیون) ، هند (۳/۲ میلیون) ، فلیپین (۲/۲ میلیون) ، امارات متحد عرب (۷/۱ میلیون) (از سال ۲۰۰۵ به بعد موفق به جذب ۱/۷ میلیون گردشگر شده است)، اردن (۲/۱ میلیون) و سوریه (۸۹۱ هزار نفر) توانسته اند در رده بندی جهانی جذب گردشگر در قاره آسیا عملکردی به مراتب بهتر از ایران داشته و در جایگاههای بهتری قرار گرفته اند.

توصیه هایی برای رونق صنعت توریسم در ایران
ایران سرزمینی با گستره جغرافیایی وسیع ، تنوع آب و هوایی و شرایط اکوسیستمی متفاوت ، تنوع قومی و فرهنگ غنی ، کشوری با ۳۰ استان در اشکال شهری و روستایی و جاذبه های تاریخی و فرهنگی بسیار همچون قاره پهناوری است که در قالب یک کشور جای داده شده است . متاسفانه علی رغم استعدادها و توانایی های زیاد، هنوزبرای مردم خود ایران ناشناخته مانده است . توریست یا گردشگری در ایران پدیده ای فصلی با قطبهای محدود و تقریبا درون زا است ودر قسمت توریست خارجی بیشتر بعنوان بازاری برای کشورهای همسایه محسوب میشود تا جلب توریست برای بازارهای داخلی . چرخه داخلی این صنعت تحت تاثیر عوامل بسیاری هنوز نتوانسته نگاه اقتصادی و درآمد زای را به بازارهای بین المللی و تبادلات عظیم و تاثیرات سازنده آن داشته باشد .
برای رونق صنعت توریسم در کشور اقدامات به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می شود که اقدامات داخلی اصل و پایه کارهای خارجی بوده و بنوعی تضمین کننده موفقیت آن می باشد( اقدامات انجام شده در قسمت داخلی ، زیر ساختهای تجارت و بازرگانی بین الملل است.)
داخلی :
۱- جمع آوری اطلاعات کامل و جامعی از تمام اماکن تاریخی ، مذهبی ، فرهنگی ، اقتصادی ، طبیعی و … در قالب فیلم ،عکس ، تاریخچه و… توسط سازمانهای مربوطه ( محیط زیست ، میراث فرهنگی و گردشگری ، فرهنگ و ارشاد اسلامی و …) در قالب فیلم ، کتابهای راهنما ، بروشورو مجلات عکس و تبلیغاتی .
۲- ارائه خدمات لازم به سرمایه گذاران بخش خصوصی و دولتی در این صنعت و امور زیربنای مربوط به آن.
۳- برگزاری تورهای گردشگری با موضوعاتی مثل تورهای طبیعت گردی ، مذهبی ، و ….
۴- تبلیغات گسترده و همه جانبه .
خارجی :
بهترین و موثرترین شیوه برای جلب توریست که به منزله تبلیغات حضوری و فروش محصولات و صنایع داخلی است ، برگزاری نمایشگاههای بزرگ در کشورهای توریست پذیر آنهم در مقاطع زمانی تراکم توریستی با بکارگیری جلوهای تاثیرگذار هنرهای نور و تصاویر معماری و طراحی برگرفته از آثار هنری ، تاریخی و جلوه های زیبای با مجریان آشنا به زبان بین الملل و بومی در قالب مردمان هر منطقه باپوشش لباسهای محلی و…
از سوی دیگر رعایت موارد زیر در موفقیت برنامه های ما قطعا تاثیر گذار خواهد بود
۱ – رعایت حقوق و برقراری امنیت جانی و مالی گردشگران خارجی
۲ – گسترش فرهنگ جهانگردی و گردشگری در کشور
۳ – بازاریابی و تبلیغات برای بهبود تصویر مخدوش شده ایران در عرصه گردشگری
۴ – راه‌اندازی سایت‌های باستان‌شناسی و گردشگری در کشور
۵ – ارائه خدمات بانکی پیشرفته به جهانگردان
۶ – تبلیغات منظم و هماهنگ از سوی سازمان مربوطه و وزارت خارجه در دیگر کشورهای دنیا
۷ – تسریع در صدور روادید برای جهانگردان
۸- پذیرش کارت اعتباری بین‌المللی
۹- راه‌اندازی و تقویت شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیو و تلویزیونی افزایش تبلیغات برون مرزی
۱۰ – ضرورت حضور بخش خصوصی در صنعت گردشگری کشور
بیش از این هدر دادن سرمایه بالقوه ای که در زمینه صنعت گردشگری در کشور وجود دارد به صلاح نیست و باید در این زمینه از سخن گفت پرهیز کرد و مانند دیگر کشورها ، دست به اقداماتی عملی برای به فعلیت رساندن ثروت عظیم به خواب رفته در کشور زد.


 


دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:06 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

 

گامهای رشد ترکیه

گروه جهان خبر: اقتصاد ترکيه اقتصادي خدمات محور است که بيش از 45 درصد از توليد ناخالص داخلي اين کشور از درآمد بخش خدمات تامين مي‌شود. در سال 2008 ميلادي ارزش توليد ناخالص داخلي اين کشور بر مبناي برابري قدرت خريد برابر با 906/5 ميليارد دلار آمریکا بود که نسبت به سال 2007 بیش از 13 ميليارد دلار رشد داشت. نرخ رشد ارزش توليد ناخالص داخلي ترکيه در سال 2007 ميلادي نسبت به سال قبل از آن بيشتر از 40 ميليارد دلار آمریکا بود. اما مساله با اهميت اين جاست که ارزش توليد ناخالص داخلي سرانه در اين کشور در سه سال مورد بررسي حدود 12 هزار دلار آمریکا بود. در سال گذشته 5/8 درصد از توليد ناخالص داخلي اين کشور آسيايي- اروﭘايي به بخش کشاورزي اختصاص داشت و 6/28 درصد از توليد ناخالص داخلي آن را بخش صنعت و درآمد حاصل از اين بخش به خود اختصاص مي‌داد. در اين سال خدمات 9/62 درصد از توليد ناخالص داخلي ترکيه را داشت. ترکيب اشتغال نيروهاي کار نيز در اين کشور تقريبا متناسب با سهم هر بخش در توليد ناخالص داخلي بود.
وزارت اقتصاد کشور ترکيه نرخ رشد اقتصادي اين کشور در سال قبل را برابر با 5/1 درصد اعلام کرده است در حالي‌که در سال 2007 ميلادي ارزش توليد ناخالص داخلي ترکيه 6/4 درصد رشد کرده بود. گفته مي‌شود با ادامه روند کنوني در سال 2009 ميلادي نرخ رشد اقتصادي اين کشور به مرز صفر درصد مي‌رسد اما از آنجا که اصلاح اقتصاد دنيا از سال 2010 ميلادي آغاز خواهد شد اين کشور رکود اقتصادي و انقباض را تجربه نخواهد کرد.
طبق گزارش‌هاي منتشر شده توسط سازمان‌هاي جهاني با وجود اجراي برنامه‌هاي اصلاحاتي در سال‌هاي اخير همچنان توزيع درآمد در اين کشور ناعادلانه است. در سال گذشته ضريب جيني که شاخصي براي تعيين ميزان عدالت در توزيع درآمد است برابر با 6/43 درصد بود و 10 درصد طبقه ﭘايين جامعه تنها به دو درصد از کل ثروت دسترسي داشتند در حالي‌که 10 درصد طبقه بالاي اجتماعي بيشتر از 1/34 درصد از کل ثروت کشور را در اختيار داشتند. در سال گذشته سرمايه‌گذاري خارجي در ترکيه معادل 21 درصد از توليد ناخالص داخلي اين کشور بود در حالي‌که ميزان بدهي‌هاي دولت از 37 درصد توليد ناخالص داخلي بيشتر بود. حجم ذخيره ﭘولي کشور در سال 2008 ميلادي 43/64 ميليارد دلار آمریکا و ذخيره شبه ﭘولي برابر با 3/254 ميليارد دلار آمریکا بود.
اين کشور 300 ميليون بشکه ذخيره تاييد شده نفتي دارد که روزانه 42 هزار و 700 بشکه از اين نفت را توليد مي‌کند. تورم يکي از مشکلات بزرگ اقتصادي کشور ترکيه در 40 سال اخير بوده است. طولاني بودن تورم در اين کشور يکي از موضوعات مورد بحث طي سال‌هاي گذشته بود و موجب اختلاف بين کارشناسان اقتصادي در مورد دلايل ايجاد آن شد. کارشناسان اقتصادي مرکز مطالعات آمریکا در گزارش تحقيقي خود در مورد تورم در ترکيه نوشتند: «دلايل مختلفي براي تورم در جهان وجود دارد ولي نکته با اهميت اينجاست که هرگاه تورم در مدتي طولاني سير صعودي داشته باشد تنها دليلي که مي‌تواند عامل آن باشد ضعف سياست‌هاي پولي است.» زماني‌که دليل ايجاد اين تورم مشخص شد همه ارگان‌هاي اقتصادي به دنبال يافتن راهکاري براي مبارزه با اين مشکل شدند.
 

اين کشور در سال‌هاي دهه نود و در جريان اجراي برنامه خصوصي‌سازي در کشور با مشکل تورم فزاينده روبه‌رو شد. در اين سال‌ها تورم دورقمي شد و اين قيمت‌هاي بالا بيشتر کالاهاي ضروري زندگي مردم بخصوص مواد غذايي را هدف قرار مي‌داد.
مايک اليور، اقتصاددان گفت: «براي حل اين معضل نمي‌توان تنها به تغيير سياست‌هاي پولي اکتفا کرد و بايد سياست‌هاي مالي، پولي و بانکي همسو با يکديگر در مسيري تازه حرکت کنند. بسياري از تحليلگران يکي از عوامل محرک تورم در کشور ترکيه را اجراي طرح خصوصي‌سازي بدون آماده بودن زيرساخت‌هاي اقتصادي اين کشور ذکر مي‌کنند. اين طرح که با هدف کوچک کردن دولت و دريافت پول براي جبران کسري بودجه دولت اجرا شد زمينه را براي صعود قيمت‌ها و فشار روي اقتصاد خانوارهاي ساکن در اين کشور فراهم کرد.»
به هرحال اصلي‌ترين دليل نرخ تورم بالا در ترکيه در فاصله سال‌هاي آخر دهه 1970 تا سال‌هاي آغازين قرن جديد ضعف نظام پولي کشور بود که در اثر نقصان سياست‌هاي کلان اقتصادي بوجود آمد.
پژوهشگران اقتصادي ترکيه يکي از بزرگترين دلايل تورم بالا را سيستم نرخ ارز ثابت در اين کشور آسيايي– اروپايي مي‌دانستند که سبب مي‌شد تا تحولات منفي اقتصادي کشورهاي ديگر وارد اقتصاد ضعيف و نابسامان ترکيه شود.



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:05 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

سقوط 14 پله‌اي رتبه ريسک ايران در جهان
 

مؤسسه تحقيقاتي بيزينس مانيتور، در تازه‌ترين گزارش خود در زمينه ريسك‌پذيري فضاي اقتصادي كشورهاي جهان، ايران را در كوتاه مدت با 14 پله نزول در مكان 38 جهان و در بلند مدت با 26 پله نزول در مكان 50 جهان جاي داد.

به گزارش ايسنا، در گزارش سه ماهه اول 2007 بيزينس مانيتور به ريسك‌پذيري فضاي اقتصادي ايران در كوتاه مدت امتياز 72 داده شده و كشورمان با اين امتياز در مكان 38 جهان قرار گرفت، اين در حالي است كه موقعيت كشور در ميان كشورهاي خاورميانه بهبود يك پله‌اي داشته و به مكان هفتم ارتقا يافته است.

در همين حال امتياز ريسك‌پذيري فضاي اقتصادي ايران در بلند مدت از سوي اين مؤسسه 63.2 در نظر گرفته شده است و اين امتياز ايران را در مكان 50 جهان جاي داده است. اين كاهش رتبه جهاني در حالي صورت مي‌گيرد كه رتبه ايران در ميان كشورهاي خاورميانه بدون تغيير ششم است.

اين مؤسسه گزارش كرده است كه شرايط بازرگاني دشوار مانع سرمايه‌گذاري حتي در منابع عظيم هيدوركربن ايران شده است در نتيجه اظهارات اخير غلامحسين نوذري ـ مديرعامل شركت ملي نفت ايران ـ مبني بر اينكه ايران نمي‌تواند به هدف خود براي توليد ميزان معيني نفت در سال 2010 برسد، چندان مايه تعجب نشد. به همين رو مقامات ايراني تلاش مي‌كنند تا با اصلاح قراردادهاي نفتي سرمايه‌گذاري در ايران را براي شركت‌هاي خارجي جذاب تر كنند.

جدول بيزينس مانيتور نشان مي‌دهد كه در ريسك‌پذيري فضاي اقتصادي كوتاه مدت، امارات با امتياز 87 در مكان اول خاورميانه و پنجم جهان جاي گرفته است و عربستان و كويت با امتيازهاي 84 و 83 در مكانهاي دوم و سوم خاورميانه و نهم و دهم جهان قرار دارند.
در همين حال قطر، بحرين و عمان پيش از ايران و در مكان‌هاي جهارم تا ششم خاورميانه واقع شده‌اند. امتياز اين كشورها به ترتيب 83، 80 و 77 و رتبه بندي جهاني آنها به ترتيب 10، 20 و 24 اعلام شده است.

رژيم صهيونيستي كه در گزارش پيشين پيش از ايران و در مكان هفتم قرار داشت در اين رتبه‌بندي با امتياز 72 پس از كشورمان و در مكان هشتم خاورميانه جاي گرفت. رتبه بندي جهاني اين كشور نيز 19 پله نزول نشان مي‌دهد.
مصر، تركيه و اردن مكان‌هاي 9، 10 و 11 خاورميانه و 49، 87 و 91 جهان را از آن خود كرده‌اند. امتياز اين كشورها به ترتيب 68، 58 و 56 است.

عراق و لبنان نيز همچون گزارش‌هاي پيشين در انتهاي جدول و مكان‌هاي 12 و 13 خاورميانه و 111 و 119 جهان واقع شده‌اند.
اين در حالي است كه در جدول ريسك‌پذيري فضاي اقتصادي بلند مدت بحرين پيش از امارات و در مكان اول خاورميانه و پنجم جهان جاي دارد و امارات (امتياز 71.6 رتبه‌بندي جهاني 18)، كويت (امتياز 69.7 و رتبه‌بندي جهاني 29)، قطر (امتياز 65.8 و رتبه بندي جهاني 39) به دنبال اين كشور هستند.

عربستان با امتياز 64.5 و رتبه بندي جهاني 43 پيش از ايران و اردن با امتياز 61.3 و رتبه بندي 57 پس از ايران قرار داده شده‌اند.
رژيم صهيونيستي، مصر، لبنان و عمان با رتبه‌بندي جهاني 64، 66، 66 و 71 مكانهاي هشتم تا يازدهم جدول خاورميانه را از آن خود كرده‌اند و تركيه در قعر جدول خاورميانه به چشم مي‌خورد. رتبه بندي جهاني اين كشور 79 و امتياز آن 53.5 در نظر گرفته شده است.

بيزينس مانيتور در ادامه گزارش خود عنوان كرد كه اقتصاد ايران همانند بسياري از كشورهاي منطقه به ميزان زيادي به درآمدهاي نفتي وابسته است كه افزايش خوب بهاي نفت طي سال‌هاي اخير رشد خوب آن را در پي داشته است اما در صورت كاهش بهاي نفت در ميان مدت همان طور كه پيش‌بيني مي‌شود اين اقتصاد آسيب‌پذير خواهد شد.

از نقاط قوت اقتصاد ايران از ديد اين مؤسسه دارا بودن سومين ذخاير عظيم نفت جهان پس از عربستان و كانادا و دومين ذخاير عظيم گاز جهان پس از روسيه است. همچنين ايران از بخش كشاورزي قوي و منابع طبيعي ديگري نيز بهره مي‌برد.

افزايش سريع مصرف داخلي توليدات هيدروكربني و فرسوده بودن تكنولوژي در بخش نفت و گاز كه تاثير منفي بر ظرفيت صادرات نفت و گاز كشور خواهد داشت از نقاط ضعف اقتصاد ايران عنوان شده است كه افزايش مجدد بدهي عمومي نيز بر اين نگراني افزوده مي‌شود.

بخش گاز ايران همچنان توسعه نيافته است و فرصت‌هاي زيادي براي حضور در اين بخش وجود دارد.
از ديد اين مؤسسه از خطراتي كه اقتصاد ايران را تهديد مي‌كند مي‌توان به كاهش بهاي نفت اشاره كرد. اگر چه صندوق ثبات نفت (OSF) {حساب ذخيره ارزي} براي حمايت از اقتصاد در شرايط كاهش بهاي نفت تاسيس شده است اما بخش فزاينده اين صندوق صرف هزينه‌هاي زياد دولتي مي‌شود.

اين واحد در گزارش پيشين خود كشورمان را از لحاظ ريسك‌پذيري اقتصادي كوتاه مدت با 12 پله صعود در مكان بيست و چهارم جهان و هشتم خاورميانه و از لحاظ ريسك‌پذيري اقتصادي بلندمدت با 20 پله صعود در مكان بيست و چهارم جهان و ششم خاورميانه قرار داد.

به گزارش ايسنا، مؤسسه بيزينس مانيتور در گزارش سه ماهه چهارم سال 2006 خود فضاي اقتصادي و ريسك‌هاي آن در كشورهاي مختلف جهان را مورد بررسي قرار داد و شاخص ريسك‌پذيري اقتصادي ايران را در كوتاه مدت 72 عنوان كرد كه با اين شاخص كشورمان پس از امارات، عربستان، كويت، قطر، بحرين، عمان و رژيم صهيونيستي در مكان هشتم خاورميانه و بيست و چهارم جهان جاي گرفت.

بيزينس مانيتور در گزارش پيشين خود همچنين ريسك‌پذيري اقتصادي كشورهاي جهان را در بلند مدت نيز مورد بررسي قرار داد كه كشورمان از اين لحاظ در وضعيت بهتري قرار دارد.
در اين رتبه‌بندي شاخص ريسك‌پذيري كشورمان 63.9 تعيين شده است و با اين شاخص ايران مكان 6 خاورميانه و 24 جهان را از آن خود كرده است.
 




دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 14:01 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

اکونیوز: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نتیجه مقایسه شاخص های اقتصادی ایران را با اقتصاد جهانی و کشورهای منطقه منتشر کرد.

 


 

به گزارش خبرگزاری اقتصادی ایران(econews.ir)، دفتر مطالعات اقتصادی این مرکز با اعلام این مطلب که امروزه در اقتصاد جهانی، سرمایه‌گذاران توجه خاص و ویژه‌ای به میزان ریسک کشورهای هدف سرمایه‌گذاری دارند افزود: در این بین شاخص ریسک کلی کشورها یک معیار مهم برای ارزیابی میزان ریسک کشورها به شمار می‌رود.
مرکز پژوهشهای مجلس افزود: مجله اقتصادی یورومانی به صورت ماهانه ارقام مربوط به ریسک کلی کشورهای دنیا را اعلام می‌کند. ریسک کلی ارائه شده توسط این مجله بر پایه 9 معیار تهیه می‌شود که عبارتند از : ریسک سیاسی (25 درصد)، عملکرد اقتصادی (25 درصد)، شاخص دیون (10 درصد) ،دیون عقب افتاده (10 درصد)، ریسک اعتباری (10 درصد)، دستیابی به منابع مالی (5 درصد)، دستیابی به تامین مالی کوتاه مدت (5 درصد)، دستیابی به اقتصادهای بازار (5 درصد) و زیان‌ها(5 درصد).
این مرکز تصریح کرد: در میان 143 کشور جهان، لوکزامبورگ، نروژ و سوئیس با شاخص‌های ریسک برابر با 88/99 ، 47/97 و 21/96 به ترتیب کشورهای دارای کمترین شاخص ریسک در جهان هستند و در همین رتبه‌بندی، کشورهای ازبکستان، نپال و بولیوی در رتبه‌های آخر جهانی قرار دارند.
در منطقه خاورمیانه و آسیای میانه نیز کشورهای کویت، امارات و بحرین با شاخص‌های ریسک برابر با 14/78 ، 29/76 و 44/72 در سه رتبه اول منطقه قرار دارند.ایران با شاخص ریسکی برابر با 65/37 در رتبه نازل 16 منطقه و 124 جهانی قرار دارد، که این عدد نشان دهنده بالا بودن ریسک کلی کشور است و باید اضافه کرد که شاخص ریسک ایران (65/37) در مقایسه با متوسط شاخص ریسک منطقه 7/27 درصد پایین‌تر است.
مرکز پژوهشها افزود: هر چند رتبه شاخص‌های مزبور در بین کشورهای منطقه در موقعیت مناسبی قرار ندارد، اما بی‌تردید با اصلاح جهت‌گیری‌ها و بازسازی‌ رسالت‌ها، اندیشه‌ها، راهبردها و نیز نهادها و اصلاح ابزارهای سازمانی با محوریت سرمایه‌های انسانی و تهیه برنامه‌های عملیاتی در قالب چهار برنامه پنج ساله، با اطمینان بسیار زیادی این امید وجود دارد که هدف سند چشم‌انداز در دستیابی به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری را در سطح کشورهای منطقه می‌توان تحصیل کرد، اما آنچه مسلم است اینکه تلاش مضاعف، همت مستمر و عزم مصمم پیش نیاز اصلی هر اقدامی در جهت نیل به اهداف عالی سند چشم‌انداز محسوب می‌شود.

 



دوشنبه 01 اسفند 1390 :: 13:59 ::  نويسنده : afsanehmohamadi

ايران در حالي رتبه سيزدهم منطقه را به دست آورده است كه عربستان در صدر قرار دارد

  • جايگاه كسب‌و‌كار ايران در منطقه خاورميانه و شمال‌آفريقا زهرا واعظ: مقايسه شاخص‌هاي كسب‌و‌كار ميان ايران و كشورهاي حوزه منا (‌كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا‌) در سال 2011 كه از سوي بانك جهاني محاسبه شده، نشان مي‌دهد ايران در اين زمينه داراي رتبه 129 جهاني بوده كه نسبت به سال گذشته دو پله صعود كرده و بهبود يافته است. اما اين ارتقاي رتبه در شرايطي صورت پذيرفته كه كشور عربستان سعودي در زمينه شاخص سهولت انجام كسب‌وكار با كسب رتبه 11 جهاني بهترين وضعيت را از اين نظر در ميان 18 كشور منطقه
  • به سال گذشته دو پله صعود كرده و بهبود يافته است. اما اين ارتقاي رتبه در شرايطي صورت پذيرفته كه كشور عربستان سعودي در زمينه شاخص سهولت انجام كسب‌وكار با كسب رتبه 11 جهاني بهترين وضعيت را از اين نظر در ميان 18 كشور منطقه داراست. اين در حالي است كه ايران در منطقه منا از لحاظ شاخص سهولت كسب‌وكار داراي رتبه 13 است كه در بين 18 كشور اين منطقه رتبه مناسبي با توجه به ظرفيت‌هاي اقتصادي، انساني و علمي ايران نيست. شاخص سهولت انجام كسب‌وكار توسط بانك جهاني محاسبه مي‌شود و حاصل ميانگين 9 شاخص فرعي است كه
  • يران در منطقه منا از لحاظ شاخص سهولت كسب‌وكار داراي رتبه 13 است كه در بين 18 كشور اين منطقه رتبه مناسبي با توجه به ظرفيت‌هاي اقتصادي، انساني و علمي ايران نيست. شاخص سهولت انجام كسب‌وكار توسط بانك جهاني محاسبه مي‌شود و حاصل ميانگين 9 شاخص فرعي است كه شاخص‌هاي فرعي نيز به نوبه خود متشكل از مجموعه‌اي از شاخص‌هاي جزئي و ميانگين اين زيرشاخص‌ها هستند. بر اساس گزارشي كه سايت «الف» در اين باره ارائه كرده و پيش از اين نيز طي گزارش مبسوطي تحت عنوان «فضاي كسب‌وكار در سال 2011» آبان ماه سال گذشته در روزنامه
اخبار/ رتبه 121 ايران از نظر مديريت حرفه‌اي
خبرگزاري ايسنا نوشت:‌مجمع جهاني اقتصاد ايران را از نظر شاخص وابستگي به مديريت حرفه‌اي در ميان 139 كشور جهان در رتبه 121 قرار داد.
  • خبرگزاري ايسنا نوشت:‌:رتبه 121 ايران از نظر مديريت حرفه‌اي رتبه 121 ايران از نظر مديريت حرفه اي خبرگزاري ايسنا نوشت: مجمع جهاني اقتصاد ايران را از نظر شاخص وابستگي به مديريت حرفه اي در ميان 139 كشور جهان در رتبه 121 قرار داد. در اين رتبه بندي به اين سوال پاسخ داده شده كه در هر يك از كشورهاي جهان سمت هاي بالاي مديريتي به چه كساني واگذار شده است. آيا اعطاي سمت هاي بالاي مديريتي بر اساس شايسته سالاري بوده يا اينكه صرفا به دليل وابستگي خانوادگي بوده است
  • ، كانادا، هلند، بريتانيا، استراليا، سنگاپور و سوئيس نيز رده هاي چهارم تا دهم را كسب كرده اند. در پايين اين رده بندي نيز نام كشورهايي همچون ليبي، چاد، موريتاني، برونئي، بوليوي، پاراگوئه، سوريه، آنگولا، مالي و تاجيكستان به چشم مي خورد. در اين رده بندي ايران بالاتر از كشورهايي مانند اوكراين، نيكاراگوئه، جمهوري قرقيزستان، مغولستان، بوسني و هرزگوين، اكوادور، صربستان و اكوادور قرار گرفته است. در بين كشورهاي منطقه خاورميانه نيز ايران از نظر شاخص وابستگي به مديريت حرفه اي فقط بالاتر از سوريه قرار گرفته
  • د اوكراين، نيكاراگوئه، جمهوري قرقيزستان، مغولستان، بوسني و هرزگوين، اكوادور، صربستان و اكوادور قرار گرفته است. در بين كشورهاي منطقه خاورميانه نيز ايران از نظر شاخص وابستگي به مديريت حرفه اي فقط بالاتر از سوريه قرار گرفته است. در خاورميانه از نظر اين شاخص كشورهاي قطر و امارات متحده عربي در صدر هستند. منبع: دنياي اقتصاد تاريخ: 1389-08-08
اخبار/ ارتقاي 23 پله اي ايران در رده‌بندي جهاني مبارزه با مفاسد اقتصادي
خبرگزاري فارس: سازمان بين المللي شفافيت اعلام كرد با پيشرفت ايران در مبارزه با مفاسد اقتصادي رتبه اين كشور در شاخص ادراك فساد با ۲۳ پله ارتقاء نسبت به سال قبل به 123 رسيده است.
  • اين گزارش نمره 184 كشور جهان در شاخص ادراك فساد ارائه شده است. شاخص ادراك فساد كه ميزان فساد اداري در هر كشور را نشان مي دهد ارقامي از 0 تا 10 را در برمي گيرد كه هر چه اين رقم بيشتر باشد به فساد كمتر اشاره دارد. گزارش جديد سازمان بين المللي شفافيت رتبه ايران نسبت به سال قبل را تاحد قابل ملاحظه اي افزايش داده است. در گزارش سال قبل ايران رتبه 146 را در ميان 178 كشور جهان كسب كرده بود و نمره 2.2  را در شاخص ادراك فساد بدست آورده بود. در گزارش جديد اين سازمان ايران با صعود 23 پله اي مواجه شده
  • قبل ايران رتبه 146 را در ميان 178 كشور جهان كسب كرده بود و نمره 2.2  را در شاخص ادراك فساد بدست آورده بود. در گزارش جديد اين سازمان ايران با صعود 23 پله اي مواجه شده است و در رتبه 123 جهان در ميان 184 كشور از نظر ادراك فساد قرار گرفته است. نمره ايران در شاخص ادراك فساد نيز در اين سال 2.7 اعلام شده است. ايران در گزارش سال قبل اين سازمان نيز با ارتقاء 22 پله اي در رده بندي جهاني از نظر شاخص ادراك فساد مواجه شده بود و از رتبه 168 به 146 ارتقاء يافته بود. نيوزيلند كمترين فساد اداري را در سطح
  • ظات سياسي خود را لحاظ مي كند. رژيم صهيونيستي كه با فساد بسياري در ميان مقامات خود مواجه است در بالاترين سطوح رده بندي سازمان بين المللي شفافيت قرار داده شده است. اين رژيم در گزارش جديد رتبه 36 را در ميان 184 كشور جهان بدست آورده است و نمره 5.8 را در شاخص ادراك فساد كسب كرده است كه البته نسبت به سال قبل ۶ پله نزول داشته است. رتبه اين رژيم در گزارش سال قبل 30 اعلام شده بود. بر اساس گزارش سازمان بين المللي شفافيت سومالي و كره شمالي با تنها يك امتياز آلوده ترين كشورهاي جهان به مفاسد مالي به شمار م
اخبار/ ارتقاي دو پله‌اي ايران در شاخص رونق جهان
خبرگزاري فارس: موسسه مطالعاتي لگاتوم در جديدترين گزارش خود از ارتقاي دو پله‌اي ايران در «شاخص رونق» و صعود به جايگاه نود و دوم جهان از اين نظر خبر داد.
  • شد و بنيان هاي اقتصاد كلان، كارآفريني و ابتكار، نهادهاي دموكراتيك، آموزش، بهداشت، امنيت و ايمني، آزادي فردي، و سرمايه اجتماعي. در سال 2009 نخستين گزارش را موسسه لگاتوم بر پايه اين شاخص منتشر كرد كه 104 كشور جهان مورد بررسي قرار گرفته بودند و ايران رتبه 94 را در ميان اين كشورها به خود اختصاص داده بود. در گزارش سال 2010 كه تعداد كشورهاي بررسي شده به 110 كشور افزايش يافته است رتبه جهاني ايران بر پايه شاخص رونق ارتقا پيدا كرده است. ايران در اين سال با ارتقاي دو پله اي در جايگاه نود و دوم جهان قر
  • فنلاند به ترتيب در رتبه هاي نخست تا سوم در شاخص رونق قرار گرفته اند. كشورهاي استراليا، نيوزيلند، سوئد، كانادا، سوئيس، هلند و آمريكا نيز به ترتيب رتبه هاي چهارم تا دهم را به خود اختصاص داده اند. برخي از آمارهايي كه موسسه لگاتوم براي تعيين شاخص رونق ايران استفاده كرده است مربوط به سال هاي گذشته و برخي نيز مربوط به سال 2010 است. اين موسسه جمعيت ايران را 75.4 ميليون نفر، توليد ناخالص سرانه داخلي ايران بر اساس قدرت خريد را 11396 دلار، و توليد ناخالص داخلي ايران بر اساس قدرت خريد را 858.6 ميليارد دل
  • سه جمعيت ايران را 75.4 ميليون نفر، توليد ناخالص سرانه داخلي ايران بر اساس قدرت خريد را 11396 دلار، و توليد ناخالص داخلي ايران بر اساس قدرت خريد را 858.6 ميليارد دلار اعلام كرده است. اين آمار مربوط به سال 2010 هستند. همچنين اين موسسه نرخ باسوادي در ايران را 82 درصد و اميد به زندگي را 71 سال اعلام كرده است. بر اساس اين گزارش نظرسنجي هاي انجام شده نشان مي دهد 75.3 درصد مردم ايران معتقدند جامعه ايران جامعه اي شايسته سالار است و هر كس بر پايه لياقت و شايستگي هاي خود در درجات اجتماعي رشد مي كند.
اخبار/ رشوه‌پردازترين كشورهاي دنيا
مجمع جهاني اقتصاد رده‌بندي كشورها را در زمينه‌ شاخص پرداخت‌هاي غيرقانوني و رشوه اعلام كرد.
  • ‌پردازترين كشورهاي دنيا رشوه پردازترين كشورهاي دنيا مجمع جهاني اقتصاد رده بندي كشورها را در زمينه شاخص پرداخت هاي غيرقانوني و رشوه اعلام كرد. به گزارش ايسنا، در رده بندي منتشر شده از سوي مجمع جهاني اقتصاد نيوزلند با كسب رتبه نخست بهترين وضعيت را از نظر شاخص پرداخت هاي غيرقانوني و رشوه كسب كرده است. سوئد و سنگاپور نيز در رده هاي دوم و سوم قرار گرفته اند. كشورهاي فنلاند، دانمارك، ايسلند، نروژ، هنگ كنگ، لوكزامبورگ و سوئيس نيز به ترتيب رده هاي چهارم تا دهم را به خود اخ
  •  
اخبار/ شاخص حفاظت از سرمايه‌گذار,شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها,بدهكار بودن به دنيا
ايران، صد و دهمين كشور بدهكار دنيا رتبه 84 براي ايران در شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها رتبه 127‌ ايران در ميان 139 كشور از نظر شاخص حفاظت از سرمايه‌گذار
  • رتبه ايران از نظر:شاخص حفاظت از سرمايه‌گذار,شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها,بدهكار بودن به دنيا ايران، صد و دهمين كشور بدهكار دنيا خبرگزاري فارس نوشت : سازمان اطلاعات مركزي آمريكا دولت اوباما را به عنوان چهل و هفتمين دولت بدهكار دنيا و دولت ايران را در رتبه 110 آن معرفي كرد. گزارش ميزان بدهي 129 دولت دنيا بر اساس سهم آن از توليد ناخالص داخلي حاكي است، زيمبابوه بدهكارترين دولت دنيا را دارد كه ميزان بدهي آن 6 / 282 درصد توليد ناخالص داخلي اين كشور است. بنا
  • شده است با بدهي 113 درصدي در رده هفتم است. بر اساس گزارش سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، دولت انگليس بيست و دومين دولت بدهكار دنيا با بدهي 68 درصدي است و دولت آمريكا با بدهي 9 / 52 درصدي توليد ناخالص داخلي در رتبه چهل و هفتم دنيا قرار دارد. بدهي دولت ايران در اين گزارش 7 / 16 درصد توليد ناخالص داخلي است و اين كشور بين 129 كشور دنيا در رتبه 110 قرار دارد. بر اساس اين گزارش، موزامبيك كمترين بدهي دولتي را به ميزان 7 / 3 درصد توليد ناخالص داخلي دارد. رتبه 84 براي ايران در شاخص رفتار اخلاقي شركت ه
  • اخالص داخلي است و اين كشور بين 129 كشور دنيا در رتبه 110 قرار دارد. بر اساس اين گزارش، موزامبيك كمترين بدهي دولتي را به ميزان 7 / 3 درصد توليد ناخالص داخلي دارد. رتبه 84 براي ايران در شاخص رفتار اخلاقي شركت ها مجمع جهاني اقتصاد، ايران را از نظر شاخص رفتار اخلاقي شركت ها در ميان 139 كشور جهان در رده 84 قرار داد. به گزارش خبرگزاري ايسنا، در اين رده بندي به اين سوال پاسخ داده شده كه در هر يك از كشورهاي جهان وضعيت رفتارهاي شركت ها چگونه است. آيا اين رفتارها در مقايسه با كشورهاي ديگر اخلاقي هست
اخبار/ ايران در رده 84 جهان از نظر شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها‌
ايران در رده 84 جهان از نظر شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها‌
  • مجمع جهاني اقتصاد اعلام كرد:ايران در رده 84 جهان از نظر شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها‌ ايران در رده 84 جهان از نظر شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها‌ مجمع جهاني اقتصاد ايران را از نظر شاخص رفتار اخلاقي شركت‌ها در ميان 142 كشور جهان در رده 84 قرار داد. به گزارش ايسنا، در اين رده‌بندي به اين سوال پاسخ داده شده كه در هر يك از كشورهاي جهان وضعيت رفتارهاي شركت‌ها چگونه است؟ آيا شركت‌ها در تعامل خود با مشتريان و ديگر شركت‌هاي د
  • كشورهاي آنگولا، يمن، هائيتي، قرقيزستان، چاد، موريتاني، بوروندي، تيمور شرقي، بوسني و هرزگوين و ماداگاسكار قرار گرفتند. در منطقه خاورميانه نيز وضعيت ايران از دو كشور مصر و لبنان بهتر بوده است. منبع: دنياي اقتصاد تاريخ: 1390-06-22
اخبار/ كم‌ريسك‌ترين و پرريسك‌ترين كشورهاي دنيا معرفي شدند
رتبه ريسك 186 كشور جهان توسط مؤسسه رتبه‌بندي يوروماني منتشرشد كه در آن لوگزامبورگ كم ريسك‌ترين و عراق پرريسك‌ترين كشورهاي دنيا معرفي شده اند.
  • مؤسسه رتبه‌بندي يوروماني منتشركرد:كم‌ريسك‌ترين و پرريسك‌ترين كشورهاي دنيا معرفي شدند كم ريسك ترين و پرريسك ترين كشورهاي دنيا معرفي شدند رتبه ريسك 186 كشور جهان توسط مؤسسه رتبه بندي يوروماني منتشرشد كه در آن لوگزامبورگ كم ريسك ترين و عراق پرريسك ترين كشورهاي دنيا معرفي شدهاند. مؤ سسه يوروماني رتبه بنديريسك 186 كشور دنيا در سپتامبر 2008 منتشر كرده كه در صدر اين جدول، كشورلوگزامبورگ قرار دارد. براساس اينگزارش، بعد از اين كشور كوچك، كشورهاي نروژ، سويس
  • ن،ايسلند و نيوزلند، هنگ كنگ، اسپانيا، ايتاليا، پرتقال، كويت، اسلواني، يونان وامارات در پله هاي بعدي قرار دارند. به گزارش فارس، كشورهاي آسيايي ژاپن،كويت، سنگاپور، هنگ كنگ و امارات در حالي در ميان كم ريسك ترين كشورهاي دنيا قرارگرفته آند كه ريسك كشور ايران از رتبه 125 در ماه مارچ 2008 به رتبه 143 در سپتامبرافزايش يافته است. اين در حالي استكه عراق با قرار گرفتن در رتبه 186 پرريسك ترين كشور شناخته شده و كشورهاي كرهشمالي، جزاير مارشال، زيمبابوه، كوبا، سومالي، افغانستان و ميانمار از ديگر كشورهايپرر
  • ورهاي كرهشمالي، جزاير مارشال، زيمبابوه، كوبا، سومالي، افغانستان و ميانمار از ديگر كشورهايپرريسك جهان در سپتامبر 2008 شناخته شده اند. براساس اين گزارش ، اين رتبه بندي درشرايطي اعلام شده كه براي بدست آوردن امتياز كلي ريسك كشوري، وزن هايي به 9 گروه ازشاخص ها شامل ريسك سياسي (25 درصد)، عملكرد اقتصادي (25 درصد)، شاخص هاي بدهي(10درصد)، بدهي نكول شده يا تمديد شده (10درصد)، رتبه اعتباري (10درصد)، دسترسي به تأمين مالي بانكي (5 درصد)، دسترسي به تأمين مالي كوتاه مدت (5درصد)، دسترسي بهبازارهاي سرمايه (5درصد)
اخبار/ دولت ايران در ميان 20 دولت غيرشفاف دنيا
مجمع جهاني اقتصاد با مقايسه عملكرد دولت ها در 142 كشور جهان رتبه دولت ايران از نظر شفافيت در سياستگذاري ها 125، پرداخت هاي بي قاعده 65 و حيف و ميل بودجه دولتي 68 اعلام كرد.
  • aquo; به بررسي عملكرد 142 دولت جهان پرداخته است. بر اساس اين گزارش دولت ايران جزو 20 كشور نخست دنيا از نظر عدم  رعايت شفافيت در سياستگذاري هاي خود قرار دارد. ايران نمره 3.5 از نظر ميزان شفافيت سياستگذاري هاي خود را بدست آورده كه بدين ترتيب در رتبه 125 جهان از اين نظر قرار گرفته است. سنگاپور با كسب نمره 6.3 در راس اين رتبه بندي قرار گرفته و به عنوان كشوري شناخته شده است كه سياستگذاري هاي دولت آن از بالاترين ميزان شفافيت در سطح جهان برخوردار است. كشورهاي هنگ كنگ، سوئيس، نيوزيلند، تايوان، ف
  • وان كشوري شناخته شده است كه سياستگذاري هاي دولت آن كمترين ميزان شفافيت را در سطح جهان دارد. پس از اين كشور، هائيتي، روماني، ونزوئلا، چاد، الجزاير، ماداگگاسگار، ايتاليا، بوسني، تيمور، آرژانتين، بوروندي، بلغارستان، سوريه،كره شمالي، بوليوي، نيكاراگوئه، ايران، آنگولا، و لسوتورتبه هاي دوم تا 20 غير شفاف ترين دولت هاي جهان را در خود جاي داده اند. بر اساس اين گزارش دولت ايران از نظر پرداخت هاي بي قاعده و فعاليت هاي رشوه خواري رتبه بهتري را بدست آورده و در جايگاه 65 جهان قرار گرفته است كه بدين ترتيب دو
  • ت هاي 77 كشور نسبت به ايران وضعيت بدتري از اين نظر دارند. ايران نمره 4 از اين نظر را كسب كرده است. نيوزيلند كه به عنوان پاك ترين كشور جهان شناخته شده نمره 6.7 بدست آورده است. چاد با نمره 2.2 در رتبه آخر قرار گرفته است. بر اساس گزارش فارس مجمع جهاني اقتصاد همچنين 142 دولت جهان را از نظر ميزان حيف و ميل در هزينه هاي دولتي مورد مقايسه قرار داده كه بر اساس آن دولت ايران رتبه 68 را بدست آورده است. نمره ايران در اين زمينه نيز 3.2 اعلام شده است. در راس اين رده بندي كشور سنگاپور با نمره 6.1 قرار گرفته
اخبار/ فضاي كسب‌و‌كار ايران و جهان
دنياي اقتصاد - بانك جهاني در گزارش «فضاي كسب‌وكار 2012» از نزول چهار پله‌اي ايران در رتبه‌بندي جهاني سهولت كسب‌و‌كار خبر داده و رتبه ايران در ميان ۱۸۳ كشور جهان را 144 اعلام كرده است؛ بر اين اساس، ايران در ميان 15 كشور منطقه خاورميانه و شمال آفريقا نيز رتبه‌اي بهتر از 13 به دست نياورده است. اين در حالي است كه عربستان سعودي با رتبه جهاني 12، در صدر كشورهاي منطقه قرار دارد. امارات، قطر، بحرين، عمان، كويت، اردن، يمن، لبنان، مصر، سوريه و سودان هم حائز رتبه‌هاي دوم تا دوازدهم منطقه شده‌اند. در رده‌بندي جهاني، سنگاپور رتبه نخست را به خود اختصاص داده است و هنگ‌كنگ، نيوزيلند، آمريكا و دانمارك در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. گزارش بانك جهاني در حالي از نزول چهار پله‌اي رتبه ايران در كسب‌و‌كار جهاني خبر مي‌دهد كه مركز پژوهش‌هاي مجلس در گزارش‌هاي فصلي «پايش محيط كسب‌و‌كار» از روند كاهشي موانع كسب‌و‌كار در ايران طي يك سال گذشته خبر داده است. از سوي ديگر، گزارش بانك جهاني در سال گذشته از بهبود دو پله‌اي رتبه سهولت كسب‌و‌كار ايران در جهان خبر داده بود كه به نظر مي‌رسد با سقوط چهار پله‌اي امسال، به كلي خنثي شده باشد.
  • در تازه‌ترين گزارش بانك جهاني منعكس شد:فضاي كسب‌و‌كار ايران و جهان فضاي كسب‌و‌كار ايران و جهان   جديدترين گزارش بانك جهاني، ايران را در رتبه 144 از ميان 183 كشور قرار داد سقوط ۴ پله‌اي ايران در فضاي كسب و كار جهاني دنياي اقتصاد – زهرا واعظ: بانك جهاني در جديدترين گزارش «فضاي كسب‌و‌كار 2012» از سقوط ۴ پله‌اي ايران از نظر سهولت كسب‌و‌كار در ميان ۱۸۳ كشور جهان خبر داد و اعلام كرد: به ا
  • در فضاي كسب و كار جهاني دنياي اقتصاد – زهرا واعظ: بانك جهاني در جديدترين گزارش «فضاي كسب‌و‌كار 2012» از سقوط ۴ پله‌اي ايران از نظر سهولت كسب‌و‌كار در ميان ۱۸۳ كشور جهان خبر داد و اعلام كرد: به اين ترتيب ايران از نظر رده‌بندي جهاني فضاي كسب‌و‌كار در ميان 183 كشور، رتبه 144 را به‌دست آورده است. شاخص كلي فضاي كسب‌وكار بر پايه 10 شاخص كوچك‌تر محاسبه مي‌شود و اين شاخص در واقع نشان‌دهنده سهولت و مناسب بودن هر كشو
  • ن در رده‌بندي كسب‌و‌كار جهاني در حالي به وقوع پيوسته است كه در رده‌بندي سال گذشته، ايران 2 پله صعود را در كارنامه خود ثبت كرده بود. رتبه 13 خاورميانه از ميان 15 كشور آن‌گونه كه خبرگزاري فارس گزارش داده است، ايران از لحاظ شاخص كلي فضاي كسب‌وكار در رتبه 144 جهان و 13 خاورميانه و شمال آفريقا قرار گرفته است. شاخص كلي فضاي كسب‌وكار بر پايه 10 شاخص كوچك‌تر با عناوين آغاز كسب‌وكار، كسب مجوز، استخدام نيروي كار، ثبت دارايي‌ها، كسب اعتبارات، حمايت ا


 

منبع : رازنامه



آیا می دانید91-9
رابطه رشد اقتصادی و توزيع درآمد: مقايسه نظريه هاي مختلف توزیع درآمدوتوسعه اقتصادی عجایب دهگانه طبیعی تصویر خورشید در لحظه شروع یک انقلاب آیا می دانید91-8 کشتی نوح
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران